نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی


گوشت گیاهی با دارا بودن خاصیت و مزه‌ی مشابه، به‌زودی جایگزین گوشت دامی می‌شود که ضررهای فراوانی را به خاک و کیفیت آب‌وهوا وارد می‌آورد.

عبارت گوشت گیاهی، شاید یک ترکیب متضاد به‌نظر بیاید؛ اما قرار است آینده‌ی گوشت مصرفی انسان باشد. این محصول، با کار و تلاش دانشمندان و سرآشپزان مشهور، در حال یافتن جای خود بر سفره‌ی میلیون‌ها شهروند آمریکایی است؛ سفره‌ای که همیشه تنها حاوی محصولات حیوانی بوده است. این محصول در حال یافتن جای خود در دنیای صنعت فناوری نیز هست.

اریک اشمیت، مدیر اجرایی آلفابت، شرکت مادر گوگل، در کنفرانس جهانی مؤسسه‌ی میلکن در لس آنجلس در سال ۲۰۱۶، پروتئین‌ گیاهی را مهم‌ترین گرایش جدید دنیای فناوری خواند. رقبای دیگر شامل چاپ سه‌بعدی، اتومبیل‌های خودکار، اطلاعات پزشکی تلفن‌ همراه، واقعیت مجازی و برنامه‌های آموزشی بودند.

به نقل از مؤسسه‌ی گودفود که در زمینه‌ی تولید محصولات غذایی گیاهی فعالیت می‌کند؛ اشمیت معتقد است که «به‌زودی شاهد یک انقلاب خواهیم بود که پروتئین گیاهی را جایگزین محصولات دامی می‌کند».

پرهیز از گوشت

برایان کِیتمن از مؤسسه‌ی گودفود می‌گوید:

استفاده از غذاهای گیاهی به‌جای گوشت معمولی، نشر گازهای گلخانه‌ای را کاهش داده و از تغییرات آب‌وهوایی جلوگیری می‌کند.

طبق توضیحات اشمیت، اگر صنعت فناوری در کشورهای در حال توسعه، بر تولید گوشت گیاهی و غیرحیوانی متمرکز شود؛ هزینه‌های تولید غذا بسیار پایین می‌آید. تمایل به محصولات حیوانی با رشد این کشورها در حال افزایش است؛ اما به‌صورت همزمان، اثرات مخرب تولید این محصولات بر محیط‌زیست نیز افزایش خواهد یافت. با این حال کیتمن معتقد است که «با روی‌آوردن به گوشت گیاهی، حیوانات از معادله حذف شده و گیاهانِ برداشت‌شده تنها برای استفاده‌ی مستقیم انسان‌ مورد استفاده قرار می‌گیرند».

فناوری چه نقشی در تهیه‌ی گوشت‌های بهتر دارد؟

کامپیوترها مطمئناً (هنوز) آشپزهای خوبی نیستند؛ اما فناوری به تحقیقات مربوط به شناسایی و فرمول‌سازی گیاهان کمک می‌کند تا غذاهایی خوش‌طعم و مغذی با آن‌ها تولید کرده و ریسک‌ بیماری‌های ناشی از محصولات حیوانی را کاهش دهد. از فناوری حتی برای تولید نوعی گوشت، آن هم بدون حضور هیچ‌گونه حیوانی استفاده شده؛ اخیراً همبرگری آزمایشگاهی در انگلستان تولید و امتحان شده و جاروجنجال زیادی به پا کرده است.

به‌زودی شاهد انقلابی خواهیم بود که پروتئین گیاهی را جایگزین محصولات دامی می‌کند

شرکت بیاند-میت، یک شرکت گوشت گیاهی در جنوب کالیفرنیا است که اخیراً اولین همبرگر گیاهی را تولید و روانه‌ی بازار کرده است. این همبرگر چنان آبدار و پرگوشت است که در کنار محصولات حیوانی و در قسمت گوشت‌ها به فروش می‌رسد و در اولین روز فروشش در کمتر از یک ساعت به‌طورکامل فروخته و تمام شد.

پت براون، مؤسس و مدیرعامل شرکت تازه‌تأسیسِ ایمپاسیبل فودز که به تولید غذاهای گیاهی می‌پردازد، در کنفرانس کد در کالیفرنیا گفت:

تنها با ترکیب چند گیاه و سبزیجات با همدیگر، به‌هیچ‌وجه نمی‌توان دوستداران گوشت را راضی کرد. پس ما دست به تحقیقاتی عمیق و مولکولی زدیم تا خواص مطلوب گوشت مانند بافت، آبداربودن، عطر و نوع پخت مناسب را پیدا کنیم.

vegan

شرکت ایمپاسیبل فودز، تاکنون ۱۸۰ میلیون‌ دلار درآمدزایی کرده و گوگل خواستار خرید آن به قیمت ۳۰۰ میلیون ‌دلار است. این شرکت درصدد تولید همبرگری گیاهی است که آنقدر پرگوشت باشد که حتی متعصب‌ترین گوشت‌خواران نیز قادر به تشخیص آن از گوشت گاو نباشند.

پرورش دام به‌طرزی غیرقابل بازگشت به خاک و کیفیت آب‌وهوا صدمه می‌زند

ایمپاسیبل فودز نیز فواید بسیاری در شبیه‌سازی گوشت از گیاهان می‌بیند: چنین گوشتی هم برای انسان مفیدتر است، هم سیاره‌‌ی زمین و هم حیوانات.

رساندن یک کیلوگرم گوشت به قصابی‌ها (پس از پرورش، کشتار و حمل‌ونقل آن)؛ در مقایسه با تحویل یک کیلوگرم گیاهِ پر از پروتئین، روندی بسیار پرهزینه و ناکارآمد است.

سازمان ملل، سال ۲۰۱۶ را سال دانه‌های خوراکی (حبوبات و لوبیا) نامید. حبوبات نه‌تنها بسیار مغذی هستند؛ بلکه در آشپزخانه (یا آزمایشگاه) نیز می‌توان با آن‌ها غذاهای متنوعی درست کرد؛ همچنین برای کشاورزان نیز مزیت‌های بسیاری دارند. برای مثال، عدس می‌تواند با کمک به تولید نیتروژن، خاک را دوباره غنی کند.

مقاله‌های مرتبط:

اما برعکس، پرورش گاو، گوسفند، مرغ و خوک؛ به خاک (و کیفیت آب‌وهوا) به‌طرزی غیرقابل بازگشت صدمه می‌زند و نسل‌های آینده را در خطر قرار می‌دهد. پرورش احشام همچنین، باعث نابودی جنگل‌های بارانی و مصرف‌شدن منابع بسیار محدود آب تازه و آنتی‌بیوتیک‌ها می‌شود (حیواناتی که با آنتی‌بیوتیک رشد می‌کنند، گاه باعث ایجاد مقاومت به آنتی‌بیوتیک می‌شوند و این امر به مشکلی بزرگ در حوزه‌ی بهداشت عمومی تبدیل شده است).

تولید گوشت در این دنیایی که هر روز کوچک‌تر و آلوده‌تر می‌شود، بیش از هر زمان دیگری مشکل‌ساز و پردردسر شده است.

بروس فردریش، مدیر اجرایی مؤسسه‌ی گودفود می‌گوید:

دو سؤال بزرگ زمان ما این‌ها هستند: چطور تا سال ۲۰۵۰ به ۹ میلیارد انسان غذا بدهیم؟ با تغییرات آب‌وهوایی چه کنیم؟ پاسخ هر دوی این سؤالات، محصولات گیاهی (و گوشت‌های تهیه‌شده در آزمایشگاه) هستند.


حفاظت از آب‌ و‌ هوا و مبارزه با انتشار گاز‌های گلخانه‌ای و گرمایش زمین، با وجود هزینه‌های سنگین فرصت‌های اقتصادی زیادی نیز در بر دارد.

در طول ۱۰ تا ۱۵ سال آینده جوامع بین‌المللی سرمایه‌‌ای در حدود ۹۰ هزار میلیارد‌ دلار برای مبارزه با تغییرات آب و هوایی، اختصاص خواهند داد. گردش مالی زیرساخت‌های مورد نیاز برای تحقق این امر از همه‌ی بازار‌های فعلی بزرگ‌تر است. طبق گزارش‌های جدید اگر این سرمایه‌گذاری‌ها قرار باشد به نیاز‌‌های مبارزه با تغییرات آب و هوایی پاسخ دهند، در یک دهه‌ی آینده‌ سرمایه‌ای در حدد ۲۶ هزار میلیارد دلار به اقتصاد جهانی تزریق خواهد شد.

در مبارزه با تغییرات آب و هوا، ممانعت از افزایش میانگین دمای زمین به بیش از ۲ درجه‌ی سانتی‌گراد بسیار حیاتی است. بسیاری از گزینه‌های زیربنایی سرمایه‌گذاری، در طول دو الی سه سال آینده ساخته خواهند شد. به عقیده‌ی هلن منوتفورد سرپرست تحقیقات کمیته‌ی بین المللی اقتصاد و تغییرات آب و هوایی؛ اگر اصلاحات اساسی را به درستی تشخیص دهیم، با سرمایه‌گذاری در آن‌ها در مسیر درستی برای ممانعت از گرمایش کره‌ی زمین قرار خواهیم گرفت، در غیر این صورت راه به جایی نخواهیم برد.

گاز‌های گلخانه‌ای

مقاله‌های مرتبط:

 محققان با بررسی تاثیر اقدامات حفاظت از آب و هوا را بر منابع آب، غذا، انرژی و سیستم‌های شهری دریافته‌اند که اقدامات سریع‌الوصول در این حوزه‌ها علاوه بر جلوگیری از ۷۰۰ هزار مرگ زودرس، بیش از ۶۵ میلیون فرصت شغلی کم‌آلاینده تا سال ۲۰۳۰ نیز ایجاد خواهد کرد. اصلاح یارانه‌ی سوخت و قیمت‌گذاری جدید بر حسب آلایندگی برای دولت‌ها درآمدی در حدود ۲.۸ هزار میلیارد دلار در بر خواهد داشت. در مجموع با محاسبه‌ی سرانگشتی گردش مالی اقدامات اساسی در حوزه‌ی حفاظت از آب و هوا بیش از ۲۶ هزار میلیارد دلار خواهد بود.

هرچه هزینه‌ی فناوری‌های استفاده از انرژی‌های طبیعی کاهش می‌یابند، سرمایه‌گذاران بیش‌تری جذب آن‌ها می‌شوند. البته هنوز فاصله‌ی زیادی با تامین اساسی انرژی از منابع طبیعی داریم. به نظر مونتفورد اقدامات اساسی در مسیر جایگزینی منابع طبیعی با سوخت‌های فسیلی در حال انجام است. خوشبختانه در مسیر درستی قدم برمی‌داریم اما سرعت این تغییرات راضی کننده نیست. متاسفانه اگر با سرعت فعلی ادامه دهیم، قادر به دستیابی به اهداف تعین شده نخواهیم بود.

ناظران بین‌المللی عقیده دارند اقتصاد‌‌های بزرگ جهانی باید مالیات بر انتشار گاز‌های گلخانه‌ای را در هر واحد ۴۰ تا ۸۰ دلار افزایش داده و یارانه‌ی صنایع آلاینده را قطع کنند. شهر‌ها به سیستم‌های حمل‌نقل عمومی کارآمد مجهز شوند. از جنگل‌ها حفاظت شود. صنایع حجم انتشار گازهای گلخانه‌ای را منتشر کنند. تمام شرکت‌های چند ملیتی برای راهکار‌‌های علمی به منظور کاهش انتشار گاز‌های گلخانه‌ای تا سطح معاهده‌ی پاریس سرمایه‌گذاری کنند. صرف‌نظر از بخش انرژی، فناوری‌های حفاظت از آب و هوا، حداقل به ۵۰ میلیارد دلار سرمایه نیاز دارند. صندوق‌های سرمایه‌گذاری باید اعتبارات این بخش را دو برابر کرده و به تامین پایدار سرمایه متعهد باشند.

منافع اقتصادی مبارزه گرمایش کره‌ی زمین

 همه‌ی اقدامات ذکر شده باید همزمان انجام شوند. برای اطمینان از نتیجه‌بخش بودن اقدامات، باید کمیته‌های محلی، شرکت‌های انرژی و سایر سازمان‌های تاثیرگذار در یک مسیر واحد مدیریت شوند.

اگر چه تغییرات در حال انجام هستند، اما هنوز راه ‌درازی در پیش داریم. شورا‌های محلی ۷۰ منطقه که حدود ۲۰ درصد گاز‌های گلخانه‌ای دنیا را منتشر می‌کنند، مالیات بر انتشار گاز‌های گلخانه‌ای را تصویب کرده اند یا در حال تصویب آن هستند. چند سال قبل فقط یک درصد این مناطق تحت پوشش بودند. ۴۰۰ شرکت بزرگ متعهد به انتشار اسناد آلایندگی خود شده‌اند. بیش از ۴۵۰ شرکت برای کاهش انتشار گاز‌های گلخانه‌ای تا سطح معاهده‌ی پاریس برنامه‌ریزی کرده‌اند. اکنون بیش از ۱۰۰ شهر اغلب انرژی برق خود را از منابع طبیعی تامین می‌کنند. در ایالات متحده ده‌ها شهر متعهد به تامین ۱۰۰ درصد انرژی برق خود از منابع تجدید‌پذیر شده‌اند.

اگر این تحولات در مقیاس مورد نظر کارشناسان محقق شوند، منافع آن بسیار گسترده و جهانی خواهد بود. با نگاهی به گزارشات فواید این تحولات و اتخاذ نگرش‌ جدید برای منابع انرژی، فراتر از منافع زیست محیطی خواهد بود. این تحولات فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی بسیاری در بر خواهند داشت.


شورولت کلرادو یکی از بهترین‌های جهان در کلاس وانت است که با تیونینگ امریکن اکسپدیشن ویکلز، به لطف سینی‌های ضربه‌گیر، تایرهای بزرگ‌، سپرهای فولادی و لوله‌ی ورودی هوای اختیاری، بهتر از قبل عمل می‌کند.

شورولت کلرادو از بهترین‌های کلاس پیکاپ است. مدل ZR2 با تعلیق بلند‌تر نسبت به قبل، محفظه عریض‌تر، دیفرانسیل‌هایی با قفل الکتریکی و دمپرهای مولتی‌ماتیک DSSV مناسب رانندگی در هر جاده‌ای است.

اما کلرادو ZR2 بایسون؛ پیکاپی که با تلاش شورولت و تیونینگ American Expedition Vehicles دستخوش زیباسازی ظاهری و بهبود قطعات مکانیکی متعدد شده است. این خودرو با ایمنی بالا، توانایی عبور از مسیرهای مختلف را دارد. عمده‌ی تغییرات این مدل برای حفظ و حراست از بدنه‌ی خودرو هنگام عبور از مسیرهای دشوار صورت گرفته است تا شاهکار شورولت بدون دردسر و مصون از هر آسیبی راه خود را ادامه دهد. به عنوان مثال، پنج صفحه‌ی ضربه‌گیر (Skid Plate) از جنس فولاد ضدزنگ در قسمت تحتانی خودرو قرار گرفته‌اند.

شورولت کلرادو ZR2 بایسون / Chevrolet Colorado ZR2 Bison

این صفحات ضدسایش هستند و از قسمت زیرین خودرو در زمان تماس با زمین محافظت می‌کنند. سپرهای جدیدی در جلو و عقب کلرادو ZR2 بایسون و از همین جنس دیده می‌شوند. علاوه بر آن، سپر جلو به قلاب بومی به منظور وینچ مجهز شده است و در شرایط بحرانی قلاب‌های یکپارچه‌ی پشتی قابل استفاده هستند. جلو پنجره به طور کلی نو شده و کاربرد حروف بزرگ نام شرکت سازنده در عوض لوگوی پاپیون مشهور این برند، به مدل‌هایی نظیر فورد رنجر و F-150 شباهت دارد. برند AEV هم به عنوان تیونر این پیکاپ در نقاط مختلف دیده می‌شود و بر جذابیت بصری افزوده است.

شورولت کلرادو ZR2 بایسون / Chevrolet Colorado ZR2 Bison

مقاله‌های مرتبط:

به لحاظ عملکرد، بایسون همه‌ی امکانات مدل معمول کلرادو ZR2 از جمله دیفرانسیل‌های عقب و جلوی قفلی و دمپرهای مولتی‌ماتیک DSSV را در بر دارد. البته چرخ‌های ۱۷ اینچ و تایرهای ۳۱ اینچی مختص بایسون طراحی شده‌اند. این چرخ‌ها در زیر لبه‌های گلگیر بزرگ‌تر قرار گرفته‌اند تا فاصله و فضای حرکت بیشتری در دسترس باشد، همچنین افزایش ارتفاع سیستم تعلیق به اندازه‌ی دو اینچ (شبیه به نسخه‌ی استاندارد ZR2) به وجود فضا و فاصله‌ی بیشتر از زمین کمک می‌کند. لوله‌ی تهویه‌ای که در تصاویر دیده می‌شود جزو پکیج بایسون نیست؛ اما برای کسانی که قصد عبور از آب‌های عمیق را دارند، از طریق AEV قابل سفارش است.

شورولت کلرادو ZR2 بایسون / Chevrolet Colorado ZR2 Bison

پیشرانه‌ی بایسون مشابه کلرادو ZR2 است. دو گزینه‌ی ۳.۶ لیتری V6 به همراه گیربکس هشت سرعته اتوماتیک (به عنوان استاندارد) و نسخه‌ی ۲.۸ لیتری توربو دیزل در کنار گیربکس شش سرعته اتوماتیک آماده‌ی سفارش هستند. بایسون هم در قالب کابین گسترده و هم کابین گروهی به همراه گارانتی جامع کارخانه‌ عرضه می‌شود. طبق اطلاعات شورولت، ZR2 بایسون از نخستین ماه میلادی سال ۲۰۱۹ و به قیمتی بیش از ۴۳ هزار دلار (مربوط به ZR2 سال ۲۰۱۸) راهی بازار خواهد شد.


تاکسی لوکس، سفارشی و گران‌ قیمت بریتانیایی، به دست دیزاینر سرشناس صنعت خودروسازی؛ افضل کان، طراحی شده است.

در دنیایی که اغلب تاکسی‌ها به شکلی ساده و بدون امکانات پرهزینه در ناوگان حمل و نقل حاضر می‌شوند؛ محصولی با ویژگی‌های خاص و به دست یکی از مشهورترین طراحان بریتانیا خلق شده است. خودرویی که با نام خان لندن تاکسی TX4 رونمایی شده است و اگر به صورت فراگیر در جمع تاکسی‌های حمل و نقل شهری قرار بگیرد، هر فردی را به استفاده از آن به جای خودروی شخصی ترغیب می‌کند.

تاکسی دیزلی لندن TX4

افضل کان قبلا روی پروژه‌ای نظیر طرح سفارشی  WB12 ونجنس و ونجنس ولانته که در واقع نسخه‌های تقویت‌شده‌ی استون مارتین DB9 و DB9 ولانته هستند، نقش داشته است. او در شرکت چلسی تراک هم فعالیت می‌کند و به عنوان عامل مهندسی مجدد لندروور دیفندر و جیپ رانگلر شناخته می‌شود.

مقاله‌های مرتبط:

با این وجود طراحی TX4 باید چگونه باشد؟ با ورود به فضای داخلی چرم دوخته و سوراخ سوراخ ناپا را در سرتاسر می‌بینیم. داشبورد با پوشش مشکی پیانویی دیده می‌شود و غربیلک فرمان هم پذیرای مابقی چرم است. از آنجا که لندن تاکسی TX4 در زمره‌ی پنج نسخه‌ی لست آو لاین قرار می‌گیرد؛ حضور برند Last of Line داخل خودرو جای تعجب ندارد. اما بهترین بخش فضای داخلی، سقف کهکشانی مشابه خودروهای رولزرویس و راپتور S است. سایر خصلت‌های رولزرویس هم در بدنه مشهود هستند. برای نمونه پنج گزینه‌ی رنگ مختلف، چرخ‌های متضاد رنگ بدنه و پنجره‌ی مشبک شکاف‌دار را می‌توان نام برد. قلب تپنده‌ی TX4 را نمونه‌ی ۲.۵ لیتری دیزلی از برند ایتالیایی VM Motori تشکیل می‌دهد.

تاکسی دیزلی لندن TX4

افضل کان می‌گوید:

اگرچه تماشای پایان عمر یک خودروی زیبا و نمادین ناراحت‌کننده است؛ بازطراحی و تکریم چیزی که حقیقتا یکی از مشهورین خودروهای جهان به شمار می‌رود، افتخاری بزرگ است.

با وجود طراحی لوکس و تخصصی این تاکسی، ایده‌ی خرید و حمل آن به سایر کشور‌ها وسوسه‌انگیز است. به هر حال، سه مدل از لندن تاکسی TX4 از قبل فروخته شده‌اند و دو مدل دیگر در اختیار شخص کان قرار می‌گیرند.


اکثر دانشمندان تصور می‌کنند که سیاهچاله یک «تکینگی» است. همه‌ی ماده از هر منبعی که جرم سیاهچاله را تامین کرده است، در یک نقطه فشرده می‌شود که چگالی بی‌نهایت دارد. اگر قرار بود در یک سیاه چاله سقوط کنید، در ابتدا شما توسط «نیروهای کشندی» کشیده و سپس تا حد هیچ شدن، خرد و فشرده می‌شدید و سرانجام ماده‌ی شما به «افق رویداد» سیاه‌چاله افزوده می‌‌شد. در آخر شما به عنوان «تابش هاوکینگ» در فضا منتشر می‌شدید. محاسبات استیون هاوکینگ، نشان داده است که سیاه‌چاله‌ها از خود فوتون ساطع می‌کنند.

با انجام این کار سیاهچاله جرم از دست می‌دهد زیرا براساس معادله‌‌ی معروف اینشتین E=mc2، انرژی و جرم برابرند. سیاهچاله‌ها درنهایت تبخیر می‌شوند اما برای اتمام این روند باید زمان بسیار طولانی منتظر شوید. یک سیاه‌چاله با جرم خورشید، که با استانداردهای کیهانی کوچک محسوب می‌شود، حدود ۸۷ به توان ۱۰ سال طول می‌کشد تا تبخیر و به اشعه‌ی گاما تبدیل شود. در جامعه‌ی علمی هنوز بر سر سرعت تبخیر سیاه‌چاله اتفاق نظر وجود دارد، زیرا اشعه‌ی هاوکینگ هیچ اطلاعاتی در مورد میزان اولیه ماده موجود در سیاه‌چاله، ارائه نمی‌کند، اما واقعیت ساطع شدن به شکل اشعه هنوز هم چندان جالب نیست.

یک سیاه‌چاله با جرم خورشید، حدود ۸۷ به توان ۱۰ سال طول می‌کشد تا تبخیر شود

در نقاط دورتر از سیاهچاله، آثار گرانشی آن مانند هر جسم معمولی، هم‌جرم آن است. هرگاه ستاره‌ای برمبد و به سیاهچاله تبدیل شود، بر مدار سیاره‌ها اثری نمی‌گذارد اما در نزدیکی سیاهچاله، تغییرها در اجرام، حیرت‌انگیز است. به‌محض ورود به سیاه‌چاله، ممکن است واقعیت به دو صورت اتفاق بیفتد. در حالت اول فورا می‌سوزید و به خاکستر تبدیل می‌شوید و در حالت دیگر بدون هیچ صدمه‌ای وارد سیاه‌چاله می‌شوید. سیاه‌چاله جایی است که قوانین فیزیکی شناخته شده در آن از کار می‌افتند. اینشتین در تئوری نسبیت عام به ما آموخت که گرانش، فضا- زمان را تاب می‌دهد و آن را خمیده می‌کند. ستاره‌های سنگینی که سوختشان تمام شده است می‌توانند چنین چگالی را فراهم کنند تا چنین چاله‌هایی خلق شوند. میدان گرانشی آن به‌قدر قوی می‌شود که دیگر نور هم نمی‌تواند از آن بگریزد و منطقه‌ای کاملا تاریک را ایجاد می‌کند.

ابر ماژلانی بزرگ / Large Magellanic Cloud

نیروی گرانش، نزدیک یک سیاهچاله بسیار قوی است چرا که همه‌ی ذرات سیاهچاله در یک نقطه در مرکز آن متمرکز شده‌اند. فیزیک‌دانان به این نقطه، نقطه تمرکز (singularity) می‌گویند و بر این باورند که اندازه‌ی آن از هسته یک اتم نیز کوچک‌تر است. به سطح یک سیاهچاله افق رویداد می‌‌گویند؛ این سطح یک سطح معمولی قابل دیدن یا لمس کردن نیست. در افق رویداد، کشش نیروی گرانش بی‌نهایت قدرتمند است. یک شی در این منطقه تنها برای لحظه‌ای می‌تواند حضور داشته باشد و سپس در ذرات نور غرق می‌شود و فرو می‌رود.

مقاله‌های مرتبط:

ستاره‌شناسان برای تعیین اندازه‌ی یک سیاهچاله، شعاع افق رویداد را اندازه می‌گیرند. شعاع یک سیاهچاله بر حسب کیلومتر برابر است با سه برابر جرم خورشیدی اجرام موجود در سیاهچاله؛ جرم خورشید برابر است با یک جرم خورشیدی. هیچ سیاهچاله‌ای به‌طور دقیق هنوز کشف نشده است. انحنای شدید موج نور و کند شدن بیش از حد زمان می‌توانند دو نمونه از آثار وجود یک سیاهچاله باشند. اما ستاره شناسان اجرام فشرده‌ای را یافته‌‌اند که با کمی تردید می‌توان آنها را سیاهچاله فرض نمود.

انواع سیاهچاله‌ها از نظر جرم

سیاهچاله / black hole

سیاهچاله‌های ستاره‌ای

وقتی یک ستاره به سال‌های پایانی عمر خود می‌رسد و در حال سوزاندن ذخایر پایانی سوخت خود است و عمدتا سرنوشتی جز درون‌ریزی گرانشی نخواهد داشت، هسته‌ی ستاره‌های کوچک که جرمی بیش از سه برابر جرم خورشید دارند، در پایان عمر بستری برای تشکیل یک «ستاره‌ی نوترونی» و یا یک «کوتوله‌ی سفید» خواهند شد، اما وقتی درون‌ریزی گرانشی در پایان عمر یک ستاره‌ بزرگ‌تر رخ دهد، سرانجام به یک سیاهچاله‌ی ستاره‌ای تبدیل می‌شود. این سیاهچاله‌ها از «رمبش گرانشی» ستاره‌های بزرگ شکل می‌گیرند. جرم اینگونه از سیاهچاله‌ها بین سه تا چند ده برابر خورشید است.

سیاهچاله‌های کلان‌جرم

یک سیاهچاله کلان‌جرم میلیون‌ها و یا حتی میلیاردها بار جرم بیشتری نسبت به خورشید دارد، اما مورد حیرت‌انگیز این است که شعاع آن تقریبا با شعاع ستاره‌ی میزبان سیاره ما برابری می‌کند. گفته می‌شود که سیاهچاله‌ها تقریبا در مرکز هر کهکشانی، همانند کهکشان راه شیری ما، قرار گرفته باشند. دانشمندان از چگونگی تولد سیاهچاله‌های عظیم اطمینان ندارند. یکی از فرضیه‌ها این است که آنها با جمع‌آوری غبار و گاز‌های کیهانی که در مرکز کهکشان‌ها به‌وفور یافت می‌شوند، موفق شده‌اند تا چنین اندازه‌های عظیمی رشد کنند. سیاهچاله‌های کلان جرم در واقع جرمی تا میلیاردها برابر خورشید ما دارند و در مرکز بیشتر کهکشان‌ها وجود دارند.

یک سیاهچاله‌‌ی کلان‌جرم، میلیاردها بار بیشتر از خورشید جرم دارد، اما شعا‌عشان تقریبا برابر است

برای مثال در مرکز کهکشان راه شیری، در فاصله ۲۷۰۰۰ سال نوری یک سیاهچاله‌ی کلان‌جرم وجود دارد یا در مرکز کهکشان آندرومدا، که ۲٫۵ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد، سیاهچاله‌ای بزرگ‌تر از سیاهچاله‌ی کهکشان ما وجود دارد. همچنین ممکن است سیاهچاله‌های کلان‌جرم در نتیجه‌ی ادغام صدها و شاید هزاران سیاهچاله کوچک شکل گرفته‌ باشند. ابرهای گازی بزرگ نیز به نوبه‌ی خود می‌توانند در چنین برخورد‌هایی میان کهکشان‌های کوچک و تسریع افزایش جرم کلان‌جرم‌ها، سهم زیادی داشته باشند. عامل سوم در پیدایش سیاهچاله‌های کلان‌جرم می‌تواند درون‌ریزی یک خوشه‌ی ستاره‌ای باشد، به عبارت دیگر دسته‌ای از ستاره‌ها که زمان تولد یکسانی داشته‌اند، همزمان با یکدیگر فرو می‌ریزند.

سیاهچاله‌های جرم متوسط

دانشمندان مدت‌ها پیش سیاهچاله‌ها را تنها در دو نوع بزرگ و کوچک دسته‌بندی می‌کردند. اما یافته‌های اخیر نشان می‌دهد که امکان وجود سیاهچاله‌هایی با اندازه متوسط و بسیار کوچک، نیز وجود دارد. چنین اجرامی می‌توانند هنگام تصادم بین خوشه‌های ستاره‌ای و در طول یک سری واکنش‌های زنجیره‌ای تشکیل شوند. تعداد زیادی از این سیاهچاله‌ها در یک ناحیه مشخص می‌توانند در مرکز کهکشان با یکدیگر ادغام شوند و یک سیاهچاله کلان‌جرم را پدید آورند. در واقع شکاف بین سیاهچاله‌های معمولی و سیاهچاله‌های کلان‌جرم، اخترشناسان را وادار به جست‌و‌جوی سیاهچاله‌هایی تا صدها هزار برابر خورشید ما کرد. یکی از راه‌های مشاهده‌ی آنها یافتن منابع اشعه با شدت زیاد است. منابع فوق درخشان پرتو ایکس در کهکشان‌های نزدیک ممکن است، سیاهچاله‌ی جرم متوسطی باشد.

مقاله‌های مرتبط:

ریز سیاهچاله‌ها

این اجرام سیاهچاله‌های بسیار کوچکی هستند. جرم آنها به‌قدری کم است که در اثرات مکانیک کوانتومی اهمیت زیادی پیدا می‌کند و از این رو به‌نام سیاهچاله‌های مکانیک کوانتومی نیز شناخته می‌شوند. محاسبات هاوکینگ بر این اساس است که هر چه سیاهچاله کوچک‌تر باشد سرعت تبخیر آن بیشتر می‌‌شود و در نهایت منفجر می‌شوند؛ یعنی سیاهچاله‌ها در پایان عمر خود تبخیر می‌شوند.

انواع سیاهچاله‌ها از نظر چرخش و بار

کارکره / ergosphere

بر پایه‌ی نظریات اخترشناختی اگر یک سیاه‌چاله حرکت مداری داشته باشد، آغاز به کشیدن فضا-زمان به دور افق رویداد می‌کند. این گردش فضا به دور افق رویداد را کارکره (ergosphere) گویند و شکل بیضوی دارد. در کارکره اجسام می‌توانند وجود داشت ه‌باشند و به‌ درون سیاه‌چاله سقوط نکنند چرا که این کره بیرون از افق رویداد قرار دارد.

سیاهچاله‌ها از نظر بار یا دارای بار هستند (Q≠۰) و یا دارای بار نیستند (Q = 0). از نظر تکانه‌ی زاویه‌ای که چرخش سیاهچاله را مشخص می‌کنند یا چرخان‌اند (J>0) و یا دارای چرخش نیستند (J=0). کارل شوارتزشیلد (Karl Schwarzschild) کسی بود که چند ماه بعد از فرمول‌بندی نسبیت عام اینشتین و انتشار آن، اولین راه‌حل دقیق را برای میدان‌های گرانشی پیدا کرد و نشان داد که سیاهچاله‌ها به‌صورت تئوری می‌توانند وجود داشته باشند. به همین علت راه‌حل مربوط به سیاهچاله‌ی بدون بار و چرخش را به افتخار وی نامیدند. «سیاهچاله‌های چرخان» یکی از راه‌حل‌های «معادله‌ی میدان اینشتین» است. دو راه‌حل دقیق و شناخته شده وجود دارد، راه‌حل کر و کر‌-نیومن که نماینده‌ی دو نوع سیاهچاله‌ی چرخان هستند.

مقاله‌های مرتبط:

رایسنر-نوردستروم (Reissner–Nordström metric) یک راه‌حل ایستا برای معادله‌ی میدان‌های اینشتین است که با میدان گرانشی غیر چرخنده‌ی باردار، متناظر است. سیاهچاله‌های چرخان نه‌تنها وجود دارند بلکه فیزیک‌دانان معتقدند تقریبا همه‌ی سیاهچاله‌ها دارای چرخش‌اند چراکه ستاره‌ای که در حال فروپاشی گرانشی است، چرخان است. ولی وجود سیاهچاله‌های باردار دور از ذهن است: دافعه‌ی الکتریکی که مانع فشرده شدن می‌شود بارش بیشتر از جاذبه گرانشی است و این مشکل جدی برای ایجاد سیاهچاله‌ی باردار می‌شود. 

لایه‌های سیاهچاله

آناتومی سیاهچاله / black hole anatomy

افق رویداد هر سیاهچاله، مرزی است در اطراف دهانه‌ی سیاهچاله که پرتو‌های نور امکان گریز ندارند و ناچار هستند به سمت مرکز آن حرکت کنند. هنگامی که یک ذره از افق رویداد گذر کند، امکان ترک این ناحیه را نخواهد داشت؛ چرا که در سراسر ناحیه، افق رویداد نیروی گرانش ثابت است. از ناحیه‌ی درونی سیاهچاله، جایی که بخش عمده‌ی جرم‌ آن وجود دارد، با نام تکینگی یاد می‌شود. نقطه‌ای مجرد در فضا-زمان که جرم سیاهچاله در آن متمرکز شده است. براساس قوانین فیزیک «مکانیک کلاسیک»، هیچ چیز نمی‌تواند از دام سیاهچاله‌ها خارج شود، اما وقتی پای «مکانیک کوانتوم» به این قضیه باز می‌شود، همه چیز تغییر می‌کند.

براساس مکانیک کوانتوم، برای هر ذره یک پادذره تعریف می‌شود؛ پادذره، خود ذره‌ای است که جرم برابر و بارالکتریکی مخالف با ذره‌ی متناظرش دارد. وقتی این دو به هم می‌رسند، مجموعه‌ای خنثی را به‌وجود می‌آورند. اگر یک مجموعه ذره-پادذره به افق رویداد یک سیاهچاله برسند، این امکان وجود دارد که یکی به درون سیاهچاله جذب و دیگری به بیرون رانده شود. نتیجه این می‌شود که افق رویداد سیاهچاله کاهش پیدا می‌کند و سیاهچاله رو به تجزیه شدن می‌رود. حال آنکه چنین فرآیندی در «فیزیک کلاسیک» پذیرفته نیست.

محاسبه‌ی جرم سیاه‌چاله‌ها

افق رویداد سیاهچاله / event horizon black hole

همه‌ی ما می‌دانیم که جرم سیاهچاله‌ها خیلی زیاد است اما اندازه‌گیری دقیق این جرم اهمیت زیادی دارد و دانشمندان زیادی به‌دنبال یافتن روشی برای محاسبه جرم سیاهچاله‌ها هستند. ظاهرا دست‌یابی به یک روش یا فرمول ثابت برای اندازه‌گیری جرم سیاهچاله‌ها ممکن نیست و به همین خاطر دانشمندان سیاهچاله‌ها را به‌صورت جداگانه بررسی می‌کنند. یک گروه پژوهشی سیاهچاله‌ی عظیمی را که در مرکز کهکشانی به‌نام “NGC 1097” قرار دارد، انتخاب کرده‌اند و موفق به اندازه‌گیری جرم آن شده‌اند.

جرم این سیاهچاله عظیم ۱۴۰ میلیون برابر جرم خورشید است. این سیاهچاله بزرگترین سیاهچاله‌ای نیست که در کیهان وجود دارد. این اندازه‌‌گیری براساس داده‌هایی جمع‌آوری‌شده توسط «پروژه‌ی آرایه میلیمتری بزرگ آتاکاما یا آلما»، انجام شد. روش‌های مختلفی برای اندازه‌گیری جرم یک سیاهچاله عظیم پیشنهاد شده است اما بیشتر این تکنیک‌ها پیچیده هستند. روشی که برای محاسبه‌ی جرم یک سیاهچاله‌ی عظیم در مرکز کهکشان بیضوی به‌کار می‌‌رود برای محاسبه‌ی جرم سیاهچاله‌ای که در مرکز یک کهکشان مارپیچی قرار دارد، کارایی ندارد. کهکشان NGC 1097 یک کهکشان مارپیچی–میله‌ای است و دانشمندان باید برای اندازه‌گیری جرم سیاهچاله آن از تکنیک خاصی استفاده می‌کردند.

بهترین گزینه برای پیش‌بینی جرم سیاهچاله‌ها، استفاده از داده‌های گازهای مولکولی است

تیم پژوهشی برای محاسبه جرم سیاهچاله، از حرکت‌شناسی گازهای مولکولی ناحیه مرکزی کهکشان که سیاهچاله را احاطه کرده‌اند، استفاده کرد. استفاده از داده‌های حرکت گازهای مولکولی مزیت‌های مهمی نسبت به استفاده از داده‌های گازهای یونیزه و ستاره‌ها دارد. حرکت تمام این گازها تحت تاثیر گرانش سیاهچاله‌های عظیم قرار دارد اما نیروهای دیگری هم منابع محیطی را منحرف می‌کنند. گازهای مولکولی کمتر از سایر گازها تحت تاثیر منابع منحرف‌کننده قرار دارند بنابراین حرکت آنها بیشتر ناشی از کشش گرانشی خود سیاهچاله است. همین ویژگی گازهای مولکولی را بهترین گزینه برای پیش‌بینی جرم سیاهچاله‌های عظیم می‌کند.

همگرایی گرانشی

همگرایی گرانشی / Gravitational lens

تغییر شکل فضا-زمان در اطراف یک جسم سنگین سبب می‌شود که پرتوهای نور شبیه به آنچه که در یک عدسی نوری رخ می‌دهد، همگرا شوند. این پدیده به نام «همگرایی گرانشی» خوانده می‌شود. مشاهده‌هایی از یک همگرایی گرانشی بسیار ضعیف صورت گرفته‌ است که فوتون‌ها را تنها به‌اندازه‌ی چند «ثانیه قوسی» خم می‌کند. هرچند که این پدیده هرگز مستقیما برای یک سیاهچاله مشاهده نشده‌ است. یک راه ممکن برای مشاهده‌ی همگرایی گرانشی توسط یک سیاهچاله می‌تواند مشاهده‌ی ستاره‌ها در مدار پیرامون سیاهچاله باشد میکرولنزینگ یکی از اثرات متعددی است که در زمان عبور یک جسم بزرگ از جلوی جسم درخشان دیگر به‌وجود می‌آید.

پیش از این حتی کهکشان‌های بزرگی را نیز دیده‌ایم که نور کهکشان‌های دیگر را منحرف می‌سازند. گاهی اوقات جسم مقابل نور منبع پشتی را چندپاره می‌کند و چهار تصویر مختلف را به‌وجود می‌آورد که به آن «صلیب اینشتین» می‌گویند (تصویر بالا). اینشتین برای نخستین بار در نظریه نسبیت عام خود از مفهومی به نام «ریزهمگرایی گرانشی» (gravitational microlensing) سخن گفت و آن را اینطور توضیح داد که نیروی گرانش می‌تواند همانند یک عدسی عمل کند و نور را منحرف سازد. اساسا اجسام کلان‌جرم مانند ستاره‌های غول‌پیکر و سیاهچاله‌ها، زمان و مکان را در اطراف خود دستخوش تغییر می‌سازند. این انحراف در فضا-زمان می‌تواند همچون یک عدسی بزرگنما (ذره‌بین) عمل کند و مسیر نور را در حین عبور از میان جهان هستی تغییر دهد.

مقاله‌های مرتبط:

ریزهمگرایی یا میکرولنزینگ نوع خاصی از این پدیده است. در این حالت، ستاره‌ای که پشت جسم کلان‌جرم دیگری حرکت می‌کند، برجسته و درخشنده‌تر از حالت عادی می‌شود. طی ۲۰ سال گذشته از این پدیده برای جستجوی سیاره‌های فراخورشیدی و ماده‌ی تاریک استفاده شده، چون در این حالت اجسام دوردست به‌صورت موقت پرنورتر می‌شوند و قابل مشاهده می‌گردند. اینشتین پیش‌بینی کرده بود اگر دو ستاره دقیقا روی یک راستا منطبق شوند، ستاره‌ی پشتی به شکل حلقه‌ای درخشان ستاره روبه‌رو را در بر خواهد گرفت. تاکنون چنین حلقه‌ی دقیقی که توسط دو ستاره‌ی خارج از منظومه‌ی شمسی تشکیل شده باشد را ندیده‌ایم و رخداد مشاهده شده توسط اخترشناسان در سال ۲۰۱۴ نزدیک‌ترین مورد به این فرضیه بوده است. از آنجا که ستاره‌ها دقیقا در یک راستا قرار نگرفته‌اند، شاهد جابه‌جایی در موقعیت ظاهری ستاره‌ی پشتی بودیم.

شکل‌گیری سیاهچاله‌ها

سیاهچاله / black hole

طبق نظریه نسبیت عام، یک سیاهچاله زمانی ایجاد می‌شود که یک ستاره‌ی سنگین سوخت هسته‌ای خود را به اتمام می‌رساند و پس از آن توسط نیروی گرانش خودش فشرده می‌شود. تا هنگامی‌ که ستاره در حال مصرف سوخت است، انرﮊی ناشی از آن تعادل ستاره را در برابر نیروی گرانش حفظ می‌کند. پس از اتمام سوخت ستاره دیگر قادر به تحمل وزن خود نیست در نتیجه مرکز ستاره دچار فروریختگی می‌شود. اگر جرم مرکز ستاره بیش از سه برابر جرم خورشید باشد، ظرف کمتر از یک ثانیه درون نقطه تمرکز فرو می‌ریزد. 

عمومی‌ترین نوع سیاه­چاله، سیاه­چاله‌های ستاره­‌ای هستند و زمانی که یک ستاره به‌اندازه‌ی کافی تحت نیروی ناشی از گرانش در خود فرو ریزش می‌کند، شکل می­‌گیرد. همه‌ی ستاره‌ها طول عمری دارند که وابسته به میزان سوختی است که برای سوزاندن در اختیار دارند. بنابراین تا زمانی که سوخت دارند، می­‌توانند در برابر خرد شدن حتمی ناشی از گرانش مقاومت کنند. اما وقتی که سوختشان به پایان برسد، گرانش غلبه می‌کند و ستاره از داخل منفجر و به یک سیاه­چاله تبدیل می­‌شود. البته اینطور نیست که تمام ستارگان فروریخته به سیاه­چاله تبدیل گردند؛ همه چیز به اندازه و جرم آنها بستگی دارد.

وقتی که سوخت یک ستاره به پایان برسد، ستاره بر اثر گرانش از داخل منفجر و به سیاه­چاله تبدیل می­‌شود

مثلا خورشید ما برای اینکه به سیاهچاله تبدیل شود، به اندازه‌ی کافی بزرگ نیست. در مورد ستاره­‌ها، زمانی که بخواهند به سیاهچاله تبدیل شوند سایز آنها اهمیت پیدا می‌­کند. سیاه­چاله­‌های ستاره­‌ای تنها یک نوع از سیاه­چاله­‌ها هستند. همچنین سیاهچاله­‌های بسیار بسیار پرجرمی مانند سیاه­چاله واقع در مرکز کهکشان ما وجود دارند. این سیاه­چاله‌ها در حدود صدها هزار تا میلیاردها برابر اجرام خورشید ما هستند، و چگونگی شکل­‌گیری آنها هنوز در حاله­‌ای از ابهام باقی مانده است و پژوهش‌ها در این مورد ادامه دارد.

تشعشع‌ها

تشعشع سیاهچاله / black hole radiation

در سال ۱۹۷۰، استیون هاوکینگ توانست وجود اشعه‌ای را که از حاشیه‌ی سیاه‌چاله‌ها ساتع می‌شود، پیش‌بینی کند. یعنی برخلاف چیزی که تصور می‎کنیم، سیاه‌چاله‌ها آن‌قدرها هم خاموش نیستند. این تئوری، در زمان خود تنها جالب تلقی می‌شد و هیچ‌گونه شواهدی مبنی بر وجود چنین تابش‌هایی در دسترس نبود. امروزه فیزیکدانان می‌گویند که شاید در زمان مناسبی به دنبال این تابش‌ها نبوده‌ایم. به نظر می‌رسد در صورتی که پس از برخورد و ادغام دو سیاه‌چاله، آنان را بررسی کنیم می‌توان به وجود این تشعشعات پی برد.

تابش‌های هاوکینگ پیامدی طبیعی از انفجار خلا موجود است که در لبه‌های شکاف‌های بسیار عمیق یافت می‌شود. انرژی یک مکنده‌ی کیهانی عظیم مطلقا صفر نیست. ذرات می‌توانند در نتیجه‌ی ادغام این دو فضای تهی به‌وجود آیند و به یکدیگر بپیوندند. بلافاصله پس از این رخداد، با همان سرعتی که به وجود آمده‌اند، نیز از میان بروند. در لبه‌ی سیاه‌چاله، در صورتی که یکی از دو ذره، راه خود را به آن‌سوی سیاه‌چاله بیابند، ممکن است جفت خود را رها کند و در فضا رها شود. همان‌طور که انتظار داریم، نتیجه‌ی این رخداد نور خیره‌‌کنند‌ای نیست. با توجه به قرار گرفتن تحت جاذبه‌ی بسیار قوی، ممکن است انرژی این ذرات نادر به طول‌ موج‌های بلند که برای چشم انسانی قابل دیدن نیستند، کشیده شود؛ بنابراین پیدا کردن آنان بسیار دشوار است.

مقاله‌های مرتبط:

همه‌ی این عوامل سبب می‌شد که تابش هاوکینگ به یکی دیگر از تئوری‌های خوب در علم تبدیل شود. تیمی از پژوهشگران استرالیایی و کانادایی درصدد کشف راهی برای شناسایی سیگنال‌های فرضی این تشعشع‌ها برآمدند. قبل از ادغام دو سیاهچاله، آنان انرژی فراوانی را در قالب امواج گرانشی آزاد می‌کنند. شاید از خود بپرسید مقدار این انرژی چقدر است؟ تمام نوری که از هر ستاره‌ی موجود در کیهان آزاد می‌شود را در نظر بگیرید، سپس آن را ده برابر کنید. این مقدار، برای تولید فوتون‌ها از «نیستی» چندان هم عجیب نیست.

سیاهچاله دوتایی / binar black hole

برداشتی هنری از یک منظومه‌ی دوتایی با یک قرص برافزایشی که از ماده‌ی ستاره‌ی ندیم تغذیه می‌شود.

با این حال، این تابش چندان هم خیره‌کننده نیست. اما ماهیت گرانشی آنان سبب مقاومت بهترشان نسبت به صدا می‌شود. متاسفانه، ریاضیات به‌کار رفته در نسبیت عام، در اینجا چندان مفید نیست. بنابراین پژوهشگران ناچار به استفاده از راه‌های ساده‌تری برای محاسبات مربوط به ادغام سیاه‌چاله‌ها شدند. همچنین، این حلقه در اطراف سیاه‌چاله در مدت بسیار کوتاهی، در حد چند میلی‌ثانیه، ظاهر می‌شود و در صورتی که خوش‌شانس باشیم، چند ذره در این مدت کوتاه قادر به بیرون جهیدن هستند. وقتی که ماده‌ها درون سیاهچاله می‌افتند، یک ستاره همراه را به‌وجود می‌آورند، گرمای جسم بالا می‌رود، به میلیون‌ها درجه کلوین می‌رسد و شتاب می‌گیرد.

سیاهچاله‌ها به‌علت کشش گرانشی قوی اجازه‌ی خروج نور را نمی‌دهند 

ماده‌ی بسیار داغ اشعه‌ی ایکس از خود به بیرون ساطع می‌کند که آن را می‌توان اندازه گرفت. ستاره “Cygnus X-1” یک منبع قوی اشعه ایکس و کاندید خوبی برای تبدیل شدن به یک سیاهچاله نیز هست. امواج خورشیدی از ستاره‌ی همراه به‌‌نام “HDE 226868“، اجسام بسیاری را وارد دیسک چرخان سیاهچاله می‌کند. به‌محض اینکه مواد وارد سیاهچاله شوند، تابش اشعه ایکس آغاز می‌شود. علاوه‌بر اشعه ایکس، سیاهچاله‌ها می‌توانند موادی را با سرعت بالا پرتاب کنند و فواره‌های اخترفیزیکی را شکل دهند. بسیاری از کهکشان‌ها با چنین اجرامی دیده شده‌اند. در حال حاضر باور بر این است که کهکشان‌های یاد شده، سیاهچاله‌‌های عظیمی در مرکز خود دارند. 

درخشان‌ترین سیاه چاله

اگرچه همانطور که از نامشان بر می‌آید سیاهچاله‌ها به علت کشش گرانشی قوی اجازه‌ی خروج نور را نمی‌دهند و در نتیجه مستقیما دیده نمی‌شوند، اما بعضی از سیاهچاله‌ها قلب «اختروش» یا کوازار را تشکیل می‌دهند؛ نورانی‌ترین، قدرتمندترین و پرانرژی‌ترین شگفتی جهان. پس از آنکه سیاه‌چاله‌ای در مرکز یک کهکشان مقادیر زیادی از گاز و غبار اطراف را به درون خود می‌کشد مقدار عظیمی از انرژی آن‌ها می‌تواند فوران کند و اختروش را تشکیل دهد. پیش از این از اختروش به‌عنوان یکی از عجیب‌ترین رازهای فضا نام برده بودیم، درخشان‌ترین اختروشی که توانسته‌ایم در محدوده‌ی قابل مشاهده ببینیم “3C 273” نامیده می‌شود که حدود ۳ میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد.

سیاهچاله‌های چرخان

سیاهچاله چرخان / Rotating black hole

این نوع سیاه‌چاله‌ها با جواب شوارتزشیلد، که از حل معادلات میدان اینشتین به‌دست می‌آید، توصیف می‌شوند. ولی این نوع سیاه‌چاله‌ها تنها یک حالت ایده‌ال و فرضی هستند؛ یک سیاه‌چاله‌ی واقعی چرخش نیز دارد. ما می‌دانیم ستارگان، درست مانند زمین، به دور محور خودشان می‌چرخند. بنابراین هنگامی که سقوط می‌کنند سرعت چرخش آنها حتی بیشتر هم می‌شود. کمیت مهمی در فیزیک وجود دارد که به آن اندازه «حرکت زاویه‌ای» گفته می‌شود و تمام اجسامی که می‌چرخند دارای چنین ویژگی هستند.

این کمیت به این دلیل مهم است که مانند انرژی، از آن نوع کمیت‌هایی است که گفته می‌شود پایسته هستند؛ یعنی اگر جسم چرخنده تحت تاثیر هیچ نیروی خارجی قرار نگیرد، این کمیت باید ثابت بماند. اندازه حرکت زاویه‌ای به جرم جسم، سرعت چرخش و شکل آن بستگی دارد. یک اسکیت‌باز یخی را درحالتی که دست‌هایش را باز می‌کند و روی یخ می‌چرخد تجسم کنید. همانطور که او دست‌هایش را به سمت بدنش می‌برد و آنها را جمع می‌کند سرعت چرخش او بیشتر می‌شود. دلیل امر این است که اندازه حرکت زاویه‌ای او باید حین گردش ثابت بماند (البته اگر از اصطکاک کفش‌های او با یخ صرف نظر کنیم). او با تغییر وضعیت دست‌هایش شکل کلی خود را تغییر می‌دهد و اگر تنها همین کار را انجام دهد اندازه‌ی حرکت زاویه‌ای او کاهش می‌یابد.

مقاله‌های مرتبط:

ولی درعوض او برای جبران این کاهش مجبور است سرعت چرخش خود را افزایش دهد، تا از این طریق اندازه‌ی حرکت زاویه‌ای او مانند قبل باشد. این افزایش سرعت چرخش چیزی نیست که او به دلخواه خودش آن را انجام دهد؛ بلکه این افزایش به‌طور طبیعی و خودکار اتفاق می‌افتد. آیا واقعا قوانین فیزیک باهوش نیستند؟ یک ستاره‌ی درحال سقوط نیز به همین طریق رفتار می‌کند؛ کاهش حجمی که به‌واسطه‌ی سقوط آن حاصل شده است، با چرخش تندتر آن جبران می‌شود تا اندازه حرکت زاویه‌ای آن تغییر نکند. به‌همین دلیل است که «تپ‌اخترها» اینقدر تند می‌چرخند.

تکینگی سیاهچاله 

نسبیت عام

رمز و رازهایی که فیزیک تکینگی سیاه­چاله را فراگرفته است، به یک سری حدس و گمان‌های بسیار در مورد اینکه چه چیزی آنجا رخ می‌دهد، منجر می­‌شود. جالب توجه است که سیاه­چاله­‌ها تنها مکان‌هایی نیستند که تکینگی، جایی که گرانش به یک نقطه‌ی نامتناهی دست می‌یابد، در آنها یافت می‌­شود. این اعتقاد وجود دارد که خود بیگ‌بنگ از یک تکینگی آغاز شده است. این ارتباط رایج بین بیگ‌بنگ و سیاه­چاله­‌ها به یک سری تئوری‌­های گستاخانه و هراس‌­انگیز منجر شده است؛ مانند ایده‌ای که می­‌گوید سیاه­چاله‌ها می‌توانند دروازه‌ی ورود به «جهان‌های موازی» دیگر باشند.

برخی از دانشمندان پیشنهاد کرده‌­اند که جهان ما ممکن است از درون سیاه­چاله­‌ای مربوط به یک جهان بزرگ‌تر شکل گرفته باشد. از آنجایی که امکان نجات از سفر به تکینگی یک سیاهچاله وجود ندارد، بنابراین ما در جهان خودمان یک‌طرفه گیر افتاده‌­ایم، یا شاید رویداد دیگری در جریان باشد. اکتشافات اخیر در مورد امواج گرانشی حاصل از سیاه‌چاله‌ها و ادغام ستاره‌های نوترونی، در عصر جدید علم نجوم آغاز شده است. فرض بر این است که تشکیل سیاه‌چاله‌ها به‌دنبال تشکیل ستاره‌ها بوده است. پژوهشگران نرخی را که در آن برخورد سیاه‌چاله‌ها باید با انتقال‌های سرخ (جابه‌جایی خطوط طیفی به سمت طول موج‌های بزرگتر) بزرگ نمایان شود، محاسبه کرده‌اند.

هنوز معلوم نیست تشکیل سیاه‌چاله‌ها به‌دنبال تشکیل ستاره‌ها بوده است یا قبل از آنها شکل گرفته‌اند

آنها متوجه شدند که فراتر از انتقال سرخی در حدود ۴۰، جایی که اشیا مشاهده شده است در حدود ۶۵ میلیون سال پس از بیگ‌بنگ تشکیل شده‌اند. نرخ برخورد‌ها باید به کمتر از یک برخورد در سال کاهش یابد. این دوره باید در دسترس نسل بعدی رصدخانه‌های امواج گرانشی باشد. اگر ابزار‌های موجود دریابند که در این دوره، سیاه‌چاله‌ها بیش از یک بار در سال به‌هم برخورد داشته‌اند، به این معنی است که حداقل برخی از سیاه‌چاله‌ها قبل از وجود ستارگان تشکیل شده‌اند. آن‌ها یا بقایای اولیه از جهان تازه متولد شده هستند یا فرآورده‌هایی از مناطقی که به‌طور غیر عادی چگالند، که نسبت به نتایج پیش‌بینی شده‌ی مدل‌های فعلی مرسوم‌ترند. یافتن شواهدی برای سیاه‌چاله‌های بسیار کهن می‌تواند ماهیت ماده تاریک یا منشا ساختار کیهانی در جهان اولیه را روشن کند.

بزرگ‌ترین و کوچک‌ترین سیاهچاله

سیاهچاله / black hole

کوچکترین سیاه‌چاله‌ی کشف شده تا به امروز ممکن است کمتر از سه برابر خورشید ما جرم داشته باشد. این هیولا که به “IGR J17091-3624” نامگذاری شده است کمترین جرم تئوریکی را که برای به وجود آمدن یک سیاه‌چاله‌ی با ثبات نیاز است، در خود جای داده است. اما مسئولیت سیاهچاله‌ها فقط خوردن مواد اطراف خود نیست بلکه گاهی آن‌ها توده‌هایی از باد و گاز را با سرعت زیاد به بیرون از کهکشان شلیک می‌کنند و بدین وسیله گازهای میان کهکشانی را به اطراف کهکشان می‌فرستند و ستاره‌هایی جدید ایجاد می‌کنند.

سیاهچاله‌ای به این کوچکی می‌تواند بادهایی با سرعت ۳۲ میلیون کیلومتر در ساعت از خود خارج کند که بیشتر از ۱۰ برابر سرعت بادهای خروجی است که توانسته‌ایم از سیاه‌چاله‌ای با جرم ستاره‌ای ثبت کنیم. تقریبا در مرکز تمام کهکشان‌ها سیاهچاله‌ای عظیم با جرمی از میلیون‌ها تا میلیاردها برابر خورشید ما قرار گرفته است. به‌تازگی دانشمندان دو عدد از بزرگترین سیاهچاله‌های جهان را در دو کهکشان مجاور کشف کرده‌اند. یکی از این کهکشان‌ها به نام “NGC 3842“درخشان‌ترین کهکشان در «خوشه‌ی لئو» است که نزدیک به ۳۲۰ میلیون سال نوری از ما فاصله دارد. در مرکز این کهکشان سیاهچاله‌ای با ۹.۷ میلیارد برابر جرم خورشید قرار گرفته است.

کوچکترین سیاه‌چاله‌ی کشف شده تا به امروز ممکن است کمتر از سه برابر خورشید ما جرم داشته باشد

اما در سوی دیگر ما و در مرکز کهکشان “NGC4889″ سیاهچاله‌ای با جرمی بیشتر از سیاهچاله‌ی قبلی قرار گرفته است. این کهکشان درخشان‌ترین کهکشان «خوشه‌ی کما» است که در فاصله‌ی ۳۳۵ میلیون سال نوری از ما قرار دارد. محدوده‌ی گرانشی یا افق رویداد این سیاهچاله‌ها حدود پنج برابر فاصله‌ی خورشید از پلوتون است یعنی اگر نور یا هر چیز دیگر از فاصله‌ای به‌اندازه‌ی پنج برابر فاصله‌ی خورشید تا پلوتون به این سیاهچاله نزدیک شود در دام جاذبه‌ی آن اسیر خواهد شد. برای مقایسه بد نیست بدانید سیاهچاله‌ای که در مرکز کهکشان راه شیری قرار گرفته، جرمی ۲۵۰۰ برابر کمتر از این سیاهچاله‌ها دارد و افق رویداد آن فقط یک پنجم مدار عطارد است.

سیاهچاله‌های کهکشانی 

سیاهچاله / black hole

اغلب ستاره‌شناسان بر این باورند که کهکشان راه شیری، شامل میلیون‌ها سیاهچاله است. دانشمندان تعدادی از آنها را در راه شیری پیدا کرده‌اند. این اجرام در ستاره‌های دوتایی که اشعه ایکس صادر می‌کنند، هستند. یک «ستاره‌ی دوتایی»، یک جفت ستاره‌اند که دور یکدیگر می‌چرخند. در یک ستاره دوتایی که شامل یک سیاهچاله و یک ستاره معمولی است، ستاره در فاصله نزدیکی از سیاهچاله در گردش است. در نتیجه، سیاهچاله گازهای ستاره را به‌شدت به درون خود فرو می‌برد. سایش و اصطکاک اتم‌های موجود در این گازها در منطقه افق رویداد دمای گازها را به چندین میلیون درجه می‌رساند.

مقاله‌های مرتبط:

به دنبال آن، انرﮊی به صورت اشعه ایکس از این گازها متشعشع می‌شود. ستاره‌شناسان این تشعشع‌ها را با استفاده از تلسکوپ اشعه ایکس تشخیص می‌دهند. ستاره‌شناسان براساس دو دلیل می‌پذیرند که یک ستاره دوتایی شامل سیاهچاله می‌شود: ۱. هر دوتایی که یک منبع شدید و متغیر از اشعه ایکس است. وجود این اشعه‌ها اثبات‌کننده وجود یک ستاره فشرده است. این ستاره‌ی فشرده ممکن است یک سیاهچاله و یا جرمی با فشردگی کمتر یعنی «ستاره نوترونی» باشد. ۲. یک ستاره مرئی با چنان سرعتی در مدار خود در گردش است که تنها یک جرم با سه برابر جرم خورشید ممکن است عامل این سرعت باشد. 

تعداد سیاهچاله‌ها

به سختی می‌توان گفت، اما کشفیات اخیر نشان می‌دهند که این تعداد می­‌تواند بیشتر از چیزی باشد که قبلا تصور می‌شد. برای نمونه، دانشمندان سیاهچاله‌های پنهانی را ردیابی کرده‌اند که به‌صورت غیرعادی خاموش هستند، همین موضوع تعیین مکان این نوع سیاهچاله را دشوار می­‌سازد. به‌گفته‌ی پژوهشگران احتمالا بیش از ۱۰۰ میلیون سیاهچاله‌ی ستاره‌ای فقط در کهکشان ما وجود دارد، البته با در نظر گرفتن تعداد سیاه­چاله­‌های خاموش و نهان. سیاه­چاله‌های کلان‌جرم (ابرسیاه­چاله­‌ها) کمیاب‌تر هستند، ولی دلیلی وجود دارد که معتقد باشیم آنها نیز می‌­توانند بسیار پرتعدادتر از چیزی باشند که پیش از این باور داشته­‌ایم. مدل‌های جدید از کیهان پیشنهاد می‌­کنند که ابرسیاه­چاله­‌ها ممکن است در خوشه ‌های کهکشانی قرار داشته باشند، اگر این فرضیه درست باشد تعداد سیاهچاله‌ها را به‌طور چشمگیری افزایش می‌­دهد.


برای داشتن یک ارائه مطلوب لازم است هدف دقیقی از آن داشته‌باشید. برای تعیین این هدف به دو سوال در این مقاله پاسخ دهید. 

گاهی اوقات مشکل‌ترین بخش ارائه، فهم دقیق هدف آن است. پیش از آنکه تمرین ارائه‌ی خود را آغاز کنید، یا آن‌ را به‌خاطر بسپارید، یا حتی پیش از انتخاب جملات آغازین صحبت خود، لازم است موضوع اصلی آن‌را بدانید.

تجربیات سال‌ها مربی‌گری در حوزه‌ی سخنرانی و ارائه‌ی مطالب منجر به کشف دو آزمون مهم شده‌است. با پاسخ به این دو آزمون می‌توان میزان خوب بودن یک ارائه را سنجید:

۱. مسئله: این مساله برای هر شخصی متفاوت است. شاید فکر کردن به حل یک مشکل باشد، یا بی‌عدالتی‌ای که باید اصلاح شود. ممکن است راه حلی باشد که برای اعلام آن به دیگران صبر و قرار ندارید.

۲. برقراری ارتباط: چه موضوعی آنقدر ترسناک و شخصی است که صحبت درباره‌ی آن روی صحنه ممکن است حال شما را بد کند؟

شاید اینطور تصور شود که در جلسه ارائه برای سهام‌داران نیاز به حل هیچ مشکلی نیست یا قرار نیست ارتباطی احساسی برقرار شود، در حالی‌که نگاهی به نامه‌های وارن بافت به سهامداران نشان می‌دهد همین کارها دقیقا صورت می‌پذیرد.

در این مقاله زومیت هر دو آزمون را به‌نوبت با هم بررسی می‌کنیم.

presentation/ارائه

حل مساله

جستجو برای کشف یک ایده‌ی بزرگ را با پیدا کردن آنچه در شب شما را بیدار نگه می‌دارد، آغاز کنید. به چه دلیل باید این کار را کرد؟

چون چیزی که جلوی به‌خواب رفتن را می‌گیرد، حاکی از اتصالی عمیق به درونیات انسان است. موضوعی که شخص نسبت به آن اشتیاق فراوان دارد. چیزی که فرد می‌خواهد باشد، یا هست و برای او قدرت و تسلط ایجاد می‌کند.

تمام ارائه‌های عالی و موفق با چنین عمقی سروکار دارند.

می‌خواهیم این آزمون را برای دستیابی به بخش منطقی محتوای مورد ارائه به‌کار ببریم. آن بخشی که آریستوتل از آن تحت عنوان آرم‌ها یاد کرده‌است.

هر ارائه‌ی مطلوبی دارای یک ساختار منطقی شفاف است و برای اثبات ادعاهای خود مدارک و شواهدی را به‌کار می‌برد. این دقیقا جایی است که ذهن به‌سمت مشکلاتی که خواب را از شما ربوده‌است، هدایت می‌شود.

برقراری ارتباط قلبی

آریستوتل همچنین می‌گوید که برای یک ارائه‌ی عالی بخش دیگری نیز وجود دارد. این بخش برانگیختگی احساس و حس تالم و تاثر است. منظور آن قسمتی از سخنرانی است که مخاطب با آن ارتباط احساسی قلبی برقرار می‌کند.

چطور می‌توان اجزاء احساسی ارائه‌ی خود را به‌درستی شناخت ؟ پاسخ این است: با ترسیم واقعیتی از درون خود.

این کار ساده‌ای نیست. هر انسانی مسائل پنهان و سنگینی در بخش تاریک درون خود دارد.

البته منظور این نیست که تمام احساسات و مسائل خود را در جلسه ارائه طوری بیان کنید که افراد حاضر را به گریه بیندازید. یادتان باشد که دستمال کاغذی برای پاک کردن اشک‌های مخاطبین روی میز جلسات وجود ندارد!

presentation/ارائه

با این وجود هر سخنرانی قدرتمندی با احساسات مخاطبان خود ارتباط برقرار می‌کند. اگر سخنرانی حول محور داستان شخصی شما شکل بگیرد، (شبیه آنچه در سخنرانی‌های TED رخ می‌دهد) ارتباط عمیق احساسی ایجاد خواهد شد.

آن‌چه که مخاطبین دنبالش هستند، اعتبار و انتقادپذیری است. بنابراین اگر درباره‌ی مسائل دشوار صحبت کنید، آن‌ها این سختی را درک می‌کنند. اگر صدایتان در حین سخنرانی بگیرد، دلیلش را به‌خوبی می‌فهمند.

در سخنرانی‌های تجاری به‌طور عمومی کمتر با احساسات مخاطبین سروکار دارید. سمت منطقی سخنرانی بیشتر سنگینی می‌کند، اما این به‌آن معنا نیست که هیچ کاری با احساسات مخاطب ندارید. در همین نوع سخنرانی‌ها نیز کارهای احساسی را با اندکی تفاوت انجام می‌دهید. این شانس وجود دارد که با اندکی شوخ‌طبعی که چاشنی سخنان خود می‌کنید، شنوندگان خود را به‌سمت علاقه‌ها و نیازهایشان هدایت کنید.

در مجموع تمرکز بر آن چیزی که شما را در شب بیدار نگه می‌دارد، همیشه کافی نیست. لازم است همین موضوع را در مورد مخاطبان خود در نظر بگیرید و از آن‌ها سوال کنید. با این‌کار تشخیص نگرانی‌ها و تمایلاتی که سخنرانی‌تان را پیچیده می‌کند، کار راحت‌تری خواهد بود. 

از آنجایی که دلیل برگزاری جلسه ارائه و هدف از سخنرانی برای هر مخاطبی اهمیت ویژه‌ای دارد، باید به‌طور جزئی به آن بپردازیم.

presentation/ارائه

تا اینجا دو آزمون را با هم یاد گرفتیم. حالا بهتر است آن‌ها را در عمل به‌کار ببریم.

کلید اصلی درک دقیق هدف، فکر کردن مثل شنوندگان است. مشکل را به چه صورت مطرح می‌کنید که مخاطب آن‌را به‌درستی درک و هضم کند؟ چه سطحی از جذابیت‌های احساسی (چه مسائل سبک و چه موضوعات سنگین) برای پذیرش و فهم موضوع لازم است؟

در واقع تمام این مطالب در دو جمله خلاصه می‌شود: چرا صحبت می‌کنید؟ چرا آن‌ها گوش می‌کنند؟

یک مفهوم کلی از اینکه چه کسی هستید، به مخاطب ارائه کنید. کاری که سیمون سینک به‌خوبی در سخنرانی‌های تدکس خود و همینطور در کتاب با چرا شروع کنید انجام داده‌است. او می‌گوید:

مردم کاری را که انجام می‌دهید یا می‌سازید، نمی‌خرند. آن‌ها برای چرایی کار شما پول می‌پردازند.

شاید چرایی کار شما بسیار واضح و دانسته باشد. اما از شما خواسته باشند با دلیل و مدرک پیرامون کار خود صحبت کنید. هرچند چنین موقعیتی کمتر پیش می‌آید.

مقاله‌های مرتبط:

در بیشتر موارد ارائه‌ی محصول یا خدمات با هدف ایجاد تغییر صورت می‌گیرد. سخنران افراد را ترغیب می‌کند تا اندکی مانند او فکر کنند و نشان می‌دهد که بهترین راه حل را برای مشکلشان دارد. دقیقا همین مساله چرایی سخنرانی است. 

به‌عنوان یک سخنران از حرف‌های کلیشه‌ای مثل «دلایل متعددی وجود دارد که چرا پیشنهاد می‌کنم به توانایی‌ها توجه کنید …» استفاده نکنید. این قالب رسمی و اشتیاق سست، مخاطبین را بر سر ذوق نمی‌آورد.

در مقابل یکی از ایده‌های مهم و بزرگ خود را با قدرتمندترین زبانی که می‌توانید بیان کنید. به‌طور مثال اینطور بگویید: «امروز من اینجا هستم تا شما را متقاعد کنم که …» 

اجازه دهید هدف باعث انگیزه‌ی سخنرانی باشد و ادامه‌ی آن‌ را پیش براند.

بررسی بازی Pro Evolution Soccer 2019

  • کفش
  • سپتامبر 7, 2018
بدون دیدگاه


Pro Evolution Soccer 2019 جدید‌ترین نسخه از شبیه‌ساز فوتبال کونامی است که تلاش زیادی برای ارائه یک فوتبال عالی کرده است. همراه بررسی بازی باشید. 

سری Pro Evolution Soccer یکی از قدیمی‌ترین و محبوب‌ترین مجموعه بازی‌های فوتبال است که هر ساله، خیلی‌ها بی‌صبرانه منتظر انتشار نسخه جدید آن هستند و حال، نسخه امسال این مجموعه یعنی PES 2019 منتشر شده است. کونامی، پیش از انتشار این بازی با یک سری مشکلات در قبال آن رو‌به‌رو شد که اصلی‌ترین آن‌ها، از دست دادن لایسنس لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا بود؛ مسابقاتی که چند سالی بود به‌نوعی یک امتیاز خیلی مثبت برای بازی به‌حساب می‌آمدند. از طرف دیگر شرکت ژاپنی هم برای رفع این موارد، به سراغ لایسنس کردن چند لیگ جدید رفت و البته تلاش کرد تا با ارائه یک فوتبال عالی، بتواند این مشکل را پوشش بدهد. به هر حال، PES 2019 چند روزی است که منتشر شده و ما هم شانس تجربه آن را داشتیم و در ادامه، نگاهی به نقاط ضعف و قوت آن خواهیم داشت. اما پیش از هر چیز، پیشنهاد می‌کنم بررسی ویدیویی بازی Pro Evolution Soccer 2019 را تماشا کنید:

دانلود ویدیو از آپارات | تماشا در یوتیوب

خب اجازه بدهید بررسی بازی PES 2019 را با گیم‌پلی شروع کنیم؛ بخشی که این مجموعه، در سال‌های گذشته و پس از نسخه‌هایی نه‌چندان خوب، قدم‌های مثبتی در راستای بهبود آن برداشته است و نسخه سال پیش هم واقعا از این نظر شرایط خیلی خوبی داشت. اما خبر خوب مخصوصا برای طرفداران همیشگی این سری، اینکه PES 2019 هم این روند صعودی در زمینه گیم‌پلی را ادامه داده و فوتبال واقعا جذابی را ارائه می‌کند. دلایل زیادی در رسیدن کیفیت گیم‌پلی بازی به این سطح نقش داشته‌اند که اگر نظر من را بخواهید، اصلی‌ترین آن‌ها را غیرقابل پیش‌بینی بودن مسابقات بازی می‌دانم. بدون شک اگر شما هم طرفدار ورزش فوتبال باشید، می‌دانید که در فوتبال هیچ‌چیز قابل پیش‌بینی نیست و کم نبوده‌اند بازی‌هایی که به شکل دراماتیکی روندی کاملا غیرمنتظره پیدا کرده‌اند. خب PES 2019، این جنبه از فوتبال را به شکلی عالی بازسازی کرده است و نتیجه آن، اثری است که هر مسابقه در آن، حس و حال خاص و منحصر‌به‌فرد خودش را دارد و هیچ‌چیز در بازی، از پیش تعیین‌شده یا برنامه‌ریزی‌شده نیست و این، واقعا عالی است. 

بررسی بازی PES 2019

گیم‌پلی بازی در عین واقع‌گرایانه بودن، بسیار هم سرگرم‌کننده و جذاب است

یکی از عواملی که باعث شده تا گیم‌پلی بازی به چنین شرایطی برسد، فیزیک واقعا خوب آن است. منظورم از فیزیک، طبیعی بودن حرکات بازیکنان یا کار‌هایی مثل پاس دادن، شوت زدن، دریبل زدن و سایر موارد ریز و درشتی است که در یک بازی فوتبال رخ می‌دهند و خب PES 2019 هم تا حد خیلی زیادی آن‌ها را در طبیعی‌ترین شکل ممکن به تصویر می‌کشد. اگر مطلب نگاهی به نسخه دمو بازی را خوانده باشید، در آن از این گفتم که گاهی این واقع‌گرایی بیش از حد به ضرر بازی تمام می‌شود و برای مثال، حتی پاس‌های ساده هم به مقصد نمی‌رسند یا بازیکنان در کنترل توپ‌های خیلی معمولی هم دچار مشکل می‌شوند. اما خب این مشکل، در نسخه نهایی بازی رفع شده است و کونامی در عین ارائه تجربه‌ای واقع‌گرایانه، کاری هم نکرده که دیگر شاهد مشکلاتی آزاردهنده که به تجربه بازی هم ضربه می‌زنند باشیم. در نتیجه در PES 2019، کار‌هایی مثل شوت زدن یا پاس دادن، بسیار طبیعی هستند و کاملا شبیه به فوتبال واقعی به‌نظر می‌رسند. از طرف دیگر، سازندگان یک سری انیمیشن‌های جدید هم به بازی اضافه کرده‌اند و برای مثال، گاهی بازیکنان با یک حرکت نمایشی زیبا اقدام به کنترل توپی می‌کنند که به نظر می‌رسد در حال رد شدن از آن‌ها است یا مخصوصا مدافعین، گاهی در لحظه آخر تکل‌های جالبی می‌زنند و توپ بازیکنی را که در حال دریبل کردن آن‌ها بود، به شکلی زیبا قطع می‌کنند. البته خوشبختانه سازندگان خیلی هم در زمینه چنین حرکاتی زیاده‌روی نکرده‌اند تا باعث شود که بازی، حالتی تخیلی پیدا کند که در آن، مدام بازیکنان کار‌های نمایشی انجام می‌دهند و همه‌چیز در حد تعادل نگه داشته شده است. این ویژگی در زمینه واکنش‌های دروازه‌بان‌ها هم دیده می‌شود و در مجموع شاهد واکنش‌های خوبی از جانب آن‌ها هستیم. 

بررسی بازی PES 2019

مورد بعدی که تاثیر خیلی خوبی روی گیم‌پلی بازی گذاشته است، شبیه‌سازی درست بسیاری از بازیکنان و متمایز بودن سبک بازی آن‌ها از یکدیگر است. برای مثال، وقتی کنترل بازیکنی مثل کریستیانو رونالدو را در دست می‌گیرید، فیزیک و حرکات نزدیک به واقعیت وی را حس خواهید کرد و دوست خواهید داشت تا با سرعت به سمت دروازه حریف بروید و شوتی محکم روانه دروازه کنید. در طرف مقابل وقتی مثلا بازیکنی مثل مسی را کنترل می‌کنید، بیش‌تر ترجیح خواهید تا اقدام به دریبل‌زنی کنید و با حرکات نرم توپ را پیش ببرید که همه این‌ها، نشات‌گرفته از شبیه‌سازی دقیق سبک بازی هرکدام از این بازیکنان مشهور هستند. علاوه بر این، هوش مصنوعی هم در بازی پیشرفت خیلی خوبی داشته است و بازیکنان شما و حریف، با کم‌ترین باگ و خطایی کارشان را انجام می‌دهند و مثلا در دفاع، به‌خوبی نقاط خالی را پوشش می‌دهند یا در حمله، فرار‌هایی به‌موقع انجام می‌دهند. این‌ها در ترکیب باهم، یکی از مشکلاتی را که معمولا در نسخه‌های قدیمی‌تر سری PES وجود داشت حل کرده‌اند. در نسخه‌های قدیمی‌تر این سری، گاهی برخی پاس یا شوت‌ها، بیش از حد قوی و تاثیرگذار بودند و مثلا حتی می‌توانستید خیلی وقت‌ها با یک پس عمقی از مرکز دفاع، مهاجم‌تان را در موقعیت تک به تک با دروازه‌بان حریف قرار بدهید. اما خب در PES 2019، خبری از این نوع پاس‌ها یا شوت‌ها نیست و بازی به سمتی رفته است که شما را وادار می‌کند تا برای رسیدن به گل، تاکتیک و برنامه‌ریزی درستی داشته باشید. 

انیمیشن‌های جدید اضافه‌شده به بازی، باعث شده‌اند تا حرکات بازیکنان بیش از پیش نرم‌تر و طبیعی‌تر باشد

صبحت از تاکتیک و برنامه‌ریزی برای رسیدن به گل شد و خب باید به این مورد هم اشاره کنیم که کونامی امسال، سیستم اتخاذ دستورات تاکتیکی در بازی را دست‌خوش تغییراتی کرده است که اعمال این دستورات را ساده‌تر از همیشه می‌کنند. شما در قسمت تعیین چنیش تیم‌تان، می‌توانید دستورات تاکتیکی خاصی را برای دفاع و حمله به کلید‌های جهت کنترلر تنظیم کنید و در بازی، صرفا با زدن دو کلید، این دستورات اعمال می‌شوند و از آن مهم‌تر، اینکه هوش مصنوعی بازیکنان آنقدر خوب است که خیلی زود این دستورات را در زمین اجرا کنند و این فرصت را برای شما فراهم بیاورند تا آن چیزی را که در ذهن دارید، در زمین پیاده کنید. البته این مورد، تنها ویژگی جدید بازی از حیث گیم‌پلی نیست و مورد دیگر، اضافه شدن تعویض‌های سریع است که در پلی‌استیشن 4 با زدن قسمت راست تاچ‌پد کنترلر می‌توانید بازیکنی را که می‌خواهید بدون نیاز به رفتن به قسمت منو تعویض کنید. سیستم تعویض سریع سال پیش در فیفا معرفی شد و خب PES 2019 آن را به شکلی بهتر و کاربردی‌تر در خود جای داده است. همچنین در این بازی امکان اعمال دستورات مختلف برای دفاع یا حمله در حین ضربات کرنر و شروع مجدد هم اضافه شده است که همه این جزییات، وقتی دست به دست هم می‌دهند باعث می‌شوند تا با بازی طرف باشیم که روش‌های مختلفی را برای رسیدن به گل و دفاع کردن پیش روی شما می‌گذارد. 

بررسی بازی PES 2019

با وجود همه این ویژگی‌های مثبت، PES 2019 در زمینه گیم‌پلی عاری از مشکل هم نیست ولی خب این مشکلات، به‌شکلی نیستند که ضربه جدی به روند بازی بزنند. برای مثال برعکس حمله کردن که تقریبا حالتی بی‌نقص دارد و بازی در فاز تهاجمی آزادی‌عمل خوبی در اختیار شما قرار می‌دهد، در دفاع کردن گاهی احساس محدودیت خواهید کرد که البته بخشی از آن هم به دلیل خطا شدن خیلی از برخورد‌های فیزیکی، حتی برخورد‌های ساده است. این مساله باعث می‌شود تا همیشه در حین دفاع کردن، این ترس را داشته باشید که اگر به سمت بازیکن حریف بروید، داور به ضررتان خطا اعلام خواهد کرد. البته همان‌طور که اشاره کردم، این مشکل آنطور که باید در بازی تاثیرگذار نیست و خیلی مشکل‌ساز نمی‌شود ولی خب در مجموع، دفاع کردن در بازی به اندازه حمله کردن لذت‌بخش نیست. با این وجود در حالت کلی، PES 2019 از نظر ارائه یک فوتبال نزدیک به واقعیت و از آن مهم‌تر جذاب و سرگرم‌کننده، عالی ظاهر می‌شود و تجربه‌ای است که هر مسابقه در آن، حس و حال خاص و منحصر‌به‌فرد خودش را دارد و روند بازی، به مرور زمان تکراری و قابل پیش‌بینی نمی‌شود. به طوریکه می‌توان گفت PES 2019 از این حیث بهترین شرایط را در بین نسخه‌های اخیر مجموعه دارد. 

 

اما آیا در دوران فعلی بازی‌های ویدیویی، صرفا داشتن یک گیم‌پلی عالی، برای یک بازی فوتبال کافی است؟ راستش را بخواهید، جوابم به این سوال این است که داشتن گیم‌پلی خوب، مهم است اما کاملا کافی نیست. در حال حاضر و مخصوصا با هزینه بالای بازی‌ها، خیلی‌ها به دنبال اثری هستیم که بتوانیم برای مدت زمان طولانی از آن لذت ببریم و خب یکی از لازمه‌های چنین اثری، داشتن حالت‌های مختلف است؛ حالت‌هایی که بتوانند گیمر‌ها را برای مدت زمان طولانی‌تری سرگرم نگه دارند. خب PES 2019، در این زمینه خیلی شرایط خوبی ندارد. نه اینکه حالت‌های بازی بد باشند، بلکه حالت‌ها، بیش‌تر بدون تغییر خاص نسبت به گذشته هستند. برای مثال طرفداران قدیمی این سری، زمانی که هنوز خبری از حالت‌های آنلاین در بازی‌ها نبود، با بخش مستر لیگ بازی سرگرم می‌شدند و این بخش، هنوز هم محبوبیت بالایی دارد. اما به جز تغییراتی در سیستم نقل و انتقالات، در این حالت تغییر خاصی حاصل نشده است و بازی کردن مستر لیگ PES 2019، خیلی تفاوتی با بازی کردن مستر لیگ PES 2018 ندارد. علاوه بر این حذف شدن مسابقات لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا هم باعث شده است تا جای خالی آن‌ها هم در بازی حفظ شود و خب کونامی هم نتوانسته کار خاصی برای پوشش نبود این حالت‌ها انجام بدهد. 

حالت MyClub با وجود داشتن جذابیت‌های خاص، هنوز راه زیادی برای تبدیل شدن به تجربه‌ای کامل دارد

از طرف دیگر، این روز‌ها بخش آنلاین هم در بازی‌ها اهمیت خیلی زیادی دارد. زمانی که شما ۶۰ دلار (آن هم با این وضع دلار!) بابت یک بازی پول می‌دهید، دوست دارید تا از تمام ویژگی‌های آن نهایت استفاده را ببرید و صرفا آفلاین بازی کردن یک بازی فوتبال راضی‌کننده نخواهد بود. اما خب PES 2019، در زمینه بخش آنلاین، مشکلاتی دارد. به شخصه پس از چند روز تلاش، در نهایت هم نتوانستم آنطور که باید و شاید تجربه آنلاین روانی در بازی داشته باشم و مشکلات قطع شدن سرور‌ها یا کلا عدم اتصال مواردی بودند که مدام در حال دست و پنجه نرم کردن با آن‌ها بودم. متاسفانه به‌نظر می‌رسد که این مشکل، حالتی کلی هم دارد و طبق نظرسنجی که در کانال زومجی داشتیم، بالای ۷۰ درصد از کاربران اعتقاد داشتند که در تجربه ویژگی‌های آنلاین بازی دچار مشکل هستند و خب این مشکل با وجود تلاش‌های کونامی، حداقل تا به امروز برای ما‌ها حل نشده است. اما اگر این مساله را کنار بگذاریم، بد نیست کمی هم از بخش MyClub بازی بگوییم؛ قسمتی که تجربه‌ای شبیه به آلتیمیت تیم فیفا ارائه می‌کند و در آن شما ابتدا کارتان را با تیمی ضعیف شروع می‌کنید و به مرور با به‌دست آوردن بازیکنان با‌کیفیت‌تر، تیم‌تان را بهتر می‌کنید. 

بررسی بازی PES 2019

MyClub هم در PES 2019، درست مثل مسترلیگ پیشرفت خیلی خاصی نسبت به قبل نداشته است. بزرگ‌ترین پیشرفت این بخش در نسخه جدید بازی، اضافه شدن بازیکنانی است که مثل بازیکنان In Form فیفا، به مرور و بسته به عملکرد‌شان در دنیای واقعی، کیفیت‌شان در بازی بهتر می‌شود. جدا از این، شاهد تغییر خاصی نیستیم اما این به معنی بد بودن MyClub هم نیست؛ این بخش تجربه آنلاین جالبی ارائه می‌دهد و برخی ویژگی‌های آن مثل اینکه پیش از استفاده از یک ایجینت، می‌توانید ببینید که با استفاده از وی شانس به‌دست آوردن چه بازیکنانی را خواهید داشت، ویژگی‌های مثبتی هستند. اما در نهایت آنچه که چنین بخشی را می‌تواند موفق کند، پشتیبانی است که سازنده در طول سال از آن دارد. برای مثال، آلتیمیت تیم فیفا به‌شکلی است که در طول سال تعداد زیادی رویداد یا محتویات جدید برای آن در دسترس قرار می‌گیرد و همین هم باعث می‌شود تا بتوان یک سال تمام با این بخش سرگرم شد. اینکه کونامی تا چه حد در پشتیبانی از MyClub موفق می‌شود یا خیر، مساله‌ای است که اکنون نمی‌توان خیلی راجع به آن نظر داد ولی در مجموع، با وجود تمام ویژگی‌های مثبت و منفی این بخش از PES 2019 جذاب است اما هنوز راه زیادی برای رسیدن به تکامل دارد. در نهایت حالت دیگر بازی که از قضا به نظر من بهترین حالت آن هم به‌شمار می‌رود، Co-Op سه در برابر سه است. در این حالت شما هم می‌توانید با هوش مصنوعی بازی کنید و هم با سایر بازیکنان به شکل آنلاین اقدام به تجربه آن کنید که مخصوصا در حالت آنلاین، این بخش واقعا جذاب است؛ البته به شرطی که بتوانید در آن رقیب و هم‌تیمی پیدا کنید. 

لایسنس نبودن لیگ‌ها و تیم‌های مطرح، مشکلی است که اضافه شدن چند لیگ جدید هم آن را حل نمی‌کند

اما PES 2019، مشکل دیگری هم دارد که دیگر، همه به آن در این مجموعه بازی‌ها عادت کرده‌ایم. منظورم همان مشکل لایسنس نبودن تیم‌ها است که خب امسال هم تکرار شده است. برای مثال، از لیگ انگلیس فقط تیم‌های آرسنال و لیورپول به شکل واقعی لایسنس شده‌اند و باقی تیم‌ها اسامی و لباس‌های اشتباهی دارند. یا در زمینه لیگ‌های دیگر هم این مشکل وجود دارد و مثلا در لیگ ایتالیا باشگاه یوونتوس با اسم اشتباه قرار گرفته است و در لیگ اسپانیا هم خیلی از تیم‌ها از جمله رئال مادرید اسم درستی ندارند. به این‌ها کلا نبود لیگ‌هایی مثل بوندسلیگا را هم باید اضافه کنیم و البته در زمینه تیم‌های ملی هم اسامی بازیکنان تیمی مثل برزیل اشتباه است و فقط لباس آن‌ها به شکل درستی طراحی شده است. این موارد، تا حدود زیادی تو ذوق می‌زنند چرا که طبیعتا همه دوست دارند تا با تیم‌هایی بازی کنند که حداقل لباس و اسم درستی دارند. البته کونامی امسال چند لیگ جدید مثل لیگ ترکیه یا روسیه را به بازی اضافه کرده است که خب قدم مثبتی هستند اما برای پوشش دادن نبود تیم‌ها و لیگ‌های مطرح‌تر کافی نیستند. 

بررسی بازی PES 2019

خب تا اینجا، از نقاط قوت و ضعف بازی صحبت کردیم اما نوبتی هم که باشد، نوبت بحث گرافیک است. PES 2019، فقط برای پی‌سی، ایکس‌باکس وان و پلی‌استیشن 4 منتشر شده است و دیگر، خبری از کنسول‌های قدیمی در بین پلتفرم‌های آن نیست و این مساله، باعث شده تا گرافیک بازی حتی نسبت به نسخه سال پیش که از قضا گرافیک خیلی خوبی هم داشت، پیشرفت داشته باشد. اولین موردی که در زمینه گرافیک به‌چشم می‌آید، طراحی عالی چهره بازیکنان، و مخصوصا بازیکنان مطرح است. جزییات چهره این بازیکنان بسیار نزدیک به واقعیت طراحی شده است و علاوه بر آن، کلا کیفیت طراحی بازیکنان در سطح بسیار بالایی است و علاوه بر طراحی، بازیکنان در زمینه انیمیشن‌ها و حرکات هم بسیار عالی هستند و شاهد حرکاتی کاملا نرم و نزدیک به واقعیت از آن‌ها هستیم. البته گاهی برخی انیمیشن‌های مربوط به حالات چهره مثل عصبانیت یا ناراحتی کیفیت جالبی ندارند و حتی چهره بازیکنان را کمی ترسناک و عجیب و غریب هم می‌کنند ولی خب این مشکل آنقدر جدی نیست که بتوانیم آن را یک ایراد بدانیم. جدا از بحث بازیکنان، کیفیت گرافیکی استادیوم‌ها، زمین چمن و تماشاگران هم عالی است. کونامی یک سری استادیوم مشهور مثل سن سیرو، آنفیلد، امارات یا ماراکانا را به صورت کاملا لایسنس‌شده در بازی قرار داده است و این، بدین معنی است که همه جزییات این استادیوم‌ها به طبیعی‌ترین شکل ممکن طراحی شده است که جلوه خیلی خوبی به بازی می‌بخشد. همچنین نباید از شرایط آب و هوایی هم غافل شویم؛ شرایطی مثل برفی و بارانی که هم از نظر بصری زیبا خلق شده‌اند و هم اینکه روی گیم‌پلی هم تاثیر می‌گذارند و بازی کردن در شرایط آب و هوایی مختلف، حس متفاوتی دارد. 

بررسی بازی PES 2019

با وجود کیفیت بالای طراحی چهره بازیکنان، گاهی انیمیشن‌های صورت آن‌ها حالتی عجیب و غریب پیدا می‌کند

جدا از بحث گرافیک، در استادیوم‌های لایسنس‌شده، شعار‌ها و تشویق‌های تماشاگران هم حالتی طبیعی دارند؛ بدین صورت که مثلا تشویق تماشاگران میلان در سن سیرو، این حس را به‌تان منتقل می‌کند که انگار واقعا در حال تماشای یک بازی تیم میلان در این استادیوم هستید و ورزشگاه‌های دیگری مثل نیوکمپ و آنفیلد هم چنین شرایطی دارند. اما با وجود عالی بودن این جنبه صوتی بازی، گزارشگران PES 2019 هنوز هم آنطور که باید و شاید خوب نیستند. گزارشگران اکثرا از توضیحاتی استفاده می‌کنند که عینا در نسخه‌های قبلی هم وجود داشتند و جدا از این، هیجان دادن‌های الکی و بی‌مورد آن‌ها در خیلی از صحنه‌ها هم باعث می‌شود تا به هیچ وجه نتوانیم از گزارشگران بازی تعریف و تمجید خاصی بکنیم. در نهایت PES 2019، موسیقی‌های خوبی هم دارد که در منو‌ها شاهد پخش شدن آن‌ها هستیم و از این نظر نمی‌توان ایرادی به بازی گرفت. 

بررسی بازی PES 2019

در مجموع، پیش از اینکه به سراغ PES 2019 بروید، باید خواسته‌هایتان از یک بازی فوتبال را بشناسید. آیا به دنبال بازی هستید که امکانات آنلاین عالی، حالت‌های متنوع و گسترده و مجموعه کاملی از تیم‌های لایسنس‌شده داشته باشد؟ خب در این صورت ساخته کونامی شاید خیلی به مذاق شما خوش نیاید. اما اگر خواسته شما از یک بازی فوتبال، تجربه‌ای است که درون مستطیل سبز عالی باشد و گیم‌پلی بسیار طبیعی و سرگرم‌کننده‌ای ارائه کند، PES 2019 دقیقا همان چیزی است که می‌خواهید. این بازی فوتبال را به شکلی عالی ارائه می‌دهد و باعث می‌شود تا درست مثل فوتبال واقعی، شاهد دقایقی جادویی در آن باشید. اما خب مشکلات همیشگی این مجموعه، هنوز هم وجود دارند و به همین دلیل بازی، بیش‌تر برای افرادی مناسب خواهد بود که سال‌ها است به سری PES عادت کرده‌اند و طرفدار همیشگی آن هستند. 


گوگل موتور جستجوی جدیدی برای پیدا کردن دیتاست طراحی کرده که به دانشمندان کمک می‌کند داده‌ی مورد نیاز خود را راحت‌تر پیدا کنند.

گوگل همیشه در تلاش بوده تا اطلاعات کل دنیا را سازمان‌دهی کند. او برای رسیدن به این هدف و در مرحله‌ی اول وب‌سایت‌های تجاری را هدف قرار داد. حال این شرکت قصد دارد با ارائه‌ی موتور جستجوی جدیدی برای پیدا کردن دیتاست یا مجموعه داده‌ها، همین کار را برای جامعه‌ی دانشمندان انجام دهد. این سرویس Dataset Search یا جستجوی دیتاست نام دارد و در پنجم سپتامبر پیاده‌سازی شده است. این سرویس جدید همگام با Google Scholar، موتور جستجوی محبوب این شرکت برای تحقیقات و مطالعات دانشگاهی کار می‌کند.

موتور جستجوی دیتاست از اطلاعات درج شده در تگ متادیتای وب‌سایت استفاده می‌کند. موسساتی که داده‌ی خود را به صورت آنلاین منتشر می‌کنند یعنی دانشگاه‌ها یا سازمان‌های دولتی باید اطلاعاتی مانند سازنده‌ی داده، تاریخ انتشار، روش جمع‌آوری و… را در تگ متادیتای وب‌سایت ذکر کنند. این اطلاعات سپس توسط موتور جستجوی گوگل ایندکس شده و با گراف دانش یا Knowledge Graph ترکیب می‌شود. بنابراین اگر دیتاست X توسط مرکز تحقیقاتی به نام CERN منتشر شود، اطلاعات کمی در مورد سازمان نیز در جستجو لحاظ خواهد شد.

ناتاشا نوی، یکی از دانشمندان تحقیقاتی هوش مصنوعی گوگل که به ساخت موتور جستجوی دیتاست کمک کرده می‌گوید هدف از ساخت چنین موتور جستجویی این است که هزاران منبع مختلف داده با یکدیگر یکی شوند. او می‌گوید:

ما می‌خواهیم این داده‌ها قابل کشف باشند اما آن‌ها را در جای فعلی خود نگهداری می‌کنیم.

google

در حال حاضر داده‌های منتشر شده پراکنده هستند؛ مباحث مختلف علوم، دولت‌ها و مقامات محلی منبع خاص خودشان را برای ذخیره‌ی دیتاست در اختیار دارند. نوی می‌گوید دانشمندان می‌دانند دیتاست مورد نظر خود را باید از کجا پیدا کنند اما زمانی که از موضوع تخصصی خود فاصله می‌گیرند انجام این کار برایشان سخت می‌شود. نوی در ادامه‌ی صحبت‌های خود و در راستای تأکید بر ضرورت چنین موتور جستجویی تجربه‌ی شخصی یک دانشمند آب‌وهوا را مثال زد. این دانشمند برای یکی از تحقیقات خود دنبال دیتاست خاصی در مورد دمای اقیانوس بوده است و موفق نمی‌شود داده‌ی مورد نظر خود را پیدا کند. تا اینکه در یکی از کنفرانس‌ها به یکی از همکاران برخورد می‌کند و در جریان صحبت و راهنمایی از سوی او دیتاست مورد نظر خود را پیدا می‌کند. داده‌های مورد نظر او به خوبی جمع‌آوری شده و در منبع مناسبی ذخیره شده بودند اما پیدا کردنشان بسیار سخت بود.

نسخه‌ی اولیه‌ی موتور جستجوی دیتاست، داده‌های مرتبط با علوم زیست محیطی و علوم اجتماعی، داده‌های دولتی و دیتاست سازمان‌های خبری مانند ProPublica را تحت پوشش قرار خواهد داد. هرقدر استقبال از خدمات جدید بیشتر باشد حجم داده‌های ایندکس شده نیز به سرعت بالا می‌رود زیرا دانشمندان و سازمان‌ها تشویق می‌شوند دسترسی به اطلاعات خود را افزایش دهند.

نوی معتقد است تعداد مخازن داده در چند سال اخیر رشد چشمگیری داشته است. درخواست مجلات از نویسندگان برای انتشار مجموعه داده‌ها، تغییر مقررات دولتی آمریکا و اروپا و جنبش عمومی دسترسی مردم به داده‌ها اقداماتی هستند که در راستای افزایش اهمیت نقش داده شکل گرفته‌اند و نوی آن‌ها را تأیید می‌کند.

google

جنی تنیسون، مدیرعامل موسسه‌ی داده‌های باز (ODI) می‌گوید همکاری گوگل در این پروژه باعث موفقیت آن خواهد شد. او معتقد است ساختن موتور جستجو برای دیتاست کار بسیار سختی است اما حضور گوگل محقق شدن این موضوع را راحت‌تر کرده است. به عقیده‌ی تنیسون ساختن موتور جستجو برای پیدا کردن دیتاست نیازمند ساخت سیستم‌های کاربر پسند و درک مردم از عباراتی است که تایپ می‌کنند. همان‌طور که می‌دانید گوگل مهارت زیادی در هر دو زمینه دارد.

تنیسون همچنین انتشار دیتاستی از نحوه‌ی کار موتور جستجوی دیتاست توسط گوگل را بسیار کاربردی می‌داند. اگرچه تگ‌های متادیتایی که استفاده می‌شود برای همه در دسترس است و رقبایی مانند Bing و Yandex می‌توانند از آن‌ها برای رقابت استفاده کنند اما موتورهای جستجو زمانی به سرعت بهبود پیدا می‌کنند که کاربران داده‌ی بیشتری در مورد نحوه‌ی عملکرد خود تولید کنند. به زبان ساده‌تر، درک این موضوع که مردم چگونه کلمات مورد نظر خود را انتخاب و با چه عباراتی جستجو می‌کنند برای پیشرفت موتور جستجو بسیار مهم است.


لنز‌ و آداپتور‌های جدید کانن نیاز‌های اولیه‌ی کاربران سیستم جدید RF و دوربین EOS R را به خوبی تامین خواهند کرد.

کانن پس از ۳۰ سال از مانت جدیدی برای دوربین‌های عکاسی رونمایی کرد. توسعه و معرفی مانت RF بزرگ‌ترین اقدام کانن طی سال‌های اخیر بوده است. این مانت که مخصوص دوربین‌های فول‌فریم و بدون آینه‌ی این شرکت است با وجود قطر برابر با مانت EF، طول فلنج کمتری دارند. امروز کانن در کنار معرفی اولین دوربین فول‌فریم و بدون آینه‌ی خود، از چهار لنز سیستم RF نیز رونمایی کرد تا چشم‌اندازی از سبد محصولات آینده‌ی خود را ترسیم کند.

لنز‌‌های استاندارد ۷۰-۲۸ میلی‌متری F2L USM و۱۰۵-۲۴ میلی‌متری F4L IS USM در کنار نمونه‌های پرایم ۵۰ میلی‌متری F1.2L USM و ۳۵ میلی‌متری ماکرو IS STM، جدیدترین عضو خانواده‌ی لنز‌های کانن و اولین گزینه‌های در دسترس مانت EF برای خریداران است. کانن با معرفی چهار لنز سعی بر رفع نیاز‌های اولیه و اساسی عکاسان داشته است تا در ادامه و معرفی لنز‌هایی با سایر فواصل کانونی، سبد محصولات خود را تکمیل کند. 

اما نکته‌ی جالب در خصوص لنز‌های جدید کانن، نمونه‌ی ۷۰-۲۸ میلی‌متری F2 است که با قطر دهانه‌ی لنز ۹۵ میلی‌متر و ۱۴۳۰ گرم، ۷۷ درصد سریع‌تر از لنز ۷۰-۲۴ میلی‌متری F2.8 است. کانن در این لنز از ۱۹ المان در ۱۳ گروه بهره برده است و آن را با قیمت ۲۹۹۹ دلار به بازار عرضه خواهد کرد.. نمونه‌ی ارزان‌تر و محبوب ۱۰۵-۲۴ میلی‌متری که به صورت لنز کیت در کنار دوربین EOS R نیز به فروش می‌رسد، وزنی برابر با ۷۰۰ گرم و دهانه‌‌ای با قطر استاندارد ۷۷ میلی‌متر دارد و به صورت جداگانه نیز با قیمت ۱۰۹۹ دلار در اختیار کاربران قرار خواهد گرفت. 

لنز پرایم کانن ۵۰ میلی‌متری F1.2 با ۱۵ المان در ۹ گروه و وزن ۹۵۰ گرمی، خبر از کیفیت بالای تصاویر می‌دهد. این لنز توانمند برچسب قیمت ۲۲۹۹ دلار را به همراه خواهد داشت. در نهایت نیز باید به نسخه‌ی ماکرو ۳۵ میلی‌متری F1.8 اشاره کرد که قابلیت کارآمد بزرگ‌نمایی ۰.۵ برابر را نیز در اختیار کاربران قرار می‌‌دهد. با وجود ابعاد کوچک و وزن ۳۰۵ گرمی در کنار قیمت ۴۹۹ دلاری، می‌توان از این لنز به عنوان گزینه‌ی همراه دوربین و نمونه‌ی پرایم باکیفیتی برای کاربرد‌های روزانه بهره برد.

کانن در کنار رونمایی از اولین لنز‌های خانواده‌ی RF، سه آداپتور EF-EOS R (مخصوص اتصال لنز‌های EF به RF) را معرفی کرد. اولین نمونه، آداپتوری ساده با قمیت ۹۹ دلار است که تنها قابلیت اتصال لنز‌های قدیمی کانن را به دوربین‌های بدون آینه‌ی این برند ممکن می‌کند. اما کانن دو آداپتور پیشرفته‌تری نیز به بازار عرضه خواهد کرد که یکی از حلقه‌ی کنترلی قابل سفارشی‌سازی با قیمت ۱۹۹ دلار و دیگری از مکان مخصوصی برای قرارگیری فیلتر بین لنز و سنسور و قیمت ۲۹۹ یا ۳۹۹ دلار، بهره می‌برند. به گفته‌ی مدیران کانن کاربران به واسطه‌ی این لنز‌ها قابلیت استفاده از تمامی لنز‌های EF روی دوربین‌های جدید این شرکت را خواهند داشت. نسخه‌های ۹۹ و ۱۹۹ دلاری آداپتور‌های کانن از ماه آینده‌ی میلادی و نمونه‌ی مجهز به مکانی خاص برای اتصال فیلتر‌ها، از ماه مارس (اسفند ماه سال جاری) در دسترس خریداران خواهند بود.


بر اساس گزارش معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، طرح رجیستری برای تبلت‌های سیم‌کارت‌خور اجرایی شده، بنابراین تمامی تبلت‌های وارداتی سیم‌کارت‌خور باید قبل از استفاده در شبکه‌ی مخابراتی کشور فعال‌سازی شوند.

به گفته‌ی حسین فلاح جوشقانی، اجرای طرح رجیستری تبلت‌های سیم‌کارت‌خور از نظر فنی در شبکه‌ی ارتباطی کشور انجام شده است، بنابراین هم اکنون هر کالای سیم‌کارت‌خور وارداتی، مشمول طرح رجیستری است.

وی اعلام کرد که خریداران کالاهای سیم‌کارت‌خور مانند تبلت باید در زمان خرید کدشناسه کالا (IMEI) و کد فعالسازی کالا را در سامانه همتا (۷۷۷۷) ثبت کنند تا کالا در شبکه شناسایی و رجیستر شود.

مقاله‌های مرتبط:

رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی همچنین خاطرنشان کرد که طرح ثبت تجهیزات دارای سیم‌کارت با مشارکت وزارتخانه‌های ارتباطات، صنعت، اپراتورهای تلفن همراه، ستاد مبارزه با قاچاق کالا و گمرک از سال گذشته به اجرا گذاشته شد و هدف آن مبارزه سیستمی با عرضه و فعالیت گوشی‌های همراه، تبلت و سایر تجهیزات سیم‌کارت‌خور قاچاق و تقلبی بوده است.

معاون وزیر ارتباطات با اشاره به اجرای موفقیت آمیز طرح رجیستری گوشی موبایل از آذرماه سال گذشته تاکنون، تاکید کرد که هر کالای سیم‌کارت‌خور که وارد کشور می‌شود دارای یک شناسه ۱۵ رقمی منحصربه‌فرد (IMEI) است که با استفاده از آن می‌توان کالا را در شبکه مخابراتی ردیابی کرد. در اجرای طرح رجیستری در کنار ثبت IMEI ، از ترکیب این شناسه و یک کد منحصر به‌فرد دیگر (کدفعالسازی) برای تشکیل یک زوج یکتا، بهره گرفته شده است.

فلاح جوشقانی با بیان اینکه همانطور که این روش در گوشی‌های موبایل پیگیری شد، باید در تبلتهای سیم‌کارت‌خور نیز انجام شود، اعلام کرد که واردکنندگان گوشی به کشور، واردکننده تبلت هم هستند و باید این کالا را به صورت رسمی در گمرک ثبت کرده و کد شناسایی داشته باشند. براین اساس همان شرایطی که برای رجیستری گوشی‌های موبایل حاکم است برای تبلت هم اجرایی می‌شود.

بر اساس گزارش جوشقانی، در صورتی که تبلت‌های سیم‌کارت‌خور در شبکه مخابراتی کشور رجیستر نشوند، پس از مدت زمان تعیین شده قابل شناسایی و استفاده در شبکه نخواهند بود.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها