خاورمیانه که زمانی به‌عنوان مهد تمدن‌های باستانی معروف بود، اکنون با جنگ‌های مختلف دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و آثار باستانی این منطقه بر اثر جنگ‌ها آسیب‌های جدی دیده است.

در سال ۲۰۱۵، زمین‌شناسی به‌نام لیزا مول از دانشگاه وست آو انگلند (West of England) انگلیس تصاویر ماهواره‌ای بخش‌هایی از خاورمیانه را مشاهده و بررسی کرد. این تصاویر، مقایسه‌ای از شهر باستانی پالمیرا در سوریه بین دو حالت قبل و بعد از حمله‌ی گروه تروریستی داعش را نشان می‌دادند. پالمیرا در واحه‌ای بیابانی قرار دارد و قدمت فرهنگی آن به قرن‌های اول و دوم پیش‌ازمیلاد مسیح می‌رسد. ضمن اینکه آثار تمدن‌های بسیاری در این منطقه به‌جای مانده است. مول می‌گوید:

دیدن این مخروبه‌ها که ازعمد به این شکل درآمده، مرا برآن داشت که دست‌به‌کار شوم. درست است که وکیل نیستم یا از حوزه‌ی پزشکی اطلاعی ندارم؛ اما سنگ‌ها را خوب می‌شناسم.

مول درزمینه‌ی سنگ‌نگاره‌ها و زوال‌پذیری سنگ‌ها تخصص دارد و درحال‌حاضر، پیشتاز حرکتی نو شده است. او می‌خواهد تأثیرات ناشی از اصابت گلوله در سنگ‌های میراث باستانی خاورمیانه را مشخص کند. هدف نهایی وی از این کار، اطلاع‌رسانی برای حفظ و مرمت چنین مناطقی است. رابرت بولی، متخصص باستان‌شناسی دانشگاه آکسفورد انگلیس می‌گوید:

معمولا توجه افراد بیش‌ازآنکه متوجه آسیب‌های جزئی منطقه‌ای باستانی شود، به آسیب‌های کلی معطوف می‌شود. ورود علم به این موضوع اهمیت زیادی دارد. اگر به‌صورت علمی وارد عمل نشویم، چسباندن بتن به این آثار به ترمیم آن‌ها کمکی نخواهد کرد.

در بررسی مربوط به شناسایی این آسیب‌ها، از تصاویر ماهواره‌ای سوریه و لیبی استفاده شده است. با‌این‌حال، درباره‌ی ساختار سازه‌های سنگی اطلاعات کمی وجود دارد؛ زیرا جدا از درگیری‌های ناشی از شلیک گلوله، این آثار از قرن‌های گذشته درمعرض درگیری و تلفات بوده‌اند.

امداد بالستیک

تیم پنج‌نفره‌ی مول متشکل از یک متخصص دیرین‌شناس، دو نفر زمین‌شناس، یک متخصص میراث باستانی و یک باستان‌شناس بود. این تیم تحقیقاتی در سپتامبر سال جاری وارد صحرای وادی‌ رم در جنوب اردن شد.

تیم تحقیقاتی

وادی رم موطن سنگ‌های نقاشی‌شده محسوب می‌شود که نقاشی‌های باستانی و بقایای باستان‌شناسی هزاران سال پیش را به‌نمایش گذاشته و بدین‌ترتیب، زخم‌های گذشته و حال خود را پوشانده است. ویژگی‌های فیزیکی و حکاکی این سنگ‌ها شبیه نمونه‌های موجود در سوریه است که به‌دلیل مشکلات امنیتی، سفر محققان به این مناطق را پرخطر کرده است.

این تیم تحقیقاتی امیدوار است درنهایت دستورالعمل‌های گام‌به‌گامی برای شناسایی و فهرست‌بندی بخش‌های آسیب‌دیده‌ی میراث باستانی پیدا کند. البته در ابتدای کار، محققان باید مشخص کنند کدام ویژگی‌های سنگ‌ها برای ردیابی اثر ناشی از جنگ و تخریب محیط‌زیست اثر ملموس‌تری دارند. مول اعلام کرده بدون درک این موضوعات امکان ساده‌سازی تحقیقات وجود ندارد.

وادی رم در چند دهه درمعرض جنگ و درگیری قرار داشت. در این مدت، سلاح‌ها و مهمات بشری تغییر پیدا کرده‌اند و به‌دنبال آن نوع آسیب‌های وارده به این میراث‌های باستانی هم دست‌خوش تغییرات شده است. عواملی مانند نوع سلاح و ترکیب سازنده‌ی سنگ و آب‌وهوا در تخریب ایجادشده نقش دارد. به‌عنوان مثال، نتایج تیم مول در سال ۲۰۱۷ نشان داد اثر تخریبی شلیک گلوله‌ی تفنگ کالیبر ۲۲ چه تغییراتی در میزان رطوبت و تغییر دما از خود نشان می‌دهد. این تخریب می‌تواند به‌اندازه‌ی صدمه‌ی اولیه‌ی ناشی از برخورد گلوله مضر باشد. ازاین‌رو؛ عواملی مانند باد، باران، یخبندان و خشکی، احتمال آسیب را بیشتر خواهند کرد.

مطالعه‌ی رسوبی

در سفر یک‌هفته‌ای تیم مول به اردن، داده‌های مربوط به سختی سطوح و مقاومت و نفوذپذیری سنگ‌ها جمع‌آوری شد. آن‌ها با استفاده از تصاویر سه‌بُعدی مورفولوژی این سطوح، اندازه، عمق، شکل اثرها و نیز شکستگی‌های موجود در طول سطح را محاسبه کردند. افزون‌براین، اثر تخریب اسلحه‌های مختلف در آزمایشگاه مول بررسی شد.

آثار باستانی

بااین‌حال، یافتن پاسخ این پرسش کار به‌مراتب دشواری است که این شلیک‌ها کار چه کسانی و در چه زمانی بوده است؟ کالین گروم جغرافی‌دانی است که دو سال در این منطقه تحقیق کرده است. او مناقشات تاریخی را یکی از دلایل احتمالی آسیب‌های وارده به منطقه‌ی وادی رم می‌داند. البته آسیب ناشی از تفنگ AK-47، به عملیات خراب‌کارانه‌ی اخیر مربوط بوده است. هاینز روتر، متخصص ژئوانفورماتیک در دانشگاه کیپ‌تاون آفریقای‌جنوبی می‌گوید:

اندازه‌گیری آسیب‌های وارده به میراث‌های فرهنگی اهمیت بسیاری دارد.

وی سرپرست پروژه‌ای است که از میراث فرهنگی آفریقا مدل‌های دیجیتالی تولید می‌کند. او درادامه عنوان می‌کند بسیاری از آثار و ابنیه‌ی قاره‌‌ی آفریقا براثر جنگ درمعرض نابودی قرار گرفته است. با‌این‌حال، به آسیب‌های جزئی به‌ندرت توجه می‌شود.

زخم‌های یادگاری

تیم مول بر این عقیده است که حفظ میراث فرهنگی از درک علمی آن اهمیت بیشتری دارد. مردم محلی تلاش‌های فراوان به‌منظور حفاظت از این مناطق را باید بپذیرند. بعضی ساکنان فکر می‌کنند آثار ناشی از آسیب‌های جنگ نباید از روی این بناها حذف شود و باید به‌عنوان نمادی علیه خشونت باقی بمانند تا یادآور این نکته باشد که جنگ چه بقایایی از خود باقی می‌گذارد. راشل کینگ، باستان‌شناس دانشگاه لندن و از اعضای تیم تحقیقاتی مول می‌گوید:

 داستان‌هایی محلی درباره‌ی آثار این گلوله‌ها وجود دارد که همین امر بر چگونگی حفاظت از این مناطق تأثیر می‌گذارد.

بلوتوث 5؛ تفاوت‌ها و دلایل اهمیت

  • کفش
  • دسامبر 13, 2018
بدون دیدگاه


بلوتوث 5 با سرعت دوبرابر و برد چهاربرابر سهولت انتقال داده و برقراری ارتباط بین دستگاه‌های بی‌سیم را افزایش داده است.

تلفن‌های هوشمند مدرن از آیفون 8 و آیفون X تا سامسونگ گلکسی اس 8 تبلیغات پشتیبانی از بلوتوث 5 (Bluetooth 5.0) را در فهرست مشخصات خود قرار داده‌اند.

بلوتوث چیست؟

بلوتوث 5 آخرین نسخه‌ی استاندارد ارتباطی بی‌سیم بلوتوث است. این استاندارد معمولا در هدفون‌های بی‌سیم و دیگر سخت‌افزار صوتی و همین‌طور صفحه‌کلیدها و ماوس‌ها و کنترل‌کننده‌های بازی بی‌سیم به‌کار می‌رود. بلوتوث برای برقراری ارتباط بین دستگاه‌های متعدد هوشمند خانگی و به‌طورکلی اینترنت اشیا (IoT) کاربرد دارد.

نسخه‌ی جدید استاندارد بلوتوث درصورتی عمل می‌کند که دستگاه‌ شما از این استاندارد پشتیبانی کنند. به‌بیان‌دیگر، اگر دستگاه‌های بلوتوث شما با نسخه‌های قدیمی‌تر بلوتوث سازگار باشند، درصورت ارتقا به بلوتوث 5، پیشرفت درخورتوجهی را احساس نخواهید کرد. بلوتوث با نسخه‌های قبلی تطبیق‌پذیر است، بااین‌حال، می‌توانید همراه با بلوتوث 5 از بلوتوث 4.2 یا دستگاه‌های قدیمی‌تر هم استفاده کنید؛ اما اگر دستگاه‌های جدید سازگار به بلوتوث ۵ را بخرید، پیشرفت این استاندارد را به‌خوبی احساس خواهید کرد.

بلوتوث کم‌مصرف برای هدفون‌های بی‌سیم

تمام پیشرفت‌های اعمال‌شده بر این استاندارد جدید روی استاندارد بلوتوث کم‌مصرف یا Bluetooth Low Energy هم پیاده‌سازی شده‌اند. این استاندارد همراه‌با بلوتوث 4 معرفی شد. گفتنی است بلوتوث استاندارد کلاسیک از توان بیشتری استفاده می‌کند. بلوتوث کم‌مصرف (Low Energy) برای کاهش مصرف دستگاه‌های بلوتوث طراحی شده است. این فناوری در اصل برای گجت‌های پوشیدنی‌ و برج‌های مراقبت و دیگر دستگاه‌های کم‌مصرف طراحی شده و با محدودیت‌های جدی همراه بود.

هدفون بی‌سیم

برای مثال هدفون‌های بی‌سیم نمی‌توانستند روی بلوتوث کم‌مصرف با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و به استفاده از بلوتوث استاندارد مجبور بودند. در بلوتوث 5، تمام دستگاه‌های صوتی می‌توانند ازطریق بلوتوث کم‌مصرف ارتباط برقرار کنند و این به‌معنی کاهش مصرف توان و افزایش طول عمر باتری است. در آینده، انواع بیشتری از دستگاه‌ها می‌توانند با بلوتوث کم‌مصرف ارتباط برقرار کنند.

البته ایرپادهای اپل از بلوتوث 5 استفاده نمی‌کنند؛ بلکه برای اتصال بهبودیافته از بلوتوث 4.1 و تراشه‌ی مخصوص استفاده می‌کنند. در اندروید، از بلوتوث 5 برای هدفون‌های بلوتوث می‌توان استفاده کرد.

Dual Audio

با ویژگی جدید و انقلابی بلوتوث 5 به‌نام Dual Audio می‌توانید همزمان روی دو دستگاه متصل  صوت را اجرا کنید. دقیقا مانند این است که دو جفت هدفون به تلفن خود وصل کرده‌اید و صدای هر دو را به‌صورت همزمان ازطریق بلوتوث استاندارد می‌شنوید. همچنین، صوت را روی دو اسپیکر در اتاق‌های مختلف می‌توانید اجرا کنید. حتی می‌توانید دو فایل صوتی متفاوت را همزمان در دو دستگاه صوتی متفاوت اجرا کنید یا برای مثال دو نفر می‌توانند از یک تلفن به دو قطعه‌ی متفاوت موسیقی گوش دهند.

مقاله‌های مرتبط:

قابلیت Dual Audio در سامسونگ گلکسی اس 8 وجود دارد. دو دستگاه صوتی بلوتوث را به تلفن خود وصل و ویژگی Dual Audio را فعال کنید و از صوت مضاعف لذت ببرید. بااین‌حال، این ویژگی فقط به سامسونگ محدود نمی‌شود. این قابلیت را بلوتوث 5 ارائه داده و به‌زودی، روی دیگر دستگاه‌ها هم ظاهر خواهد شد.

سرعت و بُرد و بازدهی بیشتر

از مزایای اصلی بلوتوث 5 می‌توان به سرعت بهبودیافته و بُرد بیشتر اشاره کرد. بخش بازاریابی رسمی سازمان استاندارد بلوتوث به افزایش چهاربرابری برد و دوبرابری سرعت و هشت‌برابری ظرفیت توزیع پیغام درمقایسه‌با استانداردهای قدیمی‌تر اشاره کرده است. این پیشرفت‌ها بر بلوتوث کم‌مصرف هم اعمال خواهند شد و مقرون‌به‌صرفه‌بودن دستگاه‌ها را تضمین می‌کنند.

دستگاه‌ها با بلوتوث 5 می‌توانند تا سرعت دو مگابایت‌برثانیه داده انتقال دهند که دوبرابرِ سرعت پشتیبانی بلوتوث 4.2 است. همچنین، در مسافت‌هایی تا ۲۴۰ متر می‌توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند که چهاربرابر استاندارد مجاز بلوتوث 4.2 است (شصت متر). بااین‌حال، دیوارها و موانع دیگر می‌توانند قدرت سیگنال را کاهش دهند؛ همان‌طورکه برای وای‌فای این‌گونه است.

افزایش برد

استاندارد فشرده‌سازی aptX قبلا وعده‌ی کیفیت صوتی CD را روی سرعت‌های پایین‌تر از یک مگابیت‌برثانیه داده است. بنابراین، سرعت دو مگابیت‌برثانیه‌ی بلوتوث 5 نویدبخش کیفیت صدای بی‌سیم بهتری خواهد بود.

دستگاه‌ها می‌توانند بین سرعت بیشتر یا برد بیشتر، یک گزینه را انتخاب کنند. مزیت سرعت دوبرابری برای فعالیت در بردهای کوتاه و ارسال و دریافت داده‌ها مفید است. افزایش برد هم می‌تواند برای برج‌‌های کنترل بلوتوث و دستگاه‌های دیگر مفید باشد که به حجم کم داده یا ارسال کُند داده‌ها نیاز دارند؛ اما هدف اصلی آن‌ها برقراری ارتباط در مسافت‌های طولانی‌تر است. هر دو هم کم‌مصرف هستند.

سرعت دوبرابری و برد چهاربرابری از مزایای اصلی بلوتوث 5 هستند

دستگاه‌ها می‌توانند یکی از مزایا را در اولویت قرار دهند. برای مثال، هدفون‌های بی‌سیم می‌توانند از افزایش سرعت برای استریم صوت استفاده کنند؛ درحالی‌که سنسورهای بی‌سیم و دستگاه‌های تلفن هوشمند برای گزارش وضعیت و برقراری ارتباط در مسافت‌های طولانی‌تر می‌توانند افزایش برد را انتخاب کنند و با استفاده از بلوتوث کم‌انرژی طول عمر باتری را افزایش دهند.

تاریخ عرضه

آیفون‌های 8 و 8 پلاس و X و سامسونگ گلکسی اس 8 همه با استاندارد بلوتوث 5 سازگار هستند. بااین‌حال، به دستگاه‌های جانبی بلوتوث 5 هم نیاز خواهید داشت. لوازم جانبی منطبق بر استاندارد بلوتوث نسل پنجم هنوز در سطح جهانی عرضه نشده‌اند؛ اما بسیاری از تولیدکنندگان قول عرضه‌ی دستگاه‌های بلوتوث 5 را در سال جاری داده‌اند.

بلوتوث 5 با دستگاه‌های قدیمی‌تر بلوتوث هم سازگار است. ارتقای بلوتوث دقیقا مانند ارتقا به استانداردی سریع‌تر و جدیدتر وای‌فای است. پس از نصب روتر جدید که از وای‌فای سریع‌ پشتیبانی می‌کند، دیگر دستگاه‌های خود را هم باید ارتقا دهید؛ اما دستگاه‌های قدیمی‌تر مجهز به وای‌فای هم می‌توانند به روتر جدید وصل شوند؛ با این تفاوت که سرعت آن‌ها درمقایسه‌با سرعت پشتیبانی روتر کمتر است.

اگر به بلوتوث 5 و هدفون‌های بلوتوث 5 اندروید دسترسی دارید، تجربه‌ی صوتی بهتری را درمقایسه‌با بلوتوث استاندارد خواهید داشت. کاربران آیفون هم می‌توانند به‌لطف تراشه‌ی W1 از ایرپادهای اپل یا هدفون‌های Beats استفاده کنند؛ اما اندروید صوت یکپارچه‌تری دارد. اگر روی آیفون از هدفون‌های بلوتوث 5 غیراز هدفون‌های اپل (با تراشه‌ی W1) استفاده کنید، کیفیت صوت بازهم به‌لطف بلوتوث 5 ارتقا پیدا می‌کند.

البته، فعلا ارتقای تمام دستگاه‌ها توصیه نمی‌شود. برای مثال، حتی اگر لپ‌تاپ مجهز به بلوتوث 5 دارید، ارتقا به ماوس مجهز به بلوتوث 5 پیشرفت بزرگی نخواهد بود. بااین‌حال، به‌مرور و با پیشرفت پشتیبانی بلوتوث 5 از دستگاه‌های بیشتر، بلوتوث مطمئن‌تر و ازنظر مصرف توان هم بهینه‌تر خواهد بود.


به بخش آخر رسیدیم. یا نه، به مرحله آخر رسیدیم. از اولین مقاله‌ای که در مورد این بازی نوشتم ۲ سال می‌گذرد. بعد از این که همه کنکجاو دنیای نورس شدند، تصمیم گرفتم سه مقاله در مورد ریشه دنیای نورس و موجودات و خدایانش بنویسم. سپس با هر تریلر چندین مقاله و تئوری را با هم بررسی کردیم، بازی منتشر شد و آن را نقد کردیم، در دو مقاله به تک تک کاراکترها و نکات ریز داستانی پرداختیم و حالا اینجاییم، اینجاییم تا بالاخره به بررسی اتفاقات و تئوری‌هایی بپردازیم که در قسمت بعدی باید انتظارشان را بکشیم.

 در این مطلب کل بازی برای‌تان لو می‌رود. اگر هنوز بازی را تمام نکرده‌اید بهتر است ادامه مطلب را نخوانید.

تئوری اول | تئوری دوم | تئوری سوم | تئوری چهارم | تئوری پنجم | تئوری ششم | تئوری هفتم | تئوری هشتم

موشکافی داستان God of War

اما قبل از بررسی تئوری، می‌خواهم مروری به بازی داشته باشم اما نه در مورد داستان، نه در مورد کاراکترها و تکرار و مکررات هر آن چه خواندید و تجربه کردید. قبل از این که به سراغ تئوری‌هایی برویم که نمی‌توان گفت صد در صد درست از آب در می‌آیند یا نه، به مرور چگونگی آغاز یک دوران جدید در نورس می‌پردازیم؛ دورانی طولانی، نفس‌گیر، سرد و بی‌رحم. این دوران، چیزی نیست جز راگناروک. در ابتدای این مقاله به این سوال پاسخ می‌دهیم که چگونه آخرالزمان خونین راگناروگ توسط کریتوس و آترئوس شکل گرفت. این مرور کوتاه نه بر اساس کتابی است و نه بر اساس تئوری یا اطلاعاتی خاص. چگونگی شکل‌گیری راگناروک، از دل دیالوگ‌های بین آترئوس و میمیر، و همچنین رفتارها و تصمیمات آترئوس و کریتوس به‌وجود آمده است. راگناروکی که در God of War در راه است، کاملا ناخواسته صورت گرفته است، چرا که کریتوس باعث شد این اتفاق بیش از ۱۰۰ سال زودتر از زمان موعود آغاز شود و این هر معادله‌ای را که تا به حال وجود داشت به هم ریخته است.

آترئوس: پس.. اودین دوست دارد به جاهایی برود که نمی‌توان به آن‌جا دسترسی داشت؟ یعنی او سعی دارد به یوتنهایم هم برسد؟

میمیر: آره!‌ این در رتبه نخست خواسته‌های اودین قرار دارد.

آترئوس: اما این هیچ معنی‌ای نمی‌دهد میمیر. تو می‌گویی بالدر دنبال ما است تا راهی به یوتنهایم پیدا کند. اما تو زمانی این را گفتی که ما هنوز حتی نمی‌دانستیم قرار است به یوتنهایم برویم! این با عقل جور در نمی‌آید، چطور ممکن است؟

میمیر: خب، اما حالا شما می‌دانید که باید به یوتنهایم بروید و مقصد شما آن جا است. پس نقشه اودین درست بود؟ مگه نه؟

این یکی از اولین مکالمه‌های مهم بازی بین آترئوس و میمیر بود. این مکالمه‌ای کوچک بود که چگونه اودین می‌دانست باید به یوتنهایم برود. چگونه بالدر را فرستاد تا کریتوس و آترئوس را دنبال کند تا راه یوتنهایم را پیدا کند. واقعا چگونه می‌دانست؟ در مکالمه بعدی میمیر بیشتر توضیح می‌دهد:

آترئوس: میمیر، دوباره به من بگو چطور اودین قبل از ما می‌دانست که ما قرار است به یوتنهایم برویم؟
میمیر: اودین به شدت باهوش است. تقریبا به همان اندازه با هوش است که خودش فکر می‌کند. اما نه فقط هوش، بلکه او یک کلکسیون‌دار «پیش‌گویی» است. اگر یک پیشگویی در مورد آینده پیدا شود، قطعا آن را در کلکسیونش قرار می‌دهد. این باعث می‌شود تا استایل همه چیز بینی و همه چیز دانستنش حفظ شود. اما ایده اصلی فقط دیدن و دانستن نیست، بلکه هدف اودین «کنترل کردن» است؛ کنترل آینده و کنترل سرنوشتش. او تمایل دارد تا کنترل همه قلمروها در همه سرزمین‌ها در همه دنیاها را به دست بگیرد. بنابراین اگر فقط یک ذره، فقط یک ذره پتناسیل مقاومت در برابر این خواسته‌اش را درون شخص یا درون جامعه‌ای از هر نژادی ببیند، او آن‌ را دنبال و سپس نابود می‌کند. حتی اگر کسی هنوز تصمیم مقاومت در برابر اودین را نگرفته باشد، او اما ممکن است بداند که روزی از روزها، این شخص تصمیمی خواهد گرفت و بنابراین به سراغش می‌رود. پس می‌بینی.. این مهم نیست که اون چطوری می‌دانست ما قرار است به یوتنهایم برویم، این مهم است که حق با او بود، هدف ما حالا یوتنهایم است و او درست پیشبینی کرده بود.

اودین یک کلکسیون‌دار پیشگویی است. نه فقط برای دانستن همه چیز، بلکه برای کنترل کردن وقایع آینده، تمامی پیشگویی‌ها را در معبد خود نگه می‌دارد

ما اینجا با آینده و پیشگویی طرف هستیم و اودین یکی از طرفداران پر و پا قرص پیشبینی آینده است. اما حالا که فهمیدیم چگونه اودین حتی قبل از کریتوس و آترئوس می‌دانست آن‌ها قصد سفر به یوتنهایم را دارند، سوال این است که چرا؟ چرا آن‌ها را برای رسیدن به یوتنهایم دنبال می‌کرد؟ ما خودمان داستان بازی را پیش بردیم. این پدر و پسر اصلا کاری به کار خدایان نورس نداشتند. آن‌ها فقط می‌خواستند به بلندترین نقطه نورس بروند و درخواست همسر و مادر خود را اجرا کنند. پس چرا اودین به دنبال آن‌ها بود تا به یوتنهایم برسد؟ من این سوال را در مقاله قبل به شما پاسخ دادم؛ نه کریتوس مهم بود و نه آترئوس، بلکه آن‌ها به دنبال فِی بودند اما خبر نداشتند که او حالا به خاکستر تبدیل شده است.

یکی دیگر از بخش‌های مهم بازی، حضور یورمونگاند بود. او تنها غول زنده‌ی نورس است. اما غولی که از آینده یا گذشته آمده و بند بند روایت‌های آن مرموز است. سوال این است که اگر از آینده آمده، پس با یک دو دوتا چهارتای ساده می‌توان به این نتیجه رسید که در دنیای بازی، باید یک یورمونگاند دیگر هم وجود داشته باشد که هنوز به دنیا نیامده است. اما برای سلامتی مغزمان هم که شده بهتر است خودمان را درگیر بازی پیچیده و کثیف زمان نکنیم.
به یکی از بخش‌هایی می‌رویم که میمیر برای اولین بار با یورمونگاند رو به رو شد. در حین صحبت این دو با هم، یورمونگاند به آترئوس اشاره می‌کند و برای کریتوس سوال شد که یورمونگاند به میمیر چه گفت. اما میمیر با یک جمله گفت «چیزی نیست که زیاد الان بهش اهمیت بدی». اما این مکالمه تمام نشد. در طول سفر، دوباره بحثش بین آترئوس و میمیر پیش می‌آید:

آترئوس: میمیر، اون مار به تو چه چیز دیگه‌ای گفته بود که برای تو جالب بود؟ به نظر مهم می‌آمد.

میمیر: مطمئنم چیز خاصی نبود. او فقط گفت این پسر به نظرم آشنا است!

آترئوس: من؟ امکان ندارد!

میمیر: منم کاملا موافق هستم. مگه این که، شاید، منظور او چیزی باشد که هنوز به آن تبدیل نشدی! گفته می‌شود که زمانی که یورمونگاندرو ثور در راگناروک با هم مبارزه می‌کنند، نبرد آن‌ها به قدری وحشیانه بود که درخت زندگی (منظور درخت ایگدراسیل است که ۹ دنیای نورس روی آن قرار دارد) متلاشی می‌شود و مار عظیم را به زمان گذشته می‌برد، حتی عقب‌تر از تولدش.

کریتوس: این دیوونگیه!

میمیر: خب من به شما گفته بودم در این مورد خودتان را اذیت نکنید!

این را همه می‌دانستیم که مار از آینده آمده است. اما سرنوشت او چیست؟ او باری دیگر در برابر ثور قرار خواهد گرفت. باری دیگر شاهد راگناروک خواهد بود و شاید از خیلی چیزها با خبر باشد. اما اگر حتی به زمان قبل از تولدش بازگشته است، آیا شاهد تولد ماری دیگر هم خواهیم بود؟ مسئله زمان و داستان‌هایی که در آن‌ها عنصر زمان دخیل است، می‌تواند مغز را منفجر کند. اما بیشتر به این فکر کنید که این مار، واقعا می‌داند چه اتفاقاتی قرار است رخ دهد. یعنی او می‌داند که در راگناروک چه خبر خواهد بود، او می‌داند که چطور باید با ثور مبارزه کند، یا چطور اودین را شکست دهد و از همه مهم‌تر، او به کریتوس و آترئوس کمک می‌کند! این یکی از چند تئوری‌هایی است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. ادامه مکالمه در بخشی دیگر از بازی:

آترئوس: میمیر، آیا می‌دانی چرا دیگر غولی در میدگارد وجود ندارد؟‌ البته به جز یورمونگاند که از آینده آمده است.

میمیر: خب آن‌ها رازهای‌شان را در مورد محکوم کردن مخالفان اودین به من نمی‌گفتند و نمی‌گذاشتند دخالت کنم. (منظور این است که اودین و دیگر خدایان، برنامه‌هایشان را با میمیر به اشتراک نمی‌گذاشتند) اما من در این ۶۰ سالی که زندانی شده بودم می‌دیدم که ثور و آن چکشش بهترین دوستان من را نابود کردند، پس اینجا را ترک می‌کردم و به خانه خودم بر می‌گشتم. (یعنی با توجه به خشونت‌‌های ثور، بهترین راه، فرار از میدگارد بود) خیلی بد بود، من به همه غول‌هایی که ملاقات‌شان کرده بودم علاقه داشتم و تک تک آن‌ها توسط ثور سلاخی شدند.

آترئوس: پس دلیل این که غول‌ها پل یوتنهایم را خراب کردند تا دست کسی به آن‌ها نرسد همین است! اما چرا اودین این‌قدر برای پیدا کردن راهی به یوتنهایم مصمم است؟

میمیر: او متقاعد شده که غول‌‌ها، کلید تغییر سرنوشت او در راگناروک هستند. به هر حال آن‌ها کهن‌ترین دشمنان خدایان آسیر هستند. اما مهم‌تر از همه، غول‌ها قدرت «پیش‌بینی آینده» را در اختیار دارند که اودین شدیدا خواهانش است. او می‌خواست چیزهایی رل که آن‌ها می‌دانند را بداند و چیزهایی که آن‌ها می‌بینند را ببیند. اگر کنجکاوی سیری‌ناپذیر او بزرگ‌تر از خرد و حکمتش نبود، بسیاری از این درد و رنج‌ها به وجود نمی‌آمد.

این قسمت از صحبت‌های میمیر، مربوط به نابود شدن همه غول‌ها توسط ثور بود. اودین از این که غول‌ها بتوانند در راگناروک باعث نابودی پادشاهی او شوند، تصمیم گرفت تا زودتر دست به کار شود. بنابراین ثور را به دنیای غول‌ها فرستاد تا همه آن‌ها را قتل عام کند.

آترئوس: تو یک چیزی گفتی که من نمی‌توانم از آن سر در بیاورم. اودین می‌خواهد جلوی راگناروک را بگیرد. اما آن مار بزرگ قبلا در راگناروک بوده و وقایع آن را دیده است. پس نمی‌توان گفت اودین در این زمینه شکست خورده است؟

میمیر: سرنوشت مکار و نیرنگ‌آمیز است! و اودین به اندازه‌ای گستاخ و متکبر است که فکر می‌کند می‌تواند بر آن غلبه کند.

و کریتوس می‌گوید: سرنوشت یک دروغ دیگر است که توسط خدایان گفته شده است. هیچ چیز از پیش نوشته نشده است که نتوان آن را پاک کرد.

میمیر: در این مورد، تو و اودین با هم تفکر مشترکی دارید! حتی اگر او قادر نباشد جلوی راگناروک را بگیرد، او هنوز امیدوار است که بتواند به اندازه کافی در موردش اطلاعات جمع کند تا بتواند روی نتیجه آن تاثیر بگذارد. یادم بیارید تا در مورد گرگ‌ها با شما صحبت کنم.

این مکالمه را از این جهت نوشتم چرا که داستان گرگ‌ها، رابطه بسیار مستقیمی با شروع راگناروک دارد. داستان دو گرگ بزرگ به نام‌های اسکول و هاتی؛ بلعندگان روز و شب!

میمیر: آن‌ها فرزندان Hroovitnir هستند (نام دیگر فنریر، بزرگ‌ترین دشمن و کینه خدایان آسیر و قاتل بی‌چون و چرای اودین). یک روز اودین این دو گرگ را که هنوز توله بودند اسیر و در آسگارد نگهداری می‌کند. هدف او نزدیک نگه داشتن دشمنان در جلوی چشمانش بود. اما آن روزی که ماه و خورشید در برابر هم قرار بگیرند، اودین از این اسکول و هاتی استفاده می‌کند. اودین با جادوی کهن خود، این دو گرگ را به آسمان می‌فرستد تا آن‌ها شکار خود را دنبال کنند، یک تعقیب بسیار طولانی، اما نه بدون پایان..  آن طور که گفته شد، بالاخره یک روز اسکول و هاتی شکار خود را به دست می‌آورند و آن‌ها را می‌بلعند.. و آن روز، روز راگناروک خواهد بود؛ گرگ و میش خدایان.

آترئوس: اما مگه قرار نیست راگناروک عذابی برای خود اودین باشه؟ پس چرا او این گرگ‌ها را اسیر کرده تا بعدا آن‌ها را رها کند تا باعث آغاز راگناروک شوند؟

میمیر: این دقیقا یک سوال مهم است. هر کاری که اودین می‌کند، مربوط به «کنترل» است. در دست داشتن تمامی اتفاقات و کنترل بر سرنوشت. این گرگ‌ها هستند که زمان شروع راگناروک را تعیین می‌کنند و حالا اودین، کنترل گرگ‌ها را بر عهده دارد. او با این کار جدول زمانی نبرد و آن عذابی که از آن صحبت کردی را در اختیار دارد و تلاش می‌کند تا در آن پیروز شود.

اینطور که از شواهد پیداست، هر سه فرزند لوکی در بازی حضور دارند. مخصوصا فنریر، قاتل قدرتمند و مخوف اودین

این مکالمه از چند جهت مهم بود، بسیار بسیار مهم! نکته اول این مکالمه در مورد چگونگی آغاز راگناروک بود. حالا ما می‌دانیم دقیقا چه زمانی در بازی شاهد این اتفاق خواهیم بود؛ زمانی که اسکول و هاتی، این دو گرگ بزرگ، خورشید و ماه را ببلعند و تاریکی مطلق را در نورس حکم‌فرما کنند. این داستانی است که در خود نورس هم وجود دارد. در داستان‌‌های نورس آمده که دو فرزند بزرگ فنریر، آن قدر به دنبال ماه و خورشید می‌روند تا آن‌ها را بگیرند و ببلعند و تاریکی را در دنیای نورس حکم‌فرما کنند. حالا اودین پیش از این اتفاق، این دو گرگ را اسیر کرده تا خود او کنترل این دو گرگ را بر عهده داشته باشد، نه شخصی دیگر یا اراده خودشان.

اما نکته بعدی چیست؟ اگر دقت کنید، متوجه می‌شوید که Hroovitnir همان فنریر است؛ مخوف‌ترین گرگ دنیای نورس و یکی از فرزندان لوکی و البته برادر یرومونگاند. اما سوال این است: چطور ممکن است زمانی که لوکی هنوز یک بچه است، فنریر در نورس وجود داشته باشد و حتی صاحب دو فرزند هم شده باشد که توسط اودین اسیر شده‌اند؟‌

من در مقاله گذشته نوشته بودم که مشخص نیست فنریر الان در کجای سرزمین‌های نورس قرار دارد و برخی از شما در کامنت‌ها گفتید که فنریر هنوز متولد نشده است. اگر او متولد نشده، پس چگونه اودین دو فرزندش را در اختیار دارد؟ یا چطور دو بار در طول داستان به نام او اشاره می‌شود؟ این نکته ریزی است که شاید خیلی‌ها به آن دقت نکرده بودند. یا در این بازی لوکی/آترئوس پدر این موجودات ترسناک نیست (این نکته را فراموش نکنید)، یا فنریر همراه با یورمونگادر به گذشته سفر کرده است، یا باید منتظر یک معادله عجیب در قسمت بعدی این بازی باشیم.

در انتها، پس از آن که کریتوس و آترئوس خاکستر فِی را به یوتنهایم می‌برند، میمیر یک نکته را به آن‌ها یادآوری می‌کند.

میمیر: قبل از این‌که به میدگارد برگردید، باید به شما هشدار بدهم. هر چقدر که زمان می‌گذرد و همانطور که متوجه شده‌اید، بعد از کشتن بالدر، برفی شروع به باریدن کرد تبدیل به چیزی دیگر شد. این یکی از نشانه‌ها پیشگویی است.

کریتوس: نشانه؟ فقط با بارش برف؟

میمیر: این مثل هر برفی که تا به حال دیده‌اید نیست، بلکه زمستانی بزرگ است که سه سال به طول می‌انجامد و هنگامی که این ۳ سال تمام شود، راگناروک آغاز می‌شود.

کریتوس: راگناروک؟ با بارش برف؟

میمیر: بله، برف، یک عالمه برف و بعدش هم پایان این دنیای لعنتی به ترتیب وقایع.

 کریتوس: یک پیش گویی دیگر.

میمیر: نه برادر، پیش گویی‌ها اصلا انتظار چنین اتفاقاتی را حداقل برای صد سال دیگر نداشتند. تو چیزی را تغییر دادی. پیش گویی‌ها هرگز تو را حساب نکرده بودند.

Upgrade

نکته ماجرا این است، هر آن چه که در God of War رخ داده، به همین یک جمله ختم می‌شود: هیچ کس انتظار کریتوس را در نورس نداشت، حتی اودینی که برای پیش بردن منافع خودش و رسیدن به بالاترین قدرت، مضحک‌ترین پیشگویی‌ها را هم در کلکسیون خود نگه می‌داشت، خبر از کریتوس نداشت. حتی زمانی که بالدر به خانه کریتوس رفته بود، او اصلا به دنبال کریتوس نبود و حتی نمی‌دانست او چه کسی است. بلکه در اصل او به دنبال فِی بود که البته این را هم نمی‌دانست فی تبدیل به خاکستر شده است.

درست است که با وجود کریتوس، بسیاری از اتفاقات دنیای نورس دیگر شباهتی به داستان و افسانه‌‌های اصلی آن ندارد، اما هنوز یک سری موارد پا برجا مانده‌اند و آن هم روندی است که باید برای وقوع راگناروک طی شود. روند اول کشته شدن بالدر بود. سپس زمستانی متفاوت و تاریک به نام فیمبول‌وینتر آغاز می‌شود و به مدت سه سال تابستانی پدیدار نخواهد شد و نه حتی بهار و پاییز. پایان این زمستان، دقیقا همان زمانی است که دو گرگ بزرگ اسکول و هاتی هر کدام خورشید و ماه را می‌بلعند و تاریکی عجیبی دنیا را فرا می‌گیرد و ستاره‌ها تاریک می‌شوند. در همین زمان، سه پرنده غول پیکر به آسمان پرواز می‌کنند (که یکی از آن‌ها را هم در بازی مشاهده کردیم) و با سر دادن نعره‌هایی وحشتناک، راگناروک آغاز می‌شود؛ نبرد خدایان و غول‌ها.

 

بررسی تئوری‌های موجود از گوشه و کنار بازی God of War

حالا می‌خواهم تئوری‌های موجود را بررسی کنیم. اما پیچیدگی داستان، وجود اسم‌های مختلف و کاراکترهای متفاوت ممکن است باعث شوند این تئوری‌ها کمی گیج کننده به نظر برسند. پس چای یا قهوه خود را آماده کنید، یک گوشه از خانه یا هر جایی که هستید بنشینید و با کمال آرامش به مطالعه تئوری‌ها بپردازید. تئوری‌هایی که در این مطلب نوشتم، برخی از آن‌ها برگرفته از کتاب‌هایی است که تا پیش از این مطالعه کرده بودم. برخی دیگر، مجموعه‌ای از نظرات کاربران ردیت و دیگر فروم‌های مربوط به God of War است. و البته بسیاری از این تئوری‌ها، برگرفته از نتایج تحقیقات طولانی مدت من، و البته نظرات مهم شما در مقاله‌های قبل است. منابع مختلف و همچنین منابع تصاویر هنری که در این مطلب استفاده شده، در انتهای مطلب درج شده است.

تئوری اول: بر اساس وقایع اصلی افسانه‌های نورس

اگر بخواهیم بگوییم ادامه داستان God of War قرار است شبیه به داستان‌های نورس باشد، باید همه چیز را بیخیال شویم و روی بالدر، ثور و راگناروک تمرکز کنیم. چرا که مرگ بالدر و در ادامه بارش اولین دانه‌های برف فیمبول‌وینتر شباهت غیر قابل انکاری با داستان‌های نورس دارند. البته این جمله را فراموش نکنید: هیچ یک از پیشگویی‌ها، روی حضور کریتوس حساب نکرده بودند و او معادلات را بر هم ریخته است. وجود کریتوس باعث رخ دادن اتفاقاتی شد که پیشگویی‌ها برای حداقل صد سال دیگر وقوع آن‌ها را ممکن نمی‌دانستند.

ما در مقاله معرفی خدایان نورس، از چگونگی کشته شدن بالدر صحبت کردیم. در داستان اصلی افسانه‌های نورس، لوکی با دوز و کلک‌های همیشگی خود بالدر را می‌کشد. برای انجام این کار، در یکی از روزهایی که خدایان مشغول تمرین تیراندازی بودند، لوکی تیری زهرآگین را به یکی از خدایان نابینا به نام هود می‌دهد و او که از هیچی خبر نداشت، بالدر را نشانه می‌گیرد و این تیر باعث کشته شدنش می‌شود. ما می‌دانیم که در God of War لوکی بود که بالدر را کشت اما به روشی دیگر که می‌توانید ماجرای آن را در مقاله‌های قبلی بخوانید. اما سوال مهم این است: بعد از کشته شدن بالدر چه اتفاقی رخ داد؟

ثور قرار نیست انتقام پسرانش را بگیرد، حتی قرار نیست انتقام بالدر را بگیرد؛ او آمده تا ببیند چه کسی انقدر گردن کلفت است که باعث آغاز راگناروک شده است

در داستان‌های نورس، پس از این که بالدر کشته می‌شود، فریا پسرش را به هلهایم می‌برد، جایی که فرمانروای آن ملکه‌ای به نام هل است؛ دختر لوکی. فریا از او می‌خواهد تا پسرش را به این دنیا بازگرداند. هل به یک شرط می‌پذیرد، این که تک تک موجودات نورس برای بالدر سوگواری کنند. خدایان آسیر همه موجودات را مجاب به این کار می‌کنند، اما چه کسی باقی می‌ماند که حاضر به این کار نمی‌شود؟ لوکی! این جا بود که خدایان تازه متوجه می‌شوند کشته شدن بالدر تقصیر کسی نبود جز لوکی. حال تمام خدایان دیگر از کارهای لوکی خسته می‌شوند و او را تا کورترین نقاط دنیا دنبال و سپس اسیر می‌کنند! (جالب است بدانید که لوکی برای مخفی شدن، تبدیل به یک ماهی آزاد می‌شود، اما ثور و یک خدای دیگر او را پیدا می‌کنند).

حال به God of War بازگردیم. پس از کشته شدن بالدر، فریا جسد پسرش را با خود به خانه می‌برد اما مسئله این است که آیا هل در دنیای نورس وجود دارد تا باعث دوباره زنده شدن بالدر شود؟ اگر یورمونگاندر و فنریر در این دنیا هستند، چرا خواهر آن‌ها نباشد؟ مشخص نیست، اما این شاید جواب یک سوال را به شما بدهد: چرا ثور در پایان بازی به سراغ کریتوس و آترئوس آمد! شاید خیلی از شما فکر کنید که ثور برای گرفتن انتقام پسرانش به سراغ آن‌ها آمده است، اما نه، آن دو پسر کم‌ اهمیت‌ترین اشخاص برای ثور و اودین بودند. حتی شاید خود بالدر هم برای این دو مهم نباشد. ثور آمده تا آترئوس/لوکی را با خود ببرد! او مصبب کشتن بالدر بود، او و پدرش بودند که با کشتن او، باعث آغاز ترسناک‌ترین اتفاق دنیای نورس یعنی راگناروک شدند؛ اتفاقی که اودین اصلا با آن شوخی ندارد و انتظار نداشت به این زودی آغاز شود.

god of War / کریتوس

یکی از اتفاقاتی که ممکن است در قسمت بعدی رخ دهد از این قرار است: در ابتدای بازی، نبردی دلخراش بین کریتوس و ثور صورت می‌گیرد. اما با شما رو راست باشم، ثور به شدت قوی‌ است و قدرت کریتوس رو به افول! در ابتدای بازی و پس از یک مبارزه نفس‌گیر، کریتوس تا می‌تواند از ثور کتک می‌خورد، آن قدر که چشمانش سیاهی می‌رود و نمی‌تواند از جایش بلند شوند. ثور جلوی چشمان او آترئوس را با خود می‌برد و کریتوس ساعت‌ها بعد به هوش می‌آید! از طرفی می‌دانید که لوکی برادرخوانده اودین بود درست است؟ و همانطور که می‌دانید این آترئوس بود که بالدر را کشت. پس از هر جهت که نگاه کنیم و از همه مهم‌تر، آترئوس فرزند تنها غول باقی مانده در نورس است که برای اودین و ثور از اهمیت بالایی برخوردار است. پس این که ثور او را با خود به آزگارد ببرد شاید یکی از محتمل‌ترین اتفاقات ممکن باشد.

اما کریتوس چی؟ او یا پیش فریا می‌رود و از او برای رسیدن به قدرتی بسیار بالاتر که بتواند جلوی ثور ایستادگی کند کمک می‌خواهد، یا به سراغ باهوش‌ترین کله‌ی بریده شده دنیا می‌رود؛ میمیر. حداقل تا نیمی از بازی را ما برای باز پس گرفتن آترئوس در تلاش خواهیم بود و سپس شاید ماجرایی جدید رخ دهد.

یکی از احتمالات را بر اساس وقایع افسانه‌های نورس نوشتم، اما همه ما می‌دانیم که سانتا مونیکا اینقدر قابل پیشبینی عمل نخواهد کرد

یا (یک یا گُنده) اصلا کریتوس زیر مشت و لگد‌های ثور یا با یک ضربه چکش ثور لِه شود. (هیچ چیز به اندازه یک اتفاق به شدت ناخوشایند برای کریتوس نمی‌تواند برای طرفداران بار احساسی آمیخته شده با عصبانیت داشته باشد). خب بعدش؟ خب کمی اتفاقاتی که تا به حال با کریتوس تجربه کرده‌‌ایم را به یاد بیاورید. او چند بار از مرگ فرار کرده، مخصوصا .وقتی که هدفی مهم داشته باشد. همچنین مهم‌ترین مراحل فرعی God of War نجات والکیری‌ها از شر نفرینی بود که اودین روی آن‌ها اجرا کرده بود و در آخر هم دیدیم که ملکه والکیری‌ها از این اقدام کریتوس تشکر کرد و کار او را جبران خواهد کرد.

خب که چی؟ خب هر موجودی که در نورس کشته می‌شود، یا به والهالا می‌رود یا به هل. ابتدا بر این فرض بگیریم که کریتوس پس از کشته شدن توسط والکیری‌ها به والهالا خواهد رفت، جایی که در آن جنگجویان و خدایان قدرتمندی حضور دارند که پیش از این در نبردها کشته شده‌اند و منتظر وقوع راگناروک هستند. اما یکی از نکات مهم والهالا این است که خدایان و جنگجویانی که کشته می‌شوند و به آنجا می‌روند، به سنی باز می‌گردند که سرشار از قدرت بودند یا حداقل قدرت سابق خود را به دست می‌آورند. این یکی از نکاتی است که شاید بتواند آن قدرت گذشته کریتوس را دوباره در او ببینیم.

خب آمدیم و کریتوس به جای والهالا، به هل بازگشت، تکلیف چیست؟‌ این را دیگر هر عاشق کریتوسی باید بداند. اولا کریتوس در مجموعه God of War دو بار از هلهایم جان سالم به در برد. ابتدا یک بار برای نجات جان پسرش و دومین بار هم به صورت ناخواسته با بالدر به آنجا سفر کردند. دوما در نسخه‌های قبل، چند بار کریتوس مرگ را شکست داد و از جهنم به دنیا بازگشت. همین را بگویم که اگر ثور آترئوس را با خود ببرد، کریتوس آن قدری خشمگین خواهد شد که باز هم پای خود را از هل بیرون بکشد و تا آسگارد نعره کنان به سمت خدایان پرواز کند.

 اما در طی زمانی که کریتوس به آترئوس می‌رسد، آترئوس چه می‌کند؟ همین را بگوییم که اگر بر اساس وقایع نورس در نظر بگیریم، آترئوس باید پسرش فنریر را در آسگارد ملاقات کند. همچنین تیر اگر زنده باشد با اون ملاقات خواهیم کرد! و همچنین نتیجه‌های کریتوس، یعنی اسکول و هاتی. آزاد کردن تک تک آن‌ها توسط آترئوس از آسگارد می‌تواند اتفاق جالبی باشد که در نسخه بعدی شاهدش خواهیم بود.

 حال در تئوری‌های بعدی، ریزتر و دقیق‌تر می‌شویم. ریزتر و ریزتر.

Tyr / تیر

تئوری دوم: تیر، خدای جنگ

کریتوس، تیر است. این یکی از برجسته‌ترین جمله‌هایی بود که چه از زبان شما کاربرها و چه از زبان دیگر بازیکنانی که بازی را به اتمام رساندند شنیدم. اما چرا؟ چطوری؟ چگونه؟ بر چه اساسی؟ من در این بخش دلایلی بیان خواهم کرد که نشان می‌دهد کریتوس، همان تیر خدای جنگ نورس است و البته دلایلی را هم بیان می‌کنم که این دو اصلا هیچ ارتباطی با هم ندارند. اما اولین مسئله‌ای که شما را برای نسبت دادن کریتوس با تیر سوق می‌‌دهد، سفر در زمان است. اما بگذارید قبل از پیچیده کردن داستان، یک سری تئوری و توضیحات ساده را بیان کنیم.

تیر چه کسی بود؟

تیر رابطه دوستانه‌ای با سگ‌سانان دارد. او دست راستش را توسط گاز فرنیر از دست داد و در راگناروک، سگ مخوف جهنم به نام گارم، او را از پای درآورد

ابتدا بهتر است قبل از هر صحبتی با تیر آشنا شوید. او یکی از مهم‌ترین خدایان نورس بود. اما یک نکته مبهم در مورد او وجود دارد. اینکه در برخی از داستان‌های نورس آمده است که او فرزند فریگ و اودین است اما در داستانی دیگر که شاید بیشتر به داستان God of War ما هم شباهت داشته باشد، او فرزند غولی به نام هیمیر «Hymir» است. در هر حال، او به یکی از شجاع‌ترین و منصف‌ترین خدایان نورس مشهور بود. در مقاله‌های گذشته، من در مورد داستان فنریر، گرگ شکست ناپذیر و تیر نوشته بودم. زمانی که خدایان قادر به کشتن فنریر نبودند، آن‌ها تصمیم گرفتن تا با یک ریسمان جادویی او را در بند بی‌اندازند اما فنریر برای انجام این کار یک شرط داشت و آن هم این بود تا دست یک نفر از خدایان را در دهان خود نگه دارد. هنگامی که هیچ یک از خدایان چنین جراتی نداشتند، تیر به جلو آمد و اجازه داد تا این گرگ دستان او را در میان دندان‌هایش قرار دهد. اما این شجاعت قیمتی داشت که باید پرداخت می‌شد؛ این قیمت چیزی نبود جز قطع شدن دست راست تیر (در بعضی از طراحی‌های هنری، دست چپ تیر را قطع شده نشان می‌دهند که اشتباه است). ابزار اصلی او برای نبرد، نیزه‌ای نیرومند بود. همچنین عاقبت تیر در راگناروک هم جالب است. او در این رویداد، با مخوف‌ترین نگهبان جهنم، یعنی سگی به نام گارم به نبرد می‌پردازد و با این که این سگ غول پیکر را از بین می‌برد، خودش هم بر اثر جراحت کشته می‌شود.

بر چه اساسی می‌توان گفت کریتوس، تیر است؟

خیلی از شما بر اساس یک سری دیالوگ و نشانه به این نتیجه رسیدید که کریتوس همان تیر است. زمانی این تئوری در ذهن‌مان جرقه خورد که ما به معبد تیر رفتیم و با بزرگ‌ترین معمای بازی یعنی کوزه‌ای با طرح خدای جنگ یونان رو به رو شدیم. همچنین نقاشی‌ها و داستان‌های روی در و دیوار، به ما گوشزد می‌کردند که تیر قادر است سفر کند، قادر است به قلمرو‌های مختلف برود و حتی با حاکمین سرزمین‌هایی از یونان، چین و مایا‌ها دیدار کرده است. و البته در بخشی از بازی، میمیر داستان سفر یورمونگاند را برای کریتوس و‌ آترئوس بیان می‌کند. کریتوس هم بدون صحبت از چیزی می‌گوید: «هاه، سفر در زمان؟»

مهم‌ترین نکته‌ای که کریتوس را به تیر نزدیک می‌کند این است که هر دوی آن‌ها، خدایان جنگ قلمروی خود هستند. هرچند که خدای اصلی یونان آرس بود و کریتوس بعدها جایش را گرفت، اما خب چرا این اتفاق در نورس رخ ندهد؟ نکته مهم دیگر این است که تیر در قلمرو خود یک خدای بسیار خوب و محبوب بود که قصد داشت میان تمامی نژادها و خدایان صلح برقرار کند. اما این کریتوس بود که تمامی یونان را به خاک و خون کشید و حالا سعی دارد تبدیل به فردی صلح‌طلب شود. این موضوع ممکن است ناخودآگاه ما را به این نکته وا دارد که کریتوس، در طول زمان، لقب تیر را به خود اختصاص خواهد داد و به دنبال چیزی جز آرامش نیست.

اما موضوع فراتر از این‌ها است. شاید این دو مورد، برجسته‌ترین دلایلی باشند که بگوییم کریتوس تیر است. اما بگذارید پای خود را فراتر بگذاریم، دقیق‌تر شویم و مغزمان را درگیرتر کنیم. ابتدا تصویر زیر راه مشاهده کنید:

God of War / گاد آو وار

خیلی‌ها بر این باور هستند که در پیشگویی‌های روی دیوار سرزمین غول‌‌ها، این کریتوس است که در دستان آترئوس در حال جان دادن است. اگر او واقعا کریتوس باشد، می‌توان رابطه‌های جالبی بین کریتوس و تیر پیدا کرد. مهم‌ترین و جدی‌ترین نکته ممکن، دست راست کریتوس است. در این تصویر ما مشاهده می‌کنیم که کریتوس دست راست خود را از دست داده است. چند خط بالاتر را دوباره بخوانید؛ تیر هم دست راست خود را در برابر آرواره‌های نیرومند فنریر از دست می‌دهد. هرچند اگر بیشتر دقت کنیم، او پای راست خود را هم از دست داده است.

شواهد در مورد اینکه کریتوس تیر است، خیلی ریزبینانه هستند و نمی‌توان به آن‌ها تکیه کرد

یکی دیگر از نکات مهم، چشمان کریتوس است. در مقاله‌ قبل به عروسکی چوبی کریتوس در منوی بازی اشاره کردم که یکی از چشمان خود را بسته است. حال به همان نقاشی روی دیوار نگاه کنید. در این نقاشی هم شما چشم راست کریتوس را بسته می‌بینید. خب ربطش به تیر چیست؟‌ در یکی از نقاشی‌های پنهان شده تیر در طول بازی، ما او را مشاهده می‌کنیم که دقیقا چشمان راستش می‌درخشد. این مورد چند نکته جالب را برای من روشن می‌کند. نکته اول این که کریتوس احتمالا در طول داستان قسمت دوم، یکی از چشمان خود را از دست خواهد داد یا حداقل یکی از چشمان خود را فدا خواهد کرد. اما جایگزینی برای چشمان او وجود دارد. در داستان تیر آمده است با وجود اینکه تیر یکی از خدایان آسیرها است، اما غول‌ها به شدت به او اعتماد داشتند و عمیق‌ترین راز‌ها و بزرگ‌ترین دانش‌های خود را با او به اشتراک می‌گذاشتند. حتی آن قدر برای تیر ارزش قائل بودند که یک هدیه به او دادند. آن هدیه چه بود؟ چشمانی از جنس الماس که به تیر اجازه می‌داد بین قلمرو‌های مختلف سفر کند. نه فقط ۹ قلمروی دنیای نورس، بلکه قادر باشد به یونان، مایان‌ها، مصر و حتی قلمروهایی از سرزمین‌های شرق سفر کند. این نکته می‌تواند حتی یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان قسمت بعد را به خود اختصاص دهد.

چشم بند کریتوس که در نقاشی و آن عروسک چوبی می‌بینیم، شاید تا پیش از این چندان مهم به شمار نمی‌رفت، اما به احتمال زیاد او از این چشم بند برای پنهان کردن این چشم نیرومند استفاده کرده است.

God of War

یکی دیگر از نکات جالبی که این دو را بیش از پیش به هم شبیه می‌کند، زره Kratos God Armor و Tyr’s God Armor است. این مورد بیش از حد ریز بینانه است، ولی از آن جایی که سانتامونیکا خودش این بازی کثیف را شروع کرد، پس ما هم تمام جوانب را در نظر می‌گیریم. در تصویر بالا می‌توانید شباهت جالب این دو زره را در قسمت سینه کریتوس مشاهده کنید. چه دلیلی می‌تواند داشته باشد که روی هر زره شاهد دو گرگ باشیم. درست است که آن‌ها عینا شبیه به هم نیستند، اما هر دو یک حس را به بازیکن منتقل می‌کنند. اما اگر بخواهم خیلی کارشناسی‌تر بگویم، دو گرگی که روی زره تیر وجود دارد، اسکول و هاتی هستند؛ نتیجه‌های کریتوس و نوه‌های لوکی. پس چرا باید این دو را روی زره مخصوص تیر مشاهده کنیم؟ نظر شما چیست؟

یک نکته ریز دیگر می‌خواهید؟ ما در معبد تیر، شاهد یک سری راه‌روهای کوچک هستیم تا آترئوس بتواند از آن‌ها برای دور زدن تله‌ها استفاده کند. اگر از آن اشخاصی باشیم که بخواهیم خیلی به این موضوع گیر بدهیم، چرا اصلا سازندگان بی‌دلیل باید چنین کاری انجام بدهند تا آترئوس به راحتی از تله‌ها رد شود؟ اما وقتی از نظر داستانی به آن نگاه کنیم کمی اوضاع منطقی می‌شود. این معبد تیر است، او این مکان را طراحی کرده، او برای آترئوس میانبر‌هایی برای گذر از تله‌ها گذاشته. به همین سادگی شرایط با عقل جور در می‌آید.

خب آمدیم و تیر همان کریتوس بود. در قسمت بعدی باید منتظر چه چیزی باشیم؟ من واقعا قصد ندارم برای قسمت بعدی یک داستان الکی سر هم کنم. بنابراین از داستان‌گویی بیهوده خودداری می‌کنم. ولی سوال مهم این است: اگر کریتوس همان تیر باشد، چرا خود کریتوس هیچ چیز از نورس نمی‌داند؟ چرا کریتوس هیچ چیز یادش نمی‌آید؟ چرا کریتوس جوری رفتار می‌کند که انگار برای اولین بار است که نام تیر را می‌شنود؟ این سوالات تئوری بعدی را شکل می‌دهد.

تئوری سوم: چرا کریتوس تیر نیست؟ 

به همان اندازه که برای تیر بودن کریتوس دلیل هست، برای نبودنش هم دلیل داریم. بله در بخش قبلی کلی دلیل آوردم که کریتوس می‌تواند تیر باشد، ولی خب به دلایل پیش رو توجه کنید و خودتان تصمیم بگیرید که کی به کی است. سه مسئله داریم، یکی این که کریتوس اصلا تیر نیست و یکی هم این که کریتوس هنوز به تیر تبدیل نشده است یا این که این دو شخص از هم جدا هستند.
چرا می‌توان چنین حرفی زد؟ یکی از نکاتی که باید به آن توجه کنید این است که این امکان وجود دارد تیر هنوز زنده باشد و اصلا او کشته نشده است که کسی بخواهد جایش را بگیرد یا کسی بخواهد او باشد. داستان تیر را می‌دانید؛ او دسیسه‌هایی برای مقابله با ثور و اودین چیده‌ است و این دو خدا، تیر را در جایی از آسگارد زندانی کرده‌اند. تصویر زیر را ببینید:

خدای جنگ

اما مورد بعدی که می‌گویم کریتوس هنوز به تیر تبدیل نشده، دلیل خاص خود را دارد. در پیشگویی‌هایی که در مورد راگناروک وجود دارد و همچنین نقاشی‌هایی که در مورد این رویداد مشاهده می‌کنیم، بارها و بارها شاهد حضور شخصیت تیر هستیم اما در عین حال نه آترئوسی در تصاویر وجود دارد و نه لوکی بذله‌گویی. در هیچ یک از پیشبینی‌های آینده، اصلا لوکی وجود ندارد. در بخشی از آینده‌نگری‌های Groa، او بیان می‌کند که در راگناروک، یک روح سفید همراه با پسرش در این نبرد حاضر خواهند شد. می‌دانید نکته کجا است؟ در پیش‌گویی‌هایی که در آن تیر حضور دارد، خبری از کریتوس و آترئوس نیست و در طرف مقابل، در پیشگویی‌هایی که کریتوس و آترئوس هستند، خبری از تیر نیست.

تیر و فی، با یک برنامه‌ریزی دقیق، کریتوس را از سرزمینی دیگر وارد نورس کردند تا تمام معادلات اودین را به هم بزنند

پس داستان چگونه پیش خواهد رفت؟ این نظر من است: تیر با وجود غول‌ها و دیگر خدایان، شرایط خوبی را در راگناروگ تجربه نمی‌کنند. دنیا در حال نابودی است و این چیزی نیست که تیر انتظارش را داشت. همانطور که می‌دانید، ثور با ضربه محکمی که به درخت ایگدراسیل وارد می‌کند، یورمونگاندر را به گذشته می‌برد، سال‌ها قبل از شروع واقعه راگناروک. اما ممکن است همراه با او، خدایان و هیولاهای دیگری هم به گذشته سفر کرده باشند که یکی از آن‌ها هم تیر است. حالا تیر این فرصت را دارد تا اوضاع را به نفع خودش و البته به نفع نورس در راگناروک آینده رقم بزند. بنابراین او با همکاری فی تصمیم می‌گیرند تا برنامه‌ای جدید بچینند، یک نفر را پیدا کنند تا از پس گردن کلفت‌هایی مثل ثور و اودین بر بیاید. کدام پوست کلفتی می‌تواند از پس آن‌ها بر بیاید؟ کریتوس!‌ بنابراین تیر برای پیدا کردن قدرتمندترین شخص تمامی دنیاها، پا به سفر می‌گذارد، کریتوس را پیدا می‌کند و نقشه ورود او در نورس را می‌کشد. هیجان‌انگیز نیست؟ تازه اگر تمام اتفاقات یونان بر گردن خود تیر باشد تا او را به نورس بکشاند چی؟ نظرتان را حتما به من بگویید. تیر و فی با وارد کردن شخصی که در هیچ یک از پیشگویي‌ها وجود نداشت، به راحتی اودین را گول زدند.

اما این فقط تیر نیست که از آینده خبر دارد، بلکه اودین هم می‌داند که باید چه کاری انجام دهد. بنابراین فی و تیر پیش خود می‌گویند اگر اودین به دنبال ما باشد، اگر اودین تیر را دستگیر کند و فی باید همیشه پنهان شود، پس چه کسی راهنمای کریتوس خواهد بود؟ چه کسی او را با دنیای نورس آشنا کند؟ چه کسی کارهایی را انجام دهد که خود کریتوس قادر نیست؟ بنابراین آن‌ها فکری به ذهن‌شان می‌رسد؛ به دنیا آوردن پسری با قدرت‌هایی جادویی به نام لوکی! قدرت کریتوسِ پدر و جادوی غول‌ها در وجود لوکی،‌ او را به بهترین فرد برای ایستادن در کنار کریتوس تبدیل می‌کند تا اوضاع راگناروک را سر و سامان دهند. این داستان اوایل قسمت دوم God of War هم مبهم خواهد بود، تا زمانی که ما تیرِ زندانی شده در آسگارد را ملاقات کنیم و همه چیز را از زبان او بشنویم! این لحظه را تصور کنید که آترئوس در زندان آسگارد، برای اولین بار تیر را ملاقات کند و اولین دیالوگ تیر این باشد: «بالاخره اومدی پسر؟ خیلی منتظرت بودم». حقیقتا هیجان انگیز است!

فراموش نکنید که کریتوس و آترئوس برای ورود به معبد تیر، باید تبر خود را به آب می‌انداختند. دلیل این کار چه بود؟ تبر به نوعی یک کلید بود، کلیدی برای شناسایی کریتوس یا آترئوس توسط مار. آیا این نقشه از پیش تعیین شده به نظر نمی‌رسد؟ چه کسی جز کریتوس این تبر را در اختیار دارد تا آن را به آب بی‌اندازد و به معبد دسترسی پیدا کند؟ هیچ کس! این‌‌ها همگی یک نقشه از سوی فی و تیر است. آیا این از نظر شما محتمل‌ترین تئوری ممکن برای توضیح دادن شخصیت تیر، حضور کریتوس و به دنیا آمدن لوکی نیست؟ نظر خودتان را در مورد این تئوری به من بگویید.

اما قبل از اینکه به سراغ تئوری بعدی بروم، یک نکته خیلی خیلی خیلی ریز دیگر وجود دارد که چرا می‌گویم کریتوس، تیر نیست (حقیقتا از نوشتن جمله کریتوس تیر نیست و کریتوس تیر است خسته شدم). به تصویر زیر خوب دقت کنید:

gow

 با توجه به این که سانتا مونیکا روی تمامی طراح‌ها و نقش و نگارها حساسیت و وسواس خاصی به خرج داده است،‌ پس می‌توان به ریش‌های کریتوس هم گیر داد. در یکی از تصاویری که کریتوس در حال نبرد با بالدر است، ریش‌های او تا گوش‌هایش کشیده شده است. اما در تصویری که آن شخص در بغل آترئوس قرار گرفته، ریش‌های او کوتاه‌تر است. این نکته بیش از حد ریز بینانه است. اما می‌توان گفت پس او کریتوس نیست و قطعا تیر است که در کنار آترئوس جای گرفته.

تئوری چهارم: رابطه صمیمی یورمونگاند و تیر

ما در طی این چند مقاله در مورد مار عظیم‌الجثه میدگارد زیاد صحبت کردیم. این که چه‌قدر او مرموز است، چه‌قدر نقش مهمی دارد و اصلا چه کسی است. اما آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید که یورمونگاندر چه رابطه‌ای با تیر دارد؟ چرا دور معبد تیر می‌چرخد و تا قبل از حضور کریتوس، این معبد را مخفی کرده بود؟ در این بخش چندان به نکات جانبی نمی‌پردازم، به اندازه کافی از اون گفته‌ام. فقط دوست دارم در مورد رابطه عجیب تیر با یرومنونگاند و ارتش تیر صحبت کنم؛ ارتشی که شاید روزی در کنار کریتوس و آترئوس به نبرد بپردازند!

قطعا یکی از اتفاقاتی که در بازی ذهن شما را به خودش مشغول کرد، آن نقاشی‌هایی بودند که در هنگام پایین رفتن از آسانسوری که ما را به معبد تیر می‌رساند. من بر این باور هستم که هر یک از نقاشی‌ها و شِراین‌های دنیای بازی بی‌دلیل طراحی نشده‌اند و هرکدام از آن‌ها داستان منحصر به فرد خودشان را دارند. ما در طول مسیر با چهار تصویر رو به رو می‌شویم که هر کدام راز‌های خاصی را درون خود جای داده‌اند. به تصویر اول نگاه کنید:

 

God of War / خدای جنگ

در این تصویر ما تیر را می‌بینیم که ارتشی همراه خود دارد. مشخص نیست اوضاع از چه قرار است اما از این جهت به این تصویر اشاره کردم چرا که از نظر من، به آینده مجموعه رابطه مستقیم دارد. اگر داستان God of War را به خوبی دنبال کرده باشید، متوجه می‌شوید که تیر، ارتشی بزرگ و مخوف از جنس سنگ پنهان کرده است. تیر آن‌ها را به این شکل در آورد و نظرش این بود: «این ارتش، تنها نیروهایی هستند که برای آینده دنیا به آن‌ها نیاز دارم». این یکی از تئوری‌های من است:

همانطور که پیش‌تر گفتم، یکی از سه یا چهار ضلع نبرد راگناروک، کریتوس و پسرش هستند. اما این دو در برابر خدایان آسیر که در راس آن‌ها ثور و اودین قرار دارد، در برابر خدایان ونیر که در راس آن‌ها فریا و فریر قرار دارند و غول‌هایی که سرنوشت نامعلومی دارند، به تنهایی قادر نخواهند بود ایستادگی کنند. این دو، قطعا نیاز به نیروی پشتیبان دارند. شاید داستان بازی، این دو کاراکتر را با یکی از این ۳ جناح همراه کند، اما در غیر این صورت، ممکن است بخشی از داستان قسمت بعدی یا حتی قسمت سوم God of War، ما را به این ماجراجویی وا دارد تا به ارتشی که تیر آن‌‌ها را از جنس سنگ ساخته، جان دهیم و آن‌ها را تبدیل به هم پیمانان خود کنیم. به این صورت همه چیز برابر می‌شود و شاهد نبردی عظیم خواهیم بود. اگر خوب به تصویر نگاه کنید، متوجه خواهید شد که روی سپر تک تک سربازها، نشان تیر نقش بسته است. همچنین در پایین تصور شما ریشه‌های درخت ایگدراسیل را مشاهده خواهید کرد. تیر و ارتشش در حال رفتن به سمت این درخت هستند تا معبد او و جایی که بتوان بین ۹ قلمروی نورس سفر کرد را بسازند. یک نکته ریز دیگر هم وجود دارد؛ روی بادبان کشتی تیر، به جای اینکه شاهد علامت اختصاصی تیر باشیم، شاهد نقشی از یورمونگاند هستیم.

 

گاد آو وار / God of War

اوضاع در تصویر دوم جالب‌تر است. همانطور که می‌بینید، ریشه‌های درختی که در تصویر اول دیدیم اینجا با رسیدن به درخت به پایان می‌رسد. تیر را می‌بینیم که مشغول ساخت معبدش است، درست در کنار درخت ایگدراسیل تا بتواند از معبد خود به تمامی قلمروهای نورس دسترسی داشته باشد. دو نکته جالب دیگر وجود دارد. ما در این تصویر فی را می‌بینیم. همسر کریتوس و مادر لوکی. این نشان از رابطه بسیار خوب تیر با فی دارد. اما در ادامه شاهد یک زنجیر هستیم که ما را به تصویر بعد هدایت می‌کند:

گاد آو وار

زنجیر‌ها در تصویر سوم به یورمونگاندر می‌رسند. نمی‌دانم دقیقا منظور از این سه قاب چیست، شاید دروازه‌هایی به دیگر قلمروها هستند. اما مهم‌تر از آن این است که تیر،‌ آن قدر با یورمونگاندر ارتباط خوبی داشته که برای محافظت از معبد خود از او استفاده کرده است. در تصویر آخر و همانطور که در داستان بازی مشاهده کردیم، یورمونگاند به لطف سنگینی وزن و عظمت خود، باعث شد تا سطح آب بالا بیاید و نگذارد هر کسی وارد آن شود. یکی دیگر از نکات جالبی که کاربری از ردیت به آن اشاره کرد، طوماری بود که در راه بازگشت از هلهایم در اتاق مخفی اودین می‌بینیم. در این نامه نوشته شده بود: «با مار نمی‌توان سخن گفت، ولی نمی‌توان خصومت او با خدایان آسیر را انکار کرد. تا وقتی او حضور دارد، نفوذ به معبد تیر غیر ممکن است.»

گاد آو وار

مشخص است که تیر، فی و دیگر غول‌ها از یورمونگاند خواسته‌اند تا از این معبد محافظت کند؛ تا زمانی که چهره‌ای آشنا ببیند و راه را برای آن‌ها باز کند. آن چهره آشنا چه کسی است؟ لوکی! توگویی که همه چیز از قبل برنامه ریزی شده باشد. اگر دوستی یورمنگاند با تیر را با تئوری قبلی ادغام کنین، همه چیز بیشتر با عقل جور در می‌آید.

دو نکته دیگر حول محور یورمونگاندر بگوییم و رد شویم. یکی در مورد آن صدای شیپور مرموز است و دومی، تئوری بعدی است که شما را بیشتر به فکر فرو می‌برد.

ما در مقاله قبل در مورد آن صدای شیپور صحبت کردیم. این که چه کسانی می‌توانستند این شیپور را به صدا در بیاورند. اما اجازه بدهید یک گزینه محتمل دیگر را هم به جمع آن‌ها اضافه کنم؛ تیر!

اگر به یاد داشته باشید، کوری بارلوگ برای راهنمایی بازیکنان در جهت تشخصیص این که چه کسی این شیپور را به صدا در آورد گفت:

فکر می‌کنید او چه کسی باشد؟ چه کسی دائما به دنبال کریتوس و آترئوس است تا آن‌ها را پیدا کند؟

ما هنوز نمی‌دانیم تیر کجا است. آیا او زنده است؟ آیا جان سالم به در برده؟ یا آیا اسیر شده است؟ مشخص نیست. ولی این را می‌دانیم که تیر با یورمونگاند رابطه بسیار خوبی داشته است، در حدی که او را نگهبان معبد با ارزش خود قرار داد. از آن مهم‌تر، تیر قطعا می‌تواند با یورمونگاند صحبت کند. ولی نمی‌دانم، این یکی از بزرگ‌ترین سوالات بازی است که جواب دقیقی نمی‌توان برای آن یافت.

 

تئوری پنجم: خلاص شدن از شر ثور به کمک یورمونگاند

Upgrade

اما تئوری مهم دیگری که در مورد یورمونگاند وجود دارد، نبرد او با ثور است. خوب به این موضوع فکر کنید. یورومونگاند از آینده آمده است. او از نبرد راگناروک به زمان حال بازگشته و یک بار رو در روی ثور قرار گرفته است. بنابراین او به خوبی ثور را می‌شناسد و با نقاط ضعفش آشنایی دارد. می‌داند که با سم خود می‌تواند ثور را برای همیشه نابود کند. خب حالا حساب کنید: یورمونگاند دشمن خونین ثور است اما از طرفی با کریتوس رابطه خوبی دارد، پس به راحتی می‌تواند سم خود را در اختیار کریتوس قرار دهد تا در قسمت دوم یک بار برای همیشه با ثور خداحافظی کنیم و حتی او را دیگر در راگناروک هم نبینیم. مدرک می‌خواهید؟ بفرمایید:

این تئوری می‌تواند با تئوری اولی که نوشتم هم خوانی داشته باشد. اینکه در ابتدای بازی ثور به سراغ کریتوس می‌رود. کریتوس را آن قدر می‌زند که توانایی بلند شدن نداشته باشد (یا کشته شود و به هل یا والهالا برود) و سپس ثور آترئوس را با خود ببرد. حال کریتوس علاوه بر دیگر داستان‌های خود، به دنبال راهی برای مقابله با ثور می‌گردد. سپس متوجه می‌شود که سم یورمونگاند قادر به نابود کردن این خدای بی‌نهایت توانمند است. حال این جا باری دیگر در یک نبرد پایانی، کریتوس کار ثور را تمام می‌کند. این یکی از تئوری‌هایی است که می‌تواند به داستان قسمت دوم نزدیک باشد. شما چه فکر می‌کنید؟

 

تئوری ششم: چه می‌شد اگر دو ثور یا دو میولنیر در God of War داشتیم؟

این حرف جدی است، چه می‌شد اگر دو ثور در نورس وجود داشت؟ یا مثلا، چه می‌شد اگر دو چکش میولنیر در دنیای بازی وجود داشت؟ مثل تمامی تئوری‌های قبلی، برای این حرفم دلیلی وجود دارد. به تصاویر زیر نگاه کنید:

god of war / گاد آو وار

اگر به خوبی به شکل چکش میولنیر نگاه کنید، هر کدام ظاهری نسبتا متفاوت دارند. به نوعی بالای پتک‌ها عکس یکدیگر هستند. نکته مهم این است که ما یقینا می‌دانیم که مجسمه مربوط به شخصیت ثور است. اما آیا در مورد شخصیتی که در پایان بازی دیدیم مطمئن هستیم؟ همین موضوع برای من سوال ایجاد کرد که آیا اصلا آن شخص ثور است یا نه؟ اگر ثور است، پس چرا باید ظاهر پتک او با آن مجسمه و تصاویر مختلفش روی در و دیوار فرق داشته باشد؟ این موضوع به قدری من را کنجکاو کرد که به سراغ کوری بارلوگ در توییتر رفتم و او جوابی مبهم‌تر به من داد. هر چند انتظار نداشتم بیاید و همه چیز را شرح دهد، اما انتظار این راه هم نداشتم که پاسخی در مورد این نکته داستانی به من بدهد:

 

god of war

بنابراین چند سوال وجود دارد که واقعا جواب قطعی برای آن‌ها نمی‌توان پیدا کرد. سوال اول این است که آیا شخصی که در پایان بازی دیدیم واقعا خود ثور است؟ شاید آره شاید هم نه! نکته مهم ماجرا که شاید به آن دقت نکرده بودیم این است که ثور برای به دست گرفتم پتک میولنیر، باید دستکشی به دست کند تا بتواند به بهترین شکل آن را کنترل کند. در آن مجسمه‌ای هم که چکش با ظاهر متفاوت به دست گرفته، می‌توان دستکش ثور را دید. اما ما در صحنه آخر اصلا دستکشی در دستان او نمی‌بینیم پس حتما دسته‌ی این پتک این بار با اندازه صحیح ساخته شده است. داستان ساخته شدن چکش میولنیر را در مقاله‌های گذشته نوشته بودم و اینکه در نهایت حضور لوکی باعث شد تا چکش میولنیر دسته‌ای کوتاه داشته باشد و ثور مجبور باشد برای به دست گرفتن آن از دستکشی مخصوص استفاده کند. پس این که چرا در این صحنه ثور دستشکی به دست ندارد پاسخ داده می‌شود، چرا که تا پیش از این هنگام ساخته شدن میولنیر، اصلا لوکی وجود نداشت تا با خرابکاری‌هایش چنین مشکلی را به وجود بی‌آورد.

پس آیا دو چکش میولنیر در دنیای بازی وجود دارد؟ باز هم باید گفت شاید آره شاید هم نه! این بازی با وارد کردن بحث سفر در زمان، خیلی مسائل را پیچیده کرد و اصلا با آن داستان به شدت خطی نسخه‌های قبل رو به رو نیستیم. شاید حتی بتوان گفت زمانی که یورمونگاند به گذشته بازگشت، ثور هم با او به گذشته سفر کرده است. بنابراین ممکن است حتی ما دو ثور در دنیای بازی داشته باشیم!‌ اما بگذارید به یک مورد دیگه هم اشاره کنم. اگر به تمامی نقاشی‌های موجود در دنیای بازی نگاه کنیم، به پیش‌بینی‌ها و داستان‌های بسیار دور نورس بازی God of War دقت کنیم، ظاهر چکش ثور درست به مانند ظاهر آن در انتهای بازی است:

God of war

خب این حرف به چه معنا است؟ به تئوری تیر بازگردید. اینکه او به گذشته برگشته تا دوباره نقشه‌ای بکشد و اودین را زمین گیر کند، حال به خاطر این تغییرات، چکش در تکرار تاریخ این بار به شکلی دیگر ساخته شده است. امیدوارم منظورم را به خوبی گرفته باشید.

یک نکته نهایی دیگر؛ هنگامی که در آینده یا گذشته، ثور ضربه محکمی به یورمونگاند می‌زند و او به گذشته باز‌ می‌گردد، چکش ثور هم با خود به گذشته می‌آورد. در یکی از دیالوگ‌های فریا، او می‌گوید که «ثور با مار می‌جنگند، مار به گذشته سفر می‌کند و ثور با دستان خالی باز می‌گردد». این مورد ذهن من را به خود مشغول کرد که این امکان وجود دارد تا چکش قدیمی ثور حالا درون شکم یورمونگاند باشد و ثور با چکش جدید که ظاهر جدیدی هم دارد حالا به مبارزه با کریتوس آمده است.

شاید هم همه‌ی این‌ها یک اتفاق ساده به خاطر همین سفر در زمان است و یک ثور و یک چکش بیشتر وجود نداشته باشد. شما چه فکری می‌کنید؟ به نظر شما راز پشت پرده ظاهر چکش ثور در مجسمه و نقاشی‌ها با ظاهر چکش او در صحنه آخر چیست؟

 

تئوری هفتم: سلاح جدید کریتوس

این را به عنوان یک زنگ‌ تفریح در بین دیگر تئوری‌های داستانی قرار دادم. در حال حاضر کریتوس یک تبر قدرتمند و دو شمشیر آشوب خود را در اختیار دارد. اما سازندگان بازی هر طور که شده باید تنوع گیم‌پلی را در نسخه بعدی افزایش دهند. همانطور که می‌دانید، تبر لوایتن کریتوس، اسلحه‌ای خیالی، زاده از ذهن استودیو سانتا مونیکا بود، ولی اگر بر این فرض بگیریم که سانتامونیکا قصد دارد یک اسلحه جدید به بازی اضافه کند و این اسلحه هم از دنیای نورس باشد، چند گزینه محتمل پیش رو داریم. گزینه اول نیزه بزرگ تیر است. گاه و بی‌گاه ما نیزه او را در طول بازی و آن مجسمه بزرگش در میدگارد دیده‌ایم. اگر یک درصد تیر زنده نباشد، اگر دیگر قدرت لازم برای استفاده از آن نیزه را نداشته باشد، یا اگر طبق تئوری های موجود، کریتوس همان تیر باشد، پس چرا از نیزه او برای نبرد استفاده نکنیم؟ نیزه می‌تواند یک گیم‌پلی و سیستم مبارزات کاملا جدید را در کنار تبر لوایتن و شمشیرهای جاودان کریتوس برای بازیکنان به ارمغان بیاورد. یک نیزه قدرتمند که آن را به لطف بازوهای تنومند کریتوس به سمت یک ترول پرتاب کنیم تا تبدیل به یک اثر هنری کوبیده شده به دیوارها و درخت‌ها شود.

به نظر شما سانتامونیکا باز هم روی تبر کریتوس تمرکز می‌کند یا این بار با کشتن ثور، میولنیر را در دست خواهد گرفت؟ یا شاید هم نیزه تیر!

گزینه دوم چیزی نیست جز چکش ثور. همانطور که گفتم، شاید ما شاهد دو چکش میولنیر در دنیای بازی باشیم. اما خب اگر هم اینطور نبود، شاید ثور در طول قسمت دوم بازی کشته شود. نکته بسیار مهم ماجرا این است که چکش میولنیر بی‌نهایت قوی است، بسیار قوی‌تر از شمشیرهای کریتوس و تبر لوایتن؛ وقتی ثور با یک ضربه می‌تواند یک غول را از پای درآورد، انتظار که ندارید از اسلحه‌های کریتوس دفاع کنم؟ اما تنها فرض این که کریتوس زمانی این چکش را در دست بگیرد، بی‌نهایت لذت بخش است. هرچند اگر این چکش اسلحه جدید کریتوس باشد، شاهد مکانیسم مبارزات جدیدی نخواهیم بود و عملکردی شبیه به همان لوایاتان اما با قدرتی کوبنده‌تر از حد تصور را شاهد خواهیم بود.

اما گزینه سوم می‌تواند یک شمشیر باشد! اما چه شمشیری؟ ما در دنیای نورس چند شمشیر قدرتمند داریم. آن‌ها به پای عظمت نیزه گنگنیر اودین یا چکش میولنیر ثور نمی‌رسند، اما خب قدرت‌های خاص خودشان را دارند که می‌توانند در دستان کریتوس یا پسرش آترئوس جای بگیرند.

Gungir / اودین

یکی از این شمشیرها، شمشیر فریر، برادر فریا است. جالب است بدانید که این شمشیر، بر عکس تمامی اسلحه‌های دنیای نورس، هیچ اسمی نداشته است، اما خب چرا می‌تواند یکی از گزینه‌های احتمالی باشد؟ این شمشیر، آن قدر جادویی بود که قادر است خود به خود با دشمنان مبارزه کند! هر چند در داستان‌های نورس آمده است که فریر، برای ازدواج با غولی زیبا به نام گرد، این شمشیر ارزشمند را پیشکش می‌کند. اما فریر در روز راگناروک، از چنین عملی به شدت پشیمان می‌شود، چرا که او اولین خدایی بود که در نبرد راگناروک توسط غول عظیم‌الجثه سورت کشته می‌شود و قبل از مردن، با خود زمزمه می‌کند که اگر من آن شمشیر را هنوز در اختیار داشتم، می‌توانستم سرنوشت را جوری دیگر رقم بزنم. از آن جایی که در یکی از نقاشی‌های بازی، سورت شمشیر خودش را در اختیار دارد، بنابراین می‌توان این احتمال را داد که ما با فریر رو به رو شویم تا این شمشیر را از آن خود کنیم.

یک اسلحه جدید قطعا می‌تواند تنوع خوبی به بازی ببخشد

شمشیر بعدی اوضاع جالبتری دارد؛ گرام. این شمشیر که نام آن به معنای خشم است، به شدت شما را به یاد شمشیر افسانه‌ای اکسکالیبور می‌اندازد. این شمشیر زمانی در اختیار اودین بود، اما روزی روزگاری، او این شمشیر را در قلب یک درخت بلوط قرار می‌دهد و می‌گوید هر کسی که توانایی این را داشته باشد تا این شمشیر را از دل این درخت بیرون بیاورد، می‌تواند تبدیل به برنده همیشگی نبردها باشد و به قدرت بالایی برسد. در نهایت زیگورد، یکی از پهلوانان دنیای نورس، توانست این شمشیر را بیرون بکشد و در نبرد اژدهایی به نام فافنیر پیروز شود. البته یاد آور شوم از آن جایی که کریتوس به کل هر افسانه‌ای که در مورد نورس می‌شناختیم را دگرگون کرد، در طول قسمت اول با فافنیر هم ملاقات کردیم؛ یکی از اژدهایانی که آزادش کردیم.

شمشیر دیگری در نورس وجود دارد که کار ساخت آن‌ها هم توسط دو دورف انجام شده است. روزی نوه‌ی اودین در طول سفر خود دو دورف را دستگیر می‌کند و بهترین استفاده‌ای که از آن‌ها می‌توانست ببرد، دستور ساخت یک شمشیر جادویی بود. این شمشیر دسته‌ای از جنس طلا داشت و هرگز از دست صاحبش جدا نمی‌شد و به قدری تیز بود که می‌توانست هر چیزی از جنس فلز و فولاد را به دو نیم تقسیم کند. اما از آن جایی که دورف‌ها راضی به ساخت این شمشیر نبودند، نفرینی روی آن قرار دادند. این نفرین باعث می‌شد هر بار که صاحب شمشیر آن را از غلاف بیرون بکشد، باید خون یک نفر را بریزد و آن را بکشد تا بتوان آن را به غلاف بازگرداند. این نفرین بعدها باعث شد تا نوه اودین توسط خود شمشیر کشته شود. این شمشیر به قدری مخوف بود که کسی نمی‌توانست از صاحب شدن آن بگذرد، اما شمشیر تک تک آن‌ها را کشت تا اینکه روزی نفرین این شمشیر از بین رفت. این شمشیر Tyrfing نام داشت.

 

Freya / والکیری

 تئوری هشتم؛ خاندان ملکه والکیری‌ها، نقش پر رنگ‌تر دورف‌ها، جادوی خاکستر فِی روی غول‌ها

 مسئله‌ای که شاید زیاد به آن توجه نشده است، دسته دوم خدایانی هستند که ونیر نام دارند. آن‌ها از خاندان فریا هستند و پادشاه آن‌ها نیز برادر او است که فریر نام دارد. در قسمت اول God of War، خدایان زیادی را ملاقات نکردیم. فریا، پسرش بالدر و ماگی و مودی. اما قسمت دوم فرق خواهد داشت. کریتوس و پسرش هر دو دسته از خدایان را عصبانی کرده‌اند. بناربراین بهتر است تمام توجهات را به سمت خدایان آسیر که در بین آن‌ها ثور و اودین حضور دارند متمرکز نکنیم. اگر به خاطر داشته باشید، ما در خانه فریا یک بار نمایی از قلمرو خدایان ونیر را دیدیم و بعید است که به آن‌ جا سفر نکنیم. اما دلیل سفر چه می‌تواند باشد؟ تئوری‌های زیادی در این مورد روی میز نداریم، اما خود فریا، یکی از مهم‌ترین عناصری است که می‌تواند پای ما را به ونهایم، قلمروی خدایان ونیر بکشاند. البته دقت کنید که خانواده فریا هم او را رها کرده‌اند و بعید است او را حمایت کنند، اما باید دید داستان چطور پیش می‌رود.

علاوه بر فریا و خاندانش، یک نژاد دیگر را نباید فراموش کنید؛ دورف‌‌ها. این نژاد در دنیای نورس، به شدت باهوش هستند و هر چیزی را می‌توانند بسازند. دورف‌ها در نیداولیر «Nidavellir» زندگی می‌کنند. در قسمت دوم، قطعا بیشتر و بیشتر با بروک و سیندری سر و کار خواهیم داشت. هر چه که باشد، این دو شخص، میولنیر و لوایتن را ساخته‌اند؛ دو ابزاری که قرار است دو تن از قدرتمندترین خدایان روزگار را به جان هم بی‌اندازد. البته من فکر می‌کنم ثور به شدت از دست بروک و سیندری عصبانی است چرا که آن‌ها دور از چشمان او، اسلحه لوایتن را برای دشمنانش ساختند. شاید کشته شدن یکی از دو نفر بتواند یک بار احساسی جدید را هم به بازی اضافه کند، چرا که ما دوست‌شان داریم، مگر نه؟ همچنین ممکن است یک تورِ دورف‌گردی در سرزمین آن‌ها هم در نسخه بعدی داشته باشیم. حالا به هر دلیلی پای کریتوس به آن جا باز خواهد شد. با توجه به قدرت ساخت و ساز دورف‌ها و جادویی که در اختیار دارند، می‌توان شرط را روی یک اسلحه یا ابزار جدید برای کریتوس بست.

در خاکستر فی، صد در صد جادویی مرموز وجود دارد؛ این که کارش چیست، نمی‌دانیم!

و در نهایت فی.. همسر مرموز کریتوس و مادر پر رمز و راز لوکی. قصد پیچیده کردن ماجرا را ندارم، اما دوست دارم دو مسئله را در بخش نهایی مطلب بیان کنم. سوال اول این است: فی پس از مرگ کجا رفت؟ می‌دانیم که در نورس، مردگان پس از مرگ به یا به والهالا می‌روند یا به هل. اما طبق دیالوگ‌هایی که در طول داستان بازی داشتیم، فقط افرادی به والهالا می‌روند که در نبردی شجاعانه یا با افتخار کشته شده باشند. اما در طرف مقابل، کهولت سن یا مرگ به صورت عادی، از دلایل رفتن مردگان به سمت هل است. بنابراین اگر فی واقعا مرده باشد، او جایی نمی‌رود به جز هل! بنابراین شاید بتوان در قسمت بعدی او را ملاقات کرد، مگر اینکه داستان به نوعی دیگر رقم خورده باشد.

اما قطعا خیلی از شما در مورد خاکستر فی و پخش کردن آن در بلندترین قله سرزمین غول‌ها مشکوک شده‌اید. اما چرا باید به جادویی بودن این خاکستر مشکوک شویم؟ اگر به خاطر داشته باشید، ما در ابتدای بازی درختی با نشانه دست طلایی فی را قطع می‌کنیم و جسد او را با چوب این درخت آتش می‌زنیم. همانطور که در مقاله قبلی خواندید، این درخت تسخیر شده از جادویی بود که از خانه کریتوس محافظت می‌کرد. پس صد در صد خاکستر فی حاوی جادویی است که فکر می‌کنم یک بلایی سر غول‌های کشته شده بیاورد. یا شاید غول‌هایی وجود داشته باشند که هنوز زنده هستند! چرا که ما فقط بخشی از سرزمین غول‌ها را دیدیم.

نظر شما چیست؟‌

تئوری آخر: آیا کریتوس در قسمت بعدی برای همیشه کشته خواهد شد؟

نه!

God of war / خدای جنگ

منبع تصاویر: Eric Persson، Ben Judd، johan grenier، Filip Ivanović


سرانجام پس از انتشار شایعات متعدد، وان‌پلاس و مک‌لارن امروز به‌صورت رسمی نسخه‌ی ویژه وان‌پلاس 6T را با ۱۰ گیگابایت رم و شارژ ۳۰واتی رونمایی کردند.

وان‌پلاس و مک‌لارن به‌تازگی نسخه‌ی ویژه‌ی جدیدی از گوشی هوشمند وان‌پلاس 6 تی به‌نام وان‌پلاس 6T McLaren Edition را رونمایی کردند که با عنوان نسخه‌ی Speed Orange نیز شناخته می‌شود. این دستگاه که امروز سه‌شنبه در بریتانیا و در کنفرانس خبری دو شرکت معرفی شد، براساس شایعات پیشین، درحقیقت مدل قدرتمندتر وان‌پلاس ۶ تی معمولی محسوب می‌شود. درزمینه‌ی ویژگی‌های جدید، وان‌پلاس ۶ تی مک‌لارن ادیشن به شارژ سریع Warp Charge 30 مجهز است که فناوری به‌مراتب سریع‌تری از نسخه‌ی موجود در وان‌پلاس ۶ تی معمولی به‌حساب می‌آید.

OnePlus 6T McLaren Edition

وان‌ پلاس 6T معمولی به‌همراه شارژ سریع ۲۰واتی عرضه می‌شود که ازجمله سریع‌ترین شارژهای موجود در بازار محسوب می‌شود. بااین‌حال، وان‌پلاس تصمیم گرفت در نسخه‌ی ویژه‌ی گوشی جدیدش شارژ را بهبود دهد و اکنون، نرخ انتقال انرژی را به ۳۰ وات افزایش داده است. این شرکت ادعا می‌کند این فناوری شارژ‌ جدید در مدت تنها ۲۰ دقیقه می‌تواند باتری دستگاه را تا ۵۰درصد ظرفیت اسمی شارژ کند. علاوه‌براین، وان‌پلاس همانند فناوری به‌کاررفته در وان‌پلاس ۶ تی ادعا می‌کند شارژ‌ گوشی کاهش سرعت آن یا ایجاد گرمای بیش‌ازاندازه را به‌دنبال نخواهد داشت.

OnePlus 6T McLaren Edition

ارتقای فناوری شارژ تنها تغییر درخورتوجه مک‌لارن ادیشن درمقایسه‌با نسخه‌ی معمولی ۶ تی محسوب نمی‌شود؛‌ زیرا گوشی جدید وان‌پلاس به‌همراه ۱۰ گیگابایت رم عرضه می‌شود. این درحالی است که وان‌پلاس ۶ تی معمولی در دو نسخه‌ی ۶ و ۸گیگابایتی عرضه شده بود. درحقیقت، مک‌لارن ادیشن نخستین گوشی هوشمند با برند وان‌پلاس محسوب می‌شود که به ۱۰ گیگابایت رم مجهز است. درزمینه‌ی حافظه‌ی داخلی، این گوشی همچون رده‌بالاترین نسخه‌ی وان‌پلاس ۶ تی، از ظرفیت ذخیره‌سازی ۲۵۶ گیگابایت بهره می‌برد.

وان‌پلاس به‌منظور ایجاد تمایز بین مک‌لارن ادیشن و نسخه‌ی معمولی، لبه‌های پشت گوشی را به رنگ نارنجی پاپایای مک‌لارن درآورده؛ اما رنگ غالب در پشت و روی گوشی مشکی است. الگویی که زیر شیشه‌ی به‌کاررفته در مک‌لارن ادیشن به‌چشم می‌خورد، براساس الیاف کربن مک‌لارن طراحی شده که خصوصیتی برای ایجاد تمایز در گوشی محسوب می‌شود. به‌کارگیری الیاف کربن مک‌لارن به سال ۱۹۸۱ بازمی‌گردد و تابه‌امروز استفاده می‌شود. مک‌لارن ادیشن همچنین به‌همراه کابل شیلددار به رنگ نارنجی پاپایا و شارژر ۳۰واتی عرضه می‌شود و همان‌طورکه انتظار می‌رود، لوگوی مک‌لارن نیز در پشت گوشی حک شده است.

OnePlus 6T McLaren Edition

وان‌پلاس اعلام کرد ۶ تی مک‌لارن ادیشن از ۱۳دسامبر (مصادف با ۲۲آذر) در بازارهای اروپای‌غربی و آمریکای‌شمالی عرضه می‌شود و چین و کشورهای حوزه اسکاندیناوی نیز اندکی بعد می‌توانند این گوشی را بخرند. قیمت مک‌لارن ادیشن در ایالات متحده‌ی آمریکا ۶۹۹ دلار و در اروپا ۶۹۹ یورو است.

وان‌پلاس ۶ تی معمولی در ماه اکتبر امسال معرفی شد و در اصل، با رنگ‌های مشکی میرور و مشکی میدنایت از راه رسید. نسخه‌ی بنفش‌رنگ این گوشی نیز اندکی بعد معرفی شد و اکنون، نسخه‌ی ویژه‌ی مک‌لارن ادیشن نیز به‌زودی به‌دست مشتریان می‌رسد. وان‌پلاس ۶ تی به پردازنده‌ی هشت‌هسته‌‌ای و ۶۴بیتی اسنپدراگون ۸۴۵ کوالکام مجهز است و در سه نسخه با رم‌های ۶ و ۸ و ۱۰ گیگابایت عرضه می‌شود. با‌این‌حال و همان‌طورکه اشاره شد، نسخه‌ی مجهز به رم ۱۰گیگابایتی متعلق به مک‌لارن ادیشن است. این گوشی از نمایشگر ۶.۴۱اینچی Optic AMOLED با وضوح تصویر FullHD و باتری با ظرفیت ۳۷۰۰ میلی‌آمپر ساعت بهره می‌برد. پرچم‌دار وان‌پلاس همچنین مجهز به حسگر اثرانگشت یکپارچه با نمایشگر است که آن را اسکرین آنلاک می‌نامد. این گوشی اندروید ۹ (Pie) را به‌همراه رابط کاربری Oxygenos وان‌پلاس اجرا می‌کند. درنهایت، گوشی از فلز و شیشه ساخته شده و از حاشیه‌های بسیار نازک و بریدگی قطره‌مانند برخوردار است.

وان‌پلاس مک‌لارن ادیشن نخستین نسخه‌ی ویژه‌ای از گوشی هوشمند وان‌پلاس محسوب می‌شود که مقدار رم آن در‌مقایسه‌با مدل اصلی ارتقا یافته است و فناوری شارژ‌ قدرتمندتری نیز دارد. این گوشی هوشمند به‌طرز درخورملاحظه‌ای از وان‌پلاس ۶ تی معمولی گران‌تر است؛ درنتیجه، باید منتظر ماند و دید کابران برای به‌دست‌آوردن رم بیشتر و فناوری شارژ‌ سریع‌تر و طراحی منحصربه‌فرد، حاضر به پرداخت چنین اختلاف قیمتی خواهند بود یا خیر.

تشکوه؛ کوه همیشه سوزان در خوزستان

  • کفش
  • دسامبر 12, 2018
بدون دیدگاه


تشکوه یکی از شگفتی‌های طبیعی استان خوزستان است حفره‌های آن مانند چشمه‌هایی هستند که جای آب سرد آتش گرم از درون آنها بیرون می‌جهد.

مقاله های مرتبط:

این کوه سوزان و آتشین رامهرمز موسوم به «تشکوه» از گذشته‌های دور تا به امروز در حال سوختن است و گردشگران بسیاری را به خصوص هنگام شب به سوی خود جلب می‌کند. این تپه‌ها که صدها شعله رنگی آتش را در خود جای داده، چشم هر بیننده‌ای را به خود خیره می‌کند. تشکوه یا کوه آتشین از جاذبه‌های گردشگری استان خوزستان و دیدنی‌های رامهرمز بوده و در فهرست میراث ملی نیز ثبت شده است.

تشکوه

موقعیت جغرافیایی تشکوه

این کوه در امتداد روستای ماماتین در جاده رامهرمز به سمت رود زرد و در مسیر خدیجه و ماماتین بعد از روستای گنبد لران قرار دارد. اما با وجود این جذابیت و شگفتی بی‌بدیل طبیعت، گردشگران برای رسیدن به این منطقه باید از مردم محلی کمک بگیرند، زیرا هیچ تابلویی برای نشان دادن این جاذبه گردشگری وجود ندارد.

دلایل علمی سوختن تشکوه

به گفته‌ی کارشناسان زمین‌شناسی دلیل شعله‌ور شدن آتش کوه، گوگرد موجود در زمین و متصاعد شدن گاز طبیعی از عمق زمین به سطح است. گازهای هیدروکربوری از لایه‌های مختلف زمین عبور می‌کنند و از هر درز و شکافی در سطح زمین به بیرون نشت کرده و شعله‌ور می‌شوند؛ به طوری که هنگام شب، نور سوختن این گاز بیشتر دیده می‌شود. نکته جالب توجه این است که در مجاورت تشکوه به دلیل وجود گاز متصاعد شده در هوا نمی‌توان آتش دیگری روشن کرد.

تشکوه

وجه تسمیه نام تشکوه

تش در زبان محلی به معنای آتش است و به دلیل همین شعله‌های کوچک و بزرگ آن را تشکوه نامیده‌اند. روشنی آتش این کوه در تاریکی شب جلوه زیبایی به منطقه می‌دهد به گونه‌ای که تا به حال گردشگران بسیاری را در ساعات شب به سوی خود کشانده است.

جاذبه‌های طبیعی مشابه

غیر از تشکوه در نزدیکی شهر صنعتی امیدیه و منطقه آغاجاری هم کوهی وجود دارد که مردم محلی آن را کوه سوخته می‌نامند. از لابه‌لای خاک و سنگ‌های کوه سوخته زبانه‌های آتش بیرون می‌آید و دود سیاهی روانه آسمان می‌شود. تیرگی این دود باعث می‌شود تا فضای اطراف چشمه‌های آتش این کوه نیز سیاه رنگ به نظر برسد. کوه سوخته کوچک‌تر از تشکوه است و رنگ سیاهش آن را از سلسله جبال اطراف مجزا کرده است. در قله کوه در اثر زمین لغزش یا رانش زمین شکاف عمیقی وجود دارد که دهانه اصلی خروج گاز بوده و آتش از درون آن شعله‌ور است.

تشکوه

کوه سوخته امیدیه به دلیل شکل و شمایل ظاهری و آثار و شواهد هیدروکربوری در سطح زمین یک اثر ژئوتوریسمی ارزشمند و گرانبهای زمین‌شناسی است که نه تنها برای زمین‌شناسان، بلکه برای همه علاقه‌مندان به طبیعت جذاب و دیدنی است.

منابع تصویر از: ویکی مدیا

عکس کاور از: صفحه اینستاگرام اشراقیسم

راهنمای جامع مقیاس پذیری استارتاپ

  • کفش
  • دسامبر 12, 2018
بدون دیدگاه


توسعه‌ی کسب‌وکار از مراحل آغازین راه‌اندازی استارتاپ تا زمان تبدیل به شرکت بزرگ و باثبات، مستلزم تلاش‌های پیگیرانه و دائمی است. تقریبا همه‌ی کارآفرینان رؤیای روزی را درسر می‌پرورانند که با اطمینان از جذب سرمایه و کسب درآمد و سود کافی، فرایندهای تولید و عرضه‌ی محصولات خود را گسترش دهند. باوجوداین، آمار بالای شکست استارتاپ‌ها نشان می‌دهد اغلبِ آن‌ها به رؤیاهای خود دست پیدا نمی‌کنند.

تاکنون، در مطالب مختلفی عوامل و موانع رشد کسب‌وکار را بررسی کرده‌ایم. در این مقاله، سعی می‌کنیم همه‌ی این عوامل و نکات ضروری مقیاس‌پذیری را به‌طور خلاصه و واضح کنارهم قرار دهیم و راهنمای مناسبی برای کارآفرینانی فراهم کنیم که به مرحله‌ی رشد یا مقیاس‌پذیری کسب‌وکار رسیده‌اند.

Growth vs. Scaling

رشد یا مقیاس‌پذیری؟

معمولا اصطلاحات رشد و مقیاس‌پذیری هم‌زمان یا حتی به‌جای یکدیگر به‌کار می‌روند، اما واقعا تفاوت این دو را باید بدانیم. در دنیای کسب‌وکار، رشد به این معنی است که درآمدها و هزینه‌های شرکت با سرعتی بسیار مشابه افزایش پیدا کنند. به‌عنوان‌ مثال، وقتی مشتریان بیشتری جذب می‌کنید، برای پاسخ‌گویی به آن‌ها باید کارمندان بیشتری استخدام کنید. بنابراین، درآمد شما با تفاوتی جزئی درمقایسه‌با هزینه‌ها افزایش می‌یابد. درمقابل، وقتی از مقیاس‌پذیری صحبت می‌کنیم، وضعیت کاملا فرق می‌کند. زمانی‌که کسب‌وکار به مقیاس‌پذیری می‌رسد، لزوما برای کسب درآمد بالاتر، هزینه‌های بیشتری متحمل نمی‌شوید. برای نمونه، شرکت گوگل را تصور کنید. مقیاس‌پذیری به این معنا است که در مدت‌زمانی کوتاه، مشتریان بسیار زیادی جذب می‌کنید؛ اما درعین‌حال، برای خدمت به آن‌ها با نرخ پایین‌تری سرمایه‌گذاری می‌کنید.

time to scale up startup

بهترین زمان برای مقیاس‌پذیری استارتاپ

طبق داده‌های تحقیقاتی، حدود ۷۴درصد از استارتاپ‌ها به‌دلیل مقیاس‌پذیری زودهنگام شکست می‌خورند. به‌همین‌دلیل، تشخیص زمان مناسب برای مقیاس‌پذیری یکی از تصمیمات مرگ‌و‌زندگی کسب‌وکار شناخته می‌شود. کارشناسان توصیه می‌کنند پیش از برداشتن این گام بزرگ، از وجود چهار نشانه‌ی زیر را در استارتاپ خود مطمئن شوید:

۱. به اهداف قبلی تعیین‌شده دست پیدا کرده‌اید

این نشانه نخستین و واضح‌ترین نشانه‌ی مقیاس‌پذیری استارتاپ است. بنیان‌گذاران در مراحل اولیه‌ی راه‌اندازی استارتاپ، داده‌ها و اطلاعات ضروری را برای پیش‌بینی درآمد و هزینه‌ها و تعیین اهداف میانی بعدی دراختیار ندارند. ازاین‌رو، معمولا هدف‌گذاری‌های خود را طبق آمار صنعت پیش می‌برند.

بااین‌حال، وقتی متوجه شدید اهداف قبلی را هوشمندانه و با موفقیت پشت‌سر گذاشته‌اید، به حرکت روبه‌جلوی کسب‌وکارتان می‌توانید فکر کنید.

Strong Cashflow

۲. جریان نقدی

صرف‌نظر از اینکه کسب‌وکار یا استارتاپی را اداره می‌کنید، درهرصورت رشد، مستلزم سرمایه‌گذاری‌های مالی است. در این مرحله، صرفا کافی نیست استارتاپتان به سودآوری رسیده باشد. به‌منظور تصمیم‌گیری آگاهانه درباره‌ی مقیاس‌پذیری باید درآمد جاری را به‌صورت دقیق تجزیه‌وتحلیل کنید.

اگر به‌دلیل مقیاس‌پذیری مجبور شوید بخشی از این پول را سرمایه‌گذاری کنید، جریان درآمدی‌تان به‌شدت آسیب می‌بیند؟ اگر برنامه‌های توسعه به‌خوبی پیش نرود، چه‌ کاری می‌توانید انجام دهید؟ مهم‌ترین عامل این مرحله، توانایی کنترل هزینه‌ها و پیش‌بینی سود است. ابتدا به منابع لازم بیندیشید. فهرستی از هزینه‌های دائمی و هزینه‌های ثابت استارتاپ فراهم کنید. سپس، هزینه‌های تقریبی را محاسبه و بررسی کنید آیا امکان این سرمایه‌گذاری را دارید یا خیر. به‌یاد داشته باشید سرمایه‌گذاری در طول یک ماه اول بازدهی نخواهد داشت. حداقل زمان لازم برای بازگشت سرمایه را چهار ماه برآورد کرده‌اند.

گاهی اوقات هم برای مقیاس‌پذیری به جذب سرمایه‌گذار احتیاج دارید. در این حالت، باید به سرمایه‌گذاران ثابت کنید استارتاپتان با خطر شکست مواجه نیست.

 FROM STARTUP TO SCALEUP

۳. سیستم‌های IT کارا

اگر از نرم‌افزارهای کسب‌وکار استفاده می‌کنید، باید اطمینان مطمئن شوید سیستم‌های IT می‌توانند فشار رشد مشتریان پایه را تاب بیاورند. مقیاس‌پذیری به این معنی است که باید اطلاعات بیشتری ذخیره کنید. اگر سیستم‌های IT صرفا از عهده‌ی مقیاس‌های کوچک برآیند، در دوران توسعه با مشکلات جدی مواجه می‌شوید. اگر از نرم‌افزاری استفاده می‌کنید که به‌راحتی می‌تواند وظایف جدی را مدیریت و حجم بالای اطلاعات را ذخیره کند، از مقیاس‌پذیری کسب‌وکارتان نترسید.

۴. تیم خوب

کارمندان پویا و کارا زیربنای موفقیت کسب‌وکار هستند. با نگاهی نزدیک‌تر و دقیق‌تر کارمندان را ارزیابی کنید: آن‌ها آماده‌اند ایده‌های نوآورانه‌ای به پروژه‌ی شما ارائه دهند؟ توانایی برعهده‌گرفتن وظایف جدید را دارند؟ بدون شک، بسیاری از اعضای تیم در جایگاه فعلی خود عملکرد بسیار خوبی دارند؛ اما لزوما تضمینی وجود ندارد وظایف جدید را هم به همان خوبی تکمیل کنند. همچنین، شاید کارمندان وظایف جدید را به‌عنوان مشکلاتی هیجان‌انگیز ببینند و  به‌تبع، بهره‌وری و ایده‌های خلاقانه‌ی استارتاپ را افزایش دهند. اگر سناریوی اول را محتمل می‌دانید، بهتر است درباره‌ی مقیاس‌پذیری بااحتیاط عمل کنید. در بخش‌های بعدی، درباره‌ی نقش نیروی انسانی در مقیاس‌پذیری استارتاپ بیشتر صحبت می‌کنیم.

آماده‌سازی استارتاپ

پس‌ازاینکه مطمئن شدید استارتاپی مقیاس‌پذیر را اداره می‌کنید، فرایند زیر را دنبال کنید:

Develop right strategy

۱. استراتژی مناسب را توسعه دهید

بدون تردید هر شرکت باید طبق استراتژی حساب‌شده‌ای حرکت کند؛ اما نیازی نیست مسئله را زیاد پیچیده کنید. در مرحله‌ی اول، استراتژی شما باید فهرستی از قوت‌ها و ضعف‌ها و چشم‌انداز استارتاپ را پوشش دهد. در مرحله‌ی دوم، برپایه‌ی این اطلاعات اهدافی برای هر سه ماه و سپس برای یک سال تعیین کنید. نکته‌ی مهم این است که اطلاعات مربوط‌به سرمایه‌گذاران و تجزیه‌وتحلیل بازار را هم در استراتژی خود لحاظ کنید.

در مرحله‌ی آماده‌سازی استارتاپ، از مشاوره‌گرفتن دریغ نکنید. با متخصصان و بنیان‌گذارانی ارتباط داشته باشید که پیش‌ازاین، کسب‌وکار خود را توسعه داده‌اند. در رویدادهایی که شرکت کنید که تخصصی برای کارآفرینان و مؤسسان استارتاپ‌ها برگزار می‌شود.

۲. روی تکنولوژی سرمایه‌گذاری کنید

اگر هریک از جوانب استارتاپتان بیش‌ازحد به نیروی کار فشار بیاورد، هنوز به مرحله‌ی مقیاس‌پذیری نرسیده‌اید. در عصر دیجیتال، زندگی می‌کنیم و گزینه‌های مختلفی برای تسهیل فرایندها وجود دارد.

CRM system

سیستم CRM

همان‌طورکه اشاره کردیم، مقیاس‌پذیری با رشد فراوان مشتریان همراه است؛ ازاین‌رو، باید بهبود تجربه‌ی کاربران را یکی از اولویت‌هایتان بدانید. نرم‌افزار مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) کمک می‌کند با سازمان‌دهی و ذخیره‌ی اطلاعات مرتبط‌با مشتریان، تعاملات شرکت با آن‌ها را کنترل و مدیریت کنید. به کمک این داده‌ها می‌توانید سریع‌تر به سؤالات مشتری پاسخ دهید و استراتژی بازاریابی را باتوجه‌به نیازهای مشتریان بهبود دهید و الگوهای خرید آن‌ها را تجزیه‌وتحلیل کنید.

پردازش ابری

همان‌طورکه گفتیم، در دوران مقیاس‌پذیری باید میزان اطلاعات بیشتری را ذخیره کنید. رایانش ابری فرصتی برای تحقق تقاضای بیشتر با حداقل منابع و سرمایه‌گذاری فراهم می‌کند. به‌علاوه فناوری ابری، قابلیت دسترسی را تا حدود زیادی افزایش می‌دهد. تصور کنید یکی از مشتریان در ساعات غیرمنتظره به کمک فوری نیاز پیدا کند. در این وضعیت، اگر کارمندان به اطلاعات لازم برای حل مشکل دسترسی نداشته باشند، چگونه می‌توانند به مشتری کمک کنند؟ با استفاده از سیستم CRM مبتنی بر ابر، فقط با چند کلیک به داده‌ها دسترسی خواهند داشت. اگر کسب‌وکارتان مستقیما به اینترنت متصل است، برای مدیریت و پیشبرد پروژه‌ها به فضایی انعطاف‌پذیر نیاز دارید. محاسبات ابری می‌تواند چنین فضایی را برای شما فراهم کند. افزون‌براین، تمام زیرساخت‌های فناوری اطلاعات پروژه‌ها را می‌توانید برون‌سپاری کنید. بدین‌ترتیب، هزینه‌ی سخت‌افزارهای درون‌سازمانی و الکتریسیته را کاهش می‌دهید و فضای بیشتری را آزاد می‌کنید. ذخیره‌سازی اطلاعات در ابر، آغاز مناسبی در توسعه‌ی استراتژی مقیاس‌پذیری کسب‌وکار است.

ERP system

سیستم ERP

در مراحل ابتدایی راه‌اندازی کسب‌وکار، شخصا هدایت تیم را می‌توانید به‌عهده بگیرید. بااین‌حال وقتی تعداد کارکنانتان روبه‌افزایش است، مدیریت آن‌ها کار آسانی نیست. در دوران مقیاس‌پذیری، با کمک سیستم ERP راحت‌تر می‌توانید منابع و فرایندهای کار را کنترل کنید. سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمانی (ERP) نه‌تنها به سازمان‌دهی اطلاعات کسب‌وکار کمک می‌کند؛ بلکه تغییرات فرایندهای درحال‌اجرا را نیز گزارش می‌دهد و برنامه‌ریزی و مشارکت را تسهیل می‌کند. به‌علاوه، راهکارهای ERP به شما امکان می‌دهد در هر زمان و مکانی، به داده‌ها دسترسی داشته باشید.

حتما متوجه شده‌اید قیمت‌های توسعه‌ی وب یا اپلیکیشن نوسان زیادی دارد. بنابراین، سعی کنید تیمی برای توسعه‌ی وب بیابید که بهترین ارزش‌آفرینی را به‌ازای پول شما داشته باشد.

۳. برون‌سپاری کارهای غیرضروری

شرکت‌های بزرگ همه‌ی کارشناسان دپارتمان‌های مختلف را به‌صورت تمام‌وقت استخدام می‌کنند؛ اما این اقدام برای کسب‌وکارهای کوچک و استارتاپ‌ها واقعا ضرورتی ندارد. در مرحله‌ی مقیاس‌پذیری، برون‌سپاری وظایف بهترین راهکاری است که پیش روی شما قرار دارد. به‌عنوان‌ مثال، اگر شرکتی تولیدی را اداره می‌کنید و صرفا به یک اپلیکیشن نیاز دارید، چرا باید توسعه‌دهندگان و طراحان وب را استخدام کنید؟ بهتر است فقط روی نقش‌های اصلی شرکت متمرکز شوید و با برون‌سپاری بقیه‌ی وظایف، هزینه‌های توسعه را کاهش دهید.

Improve marketing

۴. بهبود بازاریابی

اگر کسی از محصولات و خدمات شما اطلاعی نداشته باشد، استارتاپتان حتی با استراتژی مناسب، سیستم‌های عالی IT و بهترین تیم متخصصان هم رشد نخواهد کرد. اما کدام نوع بازاریابی در دوران مقیاس‌پذیری مؤثرتر است؟

بازاریابی مستقیم: همان‌طورکه مجله‌ی فوربز می‌نویسد، نه بازاریابی فردبه‌فرد (دهان‌به‌دهان) و نه بازاریابی مستقیم، هیچ‌کدام قابل مقیاس‌پذیری نیستند. در دوران اولیه‌ی راه‌اندازی کسب‌وکار، این استراتژی‌ها کارایی زیادی دارند؛ اما در دوران مقیاس‌پذیری، کمک زیادی به شما نمی‌کنند.

بازاریابی محتوا: این نوع بازاریابی مقیاس‌پذیرترین نوع بازاریابی شناخته می‌شود. بسیاری از استارتاپ‌ها بازاریابی محتوا را به‌دلیل قابلیت وایرال و ارزش‌آفرینی مداوم انتخاب می‌کنند.

بازاریابی رسانه‌های اجتماعی: تمامی استارتاپ‌ها تا وقتی درمعرض انظار عمومی قرار دارند، به تجزیه‌وتحلیل رسانه‌های اجتماعی نیز نیاز دارند. گاهی اوقات استارتاپ‌ها نمی‌توانند مبلغ زیادی روی تبلیغات سرمایه‌گذاری کنند. بااین‌حال، رسانه‌های اجتماعی راهکار و ابزاری عالی برای آگاهی‌بخشی و ساخت شهرت و اعتبار شرکت محسوب می‌شوند.

اینفلوئنسر مارکتینگ: اینفلوئنسر فردی است که در وبلاگ‌ها یا رسانه‌ها از محبوبیت عمومی برخوردار است. در این نوع بازاریابی، اینفلوئنسر مزایا و کاربردهای محصولات یا خدمات را برای دنبال‌کنندگان یا مشترکان خود توضیح می‌دهد و آن‌ها را به استفاده از تولیدات یک برند تشویق می‌کند. این سبک بازاریابی در دوران مقیاس‌پذیری کسب‌وکار مؤثر خواهد بود؟ بهتر است در انتخاب برنامه و اینفلوئنسر، هوشمندانه عمل کنید.

۵. بهبود شهرت و اعتبار

این مرحله نیز به مرحله‌ی قبل شباهت دارد. انتخاب استراتژی بازاریابی مناسب اولین قدم برای ایجاد روابط مناسب با مشتریان است و دومین قدم در برندسازی تعریف می‌شود. در این مرحله، نگاه تازه‌ای به وب‌سایت شرکت بیندازید. برند شما از سمت مشتریان، چگونه دیده می‌شود؟ طراحی قدیمی وب‌سایت هنوزهم چشم‌نواز به‌نظر می‌رسد یا زمان طراحی جدید فرارسیده است؟

Select the right staff

۶. انتخاب کارکنان مناسب

اغلب اوقات، هم‌زمان با مقیاس‌پذیری استارتاپ مجبورید کارمندان شرکت را افزایش دهید. برخی از بنیان‌گذاران فکر می‌کنند دوران رشد و مقیاس‌پذیری کسب‌وکار صرفا با استخدام تعداد زیادی نیروی کار جدید بُروز پیدا می‌کند. این تصور کاملا اشتباه ممکن است به قیمت شکست استارتاپ تمام شود. در این دوران به چه کارمندانی نیاز دارید؟

  • افرادی که وظایف اصلی و اساسی را انجام دهند؛ زیرا سایر کارها را می‌توان برون‌سپاری کرد.
  • افرادی که کارهایی انجام می‌دهند که از عهده‌ی ماشین‌ها و دستگاه‌ها برنمی‌آید. همان‌طورکه اشاره کردیم، بسیاری از فرایندها را می‌توانید به‌صورت دیجیتال و با کارایی بیشتر پیش ببرید.
  • افرادی که از چندین مهارت مختلف برخوردارند. در دوران مقیاس‌پذیری که فشار برنامه‌ها و فرایندها بیشتر می‌شود، به افرادی نیاز دارید که در حوزه‌های مختلف، عملکرد خوبی داشته باشند.
  • افرادی که ایده‌پرداز و مبتکر هستند. در دنیای بسیار رقابتی امروزی، ایده‌های نوآورانه شما را از سایر رقبا متمایز می‌کند.

درکنار استخدام کارمندان جدید، سرمایه‌گذاری روی آموزش کارمندان قدیمی نیز بسیار مهم است. در یکی از مطالب زومیت، توضیح داده‌ایم آموزش کارمندان در دوران مقیاس‌پذیری به سه مرحله تقسیم می‌شود:

۱. مرحله‌ی یادگیری: درواقع، همان دوره‌های آموزشی یا کارآموزی است که برخلاف تصور برخی از کارآفرینان، نه‌تنها اتلاف زمان و سرمایه نیست؛ بلکه سودی همگانی به‌دنبال دارد؛

۲. مرحله‌ی اجرایی: زمانی شروع می‌شود که سرمایه‌گذاری روی کارمندان به‌نتیجه رسیده و آن‌ها آماده‌ی سوددهی هستند؛ یعنی نتیجه‌ی مثبت دوره‌ی یادگیری را در عمل مشاهده می‌کنید. در این مرحله، باید دستمزد مناسبی برای کارمندان آموزش‌دیده درنظر بگیرید؛

۳. مرحله‌ی مشارکت: این مرحله که مرحله‌ی تساوی حقوق نیز نام دارد، کارمندان بهره‌وری سازمانی خود را در مرحله‌ی اجرایی نشان داده و این کارایی را در بازه‌ی زمانی معینی به‌طور مستمر حفظ کرده‌اند.

 FROM STARTUP TO SCALEUP

فرایند دومرحله‌ای مقیاس‌پذیری

تا اینجا، به اهمیت تیم‌سازی، تکنولوژی، فرایندها و سیستم‌ها در دوران مقیاس‌پذیری استارتاپ پی برده‌اید. همچنین، می‌دانید تحقیقات مناسب و برقراری تعادل میان نیازهای بازار و رویکردهای تولیدی، شما را برای عبور از موانع و خطرهای این راه آماده می‌کند. در یکی دیگر از مطالب، توضیح داده‌ایم اگر طبق فرایند دومرحله‌ای پیش بروید، مقیاس‌پذیری موفق‌تر و مؤثرتری خواهید داشت:

۱.  روی مزایای نسبی و قوت‌های شرکت تمرکز کنید

وقت خود و کارمندانتان را برای فرایندهایی هدر ندهید که در محدوده‌ی قابلیت‌های اصلی استارتاپ قرار ندارند. درعوض، مزیت‌های کوچکتان را کشف کنید و روی نوآوری‌ها و ویژگی‌هایی متمرکز شوید که شما را از رقبا متمایز می‌کند. در مقیاس‌پذیری موفق، باید جایگاه برند خود را در بازار حفظ کنید. اگر منابع خود را به اموری اختصاص دهید که ضعف محسوب نمی‌شوند، از سایر رقیبان عقب می‌مانید.

۲. سایر فرایندها را برون‌سپاری کنید

باردیگر بر اهمیت برون‌سپاری وظایفی تأکید می‌کنیم که در حوزه‌ی تخصص شما نیستند یا اصولا اولویت اول کسب‌وکار به‌شمار نمی‌روند. طبق این فرایند دومرحله‌ای، به شما پیشنهاد می‌کنیم از تلاش برای بهبود جوانبی دست بکشید که مزیت نسبی به‌شمار نمی‌روند و از پیمان‌کاران قراردادی استفاده کنید. به‌علاوه، امروزه کارمندان دورکار یا آزادکار زیادی خدمات خود را با کیفیتی عالی به شرکت‌های متقاضی ارائه می‌دهند. این موضوع فرصتی عالی برای دوران مقیاس‌پذیری استارتاپ‌ها محسوب می‌شود. بنابراین، تاحدممکن منابعتان را صرف فرایندهایی کنید که سودآوری بیشتری برایتان دارند.

 FROM STARTUP TO SCALEUP

موانع رشد استارتاپ

رشد استارتاپ پیش‌زمینه‌های مقیاس‌پذیری را فراهم می‌کند. اگر رشد یا سوددهی کسب‌وکار برخلاف انتظارات اولیه متوقف‌ شده است، از ادامه‌ی راه ناامید نشوید و هریک از عوامل زیر را بادقت بازنگری کنید:

۱. مدل کسب‌وکار و فرصت‌های بازار

برخی از کسب‌وکارها اصولا نمی‌توانند به مرحله‌ی مقیاس‌پذیری برسند. دلیل این موضوع نبود فرصت‌های کافی در بازار یا مدل کسب‌وکار آن‌ها است. اگر از ابتدا مدل انتخابی کسب‌وکارتان مقیاس‌پذیر نباشد، ناگهانی روند پیشرفت کار را نمی‌توانید تغییر دهید. همچنین، اگر در صنعتی هستید که رشد شرکت‌ها دشوار و خطر شکست زیاد است، توقف رشد استارتاپ امری طبیعی است. شاید بهتر باشد به‌دنبال فرصت‌های دیگری برای کسب‌وکار بگردید.

۲. خستگی

خستگی و بی‌اشتیاقی بنیان‌گذار و تیم به ایده‌ی اولیه‌ی استارتاپ، عامل مهمی است که تمرکز نیروی کار را از هدف اولیه و اصلی منحرف می‌کند. به‌همین‌دلیل، پس از مدتی فرایندهای مهمی مانند بازاریابی متوقف و افراد به ایده‌های جدید کسب‌وکار متمایل می‌شوند. کارشناسان توصیه می‌کنند صرفا به‌دلیل خستگی کسب‌وکارتان را رها یا عوض نکنید. فریب تصاویر زیبای شرکت‌های پربازده را نخورید و راهی برای انگیزه‌بخشی به خودتان و تیمتان بیابید.

 FROM STARTUP TO SCALEUP

۳. کارمندان

کارمندان ستون‌های رشد هر کسب‌وکار هستند و ۹۹.۹۹درصد از کسب‌وکارها برای کسب درآمد به کارمند نیاز دارند. بررسی کنید سرمایه‌گذاری مناسبی روی کارمندانتان کرده‌اید؟ حقوق و پاداش خوبی برای آن‌ها درنظر گرفته‌اید که آن‌ها را به شغلشان متعهد کنید؟ زمینه‌ی پیشرفت آن‌ها را فراهم کرده‌اید؟

۴. تمرکز بیش‌ازحد بر عوامل خارجی

گاهی اوقات به‌اشتباه رشد کسب‌وکار را وابسته به عوامل خارجی می‌دانید. این درحالی‌ است که اگر بر کاهش هزینه‌های مشتریان بهبود عملکرد کارکنان و افزایش ارجاعات متمرکز شوید، رشد سریع‌تری خواهید داشت.

سخن پایانی

بسیاری از استارتاپ‌ها در مرحله‌ی مقیاس‌پذیری شکست می‌خورند؛ زیرا منابع خود را به اولویت‌های نادرست اختصاص می‌دهند. آماده‌کردن استارتاپ برای ورود به مرحله‌ی مقیاس‌پذیری کار سختی نیست؛ ولی به برنامه‌ریزی دقیق و البته انعطاف‌پذیری فراوان نیاز دارد. اگر در مقام کارآفرین یاد بگیرید بدون کاهش کیفیت محصولات، کسب‌وکار را با تغییرات سازگار کنید، درزمینه‌ی زمان و میزان مقیاس‌پذیری کاراتر عمل خواهید کرد.


تیونر آلمانی آردن مدل ارتقایافته‌ی کوپه اسپرت جگوار اف تایپ SVR را رونمایی کرد که قدرت آن به ۷۰۳ اسب‌بخار افزایش یافته است. 

اگر در میان خودروهای بازار بریتانیا مدلی وجود داشته باشد که بتواند با همتایان ایتالیایی و آلمانی خود رقابت کند، آن فقط جگوار اف تایپ SVR می‌تواند باشد. این خودرو ازجمله محصولات هیجان‌انگیزی است که به‌لطف ویژگی‌های عملکردی و سیستم محرکه قدرتمند زیر کاپوت، در میان بهترین‌های دنیا جای دارد. Jaguar F-Type SVR می‌تواند در زمان ۳.۵ ثانیه از حالت سکون به سرعت صد کیلومتربرساعت برسد. زیر کاپوت نیز از پیشرانه‌ی خورجینی هشت سیلندر سوپرشارژ با ۵۶۷ اسب‌بخار قدرت استفاده می‌شود.

جگوار اف تایپ SVR تیونینگ آردن / Jaguar F-Type SVR

برای کسانی که به این سطح از عملکرد راضی نیستند و بیشتر به‌دنبال تیونینگ خودرو و تقویت پیشرانه هستند، آردن (Arden) پیشنهاد ویژه‌ای دارد. این شرکت در جدیدترین اقدام خود، مدل جگوار اف تایپ AJ 23 SVR را برای مشتریان معرفی کرده است. 

جگوار اف تایپ SVR تیونینگ آردن / Jaguar F-Type SVR

تیونر آلمانی که به‌تازگی با تیونینگ محصولاتی از برندهای بریتانیایی مانند مینی، بنتلی و لندرور شناخته می‌شود، این بار به سراغ تیونینگ جگوار اف تایپ SVR‌ رفته است. با تغییری جزئی در پیشرانه، قدرت AJ 23 SVR به ۷۰۳ اسب‌بخار و گشتاور به ۸۷۳ نیوتن‌متر می‌رسد. چنین توانی می‌تواند این کوپه اسپرت را در زمان ۳ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت برساند؛ یعنی ۰.۵ ثانیه سریع‌تر از مدل معمولی جگوار اف تایپ SVT. 

جگوار اف تایپ SVR تیونینگ آردن / Jaguar F-Type SVR

مقاله‌های مرتبط:

برای تکمیل عملکرد در وضعیت جدید، آردن سیستم تعلیق AJ 23 SVR را تا ۳۰ میلی‌متر پایین آورده تا فرمان‌گیری بهتر و قابلیت ثبات بیشتری در چرخش داشته باشد. 

به‌غیر از اصلاح پیشرانه برای بهبود عملکرد اسپرت، آردن همچنین AJ 23 SVR را با اضافه‌کردن قطعات آیرودینامیکی فیبر کربن به جگوار اف تایپ SVR معمولی تجهیز می‌کند. لوگوی نورانی Jaguar نیز به جلوپنجره اضافه شده تا به‌همین‌ترتیب، ظاهر کوپه کمی زیباتر شود. همچنین، از مجموعه‌ی رینگ‌های ۲۱اینچی آلیاژی Arden Sportline GT Monobloc استفاده شده است.

جگوار اف تایپ SVR تیونینگ آردن / Jaguar F-Type SVR

آردن به‌طرزی عاشقانه، جگوار اف تایپ AJ 23 SVR را با نام گربه‌ی مسابقه‌ای می‌خواند. برای شنیدن غرش بی‌نظیر جگوار اف تایپ SVR با تیونینگ آردن، ویدئوی زیر را تماشا کنید و لذت ببرید.

دانلود    720P       360P


لنزهای واید بخش جدایی‌ناپذیری از تجهیزات عکاسان منظره هستند که درادامه، نکاتی کاربردی درباره‌ی این لنز‌ها بیان شده است.

لنز واید یکی از تجهیزات ضروری عکاسان چشم‌انداز است؛ زیرا پرسپکتیوی که لنزهای واید می‌سازند، منحصربه‌فرد است و با لنزهای دیگر نمی‌توان به آن رسید. با لنزهای واید نه‌تنها می‌توان چشم‌اندازهای وسیع را ثبت کرد؛ بلکه دید شما به خطوط تغییر می‌کند و می‌توانید بیشتر بر سوژه‌های نزدیک تأکید کنید.

لنز واید چیست؟

لنزهای دوربین براساس میدان دید طبیعی چشم تعریف و مقایسه می‌شوند. میدان دید طبیعی چشم برای دوربین فول فریم ۵۰ میلی‌متر و برای دوربین کراپ سنسور  ۳۵ میلی‌متر است. به این فاصله، فاصله‌ی نرمال کانونی هم گفته‌ می‌شود. فاصله‌ای کمتر یا عریض‌تر از آن، واید یا عریض درنظر گرفته می‌شود.

فاصله‌ی کانونی پیشنهادی مناسب برای عکاسی چشم‌انداز ۱۰ تا ۲۰ میلی‌متر روی دوربین‌های کراپ سنسور و ۱۶ تا ۳۵ میلی‌متر برای دوربین‌های فول‌فریم است.

لنز واید

چه زمانی باید از لنز واید استفاده کرد؟

بسیاری از افراد تصور می‌کنند هدف لنز واید عکاسی از چشم‌اندازهای وسیع و قراردادن حداکثر تعداد سوژه در یک فریم است. درحالی‌که این فقط یکی از کاربردهای لنز واید است. قدرت واقعی لنز واید در استفاده از پرسپکتیو برای تأکید بر سوژه‌های بسیار نزدیک و تأکید‌نکردن بر سوژه‌های دورتر است.

مقاله‌های مرتبط:

۱. تأکید بر عنصر پیش‌زمینه

با لنزهای واید می‌توانید بیشتر بر عنصر پیش‌زمینه تأکید کنید؛ به‌طوری‌که درمقایسه‌با عناصر پس‌زمینه بزرگ‌تر و مهم‌تر به‌نظر برسد. لنز واید راهی برای تغییر اندازه‌ی نسبی سوژه‌ها در یک فریم است. با استفاده از لنز واید اشیای نزدیک‌تر به لنز بزرگ‌تر به‌نظر می‌رسند و اشیای موجود در پس‌زمینه به‌همان نسبت کوچک‌تر به‌نظر می‌رسند.

آموزش عکاسی منظره

سعی کنید با زاویه‌ی کمی به سوژه‌ی اصلی خود نزدیک شوید. منظور از نزدیک چند سانتی‌متر است. پس از نگاه‌کردن در منظره‌یاب دوربین، از زیبایی سوژه شگفت‌زده می‌شوید و سوژه‌هایی دورتر را هم کشف خواهید کرد.

۲. از سوژه و محیط آن عکاسی کنید

در عکاسی با لنز واید می‌توانید به‌اندازه‌ای به سوژه نزدیک شوید که در فریم بزرگ به‌نظر برسد و درعین‌حال، می‌توانید عناصر اطراف را هم درنظر بگیرید. با این روش می‌توانید تصویری روایی خلق کنید که زمینه را برای سوژه‌ی اصلی فراهم می‌کند.

بزرگنمایی

۳. قراردادن همه‌چیز در فوکوس

یکی از کاربردهای دیگر لنز واید توانایی آن برای خلق عمق میدان چشمگیر است. با لنز واید می‌توانید هر سوژه‌ای از فاصله‌ی دوقدمی تا بی‌نهایت را در فوکوس قرار دهید. البته، این مسئله به نوع لنز و گشادگی دیافراگم انتخابی شما هم وابسته است؛ اما قابلیت فوکوس لنزهای واید بیشتر از لنزهای تله‌فوتو است. لنزهای تله‌فوتو در عمق میدان پایین و محوکردن پس‌زمینه عملکرد بسیار خوبی دارند. البته، به‌سختی می‌توانید پس‌زمینه را با لنز واید محو کنید.

آموزش عکاسی منظره

می‌توانید از دستگاه فاصله‌سنج ابَرکانونی برای قراردادن سوژه‌های خود در فوکوس استفاده کنید؛ اما به‌طورکلی، اگر بر شیئی در فاصله‌ی نزدیک فوکوس کنید و از گشادگی دیافراگم f/18 استفاده کنید، تمام سوژه‌ها در فوکوس قرار خواهند گرفت.

۴. مراقب انحراف‌ها باشید

ازآنجاکه لنزهای واید سوژه‌های زیادی را وارد فریم می‌کنند، باید از نبود انحراف مطمئن شوید. تمام سوژه‌های خود را هدفمند داخل فریم قرار دهید. ترکیب‌بندی خود را بررسی کنید و مطمئن شوید هیچ سوژه‌ای در پیش‌زمینه از دیده‌ی شما پنهان نمانده باشد. همین‌طور پس‌زمینه را بررسی کنید و مطمئن شوید سوژه‌ها به‌صورت غیرعمد در فریم قرار نگرفته‌اند.

اصلی‌ترین کاربرد لنزهای واید دستیابی به پرسپکتیو بی‌نقص است

ترکیب‌بندی ایده‌آل برای جذاب‌ساختن تصویر معمولا باید سوژه‌ی اصلی و عناصر مکمل آن را نمایش دهد. سعی کنید تاحدممکن سادگی ترکیب‌بندی را حفظ کنید. ازآنجا‌که میدان دید فریم واید است، سوژه‌های زیادی در آن قرار می‌گیرند. باوجوداین، دقت کنید سوژه‌ی اصلی باید واضح باشد.

انحراف دوربین

۵. سطح دوربین را حفظ کنید

لنزهای واید به‌دلیل نمایش انحراف و اعوجاج در اطراف لبه‌‌ی قاب بدنام هستند. در عکاسی واید، هر سوژه‌ای که در لبه‌های تصویر قرار بگیرد و خطوط مستقیم داشته باشید، به‌سمت داخل انحراف خواهد داشت. برای اجتناب یا حداقل‌سازی اعوجاج، سعی کنید سطح دوربین را با زمین تنظیم کنید و زاویه‌ی آن را بالا یا پایین نبرید.

۶. تنظیم زاویه‌ی دوربین به‌سمت بالا

اعوجاج را به مزیت عکس خود می‌توانید تبدیل کنید. دراین‌صورت، می‌توانید عمدا از اعوجاج برای تأکید بر سوژه استفاده کنید. برای مثال، با تنظیم زاویه‌ی دوربین به‌سمت بالا می‌توانید بر آسمان تأکید کنید. در این حالت، ابرها به‌سمت مرکز تمایل پیدا می‌کنند.

تنظیم اعوجاج

۷. تنظیم زاویه‌ی دوربین به‌سمت پایین

به‌طور مشابه، اگر زاویه‌ی دوربین را به‌سمت پایین تنظیم کنید، بر خطوط راهنما در زمینه می‌توانید تأکید کنید و پرسپکتیوی جذاب بسازید.

تنظیم زاویه دوربین

۸. عکاسی در نمای بسته

وقتی در فضای بسته هستید، عکاسی دشوارتر می‌شود؛ زیرا نمی‌توانید به‌اندازه‌ی کافی از سوژه دور شوید. در چنین موقعیتی استفاده از لنز واید ضروری است.

آموزش عکاسی منظره

۹. مراقب فیلترهای پلارایز باشید

حتما می‌دانید فیلترهای پلارایز آسمان را تاریک‌تر نشان می‌دهند و بر ابرها تأکید می‌کنند و هنگام عکاسی در زاویه‌ی نود درجه به‌سمت خورشید رنگ‌ها را اشباع می‌کنند. اگر در حالتی عکاسی می‌کنید که نور خورشید دقیقا پشت‌سر شماست استفاده از این فیلتر تأثیری ندارد.

درصورت استفاده از لنز واید، ممکن است فیلتر پولارایز روی بخشی از صحنه تأثیر بگذارید که در زاویه‌ی ۹۰ درجه به‌سمت خورشید قرار دارد؛ اما روی بخش دیگر تأثیری نداشته باشید. در این وضعیت، بهتر است از فیلتر پولارایز استفاده نکنید؛ وگرنه آسمانی نابرابر خواهید داشت که یک طرف آن تاریک و سمت دیگر آن روشن است.

آموزش عکاسی منظره

۱۰. مدیریت نور نابرابر

هنگام عکاسی از چشم‌انداز با لنز واید با مقادیر متغیر نور در فریم روبه‌رو می‌شوید. اغلب اوقات، آسمان پس‌زمینه بسیار روشن‌تر از پیش‌زمینه است، دراین‌صورت می‌توانید از فیلتر تراکم خنثی یا ND برای تیره‌کردن قسمت بالای تصویر و تنظیم نوردهی استفاده کنید. لنزهای واید اغلب اوقات لنز دلخواه عکاسان چشم‌انداز هستند و با استفاده از این نکات شما هم به این لنزها علاقه‌مند خواهید شد.


وزیر ارتباطات از شناسایی ۵۰۰ اپلیکیشن باج‌گیر ارزش افزوده توسط مرکز ماهر خبر داد، احتمال دارد این موضوع فعالیت سازمان‌دهی شده‌ای برای کلاهبرداری باشد.

محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات اعلام کرد طبق گزارش منتشرشده از سوی مرکز ماهر، ۵۰۰ اپلیکیشن باج‌گیر سرویس‌های ارزش افزوده از سوی این مرکز شناسایی شده‌اند. اگرچه این اپلیکیشن‌ها از یکدیگر مجزا هستند، اما احتمال دارد یک فعالیت سازمان‌دهی‌شده برای سودجویی از مردم ترتیب داده باشند. اطلاعات فنی برای تحقیقات پلیسی و پیگیری اقدامات مجرمانه به‌طور رسمی به پلیس فتا ارسال شده است و از این طریق پیگیری خواهد شد.

وی همچنین در ادامه‌ی صحبت‌های خود از تفاهم‌نامه‌ی میان شهرداری تهران و وزارت ارتباطات به‌منظور توسعه‌ی زیرساخت‌های شهر هوشمند خبر داد. وزیر ارتباطات در رابطه با این تفاهم‌نامه گفت:

اگر به اطراف خود نگاه کنید، تعداد زیادی دکل می‌بینید که این دکل‌ها برای ارائه‌ی خدمات نسل ۴ و ۵ نیست بلکه برای اتصال نقطه به نقطه است؛ این در حالی‌ است که شهرداری تهران در حدود هزار و ۴۰۰ کیلومتر فیبر نوری در اختیار دارد که نتوانسته است از این زیرساخت برای خود درآمدی ایجاد کند. به‌نظر می‌رسد با همکاری یکدیگر می‌توان این دکل‌های شهری را که هم آلودگی تصویری ایجاد می‌کنند و هم باعث ایجاد نویز برای شهروندان می‌شود، از سطح شهر حذف کرد.


آنر ویو 20، جدیدترین گوشی زیرشاخه‌ی شناخته‌شده‌ی هواوی است که ضمن بهره‌مندی از دوربین ۴۸ مگاپیکسلی، از تراشه‌ی کرین 980 و نمایشگر دارای روزنه استفاده می‌کند.

آنر ساعاتی پیش در شهر هنگ‌کنگ به‌صورت غیررسمی از جدیدترین گوشی خود با نام ویو ۲۰ رونمایی کرد. این گوشی، نخستین محصول آنر به‌شمار می‌آید که به دوربین سلفی داخل نمایشگر، مجهز شده است. ظاهرا آنر فعلا قصد ندارد این دستگاه را به‌صورت گسترده در سطح جهان منتشر کند.

Honor View 20 در حقیقت نخستین گوشی هوشمند دنیا است که از دوربین ۴۸ مگاپیکسلی برای ثبت تصاویر استفاده می‌کند. گفتنی است که در این دوربین از حسگر IMX586 سونی استفاده شده است.

آنر ویو 20 / Honor View 20 / آنر وی 20 / Honor V20

ویژگی مهم و بسیار جالبی که جدیدترین گوشی آنر از آن بهره‌مند است، به شبکه‌های ارتباطی مربوط می‌شود. آنر ویو ۲۰ به فناوری جدیدی به‌ نام Link Turbo مجهز شده است؛ قابلیتی که استفاده‌ی همزمان از وای‌فای و 4G را امکان‌پذیر می‌سازد. 

نکته‌ی جالب توجه اینجا است که آنر طراحی نهایی محصولش را برای اصحاب رسانه رونمایی نکرد و دستگاهی که خبرنگاران شانس کار با آن را پیدا کردند، در یک پوشش ویژه قرار گرفته بود تا طراحی نهایی آن لو نرود. در ضمن شرکت چینی، تاکنون جزئيات دقیق مربوط به این گوشی را منتشر نکرده است. 

آنر ویو 20 / Honor View 20 / آنر وی 20 / Honor V20

با این‌همه، آنر مدعی شده است که در ناحیه‌ی بالا سمت چپ نمایشگر ویو ۲۰، حفره‌ای به‌‌شعاع ۴.۵ میلی‌متر برای دوربین سلفی قرار خواهد داشت (ظاهرا گوشی‌های دیگر رقبا از روزنه‌ای به‌شعاع ۶ میلی‌متر بهره‌مند هستند). علاوه‌بر این‌ها، نمایشگر به‌کاررفته در این گوشی، فول-ویو دیپسلی ۳ (Full-View Display 3.0) نام دارد.

آنر ویو 20 / Honor View 20 / آنر وی 20 / Honor V20

آنر ویو ۲۰ از تراشه‌ی قدرتمند کرین ۹۸۰ هواوی به‌عنوان قلب تپنده‌ی خود استفاده می‌کند؛ همان‌طور که می‌دانید، این تراشه به واحد پردازش مبتنی بر شبکه‌ی عصبی دوگانه (Dual-NPU) مجهز شده است تا دوربین ۴۸ مگاپیکسلی این محصول بتواند از حالت AI HDR پشتیبانی کند؛ حالتی که طبق ادعای آنر، می‌تواند عملکردی شبیه به دوربین‌های تک‌لنزی بازتابی (یا همان SLR) داشته باشد.

دوربین اصلی آنر ویو ۲۰ به یک حسگر ۱/۲ اینچ (بخوانید یک روی دو اینچ) مجهز شده است (اندازه‌ی هر پیکسل: ۰.۸ میکرومتر). در ضمن این حسگر از آرایه‌ی فیلتر رنگ Quad Bayer بهره می‌برد که در آن پیکسل‌های مجاور هم، پیکسل بزرگ‌تری را با ابعاد ۲ در ۲ با رنگ یکسان، تشکیل می‌دهند تا امکان عکاسی با حساسیت بالا فراهم شود. 

آنر ویو 20 / Honor View 20 / آنر وی 20 / Honor V20

از لحاظ تئوری، دوربین آنر ویو ۲۰ باید بتواند تصاویر ۱۲ مگاپیکسلی را با نویز کم در شرایط نوری تاریک، به‌ثبت برساند. جالب است که آنر برخلاف اکثر گوشی‌سازان امروزی، به‌‌جای رفتن به سراغ دوربین‌های دو، سه یا حتی چندگانه،‌ در گوشی خود از تنها یک دوربین اصلی استفاده کرده است. شما می‌توانید در گالری زیر نمونه‌ی عکس‌های آنر ۲۰ ویو را مشاهده کنید:


گفتنی است آنر قصد دارد روز ۲۶ دسامبر ۲۰۱۸ (۵ دی ۱۳۹۷) این گوشی جدید را در چین با نام آنر وی ۲۰ (Honor V20) رونمایی کند. همچنین، تاریخ عرضه‌ی این محصول برای ۲۲ ژانویه ۲۰۱۹ (۲ بهمن ۱۳۹۷) تنظیم شده است.

در نهایت از شما دعوت می‌کنیم برای مشاهده‌ی مشخصات فنی جدیدترین گوشی‌های آنر و دیگر شرکت‌ها، به بانک محصولات زومیت مراجعه کنید.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها