نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی


تصادفی نیست که عملکرد اصلی خورشید در مرکز منظومه‌ی شمسی ما تولید نور است. نور عنصری است که زندگی را به پیش می‌برد. تصور این که نور در جهان و در زندگی ما وجود نداشته باشد بسیار سخت است.

توانایی تشخیص نور تقریباً در تمام موجودات زنده اعم از جانوران و گیاهان وجود دارد. گیاهان از طریق فرآیند فوتوسنتز از نور برای رشد خود استفاده می‌کنند. جانوران از نور برای شکار کردن یا تشخیص و فرار از دست شکارچی استفاده می‌کنند.

برخی معتقدند که توسعه‌ی دید استریوسکوپیک در کنار بزرگ شدن مغز انسان و همچنین استفاده نکردن از دست‌ها برای حرکت و در نتیجه آزاد شدن دست‌ها برای انجام کارهای پیچیده‌تر باعث شده است انسان به چنین سطح بالایی از هوش و توانمندی دست یابد. گفتنی است دید استریوسکوپیک اغلب به توانایی درک عمق و دید سه بعدی اشاره دارد که ناشی از اطلاعات بصری است که از دو چشم دریافت می‌شود. ما در این مقاله قصد داریم به‌طور خلاصه به آناتومی و عملکرد قسمت‌های داخلی چشم بپردازیم.

چشم

آناتومی اساسی چشم

چشم با وجود اندازه‌ی کوچکی که دارد یک ارگان پیچیده به شمار می‌آید. چشم انسان ۲.۵۴ سانتی‌متر‌ عرض، ۲.۵۴ سانتی‌متر عمق و ۲.۳ سانتی‌متر ارتفاع دارد.

لایه‌ی بیرونی و محکم چشم صلبیه نام دارد که همان سفیدی چشم است. صلبیه فشار داخل چشم را نگه تحمل می‌کند و به آن شکل می‌دهد. قسمت جلویی این لایه، شفاف بوده و قرنیه نام دارد. تمام نوری که وارد چشم می‌شود باید ابتدا از قرنیه عبور کند. دومین لایه‌ی چشم مشیمیه نام دارد که درواقع ماهیچه‌هایی است که به صلبیه چسبیده است و باعث حرکت چشم می‌شود. مشمیه دارای رگ‌های خونی است که وظیفه‌ی خون‌رسانی به ساختار چشم را بر عهده دارند. قسمت جلویی مشیمیه از دو بخش تشکیل شده است:

جسم مژگانی: جسم مژگانی یک ناحیه‌ی ماهیچه‌ای است که به عدسی یا لنز چشم متصل است. این ماهیچه می‌تواند عدسی را منقبض کند و درواقع با تغییر اندازه‌ی عدسی به فوکوس نور کمک کند.

عنبیه: عنبیه قسمت رنگی چشم است. رنگ عنبیه توسط رنگ بافت‌های همبند و سلول‌های رنگدانه‌ای تعیین می‌شود. وجود رنگدانه‌های کم‌تر باعث می‌شود چشم به رنگ آبی در بیاید و از طرف مقابل وجود رنگدانه‌های بیشتر چشم را قهوه‌ای رنگ می‌کند. درواقع عنبیه یک دیافراگم قابل تنظیم است که دورتادور یک گشودگی به نام مردمک را احاطه کرده است.

مقاله‌های مرتبط:

عنبیه خود از دو ماهیچه تشکیل شده است: ماهیچه‌ی گشادکننده‌ی مردمک که باعث کوچک‌تر شدن عنبیه شده و در نتیجه مردمک را بزرگ‌تر می‌کند تا نور بیشتری وارد چشم می‌شود، و همچنین ماهیچه‌ی اسفنکتر که عنبیه را بزرگ‌تر و مردمک را کوچک‌تر می‌کند و در نتیجه نور کم‌تری وارد چشم می‌شود. اندازه‌ی مردمک می‌تواند بین ۲ تا ۸ میلی‌متر متغیر باشد. این سخن به این معنی است که با تغییر اندازه‌ی مردمک، چشم می‌تواند میزان نور وارد شده به خود تا ۳۰ برابر تغییر دهد.

داخلی‌ترین لایه‌ی چشم شبکیه است. شبکیه قسمتی از چشم است که نور را تشخیص می‌دهد. شبکیه دو نوع سلول دارد، سلول‌های استوانه‌ای‌شکل که مسئول بینایی در نور کم هستند و سلول‌های مخروطی‌شکل که مسئول دیدن رنگ‌ها و جزئیات اجسام هستند. در قسمت عقبی چشم و در مرکز شبکیه لکه‌ی زرد یا ماکولا قرار دارد. این ناحیه تنها دارای سلول‌های مخروطی شکل است و مسئول دیدن جزئیات ریز اجسام به‌صورت واضح است.

آناتومی چشم

شبکیه‌ی چشم حاوی یک ماده‌ی شیمیایی به نام رودوپسین است. رودوپسین یک ماده‌ی شیمیایی است که نور را به پالس‌های الکتریکی تبدیل می‌کند، پالس‌های اکتریکی که در مغز به‌صورت تصاویر تفسیر می‌شوند. عصب‌های شبکیه در پشت چشم به یکدیگر می‌پیوندند و عصب بینایی چشم را تشکیل می‌دهند. پالس‌های الکتریکی از طریق عصب بینایی به مغز فرستاده می‌شود، همچنین از مرکز عصب بینایی سیاه‌رگ‌ و سرخرگ اصلی چشم عبور می‌کنند. نقطه‌ای که در آن عصب بینایی و رگ‌های خونی از شبکیه خارج می‌شوند دیسک بینایی نام دارد. در این قسمت از شبکیه هیچ سلول استوانه‌ای یا مخروطی شکل وجود ندارد در نتیجه یک نقطه کور محسوب می‌شود. با این حال شما از وجود این نقطه‌ی کور آگاه نیستید زیرا تصویر هر چشم می‌تواند نقطه‌ی کور چشم دیگر را پوشش دهد.

وقتی یک چشم‌پزشک به وسیله‌ی افتالموسکوپ به پشت چشم شما نگاه می‌کند چیزی که می‌بیند این است:

در داخل کره‌ی چشم دو ناحیه‌ی دارای مایع وجود دارند که توسط عدسی چشم از یکدیگر جدا شده‌اند. بخش بزرگ‌تر که در پشت عدسی قرار دارد زجاجیه نام دارد که حاوی یک ماده‌ی شفاف ژله مانند است. بخش جلویی که کوچکتر از زجاجیه است و حاوی یک مایع آبکی شفاف است زلالیه نام دارد. زلالیه از دو قسمت تشکیل شده است. یک بخش که در جلوی عنبیه قرار دارد اتاق قدامی نام دارد و بخش دیگر که در پشت عنبیه است اتاق خلفی نام دارد. زلالیه‌ی چشم در جسم مژگانی تولید می‌شود و از طریق کانال اشلم تخلیه می‌شود. وقتی این کانال مسدود شود یک بیماری به نام گلوکاما یا آب‌سیاه بروز می‌کند.

عدسی یا لنز چشم ساختاری شفاف دارد که از دو طرف برآمده بوده و قطر آن در حدود ۱ سانتی‌متر است. اندازه‌ی عدسی توسط ماهیچه‌هایی که در جسم مژگانی قرار دارند کنترل می‌شود. چشم از عدسی برای تنظیم نور روی شبکیه استفاده می‌کند تا یک تصویر واضح به دست آید. وقتی نور از فاصله‌ی دور به چشم وارد می‌شود عدسی چشم به حالت استراحت در می‌آید اما وقتی نور از فاصله‌ی نزدیک به چشم برسد عدسی قطور و کروی‌تر می‌شود. شما می‌توانید با نگاه کردن به اجسام دور و نزدیک با فاصله‌ی زمانی کم احساس تغییر اندازه عدسی را تجربه کنید.

سطح خارجی چشم و درواقع قسمت جلویی صلبیه و سطح داخلی پلک‌ها را مایعی مخاطی به نام ملتحمه پوشانیده است. وجود ملتحمه باعث می‌شود سطح چشم همواره مرطوب باشد. عفونت ملتحمه منجر به بروز بیماری التهاب ملتحمه یا قرمزی چشم می‌شود. ضخامت ملتحمه روی قرنیه در حدود ۳۰ میکرومتر است.

برای به حداکثر رساندن میدان دید، چشم توانایی حرکت در تمام جهات را دارد و از این لحاظ یک ارگان استثنایی به شمار می‌رود. با وجود توانایی حرکت در جهات مختلف، چشم در داخل یک حفره‌ی استخوانی به نام حدقه قرار گرفته است. چربی موجود در ساختار چشم تا حدی باعث انعطاف‌پذیری آن در مقابل ضربات شده است. از طریف دیگر پلک‌ها بالایی و پایینی در مواقع خطر به‌طور ناخودآگاه بسته می‌شود و از چشم محافظت می‌کنند. با پلک زدن اشک در سطح چشم پخش می‌شود. مژه‌ها و ابروها نیز از چشم در مقابل ذرات ریزی که ممکن به آن آسیب برسانند محافظت می‌کند.

اشک‌ها در غدد اشکی چشم تولید می‌شوند. این غدد در قسمت فوقانی چشم و پشت پلک بالایی هر چشم جای گرفته‌اند. اشک تولید شده از طریق ۱۲ مجرا وارد فضای میان پلک بالایی و چشم می‌شود و در نهایت به سوی دو سوراخ ریز در گوشه‌ی داخلی چشم هدایت شده و از آنجا وارد کیسه‌ی اشک شده و در نهایت وارد مجرای بینی می‌شود. به همین دلیل است که در هنگام گریه کردن دچار آب ریزش بینی می‌شوید. غدد اشکی روزانه در حدود دو قاشق چای‌خوری اشک تولید می‌کنند. اشک وظیفه‌ی شست‌وشوی سطح چشم، ضد عفونی کردن چشم‌ها، لغزنده کردن چشم‌ها برای حرکت آسان کره چشم و پلک، جلوگیری از خشک شدن چشم‌ها و پلک‌ها و تغذیه‌ی قرنیه را بر عهده دارد، زیرا اشک حاوی آب، چربی‌ها، مواد معدنی، نمک و پروتئین است.

شش ماهیچه به صلبیه متصل هستند که وظیفه‌ی کنترل حرکت چشم را بر عهده دارند. اسامی و وظیفه‌ی این ماهیچه به این ترتیب است:

  • ماهیچه راست داخلی: چشم را به بینی نزدیک می‌کند
  • ماهیچه راست جانبی: چشم را از بینی دور می‌کند
  • ماهیچه راست پایینی: چشم را پایین می‌آورد
  • ماهیچه راست بالایی: چشم را بالا می‌برد
  • ماهیچه‌ مایل بالایی: چشم را میچرخاند
  • ماهیچه مایل پایینی: چشم را می‌چرخاند

در قسمت بعدی مقاله درمورد نحوه‌ی تشخیص نور توسط چشم می‌پردازیم.

دریافت نور

وقتی نور وارد چشم می‌شود ابتدا از قرنیه عبور می‌کند، سپس از زلالیه گذشته و وارد عدسی شده و از آنجا هم وارد زجاجیه می‌شود و در نهایت به شبکیه می‌رسد. شبکیه قسمتی از چشم از است که وظیفه‌ی تشخیص نور را بر عهده دارد. در شبکیه دو نوع یاخته‌ی عصبی وجود دارد، سلول‌های استوانه‌ای شکل و سلول‌های مخروطی‌ شکل. سلول‌های استوانه‌ای شکل با بینایی در نور کم سر و کار دارند و سلول‌های مخروطی شکل با بینایی رنگی و جزییات اشیا. وقتی نور به این دو نوع سلول می‌رسد، یک سری واکنش‌های شیمیایی پیچیده به وقوع می‌پیوندد. ماده‌ی شیمیایی ایجاد شده در نتیجه‌ی این واکنش‌های رودوپسین فعال نام دارد که باعث ایجاد پالس‌های الکتریکی در اعصاب بینایی می‌شود. در حالت کلی قسمت بیرونی سلول‌های استوانه‌ای شکل دراز و نازک هستند در حالی که قسمت بیرونی سلول‌های مخروطی شکل همان‌طور که می‌توانید حدس بزنید به شکل مخروط هستند.

دریافت نور توسط چشم انسان

قسمت بیرونی سلول‌های استوانه‌ای شکل و مخروطی شکل حاوی مواد شیمیایی حساس به نور هستند. در سلول‌های استوانه‌ای شکل این ماده‌ی شیمیایی رودوپسین نام دارد اما در سلول‌های مخروطی شکل این ماده‌ی شیمیایی رنگدانه نام دارد. شبکیه‌ی چشم حاوی ۱۰۰ میلیون سلول استوانه‌ای شکل و ۷ میلیون سلول مخروطی شکل است. در داخل شبکه رنگدانه‌ی سیاه نیز وجود دارد، همان‌طور که داخل دوربین عکسی سیاه است، تا از پخش نور جلوگیری کند و نورهای اضافی را جذب کرده و از انعکاس آن جلوگیری کند. در مرکز و قسمت عقبی شبکیه نقطه‌ای به نام لکه زرد وجود دارد که دارای تمرکز زیادی از سلول‌های مخروطی شکل است. لکه‌ی زرد مسئول دریافت و تفسیر جزییات تصاویر است.

مقاله‌های مرتبط:

وقتی نور وارد چشم می‌شود با ماده‌ی شیمیایی حساس به نور به نام رودوپسین تماس پیدا می‌کند. رودوپسین ترکیبی از پروتئینی به نام اسکوتوپسین و گروه ملکولی رنگی ۱۱ سیس رتینال است. گروه مولکولی رنگی ۱۱ سیس رتینال درواقع مشتقی از ویتامین A است به همین دلیل است که کمبود ویتامین A باعث بروز مشکلات بینیایی می‌شود. رودوپسین وقتی با نور تماس پیدا می‌کند تجزیه می‌شود به این شکل که قسمت ۱۱ سیس رتینال از رودوپسین دچار تغییر فیزیکی شده و تبدیل به رتینال ترنس می‌شود. این اولین تغییر در فرآیند تشخیص نور است که کم‌تر از یک تریلیونم ثانیه به طول می‌انجامد. ۱۱ سیس رتینال یک مولکول زاویه‌دار است در حالی که رتینال ترنس یک موکلول مستقیم است. این موضوع باعث ناپایدار شدن ماده‌‌ی شیمیایی می‌شود. در نتیجه رودوپسین به مواد مختلفی تجزیه می‌شود اما در نهایت تشکیل متادوپسین (رودوپسین فعال) می‌دهد. رودوپسین فعال باعث ایجاد پالس‌های الکتریکی می‌شود که به مغز ارسال شده و در نهایت به‌عنوان نور تفسیر می‌شوند. در این جا فرآیند شیمیایی روی داده در چشم را خلاصه می‌کنیم:

  • ۱. غشای (بیرونی‌ترین لایه‌ی سلولی) سلول‌های استوانه‌ای شکل دارای بار الکتریکی است. وقتی نور با رودوپسین برخورد کرده و آن را فعال می‌کند میزان گوانوزین مونوفسفات سیکلیک کم می‌شود در نتیجه بار الکتریکی غشای سلولی افزایش پیدا می‌کند. همین موضوع باعث ایجاد یک جریان الکتریکی در سلول می‌شود. زمانی که نور بیشتری وارد چشم می‌شود، رودوپسین بیشتری فعال می‌شود و جریان الکتریکی بیشتری تولید می‌شود.
  • ۲. پالس الکتریکی در نهایت به سلول‌های گانگولین واقع در شبکیه می‌رسد.
  • ۳. عصب‌های بینایی به چلیپای بصری می‌رسند، جایی که فیبرهای عصبی که منشا آن‌ها نیمه‌ی داخلی شبکیه است به نیم‌کره‌ی سمت دیگر مغز می‌روند اما فیبرهای نوری که از نیمه‌ی بیرونی شبکیه آمده‌اند در نیم‌کره‌ی مغزی همان قسمت می‌مانند. درواقع چلیپای عصبی قسمتی از عصب مغز است که اعصاب بینایی به‌صورت ضربدری قرار گرفته‌اند.
  • ۴. این اعصاب در نهایت به پشت مغز می‌رسند جایی که لوب پس‌سری نامیده می‌شود. لوب پس‌سری جایی است که پالس‌های الکتریکی رسیده از چشم تفسیر می‌شود و کورتکس بصری اولیه نامیده می‌شود. برخی از اعصاب بینایی به قسمت دیگری از مغز می‌روند تا به کنترل حرکات چشم، پاسخ مردمک و عنبیه و رفتار چشم کمک کنند.

اما رودوپسین تجزیه شده باید دوباره تشکل شود تا فرآیند ایجاد پالس‌های الکتریکی ادامه یابد. در این فرآیند رتینال ترنس دوباره به ۱۱ سیس رتینال تبدیل شده و با اسکوتوپسین ترکیب می‌شود تا رودوپسین ساخته شود. رودوپسین ساخته شده دوباره وارد چرخه‌ی تجزیه و ایجاد پالس الکتریکی می‌شود.

تشخیص رنگ‌ها و دریافت ‌آنها توسط چشم

مواد شیمیایی حساس به رنگ در سلول‌های مخروطی شکل رنگدانه‌های مخروطی نام دارند که بسیار شبیه به ماده‌ی شیمیایی حساس به نور در سلول‌های استوانه‌ای شکل هستند. قسمت رتینال این ماده همانند رودوپسین است اما قسمت اسکوتوپسین با فوتوپسین جایگزین شده است. در نتیجه می‌توان گفت ماده‌ی شیمایی حساس به رنگ از دو قسمت رتینال و فوتوپسین تشکیل شده است. سه نوع رنگدانه‌ی حساس به رنگ وجود دارد:

  • رنگدانه‌ی حساس به رنگ قرمز
  • رنگدانه‌ی حساس به رنگ سبز
  • رنگدانه‌ی حساس به رنگ آبی

سلول‌های مخروطی شکل دارای این سه نوع رنگدانه هستند و در نتیجه به ترکیب این رنگها با یکدیگر یا به عبارت دیگر به تمام رنگ‌ها حساس هستند. درواقع چشم انسان تقریبا تمام رنگ‌هایی که از ترکیب سه رنگ آبی، سبز و قرمز به وجود آمده‌اند را می‌تواند تشخیص دهد.

تشخیص نور

در دیاگرام بالا طول موج هر سه نوع از سلول‌های استوانه‌ای شکل نشان داده شده است. حداکثر جذب رنگ توسط رنگدانه‌ی حساس به رنگ آبی در طول موج ۴۴۵ روی می‌دهد، این عدد برای رنگ سبز ۵۳۵ نانومتر و برای رنگ قرمز ۵۷۰ نانومتر است.

کوررنگی چیست؟

کوررنگی به معنای عدم توانایی تشخیص تفاوت بین رنگ‌های مختلف است. شایع‌ترین نوع کوررنگی از نوع کوری رنگ‌های قرمز-سبز است. این نوع کوررنگی در ۸ درصد مردان و ۴/۰ درصد جمعیت زنان روی می‌دهد. کوررنگی قرمز-سبز زمانی روی می‌دهد که یکی یا هر دو نوع از سلول‌های مخروطی حساس به رنگ قرمز و سبز وجود نداشته باشند یا به درستی کار نکنند. افرادی که دارای این نوع کوررنگی هستند به این معنی نیست که اصلا نمی‌توانند رنگ‌های قرمز و سبز را ببینند بلکه توانایی تشیص تفاوت بین این دو رنگ را از دست داده‌اند.

کوررنگی

کوررنگی یک اختلال ژنتیکی است و بیشتر در مردان مشاهده می‌شود. دلیل این امر این است که توانایی تشخیص رنگ در کروموزوم X قرار گرفته است و از آنجا که زنان دارای دو کروموزوم X هستند از این رو احتمال این که هر دو کروموزوم X بدون توانایی تشخیص رنگ باشند بسیار کم‌ است. اما از سوی دیگر مردان تنها یک کروموزم X دارند ازین رو احتمال وقوع کوررنگی در آن‌ها بیشتر است. عدم توانایی تشخیص تمام رنگ‌ها یا احتمال این که یک شخص تنها به‌صورت سیاه و سفید ببیند بسیار نادر است.

کمبود ویتامین A

زمانی که کمبود ویتامین A شدید باشد ممکن است شخص دچار شب‌کوری شود. وجود ویتامین A برای تشکیل رتینال که بخشی از مولکول رودوپسین است بسیار ضروری است. زمانی که تعداد مولکول‌های حساس به نور به خاطر کمبود ویتامین A کم باشد، حداقل میزان نور لازم برای بینایی افزایش خواهد یافت. بنابراین افراد دارای شب‌کوری توانایی بینایی کمی در طول شب دارند اما در طول روز به‌دلیل وجود میزان زیادی نور، تحریک و فعال شدن رودوپسین در شبکیه با مشکل روبه‌رو نمی‌شود.

شکست نور در چشم

وقتی نور به یک سطح زاویه‌دار از یک ماده‌ی دیگر می‌رسد دچار شکست می‌شود و پرتوهای آن دچار انحراف می‌شوند، به این پدیده شکست نور یا انکسار می‌گویند. وقتی نور به عدسی محدب می‌رسد اشعه‌ی نور به سمت مرکز تحدب خمیده می‌شود و وقتی نور به عدسی مقعر می‌رسد اشعه‌های نور از مرکز دور می‌شوند.

ساختار چشم دارای لایه‌های خمیده‌ی متعددی است که باعث شکست نور می‌شوند:

  • مرز بین هوا و قسمت جلویی قرنیه
  • مرز بین قمست عقبی قرنیه و زلالیه
  • مرز بین زلالیه و قسمت جلویی عدسی
  • مرز بین قسمت عقب عدسی و زجاجیه

وقتی تمام لایه‌های چشم به خوبی کار کنند، ‌نور پس از عبور از این لایه‌ها و مرزها و پس از شکست چند باره در نهایت با فوکوس عالی به شبکیه تابیده می‌شود.

شکست نور در چشم

بینایی عادی

حدت بینایی یا وضوح بینایی یک شخص با خواندن چارت اسنلن که در فاصله‌ی ۲۰ فوتی او قرار گرفته است اندازه‌گیری می‌شود. چشم‌پزشکان با انجام تحقیق روی افراد مختلف به یک استاندارد در مورد وضوح بینایی دست‌یافته‌اند. این استاندارد مشخص می‌کند که یک شخص با بینایی عادی وقتی در فاصله‌ی ۲۰ فوتی از چارت اسنلن قرار می‌گیرد چه حروفی را می‌تواند یا نمی‌تواند تشحیص دهد. اگر شما دارای بینایی ۲۰/۲۰ باشید به این معنی است که وقتی در فاصله‌ی ۲۰ متری چارت قرار گیرد همان چیزی را می‌توانید ببینید که یک شخص با بینایی طبیعی می‌تواند ببیند (البته در کشورهایی که سیستم متریک دارند این استاندارد به‌صورت ۶/۶ تعریف شده است). به عبارت دیگر وقتی شما دارای بینایی ۲۰/۲۰ هستید یعنی مشکل بینایی ندارید. گفتنی است اکثر جمعیت جهان همان چیزی را در فاصله‌ی ۲ فوتی می‌بینند که شما می‌توانید ببینید.

مقاله‌های مرتبط:

اگر شما دارای بینایی ۴۰/۲۰ باشید به این معنی است که وقتی شما در فاصله‌ی ۲۰ فوتی چارت قرار گرفته باشید همان چیزی را می‌بینید که یک شخص با بینایی عادی در فاصله‌ی ۴۰ فوتی می‌بیند. به عبارت دیگر اگر شما در فاصله‌ی ۲۰ فوتی چارت و یک شخص دیگر با بینایی طبیعی در فاصله‌ی ۴۰ فوتی همان چارت ایستاده باشید به یک اندازه متوجه جزئیات آن می‌شوید. اگر بینایی شما ۱۰۰/۲۰ باشد یعنی شما که در فاصله‌ی ۲۰ فوتی چارت ایستاده‌اید تنها چیزی را می‌بینید که یک شخص با بینایی طبیعی در فاصله‌ی ۱۰۰ فوتی ببیند. اگر بینایی شما ۲۰۰/۲۰ باشد طبق استاندارد وزارت بهداشت ایالات متحده قانونا یک شخص نابینا به شمار می‌آیید.

عملکرد چشم

شما همین‌‌طور ممکن است دارای بینایی بهتر از یک شخص عادی باشید. افرادی در جهان وجود دارند که دارای بینایی ۱۰/۲۰ هستند یعنی وقتی در فاصله‌ی ۲۰ متری از چارت ایستاده‌اند همان چیزی را می‌بینند که یک شخص با بینایی عادی در فاصله‌ی ۱۰ متری می‌بیند.

پرندگانی مانند شاهین، جغد و برخی پرندگان دیگر وضوح بینایی بیشتری نسبت به انسان دارند. برای مثال شاهین چشمانی بسیار کوچک‌تر از انسان دارد اما سنسورهای زیادی در شبکیه‌ی کوچک خود دارد (از نوع مخروطی). همین موضوع باعث شده است که چشم شاهین ۸ برابر نسبت به چشم انسان تیزتر باشد. یک شاهین ممکن است دارای بینایی ۲/۲۰ باشد.

مشکلات انکسار نور در چشم

در حالت عادی چشم می‌تواند نور را دقیقا روی شبکیه فوکوس کند. نزدیک‌بینی و دوربینی زمانی اتفاق می‌افتد که فوکوس نور دچار اشکال شود.

وقتی شخصی دارای نزدیک‌بینی است، می‌تواند اشیای نزدیک را به خوبی ببیند اما در دیدن اشیای دور دچار مشکل است. در این حالت اشعه‌های نور در جلوی شبکیه متمرکز می‌شوند. این پدیده زمانی روی می‌دهد که کره‌ی چشم طولانی‌تر از حد معمول باشد یا عدسی چشم شخص توانایی بیش از حد در متمرکز کردن نور داشته باشد. نزدیک‌بینی را می‌توان با عدسی‌های مقعر درمان کرد. این نوع عدسی‌ها باعث می‌شوند اشعه‌های نور قبل از رسیدن به چشم کمی واگرا شوند.

اگر شخصی دچار دوربینی باشد در دیدن اشیای دور مشکلی نخواهد داشت اما اشیای نزدیک را با وضوح کم‌تری خواهد دید. در این حال اشعه‌های نور در پشت شبکیه متمرکز می‌شوند. افرادی که کره چشم آن‌ها کوتاه‌تر از حد معمول باشد یا توانایی عدسی چشم آن‌ها در فوکوس نور پایین باشد دچار نزدیک‌بینی می‌شوند. برای درمان نزدیک‌بینی از عدسی‌های محدب استفاده می‌کنند. این نوع عدسی‌ها باعث می‌شوند نور قبل از رسیدن به چشم همگراتر شوند.

مشکلات چشم

آستیگماتیسم چیست؟

آستیگامیسم زمانی پدید می‌آید که منحنی قرنیه چشم دارای یک سطح نا‌هموار باشد. در این صورت تصاویر دریافتی توسط چشم دچار اعوجاج شده یا وضوح آن‌ها کم‌تر می‌شود.

چرا با افزایش سن بینایی ما ضعیف‌تر می‌شود؟

یکی از بیماری‌های رایج چشمی پیری چشم است که در نتیجه‌ی سفت‌تر شدن عدسی چشم ایجاد می‌شود. درواقع عدسی چشم توانایی خود را در تغییر اندازه و متمرکز کردن نور از دست می‌دهد. این بیماری زمانی بیشتر خودش را نشان می‌دهد که شخص سعی کند اشیای کوچکی که در نزدیکی او قرار دارند را ببیند. برای دیدن اشیای نزدیک، جسم مژگانی باید عدسی را جمع کند تا آن را ضخیم‌تر کند، اما کم‌ شدن الاستیک عدسی از ضخیم‌ شدن آن به وسیله‌ی جسم مژگانی جلوگیری می‌کند از این رو شخص توانایی خود برای متمرکز کردن نور دریافتی از اشیای نزدیک را از دست می‌دهد. در ابتدا افراد مبتلا به پیرچشمی سعی می‌کنند اجسام را کمی‌ دورتر از چشم خود بگیرند تا جزییات آن را بهتر ببینند. پیرچشمی از اواسط دهه‌ی پنجم زندگی شروع می‌شود. به تدریج عدسی چشم توانایی خود در حرکت و تغییر شکل را بیش از پیش از دست می‌دهد تا جایی که به‌طور کامل سفت شده و روی یک مسافت ثابت فوکوس می‌کند. این فاصله برای هر شخص می‌تواند متفاوت باشد. برای اصلاح بینایی این افراد از عدسی‌های دوکانونی استفاده می‌کنند. در این نوع عدسی‌ها دو کانون یکی در بالا برای دیدن مسافت‌های دور و یکی در پایین برای فواصل کم وجود دارد.

مشکلات چشم

تشخیص عمق توسط چشم‌ها

چشم انسان برای تشخیص عمق از سه روش استفاده می‌کند:

·       اندازه‌ای که یک شی در شبکیه ایجاد می‌کند: اگر شما از اندازه‌ی یک شی از پیش آگاهی داشته باشید، مغز از این آگاهی و مقایسه‌ي آن با تصویر فعلی در شبکیه برای سنجش فاصله استفاده می‌کند.

·       اختلاف منظر حرکتی: وقتی شما سر خود را از یک سو به سوی دیگر حرکت می‌دهید، اشیایی که در نزدیک شما هستند نسبت به اشیای دورتر با سرعت بیشتر در شبکیه‌ی چشم شما جابه‌جا می‌شوند. در این صورت مغز شما به‌صورت تقریبی می‌تواند بفهمد که یک شی در چه فاصله‌ای از شما قرار دارد.

·       دید استریویی (دید استریوسکوپیک): هر چشم تصویر متفاوتی نسبت به دیگری از یک شی در شبکیه‌ی خود تشکیل می‌دهد چون چشم‌ها تقریبا ۵ سانتی‌متر با یکدیگر فاصله دارند. این موضوع وقتی مشهودتر می‌شود که یک شی در نزدیکی چشم شما قرار داشته باشد. مغز از این تفاوت بین تصاویر برای سنجش مسافت استفاده می‌کند. اما اگر یک شی در فاصله‌ی زیادی از شما قرار داشته باشد این روش کارایی خود را از دست می‌دهد چون در این صورت تصاویر دو چشم از آن شی تقریبا با یکدیگر تفاوتی نمی‌کنند.

تعریف علمی کوری و برخی علل آن

از لحاظ قانونی کوری در ایالات متحده با استاندارد ۲۰۰/۲۰ تعریف می‌شود، یعنی اگر شما حتی با وجود عینک‌های اصلاحی بینایی برابر با ۲۰۰/۲۰ یا کم‌تر داشته باشید یک شخص نابینا محسوب می‌شوید. اکنون که شما با آناتومی چشم و کارکرد آن آشنا شده‌اید، درک شرایط و بیماری‌هایی که منجر به کوری می‌شوند آسان‌تر خواهد بود:

  • آب مروارید: آب مروارید یا بیماری ابری بودن چشم در اصل به کدر شدن عدسی چشم گفته می‌شود. در نتیجه‌ی این بیماری ممکن است نور رسیده به شبکیه‌ی چشم به‌حدی کهاش یابد که باعث کوری کامل شود. آب مروارید در افراد مسن شایع‌تر است اما برخی کودکان نیز ممکن است با آب مروارید به دنیا بیایند. برای درمان آب مروارید در مراحل پیشرفته به عمل جراحی نیاز است تا عدسی چشم با یک عدسی مصنوعی جایگزین شود.
  • آب سیاه: اگر فرآیند تخلیه‌ی زلالیه چشم با مشکل روبه‌رو شود فشار داخل چشم بیشتر می‌شود. افزایش فشار داخل چشم به عصب‌های پشت چشم آسیب می‌رساند و در نتیجه ممکن است باعث مرگ آن‌ها و در نهایت کوری شخص شود. بیماری آب سیاه را می‌توان با دارو و جراحی درمان کرد.
  • رتینوپاتی دیابتی: اشخاصی که دارای بیماری دیابت هستند ممکن است رگ‌های چشمی آن‌ها مسدود یا زخم شده یا نشت کنند و در نهایت به کوری شخص بیانجامد. اشخاصی که دچاری دیابت کنترل نشده هستند ۳۵ برابر شانس کوری بیشتری نسبت به دیگر افراد دارند. درواقع ۸۰ درصد افرادی که ۱۵ سال است از دیابت رنج می‌برند دچار آسیب شبکیه‌ی چشم می‌شوند. این بیماری را می‌توان با جراحی درمان کرد.
  • دجنراسیون ماکولا: دجنراسیون ماکولا یا از بین رفتن لکه‌ی زرد شبکیه ممکن است به دلایل ناشناخته‌ای در برخی از افراد به‌خصوص افراد مسن بروز کند. این بیماری به از دست رفتن بینایی در مرکز منجر می‌شود و در موارد نادر ممکن است رفته رفته به کوری کامل منجر شود. تاثیر عوامل ژنتیکی در بروز این بیماری ثابت شده است اما در کل هیچ درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد با این حال جراحی لیزر ممکن است به درمان بیماری کمک کند.

مشکلات چشم و نابینایی و کوری

  • تروما: ضربه‌ی مستقیم به چشم یا آسیب‌های شیمیایی ممکن است باعث از دست رفتن بینایی شود.
  • ورم رنگریزه‌ای شبکیه: یک بیماری چشمی ژنتیکی است که باعث از بین رفتن شبکیه چشم و وجود بیش از حد رنگدانه‌ها در آن می‌شود. این بیماری در ابتدا باعث شب‌کوری و سپس دید تونلی شده که در اغلب موارد به کوری کامل منتهی می‌شود. در حال حاضر درمانی برای این بیماری وجود ندارد. با این حال دانشمندان در حال تحقیق روی روش‌های درمانی همانند استفاده از ابزار ویرایش ژنتیکی کریسپر، مکمل‌ها، شبکیه‌ی مصنوعی و سلول‌های بنیادی برای معالجه‌ی ورم رنگریزه‌ای شبکیه هستند.
  • تراخم: تراخم یک نوع بیماری عفونی ناشی از باکتری کلامیدیا تراکوماتیس است. تراخم یکی از دلایل شایع کوری در سراسر جهان است اما در کشورهایی با سطح بهداشت بالا یک بیماری نادر به شمار می‌رود. تراخم را می‌توان با آنتی‌بیوتیک درمان کرد.

دلایل متعدد دیگری برای کوری وجود دارد که از آن جمله می‌توان به کمبود ویتامین A، تومور، سکته‌ی مغزی، بیماری‌های عصبی، بیماری‌های عفونی دیگر، بیماری‌های ارثی و سم‌ها شاره کرد.


شرکت خودروسازان بم نماینده محصولات جیلی در ایران، از فروش غیر قطعی و دو مرحله‌ای خودروی جیلی GC6 مدل اکسلنت برای نیمه دوم آبان ماه خبر داد.

 خودروسازان بم که به عنوان نماینده جیلی (Geely) چین در ایران فعالیت می‌کند، شرایط فروش غیر قطعی سدان سایز متوسط جیلی GC6 مدل اکسلنت را اعلام کرد. در این طرح مبلغ ۶۰ میلیون تومان به عنوان پیش پرداخت برای خریداران جیلی GC6 در نظر گرفته شده است. این شرکت همچنین زمان تحویل خودروها را اسفند سال جاری اعلام کرده است.

از سوی دیگر سود مشارکت ۱۹ درصد و سود انصراف ۱۵ درصد نیز برای خریداران جیلی GC6 در نظر گرفته شده است. خودروسازان بم مبلغ ۲.۵ درصد ماهانه نیز به عنوان سود تاخیر برای خریداران این خودرو تعیین کرده است. شرکت خودروسازان بم دو محصول در کلاس سدان تولید می‌کند که شامل مدل‌های معمولی و نیوفیس از جیلی GC6 می‌شود. قابل ذکر است که این طرح از ۱۶ تا ۳۰ آبان ماه معتبر خواهد بود.

قیمت و شرایط فروش سدان جیلی GC6

Geely GC6 / جیلی GC6

نام محصول قیمت نمایندگی قیمت بازار آزاد شرایط فروش
سدان جیلی GC6 – اتومات  ٧٩,٩٠٠,٠٠٠ ۹۱,۸۰۰,۰۰۰ پیش پرداخت ۶۰ میلیون تومان، سود مشارکت ۱۹ درصد و جریمه تاخیر ۱۵ درصد، موعد تحویل اسفند ماه ۹۷

آخرین بروزرسانی : ۲۲ آبان ماه ۹۷


براساس آخرین گزارش‌ها، جدیدترین نسخه از ابرخودروی بوگاتی شیرون با پیشرانه W16 و قدرت بیش از ۱۵۰۰ اسب بخار، در نمایشگاه خودرو ژنو ۲۰۱۹ معرفی خواهد شد

شیرون جدید با قدرت ۱۵۰۰ اسب بخار سال آینده رونمایی می‌­شود؛ به نظر می‌رسد بوگاتی قصد دارد با این خودرو، برند فرانسوی را به‌عنوان خالق سریع­‌ترین خودرو جهان دوباره بر سر زبان‌ها بیندازد. براساس شایعات و گمانه‌زنی‌ها، بوگاتی در حال آماده‌­سازی نسخه­‌ی کامل‌­تری از شیرون برای نمایشگاه خودرو ژنو ۲۰۱۹ است.

تحریریه سایت Supercar Blog ادعا می‌کنند، در مراسم رونمایی از دیوو، طرح‌ اولیه شیرون جدید با عناوینی چون «زیبای سرعت» و «موشک زمین به زمین» برای مشتریان خاص نمایش داده شده است.
Bugatti Divo / بوگاتی دیوو

هنوز نام جدیدترین نسخه بوگاتی شیرون اعلام نشده است، اما به احتمال زیاد این خودرو با کد آشنای سوپراسپرت (SuperSport) همراه خواهد بود؛ باتوجه به اطلاعات موجود، تنها ۲۰ تا ۴۰ مدل از شیرون سوپراسپرت تولید خواهد شد. ابرخودروی جدید شیرون از همان پیشرانه­‌ی مدل استاندارد و دیوو، ۱۶ سیلندر W شکل ۸ لیتری با چهار توربوشارژر استفاده می‌کند؛ اما نهایت قدرت آن بیش از  ۱۵۰۰ اسب­ بخارخواهد بود.  W16 فولکس واگن در نمونه‌های فعلی شیرون، با ۱۴۷۹ اسب بخار قدرت و ۱۹۰۰ نیوتن‌متر گشتاور همراه است.

bugatti chiron

مقاله‌های مرتبط:

هم‌اکنون جدیدترین خودرو با نشان بوگاتی، دیوو است؛ اما احتمالا سال آینده سریع‌­ترین خودروها و سوپراسپرت‌ها باید بوگاتی شیرون جدید رقابت کنند. درست مانند اتفاقی که پیش از این برای بوگاتی ویرون افتاد.

حداکثر سرعت بوگاتی شیرون استاندارد و بوگاتی شیرون اسپرت به ۴۲۰ کیلومتر ­بر ­ساعت می‌رسد اما احتمالا رکورد کونیگزگ نیز دوام نخواهد داشت؛ کونیگزگ آگرا RS به‌تازگی با ثبت سرعت ۴۴۴.۶ کیلومتر بر ساعت در گینس، سریع‌ترین خودروی جاده‌ای جهان شناخته شد. این مقام پیش از این، در اختیار بوگاتی ویرون با سرعت ۴۳۱ کیلومتر بر ساعت قرار داشت.

Bugatti Chiron Sport

 استفان وینکلمن، مدیرعامل بوگاتی اشاره می‌کند که شیرون استاندارد می تواند به آسانی رکورد سرعت‌­ ۴۴۰ یا ۴۵۰ کیلومتر بر ساعت را ثبت کند؛ البته مقامات بوگاتی درباره انجام تست‌های سرعت بوگاتی سکوت کرده‌اند.

او ماه گذشته در همایش مونته‌ری کالیفرنیا  گفت:

اگر رسیدن به این سرعت امکان‌پذیر باشد، تنها یک مدل از شیرون این توانایی را ندارد؛ بلکه تمام مدل‌های تولیدی این پتانسیل را خواهند داشت.

بوگاتی شیرون / Bugatti Chiron

با توجه به‌گفته‌های وینکلمن نسخه‌ی جدید شیرون، فرصت بی‌نظیری برای ثبت رکورد افتخارآمیز سریع­‌ترین خودرو برای بوگاتی است؛ به‌خصوص این که سوپراسپرت مدل جدیدی از شیرون محسوب می‌شود و بوگاتی از سال ۲۰۱۶ و عرضه‌ی مدل استاندارد، زمان کافی برای انجام تست‌های بالاترین سرعت، روی این خودرو داشته است.

علاوه‌بر این، با پیشرفت و حرکت صنعت خودروسازی به‌سوی فناوری برقی، شیرون سوپراسپرت خداحافظی باشکوه پیشرانه‌ی W16 خواهد بود.

بررسی ویدیویی میت 20 پرو هواوی

  • کفش
  • نوامبر 12, 2018
بدون دیدگاه


هواوی میت ۲۰ پرو در خانواده‌ی میت به‌عنوان ویترین بهترین دستاوردهای هواوی در دنیای موبایل، بیش از هر زمان دیگری خودنمایی می‌کند.

مقاله‌های مرتبط:

تا قبل از میت ۲۰ پرو، پی ۲۰ پرو، نخستین پرچم‌دار هواوی در سال ۲۰۱۸، به‌عنوان محصولی توانمند در زمینه‌ی عکاسی جایگاه خوبی را برای خود ثبت کرد؛ اما حالا میت ۲۰ پرو در نقش یک پرچم‌دار تمام‌عیار با ویژگی‌هایی متنوع ظاهر شده تا حُسن ختامی درخور برای سال پُربار چینی‌ها باشد. میت ۲۰ پرو ویترینی از بهترین‌ دستاورد‌های هواوی است. بدنه‌ای متقارن و انحنادار، صفحات شیشه‌ای سه بعدی با لبه‌های خمیده در دو سمت دستگاه و نمایشگری با گوشه‌های گرد، نقاط کلیدی بسیار مهمی هستند که هنگام به دست گرفتن این محصول لوکس حس بسیار متفاوتی را به شما در القا می‌کند.

استفاده از ترکیب شیشه و فلز به عنوان فرمولی موفق در پرچمداران به شمار می‌آید، اما لک‌پذیری دستگاه همیشه به عنوان یک ضعف یاد می‌شد. هواوی به سراغ Hyper Optical Pattern رفته تا با ایجاد خطوطی مورب در پشت دستگاه، به‌میزان قابل توجهی ایجاد لک و اثر انگشت را کم  و از سر خوردن دستگاه جلوگیری کند. با نگاه کردن به میت ۲۰ پرو مجذوب آن خواهید شد. نمایشگر ۶.۳۹ اینچی میت ۲۰ پرو پنلی AMOLED و خمیده است که رزولوشنی معادل ۳٫۱۲۰ در ۱٫۴۴۰ پیکسل دارد و همین موضوع تراکم بالای ۵۳۸ پیکسل در هر اینچ را برای آن به ارمغان آورده است. تجربه‌ی محتوایی با گستره‌ی دینامیکی بالا به لطف پشتیبانی نمایشگر از فضای رنگی گسترده‌ی DCI P3 ، روشنایی بالا، کنتراست عالی و زاویه دید بی‌نقص آن بسیار لذت‌بخش بود. در ادامه به سراغ بررسی ویدیویی هواوی میت ۲۰ پرو می‌رویم.

نظر شما در مورد این دستگاه چیست؟


نسخه‌ی جدیدی از کامپیوترهای مک مینی پس از انتظار طولانی هواداران اپل پا به عرصه رقابت کامپیوترهای کوچک گذاشت.

اپل در جریان برگزاری کنفرانس پاییزی خود از جدیدترین نسخه‌ی کامپیوتر مک مینی رونمایی کرد. البته مک مینی جدید با وجود تغییرات ظاهری محدود در مقایسه با نسل گذشته، از نظر ماژول‌های سخت‌افزاری دچار تحول زیادی شده است. با زومیت همراه باشید تا نگاهی به این محصول جذاب و تازه وارد کوپرتینویی‌ها داشته باشیم.

اولین خبر خوب این است که بسیاری از سنت‌های خوب مک مینی پیشین در نسخه‌ی جدید هم حفظ شده است که یکی از مهمترین آنها، امکان بازکردن بخش زیرین دستگاه و بیرون کشیدن کل مادربرد آن است که این مسأله تعمیرپذیری بالایی را برای یک دستگاه جمع و جور به همراه خواهد داشت.

همچنین برخلاف نسخه‌ی پیشین که تولید آن به سال ۲۰۱۴ برمی‌گردد، در نسخه‌ی پیش رو با امکان افزایش رم مواجه هستیم که بعد از بازکردن دستگاه می‌توانید رم موجود را برداشته و به راحتی رم مورد نظر خود را جایگزین آن کنید؛ هرچند این امکان فقط مربوط به رم بوده و برای دخالت کاربر در سایر بخش‌های دستگاه مانعی در نظر گرفته شده است.

اما از امکان تغییر و تعمیرپذیری و البته عدم تغییر ظاهری که بگذریم، نوبت به خودنمایی تغییرات سخت‌افزاری گسترده‌ی مک مینی ۲۰۱۸ می‌رسد؛ جایی که شاهد حضور پردازنده‌های دسکتاپی و قدرتمند نسل هشتم اینتل و پردازنده کمکی T2 اپل هستیم که با حافظه SSD همراهی می‌شود.

مقاله‌های مرتبط:

در مک مینی ۲۰۱۸ هرچند خبری از پردازنده‌ی گرافیکی مجزا نیست، اما حضور پردازنده‌ی قدرتمند و نسل هشتمی i3 ،i5 یا i7 اینتل که پردازنده گرافیکی کوچکی نیز با خود به همراه دارند، باعث می‌شود تا انتظاراتی حتی به اندازه مک‌بوک پرو از آن داشته باشیم؛ هرچند اگر انتظارات شما از این نیز فراتر باشد، وجود چهار پورت تاندربولت ۳ باعث می‌شود تا نگرانی بابت امکان اتصال تجهیزات جانبی‌ دیگری همچون یک پرادزنده گرافیکی مجزای قدرتمند نداشته باشید.

در پایان، گفتنی است که مک مینی ۲۰۱۸ حاصل همان فرمول موفق پیشین است؛ تعادل موزونی که با قیمت ۷۹۹ تا ۱۰۹۹ دلاری، قدرت پردازشی بالا، رم قابل تعویض، زیبایی غیرقابل انکار و حجم بسیار کوچک و دلنشین، توجه هر علاقمند به دنیای کامپیوتر را به سمت خود جلب می‌کند. نظر شما در این باره چیست؟

دانلود بازی آیفون و آیپد Stardew Valley

  • کفش
  • نوامبر 12, 2018
بدون دیدگاه




دانلود بازی آیفون و آیپد Stardew Valley – زومجی

داغ‌ترین مطالب هفته
شاخه‌های برتر
خانواده زومجی

عضویت در خبرنامه


فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ با قهرمانی لوئیس همیلتون از تیم مرسدس به پایان رسید؛ مکس وشتاپن و کیمی رایکونن به جایگاه دوم و سوم رسیدند.

مرحله بیستم رقابت‌های فرمول یک ۲۰۱۸ که در کشور برزیل و پیست اینترلاگوس سائوپائولو برزیل برگزار شد، با قهرمانی لوئیس همیلتون راننده تیم مرسدس بنز به پایان رسید. در این رقابت زیبا، همیلتون توانست با زمان یک ساعت و ۲۷ دقیقه و ۹.۰۶۶ ثانیه در جایگاه نخست گرندپری برزیل قرار بگیرد. پس از همیلتون، مکس وشتاپن از ردبول و کیمی رایکونن از تیم فراری در جایگاه دوم و سوم ایستادند. 

گرندپری موناکو فرمول یک

رانندگان فراری با لاستیک‌های سافت به پیست آمده‌اند، در حالی که رانندگان مرسدس و ردبول با لاستیک‌های سوپرسافت مسابقه را آغاز خواهند کرد. گرندپری فرمول یک برزیل (Brazilian Formula 1 Grand Prix) با استارت عالی والتری بوتاس و سبقت گرفتن از سباستین فتل آغاز شد. مکس وشتاپن دو سبقت بسیار خوب از رانندگان فراری گرفت و خود را تا رده سوم بالا کشید. در ادامه وشتاپن از بوتاس نیز سبقت گرفت تا به تعقیب لوئیس همیلتون بپردازد. در ادامه بوتاس و همیلتون با مراجعه به پیت‌لین لاستیک مدیوم روی خودروی خود انداختند و جای آن‌ها به وشتاپن و رانندگان فراری رسید.

گرندپری کانادا 2016 فرمول یک

تعقیب و گریز در میان رانندگان پیشتاز بین رانندگان مرسدس بنز، ردبول و فراری به شدت ادامه یافت و جای نفرات بارها تغییر کرد. عملکرد بسیار خوب دنیل ریکیاردو و مکس وشتاپن با سبقت از بیش‌تر رانندگان باعث شد تا آن‌ها بتوانند خود را در میان نفرات برتر مسابقه فرمول یک برزیل قرار دهند. 

فتل فرمول یک فراری

فتل در اولین پیت‌استاپ، لاستیک‌های خود را با نوع مدیوم تعویض کرد؛ اما از دور ۵۴ با لاستیک سوپرسافت ادامه داد. در حالی که مسابقه از نیمه گذشته بود، برخورد استبان اکن با وشتاپن (پیشتاز مسابقه) موجب شد تا جای نفر اول و دوم (همیلتون) عوض شود؛ این برخورد تحت بررسی داوران قرار گرفت و پنالتی توقف و شروع برای اکن منظور شد که به نظر می‌رسد برای جریمه راننده فورس ایندیا کم باشد. 

ردبول فرمول یک

دورهای پایانی مسابقه بدون تغییر خاصی در ترتیب قرارگیری رانندگان پیشتاز انجام شد و تلاش وشتاپن برای جبران اشتباه استبان اکن و سبقت گرفتن از همیلتون ناکام ماند. راننده جوان ردبول که به دنبال پیروزی در سائوپائولو بود، نتوانست فاصله بین خود و همیلتون را جبران کند و به رده دوم رضایت داد. البته نباید از دفاع عالی لوئیس همیلتون گذشت که اجازه سبقت در دورهای پایانی نداد. 

لوئیس همیلتون فرمول یک

به این ترتیب لوئیس همیلتون با ثبت زمان یک ساعت و ۲۷ دقیقه و ۹.۰۶۶ ثانیه در جایگاه نخست گرندپری فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ ایستاد. مکس وشتاپن با اختلاف ۱.۴۶۹ ثانیه نسبت به همیتلون در رده دوم ایستاد و کیمی رایکونن نیز با اختلاف ۴.۷۶۴ ثانیه‌ای نسبت به راننده هلندی، به رده سوم بسنده کرد. هم‌اکنون لوئیس همیلتون از تیم مرسدس با ۳۸۳ امتیاز در جایگاه نخست رانندگان فرمول یک ۲۰۱۸ قرار دارد و سباستین فتل با ۳۰۲ امتیاز او را تعقیب می‌کند. پس از فتل، کیمی رایکونن از تیم فراری، بوتاس از مرسدس، وشتاپن و ریکیاردو از ردبول در رده‌های سوم تا ششم قرار دارند. 

رتبه راننده امتیاز
۱ لوئیس همیلتون ۳۸۳
۲ سباستین فتل ۳۰۲
۳  کیمی رایکونن  ۲۵۱
۴ والتری بوتاس ۲۳۷
۵ مکس وشتاپن ۲۳۴
۶ دنیل ریکیاردو ۱۵۸
۷ نیکو هالکنبرگ   ۶۹
۸ سرجیو پرز ۵۷
۹ کوین مگنوسن ۵۵
۱۰ فرناندو آلونسو ۵۰

در جدول تیمی نیز تیم مرسدس بنز با توجه به عملکرد نسبتا خوب همیلتون و بوتاس در این هفته، با ۶۲۰ امتیاز جایگاه نخست را به خود اختصاص داده است. تیم فراری با ۵۵۳ امتیاز و ردبول با ۳۶۲ امتیاز در رده دوم و سوم قرار گرفته‌اند. تیم‌های رنو، هاس، مک‌لارن، فورس ایندیا، سائوبر، تورو روسو و ویلیامز نیز به رتبه‌های بعدی بسنده کرده‌اند. 

رتبه تیم امتیاز
۱ مرسدس ۶۲۰
۲ فراری ۵۳۰
۳ ردبول ۳۹۲
۴ رنو ۱۱۴
۵ هاس ۹۰
۶ مک‌لارن ۶۲
۷ فورس ایندیا ۴۸
۸ سائوبر ۴۲
۹ تورو روسو ۳۳
۱۰ ویلیامز ۷

مرحله بیست و یکم و پایانی رقابت‌های فرمول یک ۲۰۱۸، چهارم آذر ماه امسال در ابوظبی امارات متحده عربی برگزار خواهد شد. ویدئوی لحظات حساس گرندپری برزیل تا ساعت‌های آینده در انتهای مطلب، قابل مشاهده خواهد بود.


فراری FXX K Evo مخصوص پیست با پیشرانه ۱۲ سیلندر و قدرت ۸۶۰ اسب بخار، برای اولین بار در خیابان‌های میلان دیده شد. 

لذت بردن از صدای اگزوز خودروهای سوپراسپرت، حتی اگر علاقه‌مند به دنیای خودرو نباشیم، در خون ما نهفته است. باید بدانید که برای فهمیدن چگونگی پیدایش این هیجان، پژوهش‌های علمی صورت گرفته است؛ هزاران سال پیش وقتی نوع بشر تنها با شکار کردن غذایش را تأمین می‌کرد، صدای غرش شیر و گربه‌سانان به معنای خطر بود و انسان‌های اولیه به این صدا اغلب با ترس، بالا رفتن ضربان قلب و لرزش بدن واکنش می‌دادند. این عکس‌العمل در طی هزاران سال به‌ واکنش غریزی تبدیل شد و امروز به‌دلیل شباهت صدای اگزوز خودروهای قدرتمند به نعره حیوانات، واکنشی مشابه را بروز می‌دهیم.

فراری FXX K Evo

مقاله‌های مرتبط:

اما حالا بهتر است خود را برای شنیدن صدایی جذاب و خشن آماده کنید؛ چراکه پیشرانه ۶.۲ لیتری ۱۲ سیلندر خورجینی فراری توان انجام چنین کاری را دارد. در ویدئوی زیر یک دستگاه فراری FXX K Evo با رنگ‌آمیزی مسابقه‌ای و شماره ۵۴ در خیابان‌های شهر میلان و در حاشیه رویداد فستیوال فراری مسابقه فرمول یک ایتالیا، جولان می‌دهد. بعد از تماشای ویدئو احتمالا متوجه خواهید شد، چرا تردد این ابر خودرو ایتالیایی در خیابان قانونی نیست.

لینک دانلود


۱۰ سال پیش، تام پرستون ورنر، کریس وانستراث و پی‌جی هایت گروهی را برای انجام یک پروژه‌‌ی تقریباً تفریحی شکل دادند. هدف آنها، انجام این پروژه به‌صورت پاره‌وقت و در روزهای تعطیل بود. این گروه هیچ‌گاه تصمیم نداشت پروژه‌ی تفریحی خود را به کسب‌وکار دائمی تبدیل کند. پس از مدت کوتاهی، پتانسیل‌های این پروژه برای گروه روشن شد. ایده‌ی آنها واقعا ارزشی بیش از یک پروژه‌ی آخر هفته‌ای داشت. در نهایت این ایده،‌ شیوه‌ی برنامه‌نویسی و همکاری توسعه‌دهندگان را در جهان تغییر داد. ایده‌ی آنها، گیت‌هاب بود.

گیت‌هاب در مدت ۱۰ سال فعالیت خود، شیوه‌ی برنامه‌نویسی مردم را تغییر داد. این سرویس نه‌ تنها کدنویسی را آسان‌تر کرده، بلکه سبک تفکر برنامه‌نویس‌ها را نیز در مورد برنامه‌نویسی تغییر داده است.

GitHub با شناسایی و درک مشکل میلیون‌ها نفر در سرتاسر جهان،‌ توانست به رشدی خارق‌العاده دست پیدا کند. همکاری در کدنویسی، مشکلی بود که برای سال‌ها چالش اصلی تیم‌های برنامه‌نویسی محسوب می‌شد. راهکار گیت‌هاب در این زمینه، ساده، کاربردی و مفید بود. محصول آنها دقیقاً همان چیزی بود که مردم نیاز داشتند.

گیت هاب / GitHub

مقاله‌های مرتبط:

تیم گیت‌هاب، با استفاده از ابزار خارق‌العاده‌ی گیت، محصولی به‌صورت نرم‌افزار به‌عنوان سرویس یا SaaS عرضه کرد. آنها با استفاده از این سرویس متن‌باز و پیاده‌سازی عالی ایده‌ی خود، از این پروژه و اکوسیستم متن‌باز، به‌راحتی کسب درآمد کردند. این موفقیت‌های سریع باعث شد تا مایکروسافت (که زمانی دشمن اصلی اکوسیستم متن‌باز بود) به خرید شرکت علاقه‌مند شود.

در این مطلب زومیت، به بررسی تاریخچه‌ی فعالیت این سرویس پرطرفدار می‌پردازیم. برای درک بهتر پیشرفت گیت‌هاب، بهتر است نگاهی به اکوسیستم توسعه‌ی نرم‌افزار در سال ۲۰۰۸ داشته باشیم.

۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱: کدنویسی تیمی و نرم‌افزارهای اجتماعی

اگرچه استیو جابز و بیل گیتس به‌عنوان بزرگترین تأثیرگذاران در دنیای کامپیوترهای شخصی شناخته می‌شوند. پرداختن به این تاریخچه‌ی جذاب، بدون توجه به کارهای مهم بزرگانی همچون لینوس توروالدز، دور از انصاف است. توروالدز، مهندس نرم‌افزار فنلاندی بود که سیستم‌عامل محبوب لینوکس، محصول نوآوری‌های او است.

لینوکس در سال ۱۹۹۱ عرضه شد و دوقطبی ویندوز / مک را به چالش کشید. این سیستم‌عامل متن‌باز، با سرعت بالا بین گیک‌‌های دنیای فناوری محبوب شد. افرادی که می‌خواستند کنترل بیشتری روی سیستم‌عامل خود داشته باشند.

گیت هاب / GitHub

عرضه‌ی یک سیستم‌عامل، برای بسیاری از افراد، بزرگترین کار زندگی خواهد بود اما توروالدز، با اکثر مردم فرق داشت. او پس از چند سال از توسعه‌ی لینوکس،‌ سرویس جدیدی برای کنترل نسخه‌های نرم‌افزارها با نام Git معرفی کرد. کنترل نسخه در پروژه‌های نرم‌افزاری تیمی بسیار مهم است. این فرآیند، تغییرات نسخه‌های مختلف را در فایل‌های کامپیوتری ذخیره می‌کند.

گیت،‌ بهترین راهکار کنترل نسخه در برنامه‌نویسی،‌ توسط توروالدز توسعه یافت

کنترل نسخه‌ی نرم‌افزار، شبیه به نقاط و موقعیت‌های Restore است که کامپیوترها ذخیره می‌کنند. این فرآیند، به افراد حاضر در تیم برنامه‌نویسی امکان می‌دهد تا بدون دخالت در کدهای یکدیگر، نسخه‌های خود را روی برنامه توسعه دهند. دو اصطلاح عمومی در این فرآیند، فورک کردن (Forking) و شاخه‌های مستقل (Branching) هستند.

وقتی یکی از اعضا تغییرات لازم را در شاخه‌ی مخصوص خود انجام می‌دهد، می‌توان این شاخه را به کد اصلی بازگردانده و با آن ادغام کرد. این فرآیند با اصطلاح commit در گیت استفاده می‌شود. همان‌طور که گفته شد،‌ کار کردن روی شاخه‌های مستقل، هیچ تغییری در پروژه‌ی اصلی ایجاد نمی‌کند.

پیش از عرضه‌ی گیت، برنامه‌نویسان برای همکاری‌های گروهی انتخاب‌های محدودی داشتند. یکی از این انتخاب‌ها با نام Subversion یک ابزار متن باز برای کنترل نسخه بود. این ابزار در آن زمان و حتی اکنون،‌ بین برنامه‌نویسان مشهور است. البته کمبودهای ساب‌ورژن مختص آن نبود. در واقع همه‌ی ابزارهای این حوزه، کمبودهایی داشتند که ناشی از ذات برنامه‌نویسی گروهی و تیمی بود.

در ابزارهای پیش از گیت، کسب اجازه از مدیر پروژه برای فورک کردن کد و کار روی نسخه‌ی مستقل، برخی اوقات زمانی بیش از نوشتن خود کد، طلب می‌کرد. این دشواری‌ها مشکلات متعددی را تیم‌های متن‌باز ایجاد می‌کرد و اکثر تلاش‌ها، بی‌فایده بود.

گیت

عرضه‌ی گیت در سال ۲۰۰۵ همزمان با رنسانس دنیای متن‌باز بود. در آن زمان استفاده از لینوکس به اوج محبوبیت خود رسیده بود و اولین نسخه‌های اپلیکیشن‌های وب ۲ در حال انتشار بودند. بسیاری از شرکت‌ها، پروژه‌های خود را روی سرورهای متن‌باز منتقل می‌کردند. در آن زمان اگرچه گیت مشکل اصلی کدنویسی گروهی را با عرضه‌ی قابلیت فورک مطرح کرد، اما یک چالش بزرگ هنوز بر قوت خود باقی بود. برنامه‌نویس‌ها در پیدا کردن پروژه‌های متن‌باز مشکل داشتند. در واقع برنامه‌نویس‌های بسیار زیاد روی پروژه‌های بسیار متعدد و جذاب کار می‌کردند اما گویی کسی از دیگری خبر نداشت.

پی‌جی و کریس پیش از صحبت در مورد پروژه‌ی خود، در وبسایت CNET مشغول به کار بودند. آنها از طرفداران پلتفرم برنامه‌نویسی Ruby on Rails بودند و در زمان کار در این وب‌سایت، بهبودهای متنوعی را به کد اصلی ریلز اضافه کردند. در این میان،‌ پیدا کردن کسی که کدهای آنها را بررسی کند، مشکل اصلی بود.

مشکلات ارتباط و دموکراسی در جامعه‌ی برنامه‌نویسی هنوز وجود داشت

در آن زمان، ریلز نیز مانند بسیاری از پروژه‌های متن‌باز توسط گروه کوچکی اداره می‌شد که اضافه کردن و اعمال تغییرات جدید را به‌صورت دستی و سلیقه‌ای انجام می‌دادند. این برنامه‌نویس‌ها اصطلاحا دروازه‌بان پروژه بودند. پی‌جی و کریس تلاش‌های زیادی کردند تا دروازه‌بان‌های ریلز به کد آنها نگاه کرده و در صورت صلاحدید، آن را به پلتفرم اصلی اضافه کنند.

حتی در صورت موافقت یکی از این دروازه‌بان‌ها، باز هم اضافه کردن کد جدید چالش‌های خاص خود را داشت. در واقع، همکاری در چنین پروژه‌هایی به‌جای معلومات برنامه‌نویسی، به آشنایی با تیم اصلی نیاز داشت.

گیت هاب / GitHub

گیت با هدف برطرف کردن برخی از این مشکلات به‌وجود آمد. این محصول توروالدز نیز مانند سیستم‌عاملش عالی و کاربردی بود. گیت به برنامه‌نویس‌ها اجازه می‌داد تا بدون درخواست رسمی، نسخه‌ای از کد اصلی پروژه‌ی متن‌باز را برای ویرایش دریافت کنند. به بیان دیگر، گیت اولین قدم‌ها در مسیر دموکراتیک شدن اکوسیستم برنامه‌نویسی را (خصوصا در جامعه‌ی متن‌باز) برداشت.

البته گیت هم با تمام نقاط قوت، از کمبود ابزارهای همکاری تیمی رنج می‌برد. به‌علاوه، اشتراک کد بین دو برنامه‌نویس هنوز هم دشوار بود. تصور کنید تیم برنامه‌نویسی باید دائما بسته‌های کامل کد را برای یکدیگر ارسال می‌کردند. همین مورد ساده، نیاز شدید به گیت‌هاب در آن زمان را نشان می‌دهد.

علاوه بر مورد بالا، گیت کمبود مهم دیگری هم داشت. این سرویس رابط کاربری نداشت و اساسا بر پایه‌ی خط فرمان عمل می‌کرد. این روش کار برای مدیران سیستم و کاربران حرفه‌ای خوب و مفید بود؛ اما کاربران دیگر از شرایط راضی نبودند. به‌هرحال پس از مدت کوتاهی اولین رابط‌های گرافیکی نیز برای گیت عرضه شدند.

ورنر در مورد روزهای ابتدایی عرضه‌ی گیت می‌گوید:

افراد در رویدادهای دورهمی روبی، در مورد گیت صحبت می‌کردند. آنها مجذوب امکانات این سرویس جدید بودند. البته هنوز کمبودهایی وجود داشت. گیت قرار بود به‌عنوان ابزاری برای کدنویسی به‌صورت غیرمتمرکز استفاده شود اما راهکاری برای حفاظت از کدهای خصوصی وجود نداشت. تنها راهکار، ساختن حساب‌های کاربری مجزا روی ماشین‌های یونیکس برای این منظور بود.

گیت هاب / GitHub

با تمام این کمبودها، ورنر که برنامه‌نویس روبی در منطقه‌ی Bay Area بود، ایده‌ی جالبی در مورد گیت پیدا کرد. ورنر در حال کار روی پروژه‌ای به‌نام Grit بود. این ابزار، به برنامه‌‌نویس‌ها امکان می‌داد تا با استفاده از روشی شی‌گرا و با بهره از روبی آن ریلز، به منابع کد پروژه‌های متن‌باز در گیت دسترسی داشته باشند. ورنر و وانستراث برای اولین بار یکدیگر را در یک باشگاه ورزشی ملاقات کردند. آنها در همان دیدار در مورد این پروژه با هم بحث و تبدل نظر کردند.

گیت‌هاب یکی از بزرگترین مشکلات دنیای نرم‌افزار را هدف قرار داد

پرستون ورنر در این فکر بود که سرویسی برای ذخیره‌ی تمام کتاب‌‌خانه‌های برنامه‌نویسی توسعه دهد. برنامه‌نویس‌ها در این سرویس قابلیت همکاری در پروژه‌ها و یادگیری در مورد گیت را داشتند.پرستون ورنر همان‌جا نام Git Hub را برای ایده‌اش انتخاب کرد.

کار روی اولین نسخه‌ی از گیت‌هاب در یکم اکتبر سال ۲۰۰۷ شروع شد. در ساعت ۱۰:۲۴ جمعه، ۱۹ اکتبر، وانستراث اولین کامیت را در گیت‌هاب ایجاد کرد و دنیای برنامه‌نویسی را تغییر داد.

وقتی پرستون ورنر و وانستراث در سال ۲۰۰۷ کار روی پروژه‌ی گیت‌هاب را شروع کردند، به‌هیچ وجه هدفی برای تجاری کردن آن یا ایجاد کسب‌وکار با آن را نداشتند. آنها برای همکاری به این ابزار نیاز داشتند و به همین دلیل آن را توسعه دادند. نکته‌ی مهم در مورد راه‌حل این دو نفر آن است که تقریبا همه‌ی برنامه‌نویس‌ها صرف‌نظر از زبان و پلتفرم، مشکل مشابهی را تجربه کرده‌اند. در نتیجه‌ی این نیاز همگانی، پتانسیل بالای پروژه‌ی آنها بسیار زود روشن شد.

گیت هاب / GitHub

در هفته‌های بعد، ورنر و وانستراث در روزهای آخر هفته به بهبود پروژه‌ی خود می‌پرداختند. ورنر بخش‌های طراحی را بر عهده داشت و وانستراث ایده‌های مورد نظر او را پیاده‌سازی می‌کرد. ورنر در مورد آن ماه‌های اولیه می‌گوید:

تا سه ماه پس از عرضه‌ی اولین نسخه، کریس و من زمان‌ زیادی را به برنامه‌ریزی و برنامه‌نویسی گیت‌هاب اختصاص می‌دادیم. من با استفاده از پروژه‌ی Grit، رابط کاربری را توسعه می‌دادم و کریس هم اپلیکیشن ریلز را پیش می‌برد. ما هر هفته شنبه‌ها جلسه داشتیم و تصمیمات طراحی و درآمدزایی را در آن جلسات نهایی می‌کردیم.

سرانجام در ژانویه‌ی سال ۲۰۰۸ پس از ماه‌ها کار بی‌وقفه و جلسات و تبادل نظرهای دونفره، گیت‌هاب به‌صورت عمومی عرضه شد. این سرویس ابتدا به‌صورت آزمایشی و خصوصی ارائه شد. وانستراث و ورنر در ایمیل‌هایی به دوستانشان در سیلیکون ولی، از آنها در خواست کردند که از سرویس جدید استفاده کنند. پاسخ و نظرات افراد به این پروژه‌ی جدید، بسیار سریع، مثبت و امیدوارکننده بود. یک ماه بعد، GitHub به‌صورت رسمی به‌عنوان یک شرکت ثبت شد. نام شرکت ابتدا Logical Awesome بود که به گیت‌هاب تغییر کرد.

اگرچه آن دو نفر ایده‌ی جدی برای تبدیل کردن پروژه‌شان به کسب‌وکار سودآور نداشتند؛ اما پتانسیل تجاری آن به‌حدی بود که کشش لازم را برای طرح درآمدزایی ایجاد کرد. در آوریل سال ۲۰۰۸، سه ماه پس از عرضه‌ی نسخه‌ی بتا و همزمان با انتشار رسمی سایت اصلی، جفری گروزنباخ بنیان‌گذار وبسایت آموزشی PeepCode پیامی برای کریس ارسال کرد. جفری در این پیام گفته بود که کدهای خود را به گیت‌هاب منتقل کرده است.

گیت هاب / GitHub

گروزنباخ فردی بود که با وجدان خود، روند درآمدزایی را به گیت‌هاب نشان داد. او به کریس گفت از این که به‌صورت رایگان از گیت‌هاب برای پروژه‌های شرکتی استفاده می‌کند، احساس خوبی ندارد. پیام‌های این‌چنینی در ماه‌‌های بعدی هم ارسال شدند که نشان‌دهنده‌ی ارزش بالای این سرویس بودند. کاربران فعال گیت‌هاب با وجود رایگان بودن سرویس ترجیح می‌دادند وجهی را به صاحبان سایت پرداخت کنند.

بنیان‌گذاران ابتدا هیچ برنامه‌ای برای درآمدزایی از GitHub نداشتند

یکی از بزرگترین دلایل رشد گیت‌هاب، سادگی مدل کسب‌وکار آنها بود. اگر بخواهید کد خود را برای دسترسی عموم در این سرویس نگهداری کنید، استفاده از آن برای همیشه رایگان است. اگر پروژه‌ی شما خصوصی است، باید وجهی را پرداخت کنید. این دو نوع استفاده از گیت‌هاب کاملا مشخص و روشن هستند و مدل درآمدی ساده‌ای را ایجاد می‌کنند. این مدل، نسخه‌ی رایگان سرویس را بدون کم و کاست به کاربران عرضه می‌کند که محبوبیت آن را دوچندان کرده است.

شرکت گیت‌هاب به‌سادگی می‌توانست سرویس‌های خود را به عضویت یا پرداخت حق ماهانه محدود کند. این روش، درآمد خوبی هم متوجه آنها می‌کرد اما به‌هرحال اجرا نشد. نکته‌ی مهم دیگر این مدل کسب‌وکار، سهولت در جابه‌جایی از مدل رایگان به مدل پولی سرویس است. 

درواقع، مدل درآمدی گیت‌هاب تنها مدل کسب درآمد از یک پروژه‌ی توسعه‌ی نرم‌افزار متن‌باز بود. اگر آنها از ابتدا همه‌ی منابع کد را به‌صورت پولی عرضه می‌کردند، هرگز چنین استقبالی از گیت‌هاب نمی‌شد. قطعا همان استقبال‌های اولیه از رایگان بودن سرویس‌ها، به محبوبیت امروز این شرکت منجر شده است.

گیت هاب / GitHub

نکته‌ی مهم دیگر در روند قیمت‌گذاری سرویس‌های گیت‌هاب، مبتنی بر وب بودن آن‌ها بود. درواقع، میزبانی کدها در اینترنت ایده‌ی بسیار عالی بود اما بالاخره باید هزینه‌ی پهنای باند، پرداخت می‌شد. در اینجا، حرکت روزنباخ به‌عنوان اولین پرداخت‌کننده‌ی وجه به گیت‌هاب، شروع روندی از طرف دیگر شرکت‌ها برای پرداخت‌های بعدی بود. این پرداخت‌ها، بنیان‌گذاران را بر آن داشت تا سرویس خود را به‌عنوان کسب‌وکاری سودده بررسی کنند.

وانستراث در مورد اولین ایده‌ها برای درآمدزایی از پروژه می‌گوید:

در این موقعیت، با این نتیجه رسیدیم که گیت‌هاب علاوه بر تأمین هزینه‌های خود، قابلیت‌های دیگری هم خواهد داشت. می‌توانیم آن را به یک کسب‌وکار واقعی تبدیل کنیم. ما تصمیم گرفتیم که کتابخانه‌های عمومی را برای همیشه رایگان عرضه کنیم اما برای منابع خصوصی و شرکتی، مبلغی را به‌عنوان هزینه در نظر بگیریم. به بیان دیگر، ما از افرادی پول می‌گرفتیم که به پرداخت، تمایل داشتند.

پی‌جی هایت به‌عنوان هم‌بنیان‌گذار سوم در ژانویه‌ی سال ۲۰۰۸ به گیت‌هاب پیوست. تنها چند ماه بعد، در دهم آوریل سال ۲۰۰۸، گیت‌هاب به‌صورت رسمی رونمایی شد.

تا سال ۲۰۰۹، رشد گیت‌هاب و استقبال از آن بسیار زیاد بود. ورنر در فوریه‌ی سال ۲۰۰۹ در کنفرانس مخصوص توسعه‌دهندگان در یاهو سخنرانی کرد. او از ۴۶ هزار مخزن کد عمومی در گیت‌هاب گفت که ۱۷ هزار عدد از آنها فقط در ماه ژانویه به سرویس پیوسته بودند. تا سخنرانی بعدی ورنر در یاهو یعنی آوریل آن سال، تعداد کاربران به ۱۰۰ هزار و تعداد پروژه‌های عمومی به بیش از ۹۰ هزار عدد رسیده بود. رشدی ۹۵ درصدی تنها در ۵ ماه.

گیت هاب / GitHub

نکته‌‌ی مهم در مورد رشد اولیه‌ی گیت‌هاب این است که این شرکت، در ماه‌های اولیه و تنها با تبلیغ‌های دهان به دهان، توانسته بود در کمتر از یک سال به ۱۰۰ هزار کاربر برسد. گیت‌هاب به‌عنوان یک محصول از همان ابتدا اعتیادآور بود. دلیل آن نیز مشکل همگانی بود که گیت‌هاب حل می‌کرد. البته در آن زمان ابزارهای دیگر همکاری بر پایه‌ی گیت نیز وجود داشتند اما گیت‌هاب، بازار خود را با ساختن سرویسی بر پایه‌ی یک فناوری جذاب رو به رشد ساخته بود.

مدل کسب‌وکاری دوگانه‌ی گیت‌هاب و محبوبیت در جامعه‌ی برنامه‌نویسان، رشد این شرکت را در سال‌های بعد تضمین می‌کرد. گیت‌هاب، حل چالش همکاری را در اولویت خود قرار داده بود و دسترسی به پروژه‌ها، فاکتور رشد آن بود. این سرویس، سرعت کار را با اهدای مجوز به همه‌ی کاربران برای فورک کردن پروژه‌ها، افزایش داد. درواقع، حل این مشکل تکنیکی در برنامه‌نویسی باعث شد تا فرهنگ همکاری نیز در جامعه‌ی برنامه‌نویس‌ها دچار انقلابی بزرگ شود.

نیاز شدید بازار و محصول عالی، المان‌های اصلی موفقیت گیت‌هاب بودند

البته نیاز بازار و اعتیاد به محصول، تنها فاکتورهای رشد گیت‌هاب نبودند. در واقع، ماهیت اجتماعی این سرویس نیز در رشد آن بی‌تأثیر نبود. پیش از گیت‌هاب، برنامه‌نویس‌ها برای نشان دادن تخصص خود تنها به جلسات پرسش و پاسخ عمومی محدود بودند. با این سرویس، آنها کدهای خود را برای عموم و کارفرمایان احتمالی عرضه می‌کردند، به‌علاوه، شرکت در پروژه‌های بزرگ نیز ابزاری برای افزایش محبوبیت و تخصص میان برنامه‌نویس‌ها شد.

این ماهیت اجتماعی، علاوه بر برنامه‌نویس‌ها به شرکت‌ها هم امکان داد تا متخصصان نرم‌افزاری خود را بهتر پیدا کنند. آنها با جستجو در مخازن عمومی کد، افراد بااستعداد را برای استخدام کشف می‌کردند.

در ۲۹ ژوئن سال ۲۰۱۰، گیت هاب قابلیتی با نام Organizations Feature اضافه کرد. این بخش به شرکت‌ها امکان می‌داد تا پروژه‌های گروهی را از یک پیش‌خوان واحد کنترل کنند. این قابلیت، پاسخی به نیازهای شرکت‌ها بود که در پیوستن به گیت‌هاب مردد بودند. به‌علاوه، برنامه‌های بلندپروازانه‌ی این پلتفرم همکاری نیز در این بخش جدید نمایان شد.

گیت هاب / GitHub

بنیان‌گذاران این سرویس تا سال ۲۰۱۰ مطمئن شده بودند که تنها راه درآمدزایی و آینده‌ی روشن برای این سرویس، عرضه‌ی آن برای شرکت‌ها و مشتریان تجاری است. یک سال بعد، نسخه‌ی نهایی این بخش با نام Enterprise عرضه شد.

تا پایان سال ۲۰۱۱، گیت‌هاب بزرگانی همچون SourceForge، Google Code و Microsoft Codeplex را پشت سر گذاشته بود. آنها تا آن سال میزبان ۲ میلیون مخزن کد بودند. در این میان عرضه‌ی قابلیت Enterprise، گیت‌هاب را هم برای برنامه‌نویسان شخصی و هم شرکت‌های بزرگ دنیای فناوری، به نیازی حتمی تبدیل کرده بود. این روند یعنی جذب و حفظ مشتریان درآمدزا، تمرکز اصلی GitHub در خلال سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ بود.

نکته‌ی جالب توجه دیگر در مورد گیت‌هاب، رشد سریع آنها بدون جذب سرمایه‌ی خارجی بود. البته از سال ۲۰۱۲ اولین سرمایه‌گذار یعنی اندرسن هورویتز وارد شرکت شد.

۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵: از رشد سریع تا گسترش جهانی

گیت‌هاب در سال ۲۰۱۲ به سرویسی بسیار مشهور تبدیل شده بود. این سرویس نه‌تنها بدون هیچ‌گونه جذب سرمایه یا تبلیغات،‌ به پایگاهی عظیم از مشتریان دست یافته بود، بلکه تعداد پروژه‌های خصوصی و شرکتی میزبانی شده در آن نیز روز به روز افزایش می‌یافت.

گیت هاب / GitHub

نیاز گیت‌هاب در آن سال‌ها، نفوذ بیشتر به فضای تجاری برای کسب درآمد بیشتر بود. اولین اقدام آنها، استخدام برایان دال بود که به‌عنوان معاون بازاریابی و استراتژی از فوریه‌ی سال ۲۰۱۲، مشغول به کار شد. قدم بعدی، جذب سرمایه‌ی ۱۰۰ میلیون دلاری به‌عنوان مرحله‌ی اول جذب سرمایه بود که توسط شرکت اندرسن انجام شد.

پرستون ورنر در مورد آن سال‌ها و استراتژی شرکت می‌گوید:

ما یک برنامه‌ی مخصوص با نام GitHub Everywhere داشتیم. می‌خواستیم هر کس در صنعت نرم‌افزار، از گیت‌هاب استفاده کند. اشخاص، تیم های کوچک، دانشجویان و همچنین شرکت‌های معتبر و بزرگ، همگی هدف ما بودند.

مرحله‌ی اول جذب سرمایه به گیت‌هاب فرصت داد تا مسیرش در رسیدن به هدف فوق را با سرعت بیشتری طی کند. آن‌ها تا آن زمان ۱.۷ میلیون کاربر و ۳ میلیون مخزن کد داشتند. به‌علاوه، درآمد گیت‌هاب از سال تأسیس به‌صورت سالانه ۳۰۰ درصد رشد داشت. این رشد طبیعی آن‌ها را به سمت جذب شرکت‌های بزرگ فهرست فورچن ۵۰۰ سوق داد تا درآمدهای هنگفت سال‌های بعد را از طریق این شرکت‌ها تأمین کنند.

در چند سال اول فعالیت، هیچ نیازی به جذب سرمایه وجود نداشت

بسیاری از کارشناسان و کارآفرینان، از جذب سرمایه‌ی گیت‌هاب استقبال کردند اما برخی دیگر، نگاهی انتقادی به سرازیر شدن پول به این سرویس داشتند. یک گروه کوچک اما تأثیرگذار از جامعه‌ی متن‌باز، جذب سرمایه‌ی خارجی توسط پروژه‌ی گیت‌هاب را نوعی خیانت به پایه‌ها و اصول متن‌بازی می‌دانست که این شرکت روی آنها بنا شده بود. درواقع، کشمکش‌ پایه‌های متن‌باز گیت‌هاب و برنامه‌های آتی آن برای تبدیل شدن به ابزاری تجاری، نیاز به تعادلی دقیق در مسیر توسعه‌ی شرکت داشت.

گیت هاب / GitHub

انجام یکی از بزرگترین جذب سرمایه‌های تاریخ، آزادی عمل بیشتری را به گیت‌هاب می‌داد. البته این سرمایه، فشار بیشتری را نیز به شرکت وارد می‌کرد. شرکتی که پیش از آن نیز با هویت دوگانه‌ی خود دست به گریبان بود.

گیت‌هاب تا سال ۲۰۱۲ رشدی عالی داشت و با جذب سریع کاربران، موفقیت‌های اولیه را بسیار زود کسب کرده بود. البته پس از مدتی مشخص شد که کار کردن با همان سرمایه‌های اولیه‌ی شخصی یا اصطلاحا مدیریت به‌صورت بوت‌استرپ، سقف مشخصی را برای رشد شرکت ایجاد می‌کند. در واقع برای حفظ سرعت پیشرفت و دسترسی به بازارهای بزرگتر، قطعا نیاز به سرمایه وجود داشت. جذب سرمایه‌ی ۱۰۰ میلیون دلاری از اندرسن به آنها قدرت داد تا تیم مهندسی بزرگ‌تری برای تولید محصولات جدید تشکیل دهند.

پس از ورود اولین سرمایه‌گذار، انتقادهای جامعه‌ی متن‌باز شروع شد

نکته‌ی جالب توجه این است که عدم جذب سرمایه در سال‌های اولیه، به‌خاطر تقابل سرمایه با اصول گیت‌هاب و اکوسیستم متن باز نبود. در واقع، آنها نیازی به سرمایه‌گذار خطرپذیر نداشتند اما از لحاظ اصولی و اخلاقی نیز اشکالی در این حرکت نمی‌دیدند. زمانی که این شرکت به جذب سرمایه اقدام کرد، پایگاه قوی مشتریان خود را ایجاد کرده بود. به‌علاوه، آن‌ها از همان روز اول یک کسب‌وکار سودده بودند. این موارد به گیت‌هاب امکان می‌داد که نه‌تنها محصول خود، بلکه فرهنگ جامعه‌ی برنامه‌نویسی را نیز شکل دهد.

پرستون ورنر در مورد جذب سرمایه برای شرکت می‌گوید:

ما هنوز هم اعتقاد داریم جذب سرمایه‌ی زیاد و زودهنگام، برای شرکت‌ها مضر است. اثرات خارجی زیاد، برای شرکت خطرناک خواهد بود. ما اکنون ۴ سال و نیم عمر داریم و به اندازه‌ی کافی، شخصیت خود را تثبیت کرده‌ایم. ما هیچ‌گاه با جذب سرمایه مخالف نبودیم بلکه ارائه‌ی محصول برای مقاصد اشتباه را نقد می‌کردیم.

گیت هاب / GitHub

به‌هرحال گیت‌هاب پس از جذب تعداد زیادی برنامه‌نویس و تیم‌های توسعه، رشد کافی را پیش از جذب سرمایه انجام داده بود. آنها مسیر و هدف خود را نیز به‌روشنی مشخص کرده بودند. هدف بعدی، نفوذ به بازارهای جدید و افزایش درآمدهای بالقوه بود. در این میان، مهم‌ترین المان در فرآیند جذب سرمایه‌ی گیت‌هاب، زبان ورنر در اعلام این تصمیم بود:

شرکت ما برای سال‌ها، سودده بوده است و نیازی به پول ندارد. پس چرا این چالش را بپذیریم؟ چون ما می‌خواهیم بهتر باشیم. می‌خواهیم بهترین محصولات را بسازیم. می‌خواهیم مشکلات بزرگتر را حل کنیم. می‌خواهیم زندگی را برای مردم آسان‌تر کنیم. تجربه و منابع اندرسن به ما کمک می‌کند که به این اهداف برسیم.

تمرکز اصلی صحبت‌های ورنر، حل مشکلات بود. با توجه به این صحبت‌ها، می‌توان سوءبرداشت‌ها در مورد گیت‌هاب به‌عنوان یک محصول یا شرکت را برطرف کرد. گیت‌هاب برای ساده‌تر کردن کدنویسی برای برنامه‌نویس‌ها طراحی نشده است. در واقع این سرویس، برای ساده‌کردن کدنویسی برای همه توسعه یافت.

گیت‌هاب در طول سال‌های فعالیت خود بسیاری از مشکلات بزرگ برنامه‌نویسی را حل کرده است. وانستراث و تیمش می‌توانستند از همان ابتدا تنها به مشکلات کوچک و جزئی توجه کنند. اما آنها چالش‌های بزرگ و اساسی این اکوسیستم را هدف قرار دادند و در نهایت، محصولی با پتانسیل رشد بالا، حول آن توسعه یافت.

حل مشکلات جامعه‌ی برنامه‌نویسی،‌ هدف همیشگی گیت‌هاب بوده است

جذبه‌ی گیت‌هاب به‌سرعت از جامعه‌ی متن‌باز و عاشقان هک و برنامه‌نویسی فراتر رفت. جذب شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ، بسیار سریع انجام شد. تا سال ۲۰۱۳، اکثر شرکت‌های بزرگ سیلیکون ولی از گیت‌هاب استفاده می‌کردند. ادوبی، دراپ‌باکس، فیسبوک، گوگل، و توییتر، همگی مخازن کد اختصاصی خود را در گیت‌هاب داشتند. برخی شرکت‌ها مانند موزیلا، صدها مخزن کد در این سرویس داشتند و به‌عبارتی همه‌چیز را در گیت‌هاب ذخیره می‌کردند. شرکت‌های دیگر مانند فیسبوک، مخازن کمتر اما با مشارکت بیشتر داشتند. ۱۰۲ مخزن فیسبوک، ۱۵ هزار فورک داشتند.

گیت هاب / GitHub

رشد سریع و محبوبیت گیت‌هاب باز هم ادامه داشت. تا سال ۲۰۱۵، آنها ۲.۸ میلیون کاربر و ۴.۶ میلیون مخزن کد داشتند. به‌هرحال با این که ریشه‌های شرکت در فرهنگ برنامه‌نویسی بود، چشم‌انداز آن‌ها فراتر از این اکوسیستم ترسیم شد. مرحله‌ی بعدی رشد این شرکت، تبدیل شدن به بزرگترین هاب نرم‌افزارهای متن‌باز و در نهایت، ساخت پلتفرمی بود که به «فیسبوک توسعه‌دهندگان» تبدیل شد.

نفوذ گیت‌هاب به سیلیکون ولی ختم نشد و آنها راه خود را به پایتخت آمریکا نیز باز کردند. در ۹ می سال ۲۰۱۳، کاخ سفید «سیاست‌های رسمی ایالات متحده در برابر داده‌های آزاد» را در گیت‌هاب منتشر کرد. این اولین مرتبه‌ای بود که یک سیاست رسمی فدرال به‌این صورت منتشر می‌شد. اگرچه فایل‌های منتشر شده در مقایسه با پروژه‌های ذخیره شده در گیت‌هاب، استفاده‌ی آن‌چنانی نداشتند، اما نماد مهمی محسوب می‌شدند. درواقع، میزبانی اسناد سیاست‌های دولتی در سرورهای یک شرکت خصوصی، حرکت جدیدی بود. به‌علاوه با این کار، امکان فورک کردن و تغییر این اسناد نیز برای عموم آزاد بود.

بن بالتر، مدیر محصول گیت‌هاب در مورد آن اتفاق تاریخی گفت:

این اقدام، اولین مرتبه‌ای بود که یک دولت، قانون را به‌صورت یک سند زنده و قابل همکاری منتشر می‌کرد. باید منتظر تغییر و تحولات جذاب در این سند باشیم که توسط جامعه ایجاد می‌شود. امیدواریم که این حرکت، شروعی بر یک روند دائمی در این زمینه باشد.

github / گیت هاب

به‌هرحال، این خبر به‌نوعی تبلیغات و روابط عمومی رایگان را برای گیت‌هاب انجام داد. به‌علاوه، با این کار کاربردهای جدیدی نیز برای گیت‌هاب روشن شد. کاربردهایی که برای سالیان دراز توسط فعالان حرکت آزادی داده، گوشزد می‌کردند. هرچند برخی از آن کاربردها هیچ‌گاه اجرایی نشدند.

۲۰۱۵ تا کنون: توسعه‌ی جهانی، گیت‌هاب به واشنگتن دی‌.سی. می‌رود

تا سال ۲۰۱۵، بسیاری از برنامه‌نویس‌ها از گیت‌هاب برای کنترل نسخه‌ی برنامه‌های خود استفاده می‌کردند. البته این سرویس، کاربردهایی فراتر نیز داشت. گیت‌هاب به پلتفرمی تبدیل شده بود که برنامه‌نویس‌ها در آنجا از یکدیگر نکات کاربردی یاد می‌گرفتند. به‌علاوه، این سرویس به شبکه‌ی اجتماعی و محلی برای تبادل نظرهای حرفه‌ای نیز تبدیل شده بود. کاربرد مهم دیگر، استفاده از این پلتفرم به عنوان محلی برای نمایش نمونه‌ کارها و رزومه‌ی برنامه‌نویسی بود.

گیت‌هاب به محلی برای ذخیره‌ی کدهای مهم جهان تبدیل شده بود. از پروژه‌های برنامه‌نویسی شخصی تا پروژه‌های بزرگترین شرکت‌های فناوری جهان، در این سرویس حضور داشتند.

گیت هاب / GitHub

مانند هر شرکت بزرگ دیگر، گیت‌هاب نیز با بزرگ‌تر شدن، هدف مهمی برای مجرمان سایبری شد. در ۲۸ مارس سال ۲۰۱۵، گیت‌هاب بزرگترین حمله‌ی سایبری تاریخ خود را تجربه کرد. گفته شد که این حمله‌ی DDoS،‌ از طرف چین برنامه‌ریزی شده است. البته این حمله، تلاش یک رقیب آسیایی برای به زانو در آوردن یک شرکت آمریکایی نبود. هدف اصلی، دو پروژه‌ی مهم در گیت‌هاب بودند.

پروژه‌ی اول، GreatFire بود که به کاربران اینترنت در چین امکان می‌داد تا محدودیت‌های دولتی را دور بزنند. هدف بعدی، صفحه‌ی گیت‌هاب وب‌سایتی چینی و کپی نیویورک تایمز بود. این صفحه نیز به کاربران چینی امکان می‌داد تا با گذر از برنامه‌های نظارتی، به این رسانه دسترسی داشته باشند. اگرچه این حملات به سرعت خنثی شد، اما خطرات نگهداری آن حجم از کد و برنامه در یک مکان را به همه نشان داد.

اولین دفتر بین‌المللی گیت‌هاب در توکیو ژاپن تأسیس شد

۴ ماه پس از حمله‌ی دی‌داس چینی، مرحله‌ی دوم یا B جذب سرمایه برای گیت‌هاب به مبلغ ۲۵۰ میلیون دلار و توسط Sequoia Capital انجام شد. این جذب سرمایه، ارزش گیت‌هاب را به بیش از ۲ میلیارد دلار رساند. وانستراث در مورد استفاده از این سرمایه‌های جدید، هدف آنها را سرمایه‌گذاری در بخش‌های دیگر، توسعه‌ی محصولات جدید و تلاش برای حضور بین‌المللی عنوان کرد.

اولین دفتر بین‌المللی گیت‌هاب در توکیو تأسیس شد. انتخاب ژاپن به‌عنوان اولین مقصد خارجی توسط GitHub، استراتژی مهمی داشت. نه‌تنها ژاپن از لحاظ تولید ناخالص ملی، سومین اقتصاد جهان محسوب می‌شود، بلکه این کشور به نوآوری‌های فناورانه نیز مشهور است. این ویژگی‌ها، ژاپن را به بهترین مقصد برای شرکتی تبدیل کرد که قصد میزبانی از همه‌ی کدهای جهان را داشت. شرکت‌های بزرگ ژاپنی همچون هیتاچی و سایبرایجنت نیز جزو اولین مشتری‌های گیت‌هاب بودند.

گیت هاب / GitHub

توسعه‌ی گیت‌هاب باز هم ادامه پیدا کرد. آن‌ها تا جولای سال ۲۰۱۵ بیش از ۹ میلیون کاربر و ۲۱ میلیون مخزن کد داشتند. در آن زمان، این سرویس به بزرگترین مخزن کد در جهان تبدیل شده بود. اگرچه رشد کاربران با سرعت خوبی ادامه داشت، ورود به بازارهای تجاری و جلب نظر شرکت‌ها، نقش اصلی را در حفظ درآمد دائمی GitHub ایفا می‌کرد. بیش از نیمی از شرکت‌های بزرگ و مشهور آمریکایی از گیت‌هاب استفاده می‌کردند. این وضعیت،‌ نمادی از چشم‌انداز پرستون ورنر با عنوان GitHub Everywhere بود.

مقاله‌های مرتبط:

البته گیت‌هاب با وجود رشد زیاد و جذب ۱۰ هزار کاربر جدید در هر روز، از طرف رقبای قدرتمندی تهدید می‌شد. GitLab و Bitbucket بزرگترین رقبای این سرویس بودند که سرعت رشد کاربران گیت‌هاب را تحت تأثیر قرار می‌دادند. البته درآمد گیت‌هاب باوجود ظهور این رقبا باز هم به‌سرعت افزایش پیدا می‌کرد. درآمد این سرویس در سپتامبر سال ۲۰۱۵ حدود ۹۰ و در سال بعد حدود ۱۴۰ میلیون دلار گزارش شد.

درآمد گیت‌هاب در دوره‌ی ۲۳ ماهه از سپتامبر ۲۰۱۴ تا آگوست ۲۰۱۶، در بخش پروژه‌های شخصی رکود نسبی داشت. البته درآمد از بخش‌های Organization دوبرابر و از بخش Enterprise نیز حدود سه برابر شد. در سپتامبر ۲۰۱۴،‌ این بخش حدود ۳۵ درصد از درآمد شرکت را تأمین می‌کرد که تا آگوست ۲۰۱۶ به بیش از نیمی از درآمد رسید.

گیت هاب / GitHub

تا سال ۲۰۱۷، وابستگی افزایش و حفظ درآمد به بخش‌های شرکتی و تجاری کاملا روشن شد. در آن زمان شایعه‌ی یک عرضه‌ی عمومی سهام (IPO) قوت گرفت. البته شایعات دیگر در مورد خرید یا ادغام با شرکت‌های دیگر نیز وجود داشتند. در نهایت در ۴ ژوئن سال ۲۰۱۸، خبر بزرگ دنیای فناوری منتشر شد. مایکروسافت، گیت‌هاب را به قیمت ۷.۵ میلیارد دلار خرید.

تنها در عرض چند ساعت، سرویس‌هایی مانند هکر نیوز، ردیت و تک‌درت مملو از نظرات و پست‌های کاربران عصبانی شد. آنها خرید گیت‌هاب را نوعی خیانت می‌دانستند. بسیاری از کاربران، برنامه‌هایی جامع برای ترک گیت‌هاب طراحی کردند. بسیاری از آنها فرآیند کوچ از گیت‌هاب به سرویس‌های رقیبی مثل گیت‌لب را شروع کرده بودند.

فروش شرکت به مایکروسافت، شوک بزرگی به کاربران وارد کرد

کاربران با شنیدن این خبر، جوک‌هایی را از روی عصبانیت در مورد امنیت کدهایشان منتشر می‌کردند. به‌هرحال نگرانی بین اکثر کاربران وجود داشت. بسیاری از آنها این حرکت را شبیه خرید سان مایکروسیستمز توسط اوراکل و در اختیار گرفتن MySQL می‌دانستند.

به‌هرحال در کنار تمام نگرانی‌ها و انتقادات، احساس عمومی، تیره و تار شدن آینده‌ی گیت‌هاب بود. البته، اکثر مردم متوجه این نکته نمی‌شدند که خرید گیت‌هاب در حال حاضر، تأثیری روی کلیت آن به‌عنوان یک محصول نخواهد داشت. گیت‌هاب برای مدت یک دهه به استاندارد صنعت برای توسعه‌ی نرم‌افزار به‌صورت گروهی تبدیل شد.

قطعا گیت‌لب و بیت‌باکت تعدادی از کاربران ناراضی گیت‌هاب (به خاطر فروش به مایکروسافت) را جذب خواهند کرد اما موقعیت این سرویس و کاربرد آن نزد جامعه‌ی برنامه‌نویسی، ضامن موفقیت و رشد آتی آن خواهد بود.

گیت هاب / Github

به‌علاوه، تجربه‌ی مایکروسافت به‌عنوان یک سرویس‌دهنده‌ی تجاری، گیت‌هاب را به یک دارایی استراتژیک برای این غول دنیای فناوری تبدیل خواهد کرد. برای مایکروسافت، خرید گیت‌هاب به‌عنوان تصاحب یک محصول نیست. بلکه هدف اصلی، جذب اکوسیستمی است که با این سرویس همراه هستند.

اکثر بحث و تبادل نظرهای آنلاین پیرامون هوشمندانه بودن یا نبودن خرید گیت‌هاب توسط مایکروسافت شکل می‌گیرد. سؤال اصلی این است که ایا مایکروسافت از GitHub استفاده‌ی صحیحی خواهد داشت؟ خریدهای قبلی این غول فناوری یعنی لینکدین و ماین‌کرافت نشان می‌دهد آنها به این زودی‌ها ساختار GitHub را تغییر نخواهند داد.

مقاصد بعدی GitHub

مقاله‌های مرتبط:

اکنون که مایکروسافت به صاحب قدرتمند بزرگرین مخزن کد جهان تبدیل شده است، مسیر آینده‌ی گیت‌هاب به تصمیم‌گیری‌های این شرکت در زمینه‌ی رشد بلندمدت وابسته می‌شود. در این میان، برخی تصمیم‌گیری‌ها در مورد ادامه‌ی مسیر این سرویس، احتمال بیشتری دارد:

۱- یکپارچگی با Visual Studio

کارشناسان معتقدند یکپارچه شدن گیت‌هاب با ویژوال استودیو، حرکت حتمی مایکروسافت خواهد بود. این مجموعه ابزار قدرتمند مایکروسافت برای توسعه‌دهندگان، پتانسیل بالایی را به گیت‌هاب می‌افزاید. این حرکت، در مسیر استراتژی‌های بزرگ‌تر مایکروسافت مبنی بر تغییر مسیر از فروش ویندوز به خدمات تحت ابر خواهد بود.

۲- ابزارهای بیشتر برای توسعه‌دهدنگان

در حال حاضر هنوز هم برنامه‌نویس‌ها با مشکلات متعدد در نوشتن و توسعه‌ی کدهای خود روبرو هستند. ابزارهای متنوع برای بهبود تجربه‌ی کدنویسی، هماهنگی بیشتر با سرویس آژور یا روش‌هایی برای کشف بهتر خطاها، امکاناتی هستند که پتانسیل اضافه شدن به گیت‌هاب را دارند. در این میان ترکیب گیت‌هاب و مایکروسافت با تمرکز بر خدمات ابری، به توسعه‌ی این ابزارها کمک می‌کند.

گیت هاب / GitHub

۳- خدمات و محصولات جانبی

GitHub در حال حاضر علاوه بر مهندسان نر‌م‌افزار، برای متخصصان دیگر از جمله مدیران محصول نیز کاربردی است. این سرویس در خدمات آتی خود می‌تواند قابلیت‌ها و کاربردهایی را مخصوص این متخصصان عرضه کند. به‌عنوان مثال ابزارهای مدیریت یکپارچه‌ی پروژه، یکی از این حرکت‌های احتمالی خواهد بود. این هدف، احتمال بالایی برای وقوع دارد؛ چرا که مایکروسافت نیز به‌روشنی به‌دنبال اجرای هرچه بیشتر اپلیکیشن‌های شرکتی و ابزارهای همکاری تیمی است.

درس‌هایی از تاریخچه‌ی گیت‌هاب برای کارآفرینان

گیت‌هاب در نهایت به ردموند رسید و اکنون، عضوی از خانواده‌ی بزرگ مایکروسافت است. صرف‌نظر از آینده‌ی این سرویس محبوب، تاریخچه‌ی آن درس‌های بزرگی برای علاقه‌مندان به فعالیت در دنیای فناوری دارد.

۱- مشکل بزرگی را برای حل کردن پیدا کنید

آسان‌تر کردن استفاده از گیت، یکی از اهداف GitHub بود؛ اما کار هیچ‌گاه به اینجا ختم نشد. مأموریت اصلی گیت‌هاب، تقویت همکاری و کدنویسی آسان‌تر بود. هر برنامه‌نویسی در جهان با مشکلاتی روبرو بود که گیت‌هاب قصد حل کردن آنها را داشت. این واقعیت، بازاری با پتانسیل بالا در اختیار این سرویس قرار داد.

code

اگر شما هم به فکر محصول یا خدمات هستید، پیش از انجام هر کاری این سوالات را از خود بپرسید:

  • آیا محصول شما، مشکل اختصاصی گروه کوچکی از جامعه را حل می‌کند؟ یا مشکلی متداول از جامعه‌ای بزرگ‌تر با آن حل می‌شود؟ تولید محصول احتصاصی امتیاز رقابتی خوبی است اما هدف قرار دادن مشکلات بزرگ و جامع، پتانسیل بازار را افزایش می‌دهد.
  • آیا خود شما در کارهای روزمره از محصولتان استفاده خواهید کرد؟ بسیاری از شرکت‌ها فرهنگ استفاده از محصول خود را تشویق می‌کنند اما تعداد کمی از آنها این استراتژی را به عمل می‌رسانند.
  • اگر خودتان از محصول استفاده نمی‌کنید، دلیل آن را پیدا کنید. آیا مشکل از محصول است یا چالش حل شده توسط آن ارتباطی با خود شما ندارد؟ هر دوی این سناریوها به نوبه‌ی خود خطرناک هستند. استفاده نکردن از محصول خود،‌ این سؤال را ایجاد می‌کند که آیا محصول نهایی اصلا کاربردی هست یا خیر؟ اگر خود شما، مشکل حل شده توسط محصول را تجربه نکرده‌اید، چگونه می‌توانید به بهترین شرکت برای ارائه‌ی راه‌حل تبدیل شوید؟

۲- حل مشکلات بزرگ را برنامه‌ی همیشگی خود بکنید

یکی از فاکتورهای موفقیت ادامه‌دار گیت‌هاب، نه‌تنها تمرکز روی حل مشکلات بزرگ،‌ بلکه تلاش دائمی برای رفع چالش‌های همیشگی و دردناک اکوسیستم استارتاپی بود. این تلاش همیشگی، پتانسیل دست‌یابی به پایگاه بزرگ مشتریان را در مدل کسب‌وکار آن‌ها ایجاد کرد. پیشنهاد می‌شود شما هم در مورد محصول و خدمات خود این تصورات را داشته باشید:

  • قابلیت‌های جدید محصول یا خدمات شما، چه مشکلاتی را حل خواهند کرد؟
  • چرا این ویژگی در حال حاضر در محصول وجود ندارد؟ آیا بلندپروازانه یا سخت است؟ چگونه با چالش‌های توسعه‌ی این قابلیت روبرو می‌شوید؟
  • چه عاملی موجب دردناک شدن و مهم شدن این مشکل شده است؟ آیا مشکل موجود ناشی از کمبودهای انسانی یا فنی است؟

solution

۳- توسعه‌ی سریع و بهینه‌ی فرهنگ سازمانی

گیت‌هاب در روزهای ابتدایی خود به اهمیت فرهنگ سازمانی پی برد. این شرکت با قدرت فرهنگ خود را توسعه داد. فرهنگ سازمانی نه بر اساس محصول بلکه بر اساس تصمیم‌ها و عملکرد مدیران در تصویب قوانین شکل می‌گیرد. در مورد فرهنگ سازمانی شرکت خود به این سؤال‌ها پاسخ دهید:

  • فرهنگ سازمانی شما، چگونه نمایان‌گر ارز‌ش‌های سازمان خواهد بود؟ گیت‌هاب از همان روزهای ابتدایی با برنامه‌های متنوع و حتی طراحی دکوراسیون دفتر، فرهنگ همکاری و عدم وجود سلسله‌مراتب سنتی را به روشنی نشان داد.
  • کارمندان در چه زمینه‌هایی فرهنگ شرکت را تشکیل می‌دهند؟ به‌بیان دیگر، چه مقدار از فرهنگ سازمانی به‌خاطر قوانین دیکته شده و چه مقدار متأثر از استخدام‌ها خواهد بود؟
  • رقبا، شرکت و محصول شما را چگونه می‌بینند؟ چه‌مقدار از این تصور وابسته به فرهنگ سازمانی است؟

در پایان یادآور می‌شویم که گیت‌هاب با دو رویکرد به موفقیت سریع رسید. حل مشکل عمومی و بزرگ جامعه‌ی هدف و ساخت محصولی که نیاز به استفاده از آن، همیشگی باشد.

شاید مایکروسافت به‌عنوان یکی از مخالفان سنتی جامعه‌ی متن‌باز، خانه‌ی خوبی برای GitHub نباشد اما تلاش‌های این غول دنیای فناوری برای عرضه‌ی هرچه بیشتر و بهتر خدمات تجاری و تمرکز بر محصولات شرکتی، می‌تواند برای آینده‌ی گیت‌هاب مسیری روشن ایجاد کند. در پایان باز هم به سؤال اصلی می‌رسیم: مایکروسافت با این اسباب‌بازی جذاب و گران‌قیمت خود چه کاری انجام خواهد داد؟


دور تعیین خط گرندپری فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ با پول پوزیشن لوئیس همیلتون از تیم مرسدس بنز به پایان رسید؛ سباستین فتل و والتری بوتاس، دوم و سوم شدند.

پس از سه دور تمرینی در پیست خوزه کارلوس پیس یا اینترلاگوس سائوپائولو، رانندگان تیم‌های حاضر در مسابقات فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ برای تعیین خط به میدان رفتند که با پیشتازی لوئیس همیلتون همراه شد. به این ترتیب لوئیس همیلتون فردا رقابت اصلی گرندپری فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ را از خط اول آغاز خواهد کرد. پس از همیلتون انگلیسی، سباستین فتل از تیم فراری و والتری بوتاس از مرسدس قرار گرفتند. این دهمین پول پوزیشن همیلتون در فصل جاری و صدمین پول پوزیشن تیم مرسدس بنز در سری مسابقات فرمول یک است. 

2018 Brazilian Grand Prix Formula 1 / گرندپری فرمول 1 برزیل 2018

تمرین اول گرندپری برزیل (Brazilian Grand Prix) با پیشتازی مکس وشتاپن از تیم ردبول به پایان رسید؛ اما در تمرین دوم این والتری بوتاس بود که با فاصله بسیار کم نسبت به هم‌تیمی خود، در جایگاه اول ایستاد. تمرین سوم فرمول یک برزیل نیز با برتری سباستین فتل از تیم فراری و جایگاه دومی همیلتون پایان یافت. 

2018 Brazilian Grand Prix Formula 1 / گرندپری فرمول 1 برزیل 2018

مرحله اول تعیین خط فرمول یک برزیل با خروج کارلوس ساینز، لانس استرول، فرناندو آلونسو، برندون هارتلی و استوفل وندورن از جدول و باز ماندن از راهیابی به مرحله دوم تعیین خط ادامه یافت. در این مرحله وشتاپن، رایکونن و فتل بهترین زمان‌ها را ثبت کردند. 

2018 Brazilian Grand Prix Formula 1 / گرندپری فرمول 1 برزیل 2018

در حالی که بارش باران افزایش پیدا کرده است،‌ دور دوم مرحله تعیین خط گرندپری فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ با پیشتازی بوتاس، فتل و همیلتون ادامه یافت؛ کوین مگنوسن، سرجیو پرز، استبان اکن، نیکو هالکنبرگ و سرگئی سیروتکین نیز از راهیابی به مرحله سوم تعیین خط باز ماندند. به این ترتیب رانندگان تیم‌های مرسدس، فراری، ردبول، هاس، سائوبر و تورو روسو توانستند در مرحله نهایی تعیین خط حضور داشته باشند.

2018 Brazilian Grand Prix Formula 1 / گرندپری فرمول 1 برزیل 2018

مقاله‌های مرتبط:

سرانجام دور تعیین خط گرندپری فرمول یک برزیل ۲۰۱۸ با پیشتازی لوئیس همیلتون از تیم مرسدس و ثبت زمان یک دقیقه و ۷.۲۸۱ ثانیه به پایان رسید. سباستین فتل نیز که تا لحظات پایانی در جایگاه نخست قرار داشت، با ۰.۰۹۳ ثانیه اختلاف در جایگاه دوم ایستاد. والتری بوتاس فنلاندی هم با ۰.۰۶۷ ثانیه اختلاف نسبت به فتل در مکان سوم تعیین خط گرندپری فرمول یک برزیل ایستاد. پس از آن‌ها، کیمی رایکونن راننده دوم فراری، مکس وشتاپن و دنیل ریکیاردو از ردبول، مارکوس اریکسون و چارلز لکلرک از سائوبر، رومن گروژان از هاس و پیر گسلی از تورو روسو در جایگاه چهارم تا دهم قرار گرفتند.

2018 Brazilian Grand Prix Formula 1 / گرندپری فرمول 1 برزیل 2018

مرحله اصلی فرمول یک برزیل ۲۰۱۸، یک‌شنبه ۲۰ آبان ماه ۹۷ از ساعت ۲۰ و ۴۰ دقیقه به وقت تهران آغاز خواهد شد.