چند ماه از سکوت مریخ‌نورد آپورچونیتی می‌گذرد. با وجودی که ناسا تاکنون نتوانسته با مریخ‌نورد خود تماس بگیرد، اما همچنان به تلاش‌هایش ادامه می‌دهد.

مریخ‌نورد آپورچونیتی، قدیمی‌ترین کاوشگر حاضر در مریخ که سال ۲۰۰۳ به مریخ پرتاب شد و در ژانویه ۲۰۰۴ روی سطح سیاره‌ی سرخ فرود آمد، از ۲۰ خرداد موفق به‌ برقراری ارتباط با زمین نشده است. زمانی که طوفان شن مهیب در اواسط خرداد به وقوع پیوست، مریخ‌نورد ناسا در ناحیه‌ای به نام دره استقامت مستقر بود.

طوفان شن موجب شد که نور خورشید کافی به پانل‌های کاوشگر رباتیک شش چرخه نرسد. این باعث شد که مریخ‌نورد خاموش شود تا بتواند انرژی باتری خود را حفظ کند. آپورچونیتی به این انرژی نیاز دارد تا سیستم‌های گرمایشی خود را در سرمای مریخ روشن نگه دارد. مریخ‌نورد آپورچونیتی در طی ۱۵ سال اخیر، توانسته بود با بهره بردن از پانل‌های خورشید خود و با پیمودن بیش از ۴۸ کیلومتر در مریخ، این سیاره را کاوش کند.

طوفان‌های شن هر سال در مریخ به وقوع می‌پیوندند، برخی از این طوفان‌ها حتی به وسعت یک قاره‌ در زمین می‌رسند. با این حال، طوفان‌های شن به‌ندرت، به‌قدری گسترش می‌یابند که سرتاسر سیاره را بپوشاندند. آخرین طوفان شن مریخ که از اواسط خرداد آغاز شده و هر چند از اوایل شهریور شروع به فروکش کرده، اما هنوز هم گرد و غبار زیادی در هوا وجود دارد. احتمالا این غبار به‌قدری زیاد است که آپورچونیتی نتوانسته باتری‌های خود را شارژ کند.

ناسا ۸ شهریور اعلام کرد که مهلت ۴۵ روزه‌ای را برای برقراری ارتباط با مریخ‌نورد آپورچونیتی در نظر گرفته است. این مهلت ۴۵ روز هفته گذشته به پایان رسید. اما ناسا گفته است که همچنان به تلاش‌های خود ادامه می‌دهد.

ناسا روز دوشنبه (۷ آبان) در به‌روز رسانی وضعیت ماموریت آپورچونیتی، نوشت:

ناسا پس از بازبینی روند برقراری ارتباط، برنامه فعلی خود برای برقراری ارتباط با آپورچونیتی را تا آینده‌ای قابل پیش‌بینی ادامه خواهد داد.

مهندسان ناسا با استفاده از شبکه اعماق فضای ناسا، چند بار در هفته برای برقراری با آپورچونیتی تلاش می‌کنند. شبکه اعماق فضا، مجموعه‌ای از  فضاپیماها و مشاهدات فضایی رادیویی و راداری است که در نقاط مختلف جهان مستقر شده‌اند و به اکتشافات مختلف در منظومه شمسی کمک می‌کنند. مهندسان ناسا، طی زمان‌های برنامه‌ریزی شده برای بیداری، پیغام‌هایی برای کاوشگر می‌فرستند و منتظر پاسخ می‌مانند. اعضای تیم آپورچونیتی هم از شبکه گسترده‌تری بهره می‌برند، اعضای تیم آپورچونیتی هر روز، تمامی سیگنال‌های رادیویی دریافتی از مریخ را به امید یافتن پیامی از آپورچونیتی بررسی می‌کنند.

طوفان شن  مریخاین تصاویر که توسط مریخ‌نورد کریاسیتی ثبت شدند، وضعیت مریخ را قبل و بعد از طوفان شن نشان می‌دهند

مریخ‌نورد آپورچونیتی و اسپیریت که هر دو در سال ۲۰۰۴ به فاصله سه هفته روی خاک مریخ فرود آمدند، قرار بود که تنها ۹۰ روز مریخی (۴۰ دقیقه طولانی‌تر از روزهای زمینی) به ماموریت خود ادامه دهند. و مهندسان تیم پروژه مریخ‌نورد اکتشاف مریخ، انتظار داشتند که این مریخ‌نوردها به تدریج با گرد و غبار سیاره پوشانده شوند و از آنجایی که هر دو از پانل‌های خورشیدی بهره می‌بردند، از کار بیافتند. اما مریخ‌نورد اسپیریت ۷ سال به ماموریت خود ادامه داد و آپورچونیتی هم در هنگام طوفان شن به پانزدهمین سال ماموریت خود نزدیک می‌شد.

رصد سیگنال‌های دریافتی از مریخ حداقل تا ژانویه ۲۰۱۹ ادامه می‌یابد

یک مسئله جدی دیگر در رابطه با صاف شدن آسمان مریخ این است که گرد و غبار پراکنده در هوا، دوباره به سطح برمی‌گردد. در واقع، غباری که روی آپورچونیتی می‌نشیند، به‌همان اندازه غبار هوا، مانع رسیدن انرژی خورشیدی به پانل‌های مریخ‌نورد می‌شود.

مهندسان هیچ راهی برای تخمین میزان غبار گرفتگی پانل‌های مریخ‌نورد ندارند. اما یک عامل که می‌تواند، سرنوشت پانل‌های خورشیدی مریخ‌نورد آپورچونیتی را تغییر دهد، پدیده‌ای است که وقتی دانشمندان برای اولین بار مشاهده‌اش کردند شگفت زده شدند: یک چرخه فصلی قابل پیش‌بینی باد که به اندازه‌ای قدرتمند است تا گرد و غبار را از روی تجهیزات و پانل‌های مریخ‌نورد جارو کند. این رویداد بادی باید در زمستان زمین، یعنی بین آذر تا دی آغاز شود.

ناسا در ادامه به‌روز رسانی وضعیت آپورچونیتی با اشاره به‌ این مسئله نوشت:

در ماه‌های آینده در محل استقرار آپورچونیتی، بادهای قوی می‌وزند. در نتیجه، ممکن است گرد و غبار از پانل‌های خورشیدی آپورچونیتی پاک شوند. آژانس فضایی وضعیت مریخ‌نورد را در ژانویه ۲۰۱۹ مجددا ارزیابی خواهد کرد.

ناسا قبلا اعلام کرده بود که حتی اگر تا زمان مقرر اطلاعاتی را از مریخ‌نورد دریافت نکند، اعضای تیم باز هم به‌صورت غیر فعال، به رصد سیگنال‌های دریافتی از مریخ حداقل تا ژانویه ۲۰۱۹ ادامه خواهند داد. اما اگر آپورچونیتی نتواند دوباره به کار بیفتاد به سرنوشت، کاوشگر دوقلوی خود، اسپیریت دچار خواهد شد.

دوربین های‌رایز مدارگرد شناسایی مریخ تصویر ماهواره‌ای که ۲۹ شهریور توسط دوربین های‌رایز مدارگرد شناسایی مریخ به ثبت رسید، محل دقیق مریخ‌نورد آپورچونیتی را نشان می‌دهد

مریخ‌نورد اسپیریت که سه هفته قبل از آپورچونیتی روی مریخ فرود آمد، در اوایل مارس ۲۰۱۰، به‌دلیل جهت‌گیری اشتباه روی سطحی تخت به‌دام افتاد و با توجه به‌ سرمای زمستان مریخ از کار افتاد. مریخ‌نورد اسپیریت در زمستان‌های گذشته توانسته بود با مستقر شدن روی شیب‌های رو به خورشید، درجه حرارت داخلی خود را تا بالای منفی ۴۰ درجه سانتی‌گراد نگه دارد.

اما در زمستان ۲۰۱۰ روی سطح تختی گیر افتاد و دمای داخلی کاوشگر به منفی ۵۵ درجه کاهش یافت. ناسا در ژوئیه ۲۰۱۰، برنامه‌ ۱۱ ماهه‌ای برای رصد سیگنال‌های اسپیریت آغاز کرد. اما علی‌رغم تلاش‌های مکرر، سرانجام در سال ۲۰۱۱ اعلام کرد که مریخ‌نورد اسپیریت کاملا از کار افتاده است.

مقاله‌های مرتبط:

آپورچونیتی در طی چند ماه گذشته، وضعیت دشواری داشته و در سرمای شب‌های مریخ، نتوانسته سیستم‌های گرمایشی خود را روشن کند. بنابراين ممکن است که مریخ‌نورد ناسا که از هر کاوشگر دیگری در تاریخ اکتشافات فضایی مسافت بیش‌تری را در سیاره‌ای دیگر طی کرده، از شدت سرما از کار افتاده باشد یا اینکه دچار نقص فنی شده که قادر به برطرف‌سازی آن نیست. اما شاید آپورچونیتی هنوز کاملا از کار نیفتاده باشد و فقط منتظر بادهای قوی اواخر پاییز است تا دوباره موفق به مخابره اطلاعات به زمین شود.


شرکت تیونینگ مشهور AC اشنیتزر در جدیدترین محصول خود، اولین پکیج تیونینگ بی‌ام‌و X2 را معرفی کرد. 

X2 یکی از جدیدترین خودروهای بی‌ام‌و است که بیشتر به ظاهر اسپرت کراس‌اورها تا قابلیت‌های آفرود، تکیه کرده است. برخلاف X1 که یک کراس‌اور با ابعاد کوچک است، X2 کاملا اسپرت است و در کلاس Sports Activity Coupe یا SAC خودروساز باوارایا قرار می‌گیرد؛ دیگر محصولات بی‌ام‌و در این کلاس، مدل‌های X4 و X6 هستند.

مقاله‌ی مرتبط:

X2 در حالت استاندارد کراس‌اور زیبایی است، اما متخصصان AC Shnitzer به‌دنبال ارتقای این مورد هستند. پکیج تیونینگ اشنیتزر شامل ارتقای کامل در بخش های مختلفی مثل سیستم تعلیق، آیرودینامیک، بخش فنی و ظاهر خودرو می‌شود.

در قسمت آیرودینامیک، اشنیتزر اسپلیترهای طرح مثلثی ساخت خود را روی سپر جلو نصب کرده است. در کنار این اسپلیتر، اسپویلر سقفی هم در عقب قرار گرفته است تا نیروی رو به پایین جلو و عقب X2 بیشتر شود. 

BMW X2 - AC Schnitzer

در بخش سیستم تعلیق، مهندسان AC Shnitzer‍ کیت کاهش ارتفاع تا ۲۰ الی ۳۵ میلی‌متر را نصب کرده‌اند؛ مشتریان می‌توانند بی ام‌و X2 اشنیتزر را در سه تریم مختلف با نام‌های کربن، کروم و سیاه سفارش دهند. رینگ‌های ۱۹ و ۲۰ اینچی AC1 در دو رنگ قابل انتخاب هستند که با توجه به استفاده از آلیاژ آلومینیوم در ساخت آن‌ها، وزن بسیار کمی دارند.

BMW X2 - AC Schnitzer

کابین بی‌ام‌و X2 تغییرات جزئی شامل تزئینات آلومینیومی روی کنسول، کاور جدید برای جوی استیک سیستم iDrive و پدال‌های تعویض دنده روی فرمان آلومینیومی کرده است. AC اشنیتزر یکی از بهترین و حرفه‌ای‌ترین تیونرها در خصوص ارتقا بخش فنی محصولات بی‌ام‌و است؛ مدلی که متخصصان اشنیتزر برای ارتقا در نظر گرفته‌اند، کد x/sDrive20d با پیشرانه‌ی ۱۹۰ اسب بخاری است. قدرت این پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲ لیتری به‌لطف پکیج تیونینگ این شرکت، به ۲۲۲ اسب بخار افزایش پیدا کرده است؛ در کنار این تغییرات، گارانتی ۵ ساله نیز ارائه می‌شود.


 نیل آرمسترانگ آن روز، نام خود را در تاریخ جاودانه کرد و به اولین انسانی بدل شد که روی ماه قدم می‌گذارد. و امروز، با گذشت ۵۰ سال از ماموریت تاریخی آپولو ۱۱، قدم گذاشتن روی ماه، افتخاری است که تنها نصیب ۱۱ فضانورد دیگر شده است. فیلم سینمایی نخستین انسان (First Man) که به تازگی اکران شد، آرمسترانگ جوان را در ابتدای سفر باورنکردنی‌اش به ماه نشان می‌دهد. این فیلم بر اساس کتاب غیر داستانی به همین نام ساخته شده که جیمز آر. هانسن، زندگی‌نامه‌نویس رسمی آرمسترانگ، ۱۳ سال قبل به رشته تحریر در آورد.

فیلم سینمایی که ما را تا اندازه‌ای با شجاعت‌ها و تلاش‌های، پرافتخارترین فضانورد تاریخ آشنا می‌کند. اما همواره بخشی از تاریخ در ذهن و خاطرات مردم عادی نقش می‌بندد که گاهی به‌سادگی به فراموشی سپرده می‌شود. خوشبختانه، بسیاری از نشریات معتبر به مناسبت‌های مختلف خاطرات مردم را از رویدادهای مهم مرور می‌کنند تا بخشی از تاریخ نانوشته را بازخوانی کنند.

در ادامه بخشی از روایت‌های مردم را از ماموریت تاریخی آپولو ۱۱ با هم بازخوانی می‌کنیم. روایت‌هایی که در ادامه خواهید خواند، مربوط به سالگردهای چهل و پنجاه سالگی فرود روی ماه و به ترتیب به انتخاب بی‌بی‌سی و نیویورک‌تایمز هستند، در ادامه با زومیت همراه باشید:

در آن زمان یوتیوبی وجود نداشت، اگر رویداد مهمی را در تلویزیون از دست می‌دادید، نمی‌توانستید، بعدا آن را گوگل کنید و دوباره تماشا کنید! فرود روی ماه، یکی از آن دست رویدادهای مهمی بود که هیچ‌کس نمی‌خواست از دستش بدهد. وقتی نیل آرمسترانگ از گردونه‌ ماه‌نشین ایگل فرود آمد و اولین قدم‌هایش را روی ماه گذاشت، چشم میلیون‌ها نفر در تمام دنیا به او دوخته شده بود.  

جایی یک تلویزیون پیدا کن!

وقتی از دریاچه به خانه می‌رفتیم، تقریبا از دست داده بودیمش. دیر وقت بود. ما در یک جاده خاکی متروک و تاریکی بودیم. کیلومترها رانندگی کرده بودیم، بدون اینکه خانه‌ای، چراغی یا ماشین دیگری ببینیم. به ایستگاه رادیویی گوش می‌دادیم که مرتب قطع و وصل می‌شد. در همین حین فهمیدیم که فضانوردان می‌خواهند از گردونه ماه‌نشین خارج شوند. فشار زیادی روی پدرم بود تا جایی با یک دستگاه تلویزیون پیدا کند. در این لحظه، فکر می‌کردم، باید جلوی هر خانه‌ای که دیدیم توقف کنیم و از صاحب خانه بخواهیم که در آنجا تلویزیون ببینیم.

تماشای فرود روی ماه از تلویزیونبرای بسیاری اولین باری بود که رویدادی را از تلویزیون تماشا می‌کردند

تنها چند دقیقه باقی مانده بود، در میوزری بودیم، چراغ‌هایی پمپ‌بنزینی را از دور دیدیم که گویی از ناکجا سر در آورده بود. ما در نزدیکی پمپ بنزین از اتومبیل پیاده شدیم. به اتاقک پمپ بنزین رفتیم و یک پیرمرد را دیدیم که در گوشه‌ای تاریک که تنها با نور تلویزیون تلویزیون سیاه و سفید کوچکش روشن بود نشسته است. اتاقک هوای خفه و پر گرد و غباری داشت و بوی لاستیک و روغن موتور می‌داد. او روی تنها صندلی که آنجا بود نشسته بود، پس همه ما؛ مادر، پدرم و برادرم و من، روی کف سردِ کثیف آنجا نشستیم و در جایی که در احاطه لوازم مکانیکی بودیم، مردی را تماشا کردیم که روی ماه فرود می‌آمد.

-راس ان اپرمان؛ اولیتا، کانزاس

تلویزیونی که ناگهان سر از صحنه نمایش درآورد

من ۵ سالم بود و همراه خانواده‌ در خانه تابستانی خودمان، کلبه روستایی در دهکده گرینوود لیک، نیویورک بودم. ما آن بعد از ظهر به یک نمایش محلی موزیکال به نام فانتاستیک رفته بودیم. آنجا بود که غافلگیر شدم، ناگهان نمایش قطع شد و چند نفر، یک دستگاه تلویزیون را به وسط صحنه آوردند. بازیگران که هنوز لباس‌های نمایش را عوض نکرده بودند، روی صحنه نشستند و به همراه تماشاچیان، فرود روی ماه را تماشا کردند. تصاویر تلویزیونی فرود روی ماه را چندان به خاطر ندارم. خاطره فراموش‌نشدنی که از آن روز به یاد دارم، لحظه‌ای است که یک دفعه نمایش قطع شد و بازیگران به ما پیوستند تا یک رویداد مهم و منحصر به فرد را تماشا کنند.

-تری لاتون؛ انکوریج، آلاسکا

بعضی از ماها ناامید شده بودیم

من در اردوی تابستانی در ایالت نیویورک بودم. در آنجا، ما در اتاقی بزرگ با نیمکت‌های مندرس، یک تلویزیون قدیمی سیاه و سفید داشتیم. بیش از ۱۰۰ نفر از بچه‌ها و مشاوران در اتاق جمع شده بودند. ما نیل آرمسترانگ را دیدیم که از نردبان (گردونه ماه نشین ایگل) پایین می‌آمد و شنیدیم که گفت: «این یک قدم کوچک برای انسان و یک جهش بزرگ برای بشریت است.» او کلمه «یک» را قبل از «انسان)» نگفته بود. بعضی از ماها ناامید شدیم که اولین گام ما روی سطح ماه با انگلیسی ضعیف شروع می‌شود.

کره زمین از نمای پنجره فضاپیمای آپولو منظره شگفت‌انگیز کره زمین از نمای پنجره فضاپیمای آپولو که رفته رفته با نزدیک شدن به خانه بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد

 [نشریه تایمز در سال ۲۰۱۲ در یادداشتی که به مناسبت درگذشت آرمسترانگ نوشت، اشاره کرد: گفته‌های او به یکی از مجادلات جزئی تاریخ بدل شدند، چرا که بسیاری تصور کردند که او، کلمه «یک» را قبل از «مرد (بدون یک به معنای انسان» نگفته است. در واقع، به دلیل لهجه نیل آرمسترانگ کلمه «یک» اصلا شنیده نشد. و معنای جمله را کلی‌تر و البته بی‌معنا می‌کرد. در نتیجه، چیزی که بینندگان از تلویزیون شنیدند، بیش‌تر شبیه به این بود:«گامی کوچک برای بشر و جهشی بزرگ برای بشریت!» آرمسترانگ حتی خودش در زندگی‌نامه‌اش «نخستین انسان» گفته بود که مطمئن نیست کلمه «یک» رو گفته یا خیر؛ اما مطمئن است که قبلا در جمله‌ای که به کمک همسرش نوشته تا در لحظه قدم گذاشتن روی ماه بخواند، کلمه یک بوده است. خوشبختانه، این جدل تاریخی، چهار دهه بعد از فرود تاریخی روی ماه با آنالیزهای کامپیوتری حل شد.]

-اس فینکلیستاین، لوز، دلاویر

تنها ماشین جاده

ما به دیدار خویشاوندانی در نیوجرسی می‌رفتیم. ما فرود را آنجا در تلویزیون تماشا کردیم. فکر می‌کنم، پدرم ناامید بود که والتر کرونکیت (گزارشگر مشهور تلویزیون) آنجا نیست تا شخصا فرود روی ماه را نشان دهد و با فضانوردان مصاحبه کند. ما به سوی خانه رفتیم تا آنجا فرود روی ماه را تماشا کنیم.

دیدن اولین انسان روی ماه، فراموش‌نشدنی بود

در اصل چند ساعتی تا فرود مانده بود، پس وقت زیادی داشتیم. ولی در راه بودیم که رادیو اعلام کرد، ناسا می‌خواهد، فرود روی ماه را جلو بیاندازد، پس کمی نگران شدیم. همان‌طور که ما به طرف سیراکیوس، نیویورک شهر خودمان می‌رفتیم، در بزرگراهی که معمولا شلوغ بود، متوجه شدیم که تنها ماشین جاده هستیم! همه مردم خانه مانده بودند تا لحظه فرود روی ماه را تماشا کنند. خوشبختانه، ما کمی زودتر به خانه رسیدم و توانستیم قدم زدن روی ماه را ببینیم.

-لی شکتر؛ بینگهمتون، نیویورک

همه کاملا ساکت بودیم!

 من تابستان را در جزیره مونگان می‌گذراندیم، جایی که خانه‌ای تابستانی داشتیم. جزیره برق نداشت، اما در خیابان کسی یک ژانراتور داشت. او تلویزیون خود را در حیاط جلویی گذاشته بود و عده‌ای هم برای تماشای این رویداد آنجا جمع شده بودند. تماشای تلویزیون در جزیره اتفاق تازه‌ای بود، اما دیدن اولین انسان روی ماه، فراموش‌نشدنی بود، همه کاملا ساکت بودیم!

-ویلیام واگان؛ چبیک آیلند، مین

تاثیر عمیق

فقط ۸ سالم بود و فرود روی ماه را در اتاق نشیمن والدینم در نشویل تماشا کردم. این رویداد تاثیر عمیقی بر زندگیم گذاشت. حالا من در ناسا کار می‌کنم، با نیل (آرمسترانگ) باز (آلدرین) و مایک (کالینز) دوست شدم و از ۳۵امین ساگرد فرود روی ماه به بعد را با همکارانم در آژانس فضایی جشن می‌گیرم.

-باب یاکوب؛ واشینگتن، دی.سی

نزدیک بود فرود را از دست بدهیم!

من این لحظه در تاریخ را به خوبی به یاد می‌آورم. ۱۰ ساله بودم، خانواده‌ام و من جلوی تنها تلویزیون سیاه و سفیدی که داشتیم جمع شده بودیم تا این لحظه تاریخی را تماشا کنیم. اما چند دقیقه قبل از فرود، تلویزیون ما خراب شد! پدرم سعی کرد درستش کند، اما موفق نشد و ما هم سراسیمه به خانه همسایه هجوم بردیم و وضعیت دشواری که برایمان پیش آمده بود را توضیح دادیم.

حالا من در ناسا کار می‌کنم و با نیل، باز و مایک دوست شدم

سرانجام این لحظه را با آنها در خانه‌شان تماشا کردیم. اگر آنها خانه نبودند، تمام خانواده‌ام و من به احتمال زیاد این رویداد تاریخی را از دست می‌دادیم. هرگز آن روز را فراموش نکردم و داستانش را بارها به فرزندانم گفتم. فرود روی ماه، نه تنها بخشی از آمریکا بود، بلکه بخشی از دنیا و تاریخ نیز بود و البته، بخشی از تاریخچه خانواده ما نیز بود.

 -کرین پول؛ اوماها، نبراسکا

فضانوردان اول روی ماه دراز می‌کشن یا بلافاصله می‌توانند راه بروند!

ما فرود روی ماه را با یک تلویزیون بوش مدل ۶۸ تماشا کردیم که به تازگی خریده بودیم، پس می‌توانستیم کانال BBC2 را داشته باشیم. من ۱۱ سالم بود، واقعا درک درستی از اینکه فرود روی ماه چقدر خطرناک بود و به لحاظ سیاسی چه اهمیت داشت نداشتم. مادرم به رختخواب رفت، اما پدرم فریاد زد: «۵۰۰ فوت مانده!» و مادرم هم آمد و فرود نهایی را با ما تماشا کرد. بین پدر و مادرم، بحث شده بود که آیا فضانوردان می‌توانند بلافاصله راه بروند یا اول باید روی سطح ماه دراز بکشند. بنابراین، همه تا بعد از نصف شب بیدار مانده بودیم و داشتیم بحث می‌کردیم، وقتی به رختخواب رفتیم که ساعت ۱ یا ۲ بود. صبح که بیدار شدم، متوجه شدم بحث هنوز ادامه دارد. مادربزرگم با ما زندگی می‌کرد و من به یاد دارم که با خودم فکر می‌کردم، از زمان تولد او در دهه ۱۸۹۰ تا حالا، چقدر تغییرات را به چشم خودش دیده است.  

تماشای فرود روی ماه در برلینبرلینی‌ها در مقابل یک فروشگاه تلویزیون ایستاده‌اند و از ویترین شروع عملیات فضایی آپولو ۱۱ را تماشا می‌کنند

چند روز بعد، معلم کلاس ما در یک جلسه در مورد فرود روی ماه صحبت کرد. هفته پایانی سال آخرم در دوره ابتدایی بود، پس آخرین موضوعی بود که در دوره ابتدایی که به ما درس داده شد. چند ماه بعد یک آهنگ پاپ به نام «شگفتی فضا» پخش شد که خواننده ناشناسی به نام دیوید بویی خوانده بود و از فضانوردان می‌گفت.

-جک کریک؛ دانکستر، انگلستان

[دیوید بویی چند سال بعد به یکی از محبوب‌ترین موسیقی‌دانان و خوانندگان بریتانیا بدل شد. او در ترانه مشهور خود، شگفتی فضا که تنها چند روز قبل از ماموریت آپولو ۱۱ خوانده بود، از فضانوردی به نام تام گفته بود. بویی در جایی از این ترانه می‌خواند: «دارم از در رد می‌شوم و در عجیب‌ترین وضعیت در فضا غوطه‌ورم؛ امروز ستاره‌ها خیلی متفاوتند. اینجا من در‌ یک قوطی کنسرو نشسته‌ام؛ دور از جهان، کره زمین (به رنگ) آبی است و من کاری از دستم ساخته نیست.]

پسرم، تو هم می‌توانی روزی به ماه بروی

من به وضوح به یاد دارم، زمانی که ۵ سالم بود در کویت بودم و فرود روی ماه را آنجا تماشا کردم. ما از عهده خرید یک تلویزیون برنمی‌آمدیم، پس به آپارتمان همسایه رفتیم و همراه ۶ خانواده دیگر این رویداد را تماشا کردیم. اولین باری بود که تلویزیون تماشا می‌کردم و تصاویر هم سیاه و سفید و برفکی بود. واقعا نمی‌توانستم بفهمم تماشای این آدم‌ها که مثل بادکنک‌های باد کرده راه می‌رفتند، چه لذت دارد. ولی متوجه شدم که این لحظه اهمیت زیادی دارد.

فرود روی ماه تصاویری که در آن زمان از فرود روی ماه در سرتاسر جهان پخش شدند، کیفیتی شبیه به این داشتند

همه، از جمله والدینم و همه همسایه‌ها، در سکوتی عمیق این رویداد را تماشا می‌کردند. هیچ‌وقت آنها را ندیده بودم که برای مدتی این قدر طولانی، برای پنج دقیقه یا بیش‌تر این طور ساکت باشند. این اتفاق روحیه نوآوری جالبی در ما شعله‌ور کرد، چون بعد از آن پدر و مادرم به من گفتند که اگر به سختی درس بخوانم، می‌توانم روزی به ماه بروم یا به هر چیزی که بخواهم برسم. این تاثیر دائمی بود و حالا یک مهندس مکانیک ممتاز هستم که از شغلم و زندگی‌ام لذت می‌برم.

-آنیل متیو؛ دبی، امارات متحده عربی

تنها فرود روی مریخ می‌تواند از این لحظه جلو بزند!

من ۹ ساله بودم و با پدر و مادرم در ایرلند فرود ماه را تماشا می‌کردم. ما در آن زمان در دوبلین زندگی می‌کردیم. برای من که ۹ سالم بود و پدرم که ۳۰ سال از من بزرگ‌تر بود، این رویداد به یک اندازه مهم بود. در طول فرود، از اینکه در این لحظه زنده‌‌ام و می‌توانم شاهد بزرگ‌ترین دستاورد تاریخ بشر باشم حس وصف‌نشدنی داشتم. اما با توجه به سطح تکنولوژی که در آن زمان وجود داشت، فرود روی ماه، حتی معجزه‌آساتر نیز بود.

ریچارد نیکسون در حال بازدید از فضانوردان ماموریت آپولو ۱۱ رییس جمهور ریچارد نیکسون در حال بازدید از فضانوردان ماموریت آپولو ۱۱ که در قرنطینه به سر می‌بردند. از چپ به راست: نیل آرمسترانگ، مایکل کالینز و باز آلدرین 

چند سال بعد حتی آهنگی در مورد آن نوشتم و هنوز هم می‌توانم این احساس را برای افرادی که در آن دوران نبودند یا به اندازه کافی بزرگ نبودند، بازگو کنم. تنها اتفاقی که می‌تواند از آن جلو بزند، شاهد اولین فرود روی مریخ بودن است. اگر در زندگی‌ام شاهد هر دوی این رویدادهای برجسته باشم، خیلی خوش‌شانسم.

-کوین سولان؛ رن، فرانسه

مبهوت شده بودم!

زمانی که فرود ماه انجام شد، ۷ سالم بود و تازه وارد کلاس دوم ابتدایی شده بودم. آن روز به مدرسه رفتم و فکر می‌کردم که می‌توانم آنجا فرود را تماشا کنم، چون فرود روی ماه ساعت ۱۴ به وقت استرالیا انجام می‌شد. اما معلم به ما گفت می‌توانیم برویم خانه تلویزیون تماشا کنیم.

از اینکه زنده و شاهد بزرگ‌ترین دستاورد تاریخ بشر بودم

پدر و مادرم سر کار بودند، پس من بعد از ظهر را در خانه دوستم گذراندم و به همراه دو دوستم، مادرش و خواهرش فرود را تماشا کردم. ما در لحظه‌ای که نیل آرمسترانگ و باز آلدرین تاریخ را رقم زدند، مبهوت شده بودیم. منظره شگفت‌انگیزی بود و حتی در ۷ سالگی هم می‌توانستم درک کنم که چقدر اتفاق بزرگی است.

– جیمی ماسون؛ آدلاید، استرالیا

اتفاقی که داشت می‌افتاد را باور نمی‌کردیم

آن زمان ۹ ساله بودم. من و خانواده‌ام به تلویزیون سیاه و سفیدمان چسبیده بودیم و هر لحظه از فضاپیما و گردونه ماه‌نشین را تماشا می‌کردیم. این تصاویر برای ما شگفت‌انگیز بود و از هر اتفاقی که می‌افتاد، هیجان‌ زده می‌شدیم. ما نمی‌توانستیم اتفاقی که داشت می‌افتاد را باور کنیم. مادرم برای اینکه هیچ لحظه‌ای را از دست ندهد، به جای پختن غذا، کلی ساندویچ -به نظرم میلیون‌ها- درست کرده بود تا در طول پخش زنده تلویزیونی بخوریم.

مقاله‌های مرتبط:

اخیرا برنامه فرود روی ماه را با دختر ۱۴ ساله‌ام تماشا کردم و او نیز همچون خودم، احساس شگفت‌انگیزی داشت. وقتی در سال ۱۹۶۹ فرود روی ماه را تماشا کردم، به خودم قول دادم که یک روز به مرکز فضایی کندی بروم و پرتاب یک موشک را تماشا کنم. سی و هفت سال بعد، به همراه خانواده‌ام، پرتاب یک شاتل فضایی را تماشا کردیم.

– جودی مورفیت؛ هال، انگلستان

نقد فیلم 22July – بیست و دوم جولای

بدون دیدگاه




نقد فیلم 22July – بیست و دوم جولای – زومجی

داغ‌ترین مطالب هفته
شاخه‌های برتر
خانواده زومجی

عضویت در خبرنامه


برای اولین بار در انگلستان عمل جراحی ستون فقرات جنین در رحم مادر، برای درمان نوعی بیماری نقص رشد انجام شد.

در گذشته مادران بریتانیایی برای انجام نوعی عمل جراحی خاص مجبور بودند به خارج از کشور سفر کنند. پزشکان بریتانیایی با سال‌ها پژوهش که نشان‌دهنده‌ی مزایای انجام عمل جراحی قبل از تولد است، متقاعد شدند که این نوع از عمل جراحی ارزش خطرات احتمالی را دارد.

در تابستان امسال یک تیم ۳۰ نفره‌ی پزشکی در بیمارستان کالج لندن موفق به انجام دو عمل جراحی ۹۰ دقیقه‌ای روی دو نوزاد در رحم مادرشان برای معالجه‌ی یک شکاف کوچک در ستون فقرات آن‌ها شدند.

این روش جراحی نه‌تنها برای کودک؛ بلکه برای مادر نیز ریسک‌هایی به همراه دارد. در حالی که این عمل در تعداد زیادی از کشورهای دیگر نظیر آمریکا و استرالیا انجام می‌شود؛ اما پزشکان بریتانیایی اندکی نسبت به این روش مردد هستند.

انجام این نوع از عمل جراحی چندین سال است که در دسترس شهروندان بریتانیایی و تحت نظارت NHS (سرویس سلامت همگانی انگلستان) قرار دارد؛ ولی مادران بریتانیایی برای انجام آن باید به کشورهای دیگر مثل بلژیک سفر کنند.

به گفته‌ی آنا دیوید، عضو هیئت علمی دانشگاه لندن، انجام این عمل در انگلستان مزایای زیادی به همراه دارد؛ از جمله آن که مادران دیگر لازم نیست که به خارج از کشور سفر کنند، می‌توانند خانواده‌ی خود را به همراه داشته باشند و علاوه بر آن هزینه‌ی خانواده نیز کاهش میابد.

Spina bifida شرایطی است که در آن رشد مهره‌های ستون فقرات و غشای آن به‌طور ناقص انجام می‌شود و بخشی از نخاع در معرض آسیب قرار داشته و به‌سمت پایین بدن منحرف می‌شود.

اسپینا بیفیدا/spina bifida

تقریبا از هر هزار نوزاد متولدشده در انگلستان یک نفر از آن‌ها به بیماری نقص لوله عصبی مانند Spins bfida مبتلا است و احتمال می‌رود این بیماری به نوعی با ژنتیک و کمبود مصرف فولیک اسید مرتبط باشد.

شدیدترین شکل این نقص به نام myelomeningocele شناخته می‌شود و می‌تواند منجر به مشکلاتی از قبیل بیهوشی، مشکل در راه رفتن و حتی مشکلات یادگیری شود.

در گذشته جراحان می‌باید، مهره‌ای را که دچار مشکل بود، به محض تولد نوزاد جراحی می‌کردند و نوزاد آنقدر توانایی داشت که بتواند این جراحی را تحمل کند.

این روش مستلزم بسته شدن قسمت باز و در معرض آسیب ستون مهره‌ها و به‌طور موقت اضافه کردن یک شانت برای تخلیه‌ی هر گونه تشکیل مایع نخاعی است.

دو دهه پیش یک تیم از جراحان آمریکایی موفق شدند یک شکاف موجود در ستون فقرات نوزاد ۲۳ هفته‌ای را در رحم مادرش جراحی کنند.

اسپینا بفیدا/spina bifida

روش جراحی امروز نیز بسیار شبیه به گذشته است. یک برش در رحم مادر، دسترسی جراحان به نوزاد را فراهم می‌کند و به آنها اجازه می‌دهد تا مشکل ستون فقرات نوزاد را برطرف کنند.

سپس جنین به‌مدت چند ماه دیگر در رحم باقی می‌ماند تا در هفته ۳۷ بارداری به روش سزارین متولد شود.

در حالی که نگه داشتن کودک در چنین شرایط حساسی با بسیاری از چالش ها و عوارض مانند زایمان زودرس و عفونت همراه است، این جراحی زودهنگام می‌تواند به کاهش آسیب ناشی از قرار گرفتن بافت‌ها در معرض مایع آمنیوتیک کمک کند.

این مسئله یک دو راهی اخلاقی را به وجود می آورد. آیا والدین به فرزند خود، بهترین فرصت بهبودی را در ازای پذیرفتن ریسک احتمالی مرگ یا معلولیت شدید می‌دهند؟

از آن زمان، مطالعات نشان داده‌اند که این روش جراحی به‌طور معمول، بهترین راه کمک به نوزاد است.

یکی از معروف‌ترین تحقیقات موسوم به مدیریت مطالعه بیماری مهره‌شکاف یا (Management of Myelomeningocele Study (MOMS که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد، نشان داد که این جراحی زودهنگام می‌تواند به بهبود وضعیت حرکت کودک در آینده کمک کند و نیاز به شانت را کاهش دهد.

آنا دیوید در مصاحبه با گاردین اینگونه توضیح داد که هم اکنون کودکانی وجود دارند که پس از انجام عمل جراحی در دوره‌ی جنینی قادر به راه رفتن باشند؛ در حالی که اگر این جراحی بر روی آنها انجام نمی‌شد، انتظار نمی‌رفت که آنها بتوانند راه بروند.

این جراحی به‌عنوان یک درمان در نظر گرفته نمی‌شود؛ اما به‌طور چشمگیری باعث بهبود وضعیت کودک می‌شود و اکنون خانواده‌های بریتانیایی می‌توانند از مزایای این جراحی بهرمند شوند.


زیراکس (Xerox Corporation) یک شرکت آمریکایی فعال در زمینه‌ی محصولات و خدمات مرتبط با اسناد کاغذی و تجاری است. محصولات این شرکت در بیش از ۱۶۰ کشور جهان عرضه می‌شود و مرکز مدیریت آن نیز در نورواک، کنتیکت واقع است. البته محل تأسیس شرکت، راچستر نیویورک بوده و امروز نیز اکثر کارمندان زیراکس در آن منطقه مشغول به کار هستند.

بخش تحقیق و توسعه‌ی زیراکس در بیش از یک قرن فعالیت این شرکت، زادگاه بسیاری از فناوری‌های انقلابی تاریخ بوده است. نوآوری‌هایی همچون مفاهیم کامپیوترهای دسکتاپ و پایه‌های رابط کاربری و همچنین، ماوس کامپیوتری، در این شرکت رخ داده‌اند. این نوآوری‌ها، بعداً توسط شرکت‌هایی همچون اپل و مایکروسافت مورد استفاده قرار گرفتند. در نتیجه‌ی همین مفاهیم بود که این دو شرکت، به غول‌هایی بزرگ در صنایع نر‌م‌افزار و سخت‌افزار کامپیوتری تبدیل شدند.

زیراکس / Xerox

مرکز مدیریت زیراکس در نورواک کندیکت

تاریخچه‌ی تأسیس

شرکت زیراکس در سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۹۰۶ میلادی) در منطقه‌ی راچستر و با نام The Haloid Photographic Company شروع به‌کار کرد. این شرکت ابتدا کاغذهای عکاسی و دیگر تجهیزات این صنعت را تولید می‌کرد. در سال ۱۳۲۷ (۱۹۳۸)، چستر کارلسون فناوری Xerography را اختراع کرد. او یک فیزیک‌دان مستقل بود که فرآیندی برای چاپ عکس‌ها با استفاده از یک صفحه‌ی فلزی با بار الکتریکی و پودر خشک تونر ابداع کرد.

زیراکس / Xerox

کارخانه‌ی شرکت هالوید

اختراع کارلسون تاریخچه‌‌ای مجزا با جزئیات کامل دارد. نکته‌ی مهم در مورد آن، دوره‌ی زمانی ۲۰ ساله‌ی تحقیق و توسعه، برای ساخت اولین نمونه‌های تجاری از روی این فناوری است.

کارلسون پدیده‌ای با نام Xerography معرفی کرد که زمینه‌ی انقلاب فتوکپی شد

جوزف سی ویلسون به‌عنوان بنیان‌گذار زیراکس شناخته می‌شود. او مدیریت شرکت هالوید را از پدرش به ارث برد و با درک پتانسیل بالای اختراع کارلسون، در سال ۱۳۲۵ (۱۹۴۶) قراردادی برای تجاری کردن آن امضا کرد. ویلسون تا سال ۱۳۲۶ (۱۹۶۷) در نقش مدیرعامل زیراکس باقی ماند و تا سال ۱۳۵۰ (۱۹۷۱) و زمان مرگش، رئیس هیئت مدیره‌ی این شرکت بود.

زیراکس / Xerox

جوزف سی. ویلسون

اصطلاح Xerography یا الکتروفتوگرافی، توسط شرکت زیراکس و با استفاده از دو کلمه‌ی یونانی ابداع شد. ریشه‌ی این کلمه‌ها به‌معنای «نوشتن خشک» است. شرکت هالوید پس از مدتی برای در درست گرفتن امتیاز این اصطلاح جدید، نام هالوید زیراکس را برای خود انتخاب کرد. در نهایت نام Xerox Corporation در سال ۱۳۴۰ (۱۹۶۱) برای شرکت انتخاب شد.

اولین دستگاه کاربردی از اختراع کارلسن، یک تجهیز دستی با نام Flat-plate 1385 بود. این دستگاه سرعت عملکردی پایینی داشت و نمی‌توان عنوان یک دستگاه کپی واقعی را به آن داد. پس از آن، سال‌ها تحقیق فنی و بازاری نیاز بود. به‌هرحال سرعت این دستگاه پایین بود و در نتیجه، به‌عنوان یک دستگاه تولید صفحات چاپ برای فناوری‌های افست و لیتوگرافی استفاده شد.

زیراکس / Xerox

چستر کارلسون در کنار اولین دستگاه کپی

پس از تجهیز ۱۳۸۵، نوبت به اولین پرینتر اتوماتیک با فناوری زیروگرافی (الکتروفتوگرافی) رسید. این دستگاه در سال ۱۳۳۴ (۱۹۵۵) و با نام Copyflo معرفی شد. این دستگاه، یک پرینتر مایکروفیلم بود که با استفاده از نگاتیوهای این دسته، کار می‌کرد. توسعه‌ی این محصول، منجر به تولید محصولی کوچک‌تر و سبک‌تر با نام ۱۸۲۴ شد.

Xerox 914

Xerox 914 برای سال‌ها درآمدی میلیون دلاری عاید زیراکس کرد

ظهور شهرت و اعتبار شرکت زیراکس در سال ۱۳۲۸ شمسی (۱۹۵۹ میلادی) و با معرفی دستگاه ۹۱۴ شروع شد. این دستگاه زمانی به‌عنوان موفق‌ترین محصول تجاری تاریخ شناخته می‌شد. کارلسون و هانس دسار، در ساخت این دستگاه با هم همکاری کردند. ۹۱۴، اولین دستگاه فتوکپی کاغذ در جهان بود. شهرت این دستگاه به حدی رسید که درآمد زیراکس را تا پایان سال ۱۳۴۰ (۱۹۶۱) به ۶۰ میلیون دلار رساند.

زیراکس / Xerox

نمایشگاهی برای معرفی Xerox 914

کمپین‌های تبلیغاتی اولین دستگاه فتوکپی زیراکس نیز قابل توجه بود. آنها در تبلیغات خود ادعا می‌کردند که حتی یک میمون نیز می‌تواند تنها با فشار دادن یک دکمه روی این دستگاه، فرآیند کپی گرفتن را انجام دهد. این سادگی طراحی و کاربری آسان محصولات، به‌نوعی امضای زیراکس در تجهیزات بعدی شد. تا سال ۱۳۴۴ (۱۹۶۵)، درآمد شرکت به بیش از ۵۰۰ میلیون دلار رسید.

درآمدهای سرشار دهه‌ی ۱۳۴۰ خورشیدی (۱۹۶۰ میلادی)، نتیجه‌ی سرمایه‌گذاری‌های صبورانه در دهه‌‌های قبل در بخش‌های تحقیق و توسعه بود. اولین بخش تحقیق و توسعه شرکت نیز در شروع همین دهه و در منطقه‌ی وبستر نیویورک با نام Wilson Center for research and Technology تأسیس شد. این مراکز تحقیق و توسعه بعدها تأثیرات بزرگی روی تاریخ دنیای فناوری داشتند.

زیراکس / Xerox

کارلسون در کنار مدیران زیراکس

عرضه‌ی عمومی سهام شرکت در همین دهه‌ی پرسود ۱۳۴۰ (۱۹۶۰) انجام شد. آن‌ها با نام اختصاری XRX وارد بازار سهام نیویورک شدند و حدود ۳۰ سال بعد نیز بازار سهام شیکاگو، میزبان زیراکس بود.

توسعه‌ی محصولات کاربردی

Xerox 813 نام محصول مهم بعدی این شرکت بود که در سال ۱۳۴۲ (۱۹۶۳) معرفی شد. این محصول، نتیجه‌ی چشم‌انداز کارلسون برای تولید دستگاه کپی بود که ابعادی مناسب برای قرار گرفتن روی میز هر فردی داشته باشد. در سال‌های بعد، توسعه‌ی این محصول و همچنین ۹۱۴ افسانه‌ای، محصولاتی حرفه‌ای‌تر، سریع‌تر و با کارایی بیشتر با به همراه داشت که از این میان می‌توان مدل‌های ۴۲۰، ۷۲۰، ۳۳۰، ۶۶۰ و ۷۴۰ را نام برد.

بهبودهای اولیه‌ی دستگاه‌ها، در جهت افزایش سرعت عملکرد بود

به‌هرحال دستگاه‌های معرفی شده هنوز توانایی کپی کردن در سرعت بالا را نداشتند. زیراکس در سال‌های بعد تلاش کرد تا این محصولات با کاربری شخصی و اداری را به سرعتی نزدیک به ماشین‌‌های افست و چاپ برساند. اولین نتیجه‌ی این تلاش، Xerox 2400 بود که در سال ۱۳۴۵ شمسی (۱۹۶۶ میلادی) معرفی شد. عددهای مدل این دستگاه، نشان‌دهنده‌ی تعداد کپی‌های قابل انجام در یک ساعت بود.

زیراکس / Xerox

سهام شرکت هالوید

این دستگاه سرعت ماشین‌های افست را نداشت اما اولین‌های متعددی را به بازار کپی ارائه کرد. اولین تغذیه‌کننده، پرتاب‌کننده و سوراخ‌کننده‌ی کاغذ اتوماتیک در این مدل معرفی شدند. پس از مدتی، این دستگاه نیز بهبودهایی را دریافت کرد و با افزایش سرعت ۵۰ درصدی، با نام Xerox 3600 Duplicator معرفی شد.

تیم‌های تحقیقاتی زیراکس در میانه‌های قرن بیستم با دقت و پشتکار بالا به‌دنبال توسعه‌ی محصولات بودند. گروه کوچکی از آنها در پروژه‌ای برای اتصال دستگاه‌های کپی با استفاده از خطوط تلفن درگیر بود. آنها در تلاش بودند تا با اتصال دو دستگاه ۹۱۴، فرآیند اسکن را در یک دستگاه و پرینت را در دستگاه دیگر انجام دهند. این فناوری با نام LDX شناخته شد و اولین نمونه‌های کاربردی آن درسال ۱۳۴۳ (۱۹۶۴) معرفی شدند.

فناوری LXD پایه‌های طراحی و توسعه‌ی دستگاه‌های فکس امروزی را بنا کرد. به‌بیان دیگر، فرآیندهای چندگانه‌ی دستگاه‌های امروزی فکس، رؤیای کارلسون در مورد این دستگاه‌ها بوده است.

زیراکس / Xerox

اولین دستگاه فکس زیراکس

سال‌های پایانی دهه‌ی ۱۳۴۰ (۱۹۶۰) با توسعه‌ی هرچه بیشتر فعالیت شرکت همراه بود. در سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸)، پیتر مک‌کولو مدیرعامل جدید زیراکس شد و دفاتر مدیریتی شرکت نیز به راچستر نیویورک و برجی ۳۰ طبقه در منطقه‌ای به‌نام میدان زیراکس در این شهر، منتقل شدند.

کپی رنگی و پرینت دیجیتال

دستگاه‌های فکس چندکاره، رؤیای نهایی کارلسون را متولد کردند

زیراکس در سال ۱۳۵۰ خورشیدی (۱۹۷۱ میلادی) اولین دستگاه کپی رنگی خود را با نام Xerox 6500 معرفی کرد. توسعه‌ی دستگاه‌های قدیمی نیز در دهه‌ی ۱۳۵۰ شمسی (۱۹۷۰ میلادی) با قدرت ادامه پیدا کرد. دستگاه ۹۲۰۰ با سرعتی دوبرابر ۳۶۰۰ معرفی شد و بازار هدف آن، فروشگاه‌ها و مراکز کپی و پرینت بودند. محصول حرفه‌ای‌تر در آن سال‌ها، ۹۵۰۰ با توانایی تغییر زوم در کپی و همچنین تنظیم نور و روشنایی عرضه شد.

یکی از بحران‌های بزرگ زیراکس در همین دهه رخ داد. در سال ۱۳۵۴ (۱۹۷۵)، کمیسیون تجارت فدرال ایالات متحده آمریکا از این شرکت شکایت کرد و در نتیجه‌ی آن، بسیاری از محصولات زیراکس مشمول کسب مجوز پتنت خصوصا از رقبای ژاپنی شدند. در نتیجه‌ی این اقدامات،‌در طول ۴ سال سهم زیراکس از بازار کپی در آمریکا از ۱۰۰ درصد به کمتر از ۱۴ درصد رسید.

زیراکس / Xerox

اولین عبارت چاپ شده با فناوری Xerography

شکست بعدی در این سال‌ها، خرید شرکت Western Union International با هدف توسعه‌ی خدمات در زمینه‌ی ارتباطات بود. هدف نهایی این خرید، توسعه‌ی سرویس Xerox Telecommunication Network بود که البته پس از ۳ سال و با شکست در توسعه، وسترن یونیون به MCI فروخته شد. خرید و فروش این شرکت، خسارات مالی را به زیراکس تحمیل کرد.

زیراکس با ترس از ضربه به بازار فعلی، رونمایی از پرینتر لیزری را به تعویق انداخت

پرینترهای لیزری برای اولین بار توسط یکی از محققان زیراکس با نام گری استارک‌وذر و با کار روی نسخه‌ای دستگاه کپی Xerox 7000 ساخته شدند. مدیریت شرکت در آن زمان نگران بود که این پرینترها به کسب‌وکار زیراکس آسیب برساند و به‌همین دلیل، این اختراع و محصول آن یعنی 9700 را برای مدتی مسکوت گذاشت. پس از مدتی، آی‌بی‌ام اولین پرینتر لیزری را با نام مدل ۳۸۰۰ معرفی کرد.

البته زیراکس در این مدت، نمونه پرینترهایی که آسیبی به محصولات قبلی نمی‌رساندند، معرفی کرد. در این میان، Xerox 1200 یکی از محصولاتی بود که با بهینه‌سازی دستگاه کپی ۳۶۰۰ و در سال ۱۳۵۲ (۱۹۷۳) معرفی شد. این پرینتر به یک تولیدکننده‌ی کاراکتر نوری مجهز بود که فیل چن آن را طراحی کرد.

زیراکس / Xerox

پرینتر لیزری Xerox 9700

سرانجام در سال ۱۳۵۶ (۱۹۷۷) و پس از معرفی محصول IBM، زیراکس نیز مدل ۹۷۰۰ را به بازار عرضه کرد تا کسب‌وکار میلیون‌دلاری خود در پرینترهای لیزری را شروع کند. در سال‌های پایانی دهه‌ی ۱۳۵۰ شمسی (۱۹۷۰ میلادی)، فناوری جدیدی همراه با Xerox 350 Color slide system معرفی شد. این فناوری به‌نوعی نسل اول آن امکاناتی بود که امروز در ادوبی فتوشاپ می‌بینیم.

مرکز تحقیقات پالو آلتو

دهه‌ی ۱۳۵۰ (۱۹۷۰) با یک اتفاق ماندگار دیگری در زیراکس نیز همراه بود. مرکز تحقیقات این شرکت در منطقه‌ی مشهور پالو آلتو، در سال ۱۳۴۹ (۱۹۷۰) تأسیس شد. این مؤسسه که نام Xerox PARC شناخته می‌شد و زادگاه برخی از بزرگترین نوآوری‌های تاریخ کامپیوتر است. نوآوری‌هایی همچون GUI، ویرایشگرهای متنی ویزیویگ (WYSIWYG)، پرینترهای لیزری و اترنت، از دل همین مرکز تحقیقاتی بیرون آمده‌اند.

زیراکس / Xerox

اولین ماوس تاریخ، محصول زیراکس پارک

مقاله‌های مرتبط:

یکی از اولین نمونه‌های کامپیوترهای شخصی با نام Xerox Alto نیز در این مرکز تحقیقاتی ساخته شد. این کامپیوتر شباهت زیادی به ورک‌استیسن‌ها و کامپیوترهای شخصی امروزی داشت. درواقع زیراکس آلتو را به‌خاطر امکانات متنوع می‌توان اولین کامپیوتر شخصی جهان نامید. این کامپیوتر مجهز به صفحه‌نمایش پرتوی کاتدی، ماوس و کیبرود QWERTY بود. البته زیراکس هیچ‌گاه متوجه ظرفیت‌های این ماشین مدرن خود نشد و آلتو نیز به فروش انبوه نرسید.

کامپیوتر آلتو تنها در دفاتر زیراکس در سرتاسر جهان و دفاتر دولتی و نظامی ایالات متحده‌ی آمریکا نصب شد. کامپیوترهای این مراکز با اتصال شبکه‌ی اختصاصی خود زیراکس بر پایه‌ی LAN با هم ارتباط داشتند. این ارتباطات اولیه‌ی شبکه در آن سال‌ها، باعث شد تا مرکز PARC، اولین پروتکل‌های ارتباط بین شبکه‌ای را با نام PUP معرفی کند.

زیراکس / Xerox

کامپیوتر زیراکس آلتو

استیو جابز در سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹) یک معامله‌ی پرسود با زیراکس انجام داد. او که شرکتی با پتانسیل بالا داشت، به بخش سرمایه‌گذاری زیراکس اعلام کرد که تنها در صورت اجازه دادن به بازدید از تحقیقات جاری، مجوز سرمایه‌گذاری یک میلیون دلاری آنها در سهام اپل را صادر خواهد کرد. پس از بازدید جابز و همکارانش از مرکز پالوآلتو، آنها شیفته‌ی ایده‌ی در حال کار آنها با نام WIMP شدند. این ایده، پنجره، آیکن، منو و ماوس را به‌عنوان ترکیبی برای رابط کاربری کامپیوتر تشریح می‌کرد.

محققان زیراکس پارک، فناوری داشتند که از پتانسیل‌های آن بی‌خبر بودند

پس از بازدید از پالو آلتو، روند طراحی و تولید Apple Lisa تغییر کرد تا ایده‌های گفته شده در آن پیاده‌سازی شوند. جابز زمانی گفته بود: «آنها (مدیران زیراکس) نمی‌دانستند که چه امکاناتی در دست دارند». در نهایت او با هوش بالا توانست یافته‌های مرکز پالو آلتو را تجاری کند. جابز حتی در سال‌های بعد از مهندسان متعدد مرکز PARC دعوت کرد تا در توسعه‌ی محصول جدیدش همکاری کنند.

زیراکس / Xerox

کامپیوتر زیراکس استار

زیراکس سرانجام در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱) اولین محصول خود در دنیای کامپیوترها را معرفی کرد. آنها Xerox Star را با بهبود کارایی آلتو تولید کردند که تمام امکانات کامپیوترهای شخصی در آن زمان یعنی محیط کاربری بر اساس پنجره، ماوس، شبکه‌ی اترنت، مدیریت فایل، مدیریت پرینتر و ایمیل را داشت. این کامپیوتر و نسخه‌ی بعدی یعنی Daybreak باوجود نوآوری‌های انقلابی، به‌خاطر قیمت بالا فروش مناسبی نداشتند. کامپیوتر استار قیمت ۱۶ هزار دلاری را یدک می‌کشید و یک پکیج کامل از این کامپیوتر همراه با خدمات پرینت و شبکه، حدود ۱۰۰ هزار دلار قیمت داشت.

یک شایعه می‌گوید که این نبرد بر سر تولید کامپیوترهای شخصی، به تلاش اپل برای خرید زیراکس نیز منتهی شده که البته هیچ‌گاه نهایی نشده است. اپل در عوض امتیاز GUI کامپیوتر آلتو را خرید و از آن برای طراحی و ساخت سیستمی قوی‌تر استفاده کرد. سیستم اپل با تمرکز بر اهداف تجاری و آموزشی ساخته شد و موفقیت فراوانی را نیز به‌همراه داشت.

زیراکس / Xerox

کامپیوتر زیراکس دی‌بریک

توسعه‌ی فعالیت‌ها هم‌زمان با انقلاب دیجیتال

دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ شمسی (۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی) با تلاش هرچی بیشتر زیراکس در توسعه‌ی کیفیت و طراحی محصولات همراه بود. دیوید تی.کرنس مدیر اجرایی شرکت از سال ۱۳۶۱ (۱۹۸۲) بود و تلاش می‌کرد تا فعالیت‌های زیراکس را به صنایعی فراتر از کپی، گسترش دهد. ماشین‌های تایپ با حافظه‌های الکترونیکی، اولین محصولات این طرح توسعه بودند که با نام Memorywriter معرفی شدند. این دستگاه‌ها به‌خاطر وجود رقبای بزرگی همچون آی‌بی‌ام، تنها ۲۰ درصد از سهم بازار را در اختیار گرفتند.

افزایش درآمد و رشد مناسب زیراکس در دهه‌‌های قبل باعث شد تا آنها بازار بیمه را نیز به‌عنوان هدف خود انتخاب کنند. در سال ۱۳۶۲ (۱۹۸۳)، شرکت بیمه‌‌ای Crum & Forster توسط Xerox خریداری شد و یک سال بعد، شرکت خدمات مالی زیراکس XFS شروع به کار کرد. البته فعالیت شرکت در این حوزه عمر زیادی نداشت و در زمان مدیرعاملی پائول آلیر در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۰)، این بخش به خدمات خود خاتمه داد.

زیراکس / Xerox

سیر تکامل لوگوی زیراکس

همان‌طور که گفته شد، بخش‌های تحقیق و توسعه‌ی زیراکس نقش مهمی در پیشگامی این شرکت در صنعت داشته‌اند. توسعه‌ی دستگاه‌های دیجیتال و بازطراحی محصولات قدیمی با فناوری‌های جدید در دهه‌ی ۱۳۷۰ (۱۹۹۰)، بار دیگر این شرکت را در خط مقدم صنعت کپی قرار داد. خط تولید محصولات الکترونیکی در آن سال‌ها با نام DocuTech توسط زیراکس معرفی شد که فرآیند اسکن، ویرایش و پرینت سریع را به کاربران عرضه می‌کرد.

ورود به صنعت بیمه یکی از شکست‌های تاریخ زیراکس بوده است

ماشین‌های چندکاره با قابلیت‌های پرینت تحت شبکه و ارسال فکس، پس از ظهور فناوری پرینت لیزری معرفی شدند. این ماشین‌ها، قابلیت اتصال به کامپیوتر را داشتند و دوران تازه‌ای در صنعت مدیریت اسناد شروع کردند. زیراکس از آن زمان تصمیم گرفت تا فعالیت خود را به‌صورت ارائه‌ی کامل خدمات مرتبط با اسناد به شرکت‌ها ادامه دهد. آنها تمامی خدمات تأمین، نگهداری، برنامه‌ریزی و پشتیبانی کاربری را برای مشتریان خود اجرا می‌کردند که تا به امروز نیز، جزو خط مشی اصلی این شرکت به‌حساب می‌آید.

زیراکس / Xerox

زیراکس برای تأکید هرچه بیشتر به ارائه‌ی خدمات کامل به مشتریان، شعار The Document Company را برای خود انتخاب کرد. استفاده از المان دیجیتالی X در طراحی لوگو نیز، نشان‌دهنده‌ی تحول خدمات شرکت زیراکس در دوران دیجیتالی‌ شدن بود.

با شروع قرن ۲۱ و پس از یک جابجایی کوتاه در تیم مدیریتی، آنه مولکاهی به‌عنوان مدیرعامل زیراکس شروع به کار کرد. او تغییرات سازمانی متعدد و کاربردی را در شرکت ایجاد کرد که در نتیجه‌ی آنها، سوددهی عملیاتی شرکت افزایش قابل توجهی داشت. در سال ۱۳۸۱ (۲۰۰۲) درآمد این شرکت با افزایش قابل توجهی روبرو شد و هزینه‌ی بالایی نیز برای بخش تحقیق و توسعه اختصاص یافت.

زیراکس هم مانند بسیاری از شرکت‌های بزرگ، فرآیندهای خرید و ادغام را در برنامه‌های خود داشته است. آنها در سال ۱۳۷۹  شمسی (۲۰۰۰ میلادی) شرکت Tektronix، فعال در حوزه‌ی تصویربرداری و چاپ را به قیمت ۹۲۵ میلیون دلار خریداری کردند. این خرید، بعدها به ایجاد زیرمجموعه‌ی Phaser و فناوری مشهور Solid Ink انجامید.

زیراکس / Xerox

فناوری Solid Ink در پرینترهای سری Phaser

خرید بعدی، در سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۶) انجام شد و شرکت نرم‌افزاری XMPie به تصاحب زیراکس درآمد. البته این شرکت پس از خرید و تا به امروز به‌صورت مستقل فعالیت می‌کند. یک سال بعد، تغییر مدیریتی باز هم به سراغ Xerox آمد و اورسولا برنز به‌عنوان اولین زن آفریقایی-آمریکایی، مدیرعامل شرکتی با ابعاد زیراکس شد.

یکی از خریدهای بزرگ زیراکس در سال‌های اخیر، شرکت خدمات تجاری و نرم‌افزاری ACS بود که در سال ۱۳۸۹ (۲۰۱۰) خریداری شد. زیراکس در مجموع ۶.۴ میلیارد دلار برای خرید این شرکت پرداخت کرد.

سال‌های اخیر و وضعیت کنونی برند Xerox

دهه‌ی ۱۳۹۰ خورشیدی (۲۰۱۰ میلادی) باز هم با خرید و فروش‌های شرکتی برای زیراکس همراه بود. آنها در سال ۱۳۹۰ (۲۰۱۱) شرکت خدمات نرم‌افزاری NewField IT را خریداری کردند که برای توسعه‌ی خدمات مدیریت چاپ، ابزارهای مختلفی اعم از Asset DB را توسعه داده است. خرید این شرکت کوچک، کمک شایانی به سلطه‌ی زیراکس در این بخش از بازار خدمات چاپ اسناد کرد.

زیراکس / Xerox

دفتر زیراکس در کانادا

گروه شیمی، مهندسی و طراحی محصول Solid Ink زیراکس در ویلسون‌ویل، در سال ۱۳۹۲ (۲۰۱۳) فروخته شد. به‌علاوه دارایی‌های دیگر نیز که از تک‌ترونیکس و 3d Systems خریداری شده بودند، در همین سال فروخته شدند. مجموع این فروش‌ها، ۳۲.۵ میلیون دلار وجه نقد به زیراکس واریز کرد. خدمات برون‌سپاری ACS نیز در سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴) به قیمت ۱.۰۵ میلیارد دلار به شرکت Atos فروخته شد.

شرکت زیراکس در سال ۱۳۹۵ (۲۰۱۶) و تحت فشار یکی از سهام‌داران عمده، بخش خدمات کسب‌وکاری خود را از شرکت اصلی جدا کرد. این کسب‌وکار جدید با نام Conduent شروع به‌کار کرد و تجارت قدیمی چاپ و کپی با همان برند Xerox به کار خود ادامه داد.

زیراکس / Xerox

شرکت Fuji Xerox یک همکاری مشترک میان زیراکس و فوجی‌فیلم است که برای طراحی، ساخت و فروش محصولات مرتبط با صنعت کپی در آسیا و اقیانوسیه، در سال ۱۳۴۱ (۱۹۶۲) تأسیس شد. فوجی‌فیلم ۷۵ درصد و زیراکس، ۲۵ درصد از سهام این شرکت را در اختیار دارند. در دی ماه ۱۳۹۶ (ژانویه‌ی سال ۲۰۱۸) اعلام شد که فوجی‌فیلم، ۵۰.۱ درصد از سهام کنترلی شرکت زیراکس را خریداری و آن را به بخشی از فوجی-زیراکس تبدیل خوهد کرد. 

بخش خدمات تجاری به‌صورت یک شرکت مستقل از زیراکس جدا شد

در اردیبهشت ۱۳۹۷ (می ۲۰۱۸)، رئیس هیئت مدیره یعنی رابرت کریگان و مدیرعامل جف جیکوبسون اعلام کردند که به‌همراه ۴ عضو دیگر هیئت مدیره، استعفا خواهند داد. این استعفا، طبق توافقی با سهام‌دار عمده‌‌ی شرکت کارل ایکان انجام شد که با خرید سهام توسط فوجی‌فیلم مخالف بودند. در نهایت شرکت زیراکس از معامله‌ی مذکور عقب‌نشینی کرد.

در حال حاضر، جان ویسنتین به‌عنوان مدیرعامل زیراکس فعالیت می‌کند. طبق آخرین آمار، درآمد این شرکت حدود ۱۲.۲۶۵ میلیارد دلار گزارش شده است. این برند در سال‌های اخیر در دسته‌بندی‌های بزرگ مانند فوربز حاضر نبوده و تنها مؤسسه‌ی Reputation آن را در میان برندهای معتبر جهان در رتبه‌ی ۷۳ قرار داده است. زیراکس در حال حاضر بیش از ۳۵ هزار کارمند در سرتاسر جهان دارد.

زیراکس / Xerox

برج ۳۰ طبقه‌ی Xerox

نکته‌ی جالب توجه در مورد برند Xerox، کلمه‌ی آن و شهرت جهانی مورد استفاده برای آن است. درواقع امروز زیراکس به معادل کلمه‌ی فتوکپی در تمام جهان تبدیل شده است. در اصطلاحات فارسی نیز مانند زبان انگلیسی، از این کلمه به وفور استفاده می‌شود و شاید دلیل آن را سابقه‌ی طولانی‌مدت زیراکس ایران در زمینه‌ی ارائه‌ی خدمات اداری به سازمان‌ها بیان کرد.

البته استفاده از کلمه‌ی زیراکس به‌عنوان یک فعل، برای شرکت زیراکس آن‌چنان مفید نیست. مدیران نگران آن هستند که این کلمه زمانی به یک عبارت عمومی تبدیل شود و برند شرکتی آنها در معرض تهدید قوانین باشد. به‌همین دلیل، تیم‌های بازاریابی زیراکس تلاش می‌کنند تا در کمپین‌های مختلف، استفاده از این کلمه به‌عنوان فعل را منسوخ کنند. البته بر خلاف تمام تلاش‌های مدیران زیراکس، هنوز برخی از دیکشنری‌ها مانند آکسفورد از کلمه‌ی زیراکس به‌عنوان یک فعل یاد می‌کنند.


شاید به‌روزرسانی درایور‌های سخت‌افزاری تأثیر کمی در عملکرد آن‌ها داشته باشد، با این وجود در کارت‌های گرافیکی این تأثیر بیشتر از سایر قطعات است. اما این بهبود در چه حدی است؟

سخت افزارهای قدرتمند گرافیکی، تمامی عشق و علاقه‌ی گیمرهای بازی‌های رایانه‌ای به حساب می‌آیند؛ اما به شرط آن‌که بازی‌ها به شکل مطلوب و مورد انتظار، اجرا می‌شوند. در غیر این صورت درایورها شرمنده خواهند بود؛ درواقع به همین دلیل است که درایورها قهرمانان گمنام کارت‌های گرافیکی در جهان لقب گرفته‌اند. آن‌ها در حال تغییر و رفع نیازهای خود هستند و در دراز مدت می‌توانند منجر به بهبود عملکرد بازی‌های محبوب شما شوند.

در این مقاله، در پی یافتن پاسخ این سؤال هستیم که کدام‌یک از به‌روزرسانی درایورها، عملکرد کارت گرافیک را بهتر بهبود می‌بخشد و این کار را با انتخاب و تست دو کارت گرافیک AMD Radeon RX 480  و  Nvidia GeForce GTX 1060 6GB به سرانجام رساندیم.

 AMD Radeon RX 480  & Nvidia GeForce GTX 1060 6GB

هر کارت گرافیک را با ۱۱ بازی مختلف ارزیابی کردیم. این کار با استفاده از سه بیلد (Build) که در طول دو سال منتشر شده بود انجام شد. در نهایت کارت گرفیک انویدیا بیشترین امتیاز را به دست آورد؛ ۴.۳ امتیاز در هر بازی برای انویدیا و ۲.۳ امتیاز برای AMD.

بازی بهبود عملکرد در AMD
بهبود عملکرد در Nvidia
 نتیجه نهایی
Battlefield 3
۱.۸ درصد ۲.۷ درصد انویدیا ۱۲.۱ درصد سریع‌تر
Battlefield 4
۲.۴ درصد ۰.۱ درصد انویدیا ۲۶.۶ درصد سریع‌تر
Metro: Last Light Redux
۱.۱ درصد ۰.۷ درصد انویدیا ۱۴.۱ درصد سریع‌تر
Grand Theft Auto V
۴.۰ درصد ۱.۴ درصد انویدیا ۳۰.۵ درصد سریع‌تر
The Witcher 3
۳.۲ درصد ۰.۱ درصد انویدیا ۲.۷ درصد سریع‌تر
Rise of the Tomb Raider
۱۳.۵ درصد ۳.۸ درصد انویدیا ۲.۵ درصد سریع‌تر
Hitman
۰.۳ درصد ۱۵.۳ درصد انویدیا ۴.۲ درصد سریع‌تر
Tom Clancy’s The Division
۲.۳- درصد ۶.۵ درصد انویدیا ۰.۳ درصد سریع‌تر
Battlefield 1
۴.۷- درصد ۳.۶ درصد انویدیا ۱۲.۱ درصد سریع‌تر
Ashes of the Singularity: Escalation
۳.۷- درصد ۱۲.۸ درصد انویدیا ۸.۵ درصد سریع‌تر
Tom Clancy’s Ghost Recon Wildlands
۹.۶ درصد ۰.۲- درصد انویدیا ۴.۵ درصد سریع‌تر

با این حال، بهبود عملکرد درایورها تا حد زیادی به بازی بستگی داشته و نتیجه ممکن است متفاوت باشد. در موارد خاص درایورها سرعت‌های بالا را به گیمر ارائه می‌دهند. AMD در بازی Rise of Tomb Raider امتیاز دو رقمی را ثبت می‌کند. در حالی که Nvidia در بازی‌های Hitman  و  Ashes of the Singularity: Escalation سرعتی عالی را ثبت می‌کند. در بازی‌های دیگر درایورهای تازه، تفاوت زیادی ایجاد نمی‌کنند. سپس بازهایی هستند که برای ارائه سرعت و روانی بیشتر فریم‌ریت بازی را کاهش می‌دهند. شاید تصویر کنید این کار غیرقابل توجیه است، اما چارت‌های فریم‌ریت و فریم زمان به وضوح این تغییرات را نشان می دهند.

Nvidia’s GeForce GTX 1060

اما چرا کارت‌های گرافیکی AMD Radeon RX 480  و  Nvidia GeForce GTX 1060 6GB را برای این مقایسه انتخاب کردیم؟

کارت‌های گرافیک AMD Radeon RX 480  و  Nvidia GeForce GTX 1060 6GB دو سال پیش معرفی شدند (البته در فاصله زمانی ۲۰ روزه). هدف این کارت‌ها، آن دسته از گیمرهایی بود که مشغول بازی‌هایی با رزولوشن ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ بودند. این دو کارت گرافیک به اندازه‌ی کافی رشد داشته و به‌روزرسانی دریافت کرده‌اند؛ و پس از دو سال هنوز در خط تولید قرار دارند و به فروش می‌رسند.

AMD’s Radeon RX 480

هم‌اکنون AMD Radeon RX 480 و GeForce GTX 1060 6GB Nvidia  رشد بسیاری داشته‌اند. این دو کارت گرافیک به ما فرصت دادند که دو محصول از دو سازنده‌ی متفاوت را از هر نظر مقایسه کنیم، در حالی که تولد آن‌ها فقط چند هفته با هم فاصله داشت.

اگرچه ما فقط سه بیلد از سه درایور هر شرکت را ارزیابی کردیم، اما باز هم دیدگاه خلاصه‌ای از نحوه‌ی عملکرد را پیش روی ما قرار می‌دهد. پس از یک سال پیشرفت، و با جدیدترین بیلده، ما بیشتر علاقه‌مند هستیم تا رفتار اصلی هر کارت را در برابر پروفایل‌های خود قرار دهیم. هدف ما دور شدن از واقعیت و از دست دادن داده‌های واقعی نیست. اما روند کار کاملاً مشخص و واضح است.

در نهایت، کارت گرفیک انویدیا بیشترین امتیاز را به دست آورد؛ ۴.۳ امتیاز در هـر بازی برای انویدیا و ۲.۳ امتـیـاز برای AMD

در بازی‌های قدیمی‌تر با پایه‌ی DirectX 11 برتری انویدیا نسبت به AMD بسیار بیشتر است. حتی امروز در نسخه‌ی سوم بازی بتلفیلد GeForce GTX 1060 6GB دوازده درصد سریع‌تر از Radeon RX 480 عمل می‌کند. در بازی Battlefield 4 بیست و شش درصد، در بازی Metro: Last Light Redux  چهارده درصد و در بازی Grand Theft Auto V انویدیا سی درصد سریع‌تر عمل می‌کند. پیروزی‌های انویدیا در بازی‌های جدیدتر با پایه‌ی DirectX 11 کاهش می‌یابد و حتی در DirectX 12 رشد آن معکوس می‌شود.

از ۱۱ عنوانی که ما مورد آزمایش قرار دادیم، هفت عنوان با درصد تک رقمی در نتایج نرخ فریم متوسط ​​دیده شدند. جای تعجب نیست که AMD پس از ۱۰ ماه، اولین نسخه‌ی اورکلاک شده‌ی RX 480 را با نام Radeon RX 580 دوباره منتشر کرد. طرفداران AMD می توانند Radeon RX 580 را با حدود ۲۰ دلار کمتر از GeForce GTX 1060 6GB تهیه کنند.

مقاله‌های مرتبط:

برخی از گیمرها برای افزایش سرعت بازی‌ها، به درایورها بسیار امیدوار هستند. AMD می تواند به دستاوردهای خود در بازی Rise of the Tomb Raider افتخار کند. در ابتدا Radeon RX 480 در این بازی خوب ظاهر نشد. اما درایور نسخه‌ی ۱۶.۷.۳ با ارائه‌ی پچ‌هایی، برخی از مشکلات بزرگ AMD را رفع کرد.

همچنین Tom Clancy Ghost Recon Wildlands برای AMD نیز برنده محسوب می‌شود، اما عمدتا به‌دلیل اینکه درایور Radeon از هشت ماه پیش برای Ghost Recon آماده‌سازی شده بود. هنگامی که تیم درایور AMD شروع به بهینه‌سازی برای این بازی کرد، نرخ فریم متوسط ​​را تقریباً ۱۰٪ افزایش داد. اما در مورد Tom Clancy’s، Ashes of Singularity: Escalation و Battlefield 1، عملکرد Radeon RX 480 امروز چند درصد پایین‌تر از آن است که در گذشته بود. اما برای عادلانه بودن، جدیدترین درایور AMD و حتی تعداد زیادی از سناریوهای زمانبندی را که ما از آن‌ها در رده‌های قبلی اندازه گرفته‌ایم حذف می کنیم.

بهینه‌شده‌ترین عملکرد کارت گرافیک انویدیا را در Hitman و Ashes of the Singularity شاهد هستیم. GeForce GTX 1060 6GB در سال گذشته افزایش ۱۵ درصدی داشته است که با جدیدترین درایور (۳۹۸.۳۶) افزایش یافته است. در Ashes ،GeForce GTX 1060 6GB امروزه نسبت به دو سال قبل ۱۳ درصد عملکرد بیشتری دارد. درواقع، دستاوردها از یک دهم درصد به حدود ۶ درصد می رسد. در Tom Clancy’s The Division انویدیا GeForce GTX 1060 6GB یک دهم درصد سرعت را از دست می دهد.

در نهایت

همان‌طور که انتظار می‌رود، درایورهای ویدئویی جدید نرخ فریم را در بیشتر عناوین افزایش می‌دهند، اما تفاوت‌ها اغلب ظریف و بسیار ناچیز هستند. AMD با سرعت ۲.۳ درصدی در مجموعه معیارهای ما قرار دارد، در حالی که انویدیا به‌طور میانگین ۴.۳ درصد است. در برخی از بازی‌ها، با افزایش سرعت فریم تا ۱۵٪ بهبود قابل ملاحظه‌ای خواهید یافت، اما در برخی دیگر، تغییر بسیار اندک است که ممکن است حتی متوجه آن نشوید. بعید به نظر می رسد که به‌روزرسانی درایور برای یک بازی که قبلاً کند بوده و قابل اجرا نبوده بتواند به‌طور ناگهانی با همان سخت‌افزار آن را اجرا یا سرعت بخشد.

 به نظر شما کدام کارت گرافیک در این آزمایش سربلند بیرون آمد؟


در حالی‌ که این روزها هالووین در سراسر جهان جشن گرفته می‌شود. اما به‌جز جنبه سرگرم‌کننده هالووین، این آئین می‌تواند، سودمندی‌های دیگری نیز داشته باشد.

تعریف کردن داستان‌ غول‌ها و ارواح می‌تواند با تشویق مردم به تغییر شیوه‌ی رفتارشان، مفید باشد. هالووین زمانی است که اشباح و دکورهای ترسناک‌ به‌صورت عمومی به نمایش در می‌آید تا دنیای مردگان را تداعی کند. اما آیا می‌دانستید، این آئین‌ها و مراسم‌ها در واقع می‌توانند درس‌های مهم اخلاقی برای ما داشته باشند؟

 ریشه‌ی جشن هالووین که امروز در کشورهای مختلف جهان [از جمله به‌طور غیر رسمی در ایران] برگزار می‌شود، به جشنواره سلتی «سمهین» باز می‌گردد، جشنی که هنگام شروع نیمه‌ی تاریکِ سال (پایان تابستان) برگزار می‌شد. در آن زمان، مردم اعتقاد داشتند که زندگان و مردگان باهم در ارتباط‌ هستند و امکان ملاقات با ارواح و اشباح وجود دارد.

پاپ گرگوری یکم در سال ۶۰۱ میلادی، برای کمک به ترویج مسیحیت در شمال اروپا، از مبلغان مذهبی خواست که جلوی جشن‌های باستانی را نگیرند؛ بلکه به این آئین‌ها جلوه‌های مسیحی بدهند. به این ترتیب، با گذشت زمان، جشن‌های سمهین تبدیل به «روز ارواح درگذشته» و «عید قدیسان» شدند، روزهایی که در آئین مسیحیت، صحبت کردن با مردگان به لحاظ مذهبی پسندیده بود. عید قدیسان به «روز همه قدیسان (All Hallows’ Day)» هم مشهور بود، یعنی شب قبل از «غروب همه قدیسان (All Hallows’ Evening)» یا مخفف آن «غروب قدیسان (Hallowe’en)» که واژه هالووین امروزی، شکل تغییر یافته این عبارت اسکاتسی است. از این رو، نه‌تنها تمام غیر مسیحیان اعتقاد خود به ارواح مردگان را حفظ کردند، بلکه این مراسم‌ها به بخشی مهمی از آئین‌های متنوع اولیه کلیسا بدل شدند. 

باورهای پرمنفعت

خود پاپ گریگوری یکم، پیشنهاد کرد، افرادی که ارواح را می‌بینند، باید برای آمرزش روح آن‌ها دعا کنند. از این دیدگاه، مردگان برای سفر به بهشت نیازمند کمک زندگان هستند. در طول قرون وسطی، اعتقادات بر اینکه ارواح در برزخ گرفتار می‌شوند، موجب رونق فروش آمرزش‌نامه‌ها در کلیساهای کاتولیک شد، مواجبی که برای کاهش مجازات گناهان به کلیسا پرداخت می‌شد. به این ترتیب، اعتقاد گسترده به ارواح، فروش عفو‌نامه را به یک کسب‌وکار سودآور برای کلیسا بدل کرد.

ارواح عموما به‌دلایلی خوب فرد را به تسخیر خود در می‌آورند

در نتیجه این باورها به اصلاحات یا‌ چندتکه شدن جامعه‌ی مسیحی منتهی شدند، اصلاحاتی که به رهبری کشیش آلمانی به نام مارتین لوتر انجام گرفتند و او و پیروانش، راه خود را از کاتولیک جدا کردند و مذهب جدیدی به نام «پروتستان» را بنا نهادند. در واقع، اعلامیه‌ی نود و پنج ماده‌ای مارتین لوتر که روز ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷ روی سردر کلیسای همه‌ی قدیسان در ویتنبورگ نصب شد، عمدتا اعتراضی علیه فروش عفو برای گناهکاران بود. پس از آن، کشورهای پروتستان، از اعتقاد به ارواح به‌عنوان خرافات کاتولیک یاد می‌کردند.

داستان ارواح در فرهنگ عامه داستان ارواح در فرهنگ عامه کشورهایی مانند ژاپن رایج است و اغلب حاوی پیام اخلاقی قوی است

با این حال، بحث در مورد وجود ارواح هیچ‌گاه کمرنگ نشد و مردم حتی تا عصر ما، برای حل این مسئله به علم متوسل می‌شوند. در قرن نوزدهم، اعتقاد به عالم ارواح، جنبش جدیدی که ادعا می‌کرد مردگان می‌توانند با زندگان صحبت کنند، به سرعت به یک پدیده‌ی جریان‌ساز بدل شد و روش‌هایی مانند احضار روح، ویجا و عکاسی از ارواح و مانند اینها در میان عموم مردم به‌وفور انجام می‌گرفت.

اگرچه بعد از جنگ جهانی اول، اعتقاد به عالم ارواح، اهمیت فرهنگی خود را از دست داد؛ اما بسیاری از روش‌های آن به‌وسیله احضارکنندگان روح امروزی نیز به‌کار می‌رود، کسانی که اغلب برای اثبات وجود ارواح از روش‌های علمی کمک می‌گیرند. این باورها فقط بخشی از جهان مسیحی نیستند. بلکه، در اغلب فرهنگ‌ها و جوامع، مفهومی به نام ارواح به‌ چشم می‌خورد. به‌عنوان مثال، در تایوان، حدود ۹۰ درصد از مردم ادعا می‌کنند که در طول زندگی خود با ارواح ملاقات کرده‌اند.

دیدن روح اغلب یادآور بار سنگین زیر پا گذاشتن اخلاقیات است

تایوان، همراه با بسیاری از کشورهای شرق آسیا مانند ژاپن، کره، چین و ویتنام، «ماه ارواح» را جشن می‌گیرند، ماهی که در آن یک روز به‌خصوص به نام روز ارواح نیز جشن گرفته می‌شود، روزی که به اعتقاد مردم، ارواح وارد دنیای زندگان می‌شوند و آزادانه به‌هر کجا که می‌خواهند می‌روند. این جشنواره‌ها و اعتقادات اغلب ریشه در داستان بودایی «اولانپن سوترا» دارند، داستانی که در آن، بودا به یک روحانی جوان توصیه‌های برای کمک به مادرش می‌کند که به‌عنوان یک «روح گرسنه» در عذاب است.

به مانند بسیاری از سنت‌ها و فرهنگ‌های دنیا، ارواح تایوانی نیز به دو دسته «ارواح شرور» و «ارواح نیک» تقسیم می‌شوند. ارواح نیک به‌طور معمول با فرد ارتباط اجدادی و خانوادگی دارند و در طول جشنواره ارواح به گرمی از آن‌ها استقبال می‌شود. ارواح شرور هم کسانی هستند که عصبانی یا گرسنه‌اند و زندگان را تسخیر می‌کنند.

پیام اخلاقی

توک تامپسون اسطوره‌شناسی از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی که سال‌هاست، داستان‌های ارواح را مطالعه می‌کند. وی متوجه شده است که ارواح عموما به دلایلی خوب فرد را به تسخیر خود در می‌آورند. این دلیل می‌تواند راز قتل‌های سر به‌مهر، فقدان مراسم خاک‌سپاری، خودکشی‌های اجباری، تراژدی‌های قابل پیشگیری و سایر مسائل اخلاقی باشد. ارواح به این لحاظ، از گور خود خارج می‌شوند و به‌دنبال عدالت می‌گردند.

ارواح می‌توانند چنین خواسته‌هایی را از یک فرد یا یک خانواده یا اهالی یک شهر داشته باشند. به‌عنوان مثال، در ایالات متحده، برخی گزارش داده‌اند که روح برده‌های آفریقایی آمریکایی و بومیان آمریکایی که ظالمانه کشته شده‌اند را دیدند. الیزابت تاکر، پژوهشگری از دانشگاه ایالتی بینگهمتون در نیویورک که کتابی به همین مضمون «افسانه‌های دانشگاه (Campus Legends)» نوشته، گزارش‌های مختلف ملاقات با ارواح در دانشگاه‌های مختلف آمریکا و کانادا را از دهه ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۶ جمع‌آوری کرده است.

جشنواره یک ماه‌ای که در تایوان برگزار می‌شودجشنواره یک ماهه‌ی ارواح در تایوان برگزار می‌شود. در این ماه اعتقاد بر این است که دروازه‌های دنیای مردگان گشوده می‌شود و مردگان به دنیای زندگان باز می‌گردند

برخی از ارواح مشهوری که تاکر در کتاب خود به آن‌ها می‌پردازد، روحی به نام دوولی در دانشگاه اموری در آتالانتا است که می‌تواند با تفنگ آبی خود به استادان دانشگاه شلیک کند و نظم کلاس‌ها را بر هم بزند. روح دیگری به نام سارا از دانشگاه منسفیلد، پنسیلوانیا پس از اینکه از نامزدش جواب رد شنیده، خودکشی کرده است، خانم سرخ‌پوش از دانشگاه هانتینگتون در انتاریو، کانادا روح معروف دیگری است که روبدوشامبر سرخی بر تن دارد و شکمش را می‌شکافد. همین‌طور دانشجویان دانشگاه گیتیزبورگ، پنسیلوانیا، با ارواح سربازان ملاقات کردند، در حالی که دانشجویان دانشگاه سن‌مری‌آو وودز در اندیانا، راهبه‌های بدون چهره‌ی ترسناکی را دیدند.

مقاله‌های مرتبط:

به‌نظر می‌رسد، اغلب داستان‌های عجیبی که تاکر در کتاب خود ذکر کرده، به‌نوعی به گذشته‌ی تاریک دانشگاه‌ها مرتبط هستند. به این لحاظ، ارواح، جنبه‌های اخلاقی را برملا می‌کنند. مشاهده ارواح هم اغلب به ما یادآوری می‌کنند که اخلاق و اخلاقیات اهمیتی فراتر از زندگی دارند و زیر پا گذاشتن اخلاقیات می‌تواند بار سنگینی روحی برای زندگان داشته باشد.

با این حال، به‌جز برخی جنبه‌های ترسناک؛ داستان ارواح اغلب برای ما سودمند هستند. ارواح با نشان دادن زندگی پس از مرگ، فرصت ارتباط با کسانی را برای ما فراهم می‌کنند که مدت‌ها قبل از دنیا رفتند و بنابراین به زندگان فرصتی برای رستگاری و راهی برای جبران اشتباهات می‌دهند.

نقد فیلم گرگ بازی – زومجی

بدون دیدگاه




نقد فیلم گرگ بازی – زومجی

داغ‌ترین مطالب هفته
شاخه‌های برتر
خانواده زومجی

عضویت در خبرنامه


تنها چند روز پس از مرگ تلکسوپ فضایی پرافتخار کپلر، ناسا کاوشگر دان را نیز که در کمربند سیارکی منظومه‌ی شمسی به‌سر می‌برد، از دست داد.

در هفته‌ای که ناسا تلسکوپ فضایی پرافتخار کپلر را پس از گذشت نزدیک به یک دهه فعالیت از دست داد، یکی دیگر از فضاپیماهای این سازمان نیز به نام کاوشگر دان (Dawn) به‌دلیل اتمام سوخت به پایان عمر خود رسید. این فضاپیما که در طول ماموریتش دو مورد از بزرگ‌ترین اجرام را در کمربند سیارکی کاوش کرد، در روزهای گذشته موفق به برقراری ارتباط با گردانندگان خود نشد. مهندسان ناسا بدون دریافت هیچ سیگنالی از دان به این نتیجه رسیدند که این فضاپیما دیگر هیچ سوختی برای ادامه‌ی فعالیت ندارد و به‌همین دلیل پایان ماموریت آن را به‌صورت رسمی اعلام کردند.

کارکنان ناسا که مشغول کار روی پروژه‌ی کاوشگر دان بودند، می‌دانستند که این فضاپیما سرانجام یک روز به پایان راه خود می‌رسد. آن‌ها در ماه ژوئن، این کاوشگر را در نزدیک مدارش پیرامون سیاره‌ی کوتوله‌ی سِرِس قرار دادند. آن‌ها در آن زمان می‌دانستند که دان تنها تا چند ماه دیگر سوخت کافی در اختیار دارد. هرچند این روز پیش‌بینی می‌شد، اما در هر صورت پایان ماموریت این کاوشگر همچنان یک لحظه‌ی عاطفی محسوب می‌شود.

مارک رایمن، مهندس ارشد ماموریت دان در بیانیه‌ای مطبوعاتی گفت:

من بسیار به دان افتخار می‌کنم. حجم مسئولیتی که ما بر دوش آن گذاشتیم، بسیار زیاد بود؛ اما این کاوشگر هر مرتبه از پس هر چالش برمی‌آمد. خداحافظی با این فضاپیمای شگفت‌انگیز سخت است؛ اما زمان آن فرارسیده است.

دان خاموش و ناتوان به دور سیاره‌ی کوتوله‌ی سرس می‌چرخد

رایمن در ماه اوت سرنوشت دان پس از مرگش را به‌صورت جامع و غم‌انگیز شرح داد. برهمین اساس، هنگامی که این کاوشگر پس از پایان عمرش قادر به ثابت نگاه داشتن خود نباشد، کامپیوتر فضاپیما در تلاش برای باقی ماندن در مسیر و ادامه‌ی ماموریت، مجموعه‌ای از بررسی‌ها را انجام خواهد داد؛ اما در آن زمان، دیگر حتی بخاری باقی نمانده است تا به رانشگرهای فضاپیما نیرو دهد. رایمن می‌نویسد:

تقلای دان برای زنده ماندن کوتاه خواهد بود و تنها چند ساعت طول می‌کشد تا باتری فضاپیما به‌طور کامل تخلیه شود. کاوشگر باتجربه سپس دچار بیهوشی خواهد شد و اندکی بعد همان‌طور که پنل‌های خورشیدی را با چرخش قابل توجه‌اش به سمت نور بازمی‌گرداند، ممکن است موفق به احیای کامل خود شود؛ اما این چرخه تکرار خواهد شد.

پوسته‌ی دان همچنان در همان آخرین مدار پیرامون سیاره‌ی کوتوله‌ی سرس به‌سر می‌برد. کاوشگر ناسا بدون سوخت نمی‌تواند خود را به اندازه‌ای ثابت نگاه دارد تا از پنل‌های خورشیدی‌اش نیرو به‌دست آورد یا برای خداحافظی آخر فرستنده‌اش را روشن کند. دان خاموش و ناتوان به دور سیاره‌ی کوتوله‌ی سرس می‌چرخد و برای دست‌کم ۲۰ سال در همین وضعیت باقی خواهد ماند.

همان‌طور که اشاره شد، این دومین بار در هفته‌ی جاری بود که پژوهشگران ناسا ناگزیر به وداع با یک ماموریت خود شدند. ابتدای هفته‌ای که گذشت، تلسکوپ فضایی و کاوشگر سیارات فراخورشیدی کپلر نیز به دلیل اتمام سوخت به پایان ماموریت پرافتخار خود رسید.

Dawn spacecraft / کاوشگر دان

میراث دان تازه در حال شروع است

دان دو سال بیشتر از کپلر عمر داشت و در سال ۲۰۰۷ با هدف مطالعه‌ی وستا و سرس، دو جرم بزرگ در کمربند سیارکی به فضا پرتاب شد. کمربند سیارکی بین مشتری و مریخ واقع شده و دربردارنده‌ی تعداد بی‌شماری اجرام سنگی باقی‌مانده از دوران پیداش منظومه‌ی شمسی است. به همین دلیل ناسا تصمیم گرفت نام دان (پیدایش یا بامداد) را روی کاوشگر خود بگذارد.

دان نخستین فضاپیمایی بود که به دور دو جرم در عمق فضا می‌چرخید. این کاوشگر دریافت که دو جرمِ وستا و ورس بسیار متفاوت از یکدیگر هستند. وستا دارای هسته‌ای آهنی و سطحی حفره‌دار بود که یکی از آن‌ها کوهی اندازه‌ی دو برابر اورست در مرکزش داشت.

سرس نیز کوه بلندی داشت که به باور پژوهشگران آتشفشانی یخی محسوب می‌شد و به جای ماگما از آب شور و گل تشکیل شده بود. در حالی که وستا به‌کلی یک جرم سنگی و فلزی بود؛ دان دریافت که سرس دارای سنگ و یخ و پرشده از نقاط روشنی بود که به وجود نمک یا کربنات اشاره داشت. سرس حتی روی سطح خود دارای مواد آلی بود.

این حقیقت که دو جرم یادشده تفاوت بسیار زیادی با یکدیگر داشتند، به پژوهشگران درک بهتری از پویایی منظومه‌ی شمسی در اوایل دوران پیدایشش داد. وستا به سیارات داخلی شباهت دارد و به احتمال فراوان محل تشکیل آن نزدیک به موقعیت فعلی‌اش است. سرس یا دست‌کم مواد فرار و یخی روی سطح آن برای دوام آوردن باید بسیار دورتر از گرمای خورشید تشکیل شده و سپس به سمت داخل حرکت کرده باشد.

هرچند کاوشگر دان به پایان عمر خود رسید؛ اما داده‌هایی که در طول ماموریت ۱۱ ساله‌اش جمع‌آوری کرد، در اختیار دانشمندان قرار دارد. پژوهشگران اینجا روی زمین برای تحلیل داده‌های ارزشمندی که فضاپیمای از دست‌رفته‌شان ارسال کرده است، هنوز راه درازی در پیش دارند. رایمن می‌گوید:

از جهات مختلف، میراث دان تازه در حال شروع است.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها